دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۹ - ۱۳:۰۰
خاطره‌نويسى در حد عالى، داستان دفاع‌مقدس پايين‌تر از متوسط

علي‌اصغر شيرزادي معتقد است: داستان و رمان دفاع مقدس پايين‌تر از حد متوسط داستان نویسی قرار دارند و دستپاچگي و سفارشي‌نويسي از عوامل ضعف اين گونه‌اند. البته در خاطره‌نويسي جنگ، بسيار عالي كار شده تا جايي كه مجالي براي يافتن سوژه، جز در خاطرات وجود ندارد.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، نشست نقد و بررسي رمان "جاده فلاندر" نوشته كلود سيمون، عصر روز يكشنبه 5 ارديبهشت 89 با حضور علي‌اصغر شيرزادي، داستان‌نويس در فرهنگسراي پايداري برگزار شد.

شيرزادي در ابتداي سخنراني خود، كلود سيمون را از چهره‌هاي برجسته رمان نو پس از جنگ جهاني دوم در فرانسه دانست و اظهار داشت: "جاده فلاندر"، از رمان‌هاي سخت‌خوان است كه پيچيدگي و ابهام آن خواننده حرفه‌اي را دچار مكث در خوانش مي‌كند.

وي درباره طرح و پي‌رنگ اين رمان تصريح كرد: معمولا داستان كوتاه و بلند و رمان، بدون پايه گرفتن و سوار شدن بر يك پي‌رنگ مناسب شكل نمي‌گيرند. اين در حالي است كه کلود سيمون تمام شگردها، ويژگي‌ها و كاربرد پي‌رنگ را ناديده گرفته و كنار زده است. اين نويسنده مي‌گويد كه من اهل اكتشاف نيستم، بلكه آنچه را ديد و شنيده‌ام، بيان مي‌كنم كه متكي بر خاطره و حادثه اند.

اين داستان‌نويس در ادامه از اصطلاحي با عنوان "پوشال" در نگارش داستان و رمان نام برد و گفت: نويسندگان مجموعه‌اي از وقايع و مناسبات انساني زمان خود را براي نگارش رمان به كار مي‌برند و فضاهاي خالي را به شيوه‌اي با عنوان "پوشال" و با استفاده از تخيل خود پر ‌كنند.

علي‌اصغر شيرزادي در ادامه، يادداشتي را با عنوان "دشوار و پيچيده مثل زندگي"، درباره رمان "جاده فلاندر" قرائت كرد كه در بخشي از آن آورده است: جنگ، دور و بر ما آرام آرام پهن مي‌شد. گلوله‌هاي توپ، تك و توك در باغ‌هاي متروك فرود مي‌آمد و صداي خفه باشكوه پوكي از آن بلند مي‌شد. مانند دري كه در يك خانه خالي باد به آن بوزد و تكانش بدهد. تمام چشم‌انداز تا چشم كار مي‌كرد، در زير آسمان ساكن، متروك و خالي بود. با اين انبوه كلمات رمان "جاده فلاندر" در ناباوري تمام مي‌شود تا در ذهن خواننده ادامه پيدا كند.

در حاشيه اين نشست علي‌اصغر شيرزادي در پاسخ به سوال خبرنگار ايبنا مبني بر وضعيت داستان و رمان‌نويسي پايداري در ايران گفت: اغلب آثار داستاني حوزه دفاع مقدس در كشورمان حتي از حد متوسط داستان‌نويسي نيز پايين‌ترند. يعني هنوز به درخششي نرسيده‌اند و نويسندگان از موضوعي كه هدف نگارش آن‌هاست، شناخت كافي ندارند.

وي در ادامه از نويسندگاني مانند؛ احمد دهقان و مجيد قيصري به عنوان افرادي شاخص و پرقدرت در حيطه داستان‌نويسي دفاع مقدس نام برد و خاطرنشان كرد: در كنار كتاب‌هاي؛ "گوساله سرگردان" مجيد قيصري و "من قاتل پسرتان هستم" نوشته احمد دهقان و "شطرنج با ماشين قيامت" اثر حبيب احمدزاده، مي‌توان از كتاب "روشن‌تر از آبي" اثر فرزام شيرزادي به عنوان يكي از آثار نمونه اين حوزه نام برد.

علي‌اصغر شيرزادي دستپاچگي و سفارشي نويسي را از عوامل ضعف در ادبيات داستاني حوزه دفاع مقدس دانست و اظهار داشت: انگيزه قوي، نكته با ارزشي براي خلق اثر فاخر داستاني در اين حوزه ادبي است. همچنين نويسنده بايد بر لكنت ذهن و زبان در مسير نگارش غلبه کند.

اين داستان‌نويس با اشاره به قدرت ادبيات دفاع مقدس در بخش خاطره، تصريح كرد: در خاطره‌نويسي بسيار عالي كار شده و قابل مقايسه با رمان و داستان‌نويسي نيست تا جايي كه براي نويسندگان، مجالي براي يافتن سوژه داستاني ، جز در خاطرات وجود ندارد.

وي در پايان سرعت رخداد حادثه جنگ تحميلي را در فاصله كوتاهي پس از پيروزي انقلاب، دليل رشد ضعيف ادبيات داستاني حوزه انقلاب دانست و گفت: نويسندگان براي نگارش در اين حوزه رغبتي نشان نداده‌اند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها