به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، عظمت شخصيتهاي بزرگ سبب ميشود هركس به هر بهانهاي خود را به آنان نزديك سازد. حال اگر آن شخص از موقعيتي معنوي برخوردار باشد، اگر مقام الهي و عصمت داشته باشد و اگر همچون حسينبن علي(ع) دلهاي همگان از دانشور و بيدانش شيفته او باشد، كيست كه نخواهد با نزديك شدن به او، قرب الهي را كسب كند كه همين اخلاص و رنگ الهي به او جاودانگي بخشيده است.
مترجم اين اثر در بخشي از مقدمه كتاب درباره سالار شهيدان(ع) مينويسد: «نام حسين نامي نيست كه بتوان به آساني از كنار آن گذشت. اين نام همواره قرين حزن وغم است:
روزي كه گل آدم و حوا بسرشتند
بر نام حسينبن علي(ع) گريه نوشتند
و چه خوش نامي است: حسين(ع). به ويژه اگر قدري از عظمت و شخصيت وجودي او براي انسان بيان شود و درياي حسن وجود و فضايلش آشكار آيد.
اين نگارنده هم با هدف آن كه در اقيانوس پر تلاطم حسيني، كمتر از قطره، كه ذرهاي به حساب آيد و به اميد آن كه عنايت آن بزرگ را دريابد تلاش كرد گوشهاي از حماسه پر شور كربلا را كه بر خامه يكي از محدثان و مورخان اهل سنت جاري شده است، با قلمي ديگر عرضه كند. البته اهداف و انگيزههاي بعدي اين ترجمه را ميتوان چنين نگاشت: اهميت مقتل خوارزمي و جايگاه آن در ميان كتب تاريخي و نبود ترجمهاي از آن تاكنون؛ اقتباس فراوان خوارزمي از ابن اعثم مورخ كهن و مشهور كه با اين ترجمه، در حقيقت بخش اصلي از مقتل ابن اعثم نيز به فارسي برگردان و نكاتي درباره آن بيان ميشود؛ بيان نكاتي از واقعه كربلا و نقد و بررسي در ضمن گزارشي از واقعه.»
كتاب مقتلالحسين(ع) مشهور به مقتل خوارزمي، نوشته ابوالمويد موفقبن احمد خوارزمي است. با اين كه نويسنده، غير شيعه است؛ كتاب او در ميان شيعيان جايگاهي يافته و مولفان امامي مذهب از قديم روايات او را در كتابهاي خودشان آوردهاند. البته مقتل، تنها بخشي از اين كتاب را تشكيل ميدهد و آنچه در اينجا ترجمه شده، تنهاهمان بخش، يعني گزارش حركت امام به عراق و واقعه كربلاست. مترجم در اينجا به اجمال از خوارزمي مولف اين مقتل سخن گفته و سپس ويژگيهاي كتاب او را بيان ميكند و پس از آن نيز اشارهاي به كتاب ابن اعثم -كه خوارزمي بسياري از مطالب خود را از او گرفته است- خواهد داشت.
خوارزمي حدود سال 484 قمري متولد شد و در سال 568 قمري از دنيا رفت. او مدتي براي يادگيري حديث در سفر بود و زماني هم در مكه سكونت داشت، اما شهرتش به «خطيب خوارزمي» به دليل آن است كه در مسجد بزرگ خوارزم به ايراد خطبه و موعظه ميپرداخت و تا پايان عمر در اين شهر و اين سمت بود.
خوارزمي كه شاگرد زمخشري، عالم مشهور اهل سنت بود، علاوه بر شهرت تاريخي، حديثي و خطابهاش؛ فقيه، اديب و شاعر نيز بود و اشعاري درباره اهلبيت(ع) دارد. عالمان شيعه به دليل علاقه وي به اهلبيت(ع) و آثاري كه درباره ايشان دارد؛ از او به نيكي ياد كردهاند. دو اثر مشهور او «مقتل» و «مناقب» بارها منتشر شده و در دسترس است. وي آثار ديگري دارد كه موجود نيست، ولي به خوبي ارادت وي به خاندان پيامبر(ص) و شخص اميرمومنان علي(ع) را نشان ميدهد، نظير اربعين في مناقبالنبيالامين و وصيه اميرالمومنين، ردالشمس لاميرالمومنين و قضايا اميرالمومنين.
خوارزمي شيعه نيست. او در فروع داراي مذهب حنفي است و كتابي نيز در مناقب ابوحنيفه دارد. برخي او را در اصول پيرو معتزله ميدانند؛ ليكن اين مطلب با گرايش حديثي وي سازگار نيست. ضمن آن كه در آثار او نشانهاي بر عقلگرايي ديده نميشود. در هر صورت گرايش او به اهلبيت پيامبر(ص) و به عبارتي تشيع عام او جاي ترديد نيست اما عقيده به خلفا را هم پنهان نكرده و پيوسته خواسته است اين دو گرايش را در كنار هم حفظ كند، چنانچه در انتخاب روايات اينگونه عمل كرده است. بهطور مثال، ذيل مناقب اميرالمومنين علي(ع) از عايشه از پيامبر(ص) نقل ميكند كه ابوبكر و سپس عمر بهترين انسانها پس از آن حضرت(ص) هستند. آنگاه مينويسد: فاطمه(س) از عايشه پرسيد: چرا پيامبر(ص)، علي(ع) را نام نبرد؟ عايشه گفت: زيرا علي(ع) جان پيامبر(ص) است و چه كسي را ديدهاي كه از خودش(جانش) سخن بگويد. در جاي ديگر از عمر بنعبدالعزيز نقل ميكند كه گفت در خواب ديدم ابوبكر و عمر و عثمان بدون حساب وارد بهشت شدند. از خدا پرسيدم پس علي(ع) كجاست؟ گفت: او با پيامبران و صديقين در اعليعليين است. سپس ميگويد: يزيد را در آتش جهنم ديده است.
اين گونه اخبار به خوبي نشان ميدهد كه خوارزمي در عين اعتقاد به خلفا، علي(ع) و خاندان پيامبر(ص) را داراي جايگاهي خاص ميداند كه آن هم برگرفته از احاديث فراوان رسول خداست. از اينرو با آميختن يا نقل افزودههايي بر اخبار جعلي، باورهاي خود را شكل ميدهد. با اين حال مقتلي كه او مينويسد، با مقتلي كه عالمي از شيعه همانند سيدبن طاووس تنظيم ميكند، بسيار نزديك بلكه مقتل خوارزمي به افراط نزديكتر است!
كتاب خوارزمي (مقتلالحسين"ع") هر چند عنوان مقتل دارد، ليكن حدود دو سوم آن به مباحث ديگر ميپردازد. ثلث اول كتاب درباره مناقب اهلبيت(ع)، ثلث دوم در شرح ماجراي كربلا و ثلث سوم درباره قيام مختار است. «مقتل خوارزمي» در پانزده فصل و دو جلد تنظيم شده و در يك مجلد با تصحيح مرحوم سماوي منتشر شده است. عنوان فصلهاي كتاب چنين است: فضائل پيامبر(ص)، فضائل خديجه(س)، فضائل فاطمه بنت اسد(س)، فضائل اميرالمومنين علي(ع)، فضائل حضرت زهرا(س)، فضائل حسنين(ع)، فضائل خاص امام حسين(ع)، اخبار شهادت امام از زبان پيامبر(ص)، مرگ معاويه و رد بيعت از سوي امام(ع)، امام حسين(ع) در مكه، خروج امام(ع) از مكه تا شهادت او، عقوبت قاتلان، اشعار و مراثي، زيارت كربلا، قيام مختار.
مصطفي صادقي، در بخش ديگري از مقدمه كتاب حاضر مينويسد: «آنچه با عنوان "شرح غم حسين(ع)» پيش روي خواننده است فقط ترجمه فصل يازدهم كتاب خوارزمي يعني بخش اصلي مقتل است كه طولانيتر از ديگر فصلهاست و در چاپ رايج (تصحيح سماوي) از صفحه 315 تا پايان جلد نخست (صفحه 358) و جلد دوم از ابتدا تا صفحه 91 را دربردارد. مجموع اين فصل به 150 صفحه نميرسد، در حالي كه مجموع كتاب خوارزمي حدود 600 صفحه است. پس سه چهارم كتاب به مقتل امام حسين(ع) اختصاص ندارد و از اينرو به ترجمه آن نپرداختهايم.
خوارزمي در كتاب خود شيوه حديثي را پي گرفته و سلسله اسناد هر روايت را بيان ميكند. برخي روايات او كوتاه و برخي بسيار مفصل و طولاني است چنانچه گزارش او از ابن اعثم در باره واقعه كربلا مفصل است.
بخش عمده گزارش حركت امام حسين(ع) به كربلا از ابن اعثم نقل شده ولي حوادث روز عاشورا را به نقل از ابومخنف و سپس روايات و مورخان ديگر آورده است.»
در اينجا مناسب است از باب تبرك، به اختصار، چند روايت كه در بيان فضائل امام حسين(ع) رسيده، بيان شود و از آنجا كه خوارزمي هم در كتاب مقتل، اين روايات را آورده، اين روايات از او نقل شده است. شماره صفحات مقتل (جلد نخست از چاپ سماوي)، برابر هر خبر آمده است:
1. از احاديث متواتري كه همه محدثان و مورخان نقل كردهاند، اين سخن رسول خداست(ص) كه: «الحسن والحسين سيدا شباب اهلالجنه(ص142)»، سيد جوانان اهل بهشت يعني بهترين انسانهاي بهشتي و برگزيده بهشتيان و گل سرسبد آنان؛ چنانچه پيامبر(ص) فرمود: «آن دو، ريحانههاي دنيايي من هستند». (ص140 )
2. از احاديث مشهور ديگري كه به مضامين مختلف و مكرر از زبان رسول خدا(ص) صادر شده و خوارزمي نيز بارها آن را از زبان آن حضرت(ص) نقل كرده، دوست داشتن حسنين(ع) و فرمان به دوستي آنهاست. ابوهريره گويد پيامبر(ص) پيش صحابه آمد در حالي كه حسن روي يك دوشش و حسين بر دوش ديگرش بود و گاهي اين و گاهي آن را ميبوسيد. مردي گفت اي پيامبر! آنها را دوست داري؟ پيامبر(ص)فرمود: «هر كه آنها را دوست بدارد مرا دوست داشته و هركه دشمنشان باشد دشمن من است».(ص140 -141)
3. ابن مسعود گويد وقتي پيامبر(ص) سجده ميرفت، حسنين(ع) بر پشت او سوار ميشدند برخي خواستند جلو آنها را بگيرند. بعد از نماز، رسول خدا(ص) آنها را به خود چسباند و فرمود: «هركه مرا دوست دارد بايد اينها را هم دوست بدارد».(ص141)
4. ابوهريره ميگويد حسنين(ع) پايشان را روي پاهاي پيامبر(ص) ميگذاشتند و آن حضرت آنها را روي سينهاش ميگذاشت و ميفرمود: دهانت را باز كن. سپس آنها را ميبوسيد و ميفرمود: «اللهم اني احبه؛ خدايا من او را دوست دارم». (ص153)
5. از پيامبر(ص) روايت شده كه: «حسن و حسين(ع) در روز قيامت، همانند دو گوشوارهاي كه زينت سر هستند، در دو سوي عرش قرار دارند».(ص161)
6. پيامبر فرمود: «حسين(ع) دري از درهاي بهشت است هركه با او دشمني كند خدا بوي بهشت را بر او حرام ميكند».(ص212)
7. رسول خدا(ص) حسين(ع) را در كوچه و در حال بازي كردن ديد، خواست او را بگيرد اما حسين(ع) اين طرف و آن طرف دويد، بالاخره پيامبر(ص) او را گرفت. آنگاه يك دستش را پشت گردن و دست ديگرش را زير چانهاش گذاشت و دهان به دهان او قرار داد و او را بوسيد و فرمود: «حسين(ع) ازمن است و من از حسينم، خدا دوست بدارد هركه حسين(ع) را دوست دارد».(ص213)
اين چند حديث، نمونهاي از دهها خبر است كه به عنوان تبرك نقل شد. و از آنجا كه خوارزمي حجم زيادي از مقتلالحسين(ع) را به اين احاديث اختصاص داده است، از آن كتاب نقل شد وگرنه مناقب سيد شهيدان به اندازهاي نيست كه در اين مختصر بگنجد و محدثان و مورخان شيعه و سني در آثار خود، فراوان به اين مناقب پرداختهاند.
كتابهاي اعلامالوري باعلامالهدي، الاخبارالطوال، الارشاد في معرفة حججالله عليالعباد، الاستيعاب، امالي صدوق، الامامة والسياسة، البداية والنهاية، الخرائج والجرائح، الخلاف، الرجال، السيرةالنبوية، الطبقاتالكبري، العقدالفريد، الفتوح، الكافي،انسابالاشراف، بحارالانوار، تاريخ اسلام، تاريخ طبري، تاريخ يعقوبي، تاريخ خليفه، تاريخ مدينة دمشق، تاملي در نهضت عاشورا، ترجمةالامامالحسين(ع) من طبقات ابن سعد، جمهرةالامثال، جمهرة انسابالعرب، حيات فكري و سياسي امامان شيعه، زندگاني عليبنالحسين(ع)، سيره اعلامالنبلاء، شرحالاخبار في فضائلالائمةالاطهار، شرح نهجالبلاغه ابن ابيالحديد، قصه كربلا، مدينةالمعاجز، مروجالذهب، معجم قبائلالعرب، مقاتلالطالبين، مقتلالحسين(ع)، موسوعةالتاريخالاسلامي، وقعة صفين و... از منابع تحقيق مترجم در تدوين اين اثرند.
چاپ اول كتاب «شرح غم حسين(ع)» در شمارگان 2000 نسخه، 256 صفحه و بهاي 25000 ريال راهي بازار نشر شد.
نظر شما