كتاب «مفاهيم ديني و اخلاقي در قرآن كريم» نوشته «توشيهيكو ايزوتسو» عصر ديروز در سراي اهل قلم خانه کتاب نقد و بررسي شد. كارشناسان در اين نشست، ايزوتسو را در بررسي و ارايه معناي مفاهيم قرآني موفق دانستند و بيان داشتند: ايزوتسو با استفاده از روش معناشناختي، از تفسير بهرأي و ارايه تفسير عصري، دور ماند.
در ابتداي اين نشست، قنبري آثار ایزوتسو را در میان كتابهاي قرآنپژوهی مفید و موثر برشمرد و گفت: اين كتابها سبب جهت دادن به فرد ميشوند و به تعبیر نوآم چامسکی، زبانشناس آمريكايي، انسان را از روی ساخت به ژرف ساخت میبرند. ایزوتسو از نخستین افرادی است که قرآن را به ژاپنی ترجمه کرد. البته پیش از وی قرآن از انگلیسی به ژاپنی ترجمه شده بود، اما وی نخستین فردی است که این کتاب آسمانی را از زبان عربی به اين زبان برگرداند.
وي كتاب «مفاهيم ديني و اخلاقي در قرآن كريم» را داراي سه بخش برشمرد و گفت: بخش نخست مربوط به اصول تجزیه و تحلیل معنا، بخش دوم از اخلاقیات قبیلهای تا اخلاقیات اسلامی و بخش سوم تجزیه و تحلیل مفاهیم عمده را شامل ميشود. ايزوتسو در اين كتاب براي درك مفاهيم قرآني از روش معناشناسی بهره ميگيرد و در دیباچه آن به معرفی اين شیوه میپردازد.
در ادامه اين نشست، مژگان محمدی به سخنراني پرداخت و گفت: ارزش این کتاب تنها به دلیل پژوهشهای قرآنی آن نیست، بلکه روش مورد استفاده در آن، بر ارزشش افزوده است. روش در علوم انساني جايگاه ويژهاي دارد و شايد بخشی از ضعف در اين علوم در کشورمان به عدم آشنایی با روشهای مرتبط باشد.
وي افزود: روش معناشناختی که از سوی ایزوتسو به کار گرفته شده است، یپش از آن در فهم متون دیگر نظیر متون فلسفی استفاده میشد، اما در میان آثار فارسی تنها دو اثر ترجمهاي از آثار ایزوتسو و همچنین کتاب ترجمهاي ديگري که متعلق به يكي از شاگردان اوست، از این روش سود جستهاند. در اين كتاب مثالهایی درباره روش معناشناختی ذکر شدهاند كه با مطالعه آنها میتوان به خوبی اين روش را شناخت.
محمدي با بيان اين كه «دو معنا از روش معناشناختی مد نظر است» گفت: اين روش نخست به عنوان رشتهای علمی و سپس به عنوان یک روش فهم در مباحث زبانشناسی شناخته میشود كه با مفردات جمله سر و کار دارد. «هرمنوتیک» دانش فهم متن است و روشهای مختلفي دارد كه معناشناسی یکی از آنهاست.
وي الفاظ مورد استفاده در این روش را بر دو نوع دانست و گفت: الفاظ و مفاهیمی در متن، معنای عادی خودشان را دارند و با رجوع به فرهنگ لغات میتوان معنای آنها را دریافت و بخش دیگر الفاظیاند که در بدنه متن و با همنشینی با سایر الفاظ معنا مییابند. با توجه به الفاظ نوع دوم، ميتوان دريافت كه استفاده از روش معناشناسی امکان تحریفات را به حداقل ميرساند.
محمدي ادامه داد: ایزوتسو برای آشنایی ما با این روش هفت مورد مثال ذكر ميكند كه براي فهم معناي واژهها ميتوان از آنها استفاده كرد. این مراحل هموزن نیستند و در ميان آنها برخي از موارد از اهميت بيشتري برخوردارند. به باور ایزوتسو، یک راه برای فهمیدن معنای کلمات این است که به قرآن رجوع کنیم و از آن کمک بگیریم و دوم اين كه از طریق مترادفات آن کلمه در متن و همچنین متضادهاي آن، به درك واژه نايل شويم.
در ادامه اين نشست، توکلی به سخنراني پرداخت و گفت: ایزوتسو ويژگيهايي داشت كه متأسفانه بسیاری از استادان از آن بیبهرهاند. او خرد و عقلانیت را با احساسش درآمیخت و در معنویت ذوب شد و بدون این که متعلق به دین خاصی باشد، به تمامي آنها تعلق خاطر داشت. وی به هفده زبان مسلط بود. اين فرد با چنین دایره معلوماتي هنگام پرداختن به قرآن مسحور آن میشود. ايزوتسو با وجود این که میتوانست از آبشخورهای فرهنگی کشورش سیراب شود، توجهش را به قرآن معطوف كرد.
وي افزود: ايزوتسو تأكيد ويژهاي بر اخلاق دارد و براي ذكر مثال در درك روش معناشناختي، واژگان اخلاقي را برگزيد. او سه حوزه از اخلاق را در قرآن معرفي ميكند. حوزه نخست تنها به اوصاف خداوند ميپردازد. حوزه دوم مربوط به ارتباط اخلاقي انسان و خداوند است و حوزه سوم نيز رابطه انسانها با يكديگر را شامل ميشود. وي حوزه دوم را مترادف با دين و دينداري ميپندارد.
توكلي با بيان اين كه «روش او زيرمجموعه روشهاي پديدارشناسانه به شمار ميآيد» گفت: پديدارشناسي به معناي نگرش همدلانه با موضوع مورد بررسي است. روشهاي بسياري در پژوهش قرآن وجود دارند؛ نظير روش تاريخي، اسطورهاي، متني و معناشناختي. ايزوتسو در استفاده از روش معناشناختي، هفت مورد را به كار گرفت. به اعتقاد اين پژوهشگر براي فهم هر واژه بايد زمينه تاريخي و فرهنگي آن را در نظر گرفت، چرا كه برخي از واژهها از فرهنگي به فرهنگ ديگر تفاوت معنايي پيدا ميكنند. بر اساس اين رويكرد است كه معنا و مقصود از لغات در دوران پش از اسلام را درمييابيم.
وي افزود: مورد دوم در روش معناشناختي ايزوتسو ،مبحث مترادفات است. به اعتقاد او ميتوان از غني بودن مترادفات يك واژه در دين يا مكتبي، به تأكيد آن دين و مكتب بر معناي واژه مورد نظر پيبرد. لازم به ذكر است كه مترادفات در عين هممعنايي، تمايزاتي نيز با يكديگر دارند. مورد سوم در روش معناشناختي ايزوتسو، يافتن معناي واژه با توجه به متضادهاي آن است.
وي بار ديگر تأكيد كرد كه تفسير قرآن با روش معناشناختي بالاترين سطح تفسير است و گفت: البته در اين روش به همان اندازه كه تعلقات قلبي در تفسير دخالت دارند، بايد عقلانيت نيز به كار بسته شود.
در ادامه قنبري با بيان اين كه «ايزوتسو ميخواست با استفاده از اين روش، قرآن سخن بگويد و با زبان خودش مفاهيم قرآني را شرح دهد» گفت: علامه طباطبايي نخستين گام در تفسير قرآن به قرآن را برداشت، اما روش او با روش معناشناختي متفاوت است. به اعتقاد ايزوتسو، متن را بايد در حاشيه محدودهاي فهميد كه متن در آن قرار دارد. او درباره مسايل فرهنگي به كثرتگرايي معتقد است. البته به نظر ميرسد اصطلاح «كثرتگرايي اخلاقي» در اين كتاب كه ترجمه آن را فريدون بدرهاي عهدهدار بود، به معناي نسبيت اخلاقي باشد.
وي افزود: اين انديشمند ژاپني به استقلال فرهنگها معتقد است، به اين معنا كه هيچ فرهنگي به فرهنگ ديگر وابسته نيست و بنابراين فرهنگ اعراب تنها مخصوص به اين قوم است. بنابراين بايد با نگاه به فرهنگي اختصاصي قرآن به فهم آن نايل آمد و نميتوان بر پايه ساير فرهنگها به تفسير آن پرداخت. بايد اذعان كرد كه او در استفاده از اين روش موفق است، زيرا با استفاده از آن، از تفسير بهرأي و تفسير عصري بر حذر ماند. او اصطلاحات ديني و اخلاقي را در نظام خاص زباني بررسي كرد و تمام توانش را در اين را به كار برد.
قنبري سپس به ذكر مثالهايي پرداخت كه معناي آنها با استفاده از روش معناشناختي، با آن چه كه از پيش در ذهن داشتهايم، متفاوت ميشود و گفت: با مطالعه اين اثر نگاهمان به قرآن متفاوت خواهد شد.
در ادامه اين نشست، محمدي با بيان اين كه «علامه طباطبايي به اهميت تفسير قرآن با قرآن پيبرد» گفت: او در اين راه تلاش بسيار كرد، اما به دليل وارد شدن به بحث با پيشفرضهاي كلامي و فلسفي، موفق نشد در تمامي زوايا به اين روش پايبند بماند و تفسيرش را دچار ضعف شد.
وي به تذكر ايزوتسو درباره مفاهيم اخلاقي اشاره كرد و گفت: به اعتقاد او، هر فرهنگ اصول اخلاقي ويژهاي دارد. بايد گفت كه اعراب دوران جاهليت از فرهنگي برخوردار بودند كه پس از ورود اسلام كاملا دستخوش تغيير و دگرگوني نشد، بلكه بر ويژگيهاي مثبت آن تأكيد و ويژگيهاي منفي آن نفي شدند. به عنوان مثال، قرآن به ويژگيهاي سخاوت و شجاعت كه در ميان اعراب رايج بود، رنگي اسلامي داد و قوميتگرايي بيش از اندازه را تعديل كرد.
در ادامه اين نشست، توكلي كتاب ايزوتسو را گام نخست در قرآنپژوهي به شيوه معناشناختي ذكر كرد و گفت: او به صورت بسيار فشرده واژههايي را انتخاب و حوزه معنايي آنها را مشخص ميكند. به باور او، اخلاق مورد بحث در قرآن، خدامحور است و كاملا متمايز از ساير اخلاقها به شمار ميآيد، بنابراين اين اخلاق تنها بايد در حوزه دين اسلام تفسير شود.
نظرات