کتاب «غدیر؛ عید دعا و محبت» نوشته عبدالحسین نیشابوری از سوی انتشارات دلیلما به چاپ یازدهم رسید._
معاشرالناس، قولوا الذی قلت لکم، و سلموا علی علی بامرةالمومنین، و قولوا: «سمعنا و اطعنا غفرانک ربنا و الیکالمصیر (بقره، آيه 285)».
این ندای بلند پیامبر(ص) در غدیر است که بعد از 120 هزار حاضر در غدیر، در گوش تمام جهانیان طنینانداز است. در هر زمان میلیونها ندای لبیک در پاسخ به این فرمان الهی از سینههای پرمحبت شیعیان و دوستان علیبن ابیطالب(ع)، دور دستهای افق را در مینوردد و بر دست مقام «من کنت مولاه فعلی مولاه» بوسه بیعت میزند.
اینک ما از دور دست 14 قرن، دست بیعت تا بلندای با عظمت غدیر بلند میکنیم و هستی خود را مدیون صاحب ولایت زمین و آسمانها؛ چهارده معصوم پاک(ع) میدانیم. «الیوم اکملت لکم دینکم، و اتممت علیکم نعمتی، و رضیت لکمالاسلام دینا(مائده، آيه 3).» این قرآن است که با امضای خداوند بر سطر آخر غدیر آن را اعتباری ابدی بخشیده است. ایمان استوار آنان که فقط او را امیرالمومنین(ع) میدانند، از این سند محکم اسلام است که از حیات پیامبر(ص) تاکنون بر تارک جهان درخشیده، و غدیر زیبا را زیبندهتر نشان داده است.
بر اساس مطالب تاب، هر سال یاد غدیر در هجدهم ذیالحجه در دلها تازه میشود و شیعه در سراسر جهان جوششی تازه به خود میگیرد و با پای دل، سفری به غدیر میکند.
غدیر از خداست و باید در آن روز رنگ خدایی بگیریم. غدیر روح نماز است و باید در آن روز نمازی با روح بخوانیم. غدیر سبب استجابت دعاست و باید دعاهایمان را برای غدیر ذخیره کنیم تا پذیرفته شود. غدیر عید محبت است و باید محبتها را در چنان روزی نصار یکدیگر کنیم تا عیار آن را به صاحب ولایت نشان دهیم. غدیر روزی است که باید دست در دست هم به زیارت صاحب غدیر رویم و خاک پایش را زیارت کنیم.
در بخش اول كتاب، درباره «داستان غدير» ميخوانيم: «سال دهم هجرت، آخرین سال از عمر شریف رسول خدا(ص) بود. چون جمیع احکام را به مردم تبلیغ فرموده بود، جبرئیل نازل شد که خداوند سلام میرساند و میفرماید: "من روح هیچ پیامبری را قبض نکردم مگر بعد از آنکه تمام احکام دین خود را به مردم رسانده باشد. اجل تو هم نزدیک شده و دو حکم دیگر مانده که باید به مردم برسانی: یکی فریضه حج و دیگری نصب علیبن ابیطالب(ع) برای خلافت". بعد از آن به دستور حضرت اعلام شد حضرتش امسال به حج میروند، و این در حالی بود که از زمان هجرت به مدینه تا آن سال حضرت به حج نرفته بودند. جمع زیادی برای همراهی آن حضرت در حج به مدینه آمدند. حجی که به آن حجةالوداع، حجةالاسلام، حجةالبلاغ، حجةالکمال و حجةالتمام میگویند.
پیامبر(ص) با غسل از مدینه خارج شدند در حالی که از روغنی مخصوص برای مو و صورت استفاده نموده بودند و دو لباس مخصوص احرام را همراه برداشتند.
خروج آن حضرت در روز شنبه، چهار یا پنج روز مانده به آخر ذیالقعده بود. همسران پیامبر(ص) و زنان وابسته همراه آن حضرت در هودجها بودند. مخصوصا حضرت صدیقه طاهره(ع) و اسماء و امسلمه و نیز عایشه و حفصه حضور داشتند. اهلبیت آن حضرت و مهاجر و انصار و مردم دیگر نیز ایشان را همراهی میکردند.
فقط افرادی که با آن حضرت از مدینه خارج شدند آنقدر زیاد بودند که تا صد و بیست هزار نفر نقل شده است. و اما کسانی از شهرهای دیگر که با آن حضرت اعمال حج را انجام دادند بیش از این مقدار بودند مثل کسانی که با امیرالمومنین(ع) از یمن آمدند و همچنین با ابوموسی و غیر ایشان در بازگشت از سفر به کاروان بزرگ حج ملحق شدند.
چند روز طی منازل فرمودند تا به مکه رسیدند و اعمال حج را آغاز کردند و در مواضع مختلف احکام واجب و مستحب حج را برای مردم بیان کردند.
در عرفات دستور الهی رسید که علم و ودایع انبیا(ع) را به امیرالمومنین علي(ع) تحویل دهند، و امر ولایت او را به مردم تبلیغ نمایند.
رسول خدا(ص) بسیار گریست به طوری که محاسن مبارک از اشک تر شد، و حضرت خواستند خداوند ایشان را از شر منافقین محافظت فرماید.
در منی دو بار خطبه ایراد فرمودند که اشاره کلی به ولایت امیرالمومنین(ع) داشتند.
در مسجد خیف بار دیگر جبرئیل نازل شد که خداوند میفرماید: "ولایت علی(ع) را به مردم برسان"، ولی وعده محافظت از شر دشمنان را برای آن حضرت نیاورد.
به "کراعالغمیم" در نزدیکی جحفه که رسیدند؛ جبرئیل نازل شد و این آیه را آورد: "فلعلک تارک بعض ما یوحی الیک و ضائق به صدرک؛ شاید تو ترککننده باشی بعضی از اموری را که به تو وحی میشود، و سینه تو به خاطر آن گرفته باشد". این بار هم در امر ولایت تاکید نمود، ولی آیهای دال بر محافظت آن حضرت از شر دشمنان نیاورد.
پیامبر(ص) مطالبی دال بر شر منافقین نسبت به علی(ع) به جبرئیل فرمود و بعد از آن کوچ نمودند. به غدیر خم که رسیدند اوایل روز بود. جبرئیل نازل شد و آیه 71 سوره مائده را آورد، که شامل تاکید بر ابلاغ امر ولایت و در امان بودن حضرت از شر منافقین بود: "یا ایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک منالناس، انالله لا یهدیالقومالکافرین؛ یعنی: ای پیامبر، تبلیغ کن به مردم آن امری را که درباره علی(ع) از جانب خدا بر تو فرستاده شد، و اگر این کار را انجام ندهی رسالت الهی را تبلیغ نکردهای، و خدا تو را از مردم حفظ مینماید؛ خداوند کافران را هدایت نمیکند."»
پيامبر اكرم(ص) امر فرمودند که مردم در غدیر جمع شوند. غدیر قبل از جحفه بود که اهل مدینه و مصر و شام از یکدیگر جدا میشدند. مردم جمع شدند و هوا بسیار گرم بود. رسول خدا(ص) به اصحاب خاص خود -که سلمان و ابوذر و مقداد و عمار بودند- دستور دادند زیر چند درخت کهنسال را که در غدیر خم بود جارو زده و خار و خاشاک آن را جمع کنند و آب پاشیده منبری از سنگها و رواندازهای شتران به بلندی قامت حضرت مهیا نمایند.
منبر آماده شد و روی آن را هم با پارچه پوشانده و تزیین کردند. به خاطر حرارت آفتاب، پارچهای بین چند درخت برفراز بستند تا سایبانی برای محل ایستادن حضرت باشد.
بعد از آن که نماز ظهر را به جماعت خواندند، رسول مکرم اسلام(ص) بر فراز منبر قرار گرفتند. به دستور آن حضرت، امیرالمومین(ع) در سمت راست حضرت یک پله پایینتر روی منبر قرار گرفتند. در این حال عدهای از منافقین مقابل منبر بودند. پیامبر(ص) بعد از حمد خداوند متعال و بیان کلمات درر بار خویش درباره توحید و بیان صفات کمال حقتعالی، یاد آور گذشته عرب و زندگی و عقاید آنان شدند. سپس به بیان زحماتی که آن حضرت در این مدت برای هدایت مردم متحمل شدهاند پرداختند. بعد قسمت عمدهای از احکام حلال و حرام دین خدا را به صورت کلی بیان فرمودند.
اتصال قرآن و اهلبیت(ع) با یکدیگر و این که از هم جدا نمیشوند و ولایت و امامت علیبن ابیطالب(ع) و اولادش تا حضرت مهدی(عج) را بیان فرمودند و فضائل و مناقب امیرالمومنین(ع) را نیز یاد آور شدند، و آیاتی درباره علیبن ابیطالب(ع) بیان فرمودند.
اثر حاضر در شش بخش سامان یافته است؛ داستان غدیر، اسناد و منابع غدیر، اعمال روز غدیر، آداب روز غدیر، در پیشگاه صاحب غدیر(امام زمان(عج) در عید غدیر).
چاپ یازدهم کتاب «غدیر؛ عید دعا و محبت» در شمارگان 3000 نسخه، 64 صفحه و بهای 7000 ریال راهی بازار نشر شد.
نظر شما