به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ابینا)، بهتازگی رمان «چهاردهسالگی بر برف» نوشته حسین آتشپرور با ترجمه آنی هوسپیان در ارمنستان توسط انتشارات آکتوال آروِست ترجمه شده و مورد استقبال مخاطبان ارمنی قرار گرفته است.
این رمان که نخستین بار سال ۱۳۹۸ توسط انتشارات جغد به بازار آمد و سال ۱۴۰۳ نیز توسط نشر نریمان تجدید چاپ شد، اثری روانشناختی و تحسینشده در ادبیات معاصر ایران است که به نقد توهمات روشنفکری و محافل ادبی میپردازد. داستان درباره شهاب سمیعآذر، شاعری خودشیفته است که پس از خودسوزی نمادین خود، با ورود بازیگری به نام سعید آبنوس در کالبد ذهنی او، مرز میان واقعیت و توهم را در هم میشکند. این اثر با بهرهگیری از تکنیکهای بینامتنیت، مفهوم پوچی و تولدهای کاذب شخصیتها را به چالش میکشد.
آتشپرور شیوه دشواری را برای روایت داستانش انتخاب کرده، بازگشت به وقایع گذشته و جانبی و داستان در داستان واین شیوه نه تنها در سیر روایت رمان گسستی به وجود نمیآورد بلکه کشش ماجراها و نو بودن شیوه روایت خواننده را به ادامه خواندن ترغیب میکند.
به بهانه ترجمه و انتشار این اثر در ارمنستان گفتوگویی با آنی هوسپیان، مترجم «چهاردهسالگی بر برف» داشتهایم که در ادامه میخوانید.
چه عواملی باعث شد کتاب «چهاردهسالگی بر برف» را برای ترجمه به زبان ارمنی انتخاب کنید؟
این کتاب سبک منحصربهفردی دارد و از آثار پرمخاطب در ایران بوده است. دلیل انتخاب «چهاردهسالگی بر برف»، موفقیت این اثر در جلب مخاطبان و ظرفیت آن برای آشنایی کتابخوانان ارمنی با سبک سوررئالیسم است؛ سبکی که هنوز در ادبیات ارمنستان جایگاه چندانی پیدا نکرده است.

ترجمهی این اثر با چه دشواریهایی همراه بود؟ روند ترجمه تا چه اندازه روان پیش رفت؟
درمجموع، ترجمه کاری دشوار است؛ بهویژه ترجمه به زبان ارمنی که در مقایسه با زبان فارسی انعطاف کمتری دارد. میتوانم بگویم ترجمه آسان پیش نرفت، اما درعینحال با چالشهای پیچیدهای هم روبهرو نبودم. ترجمهی من ۱۰۰ پانویس دارد که برای رمانی صدوهفتادصفحهای تعداد زیادی است. تلاش کردم تمام تکهکلامها، شوخیهای کلامی و واژههای مختص متن را با امانتداری حفظ کنم و کلمهی دیگری را جایگزین آنها نکنم. ترجمه به زبان ارمنی آسان نیست؛ چراکه این زبان ساختاری خشک دارد و استفاده از زبان محاوره در کتابهای ادبی ارمنستان هنوز چندان معمول نشده است.
آیا در ادبیات ارمنستان نویسندهای را میشناسید که سبک و قلم او به آثار آتشپرور شباهت داشته باشد؟
خیر؛ زیرا ادبیات ارمنی هنوز تا حد زیادی تحت تأثیر دوران کلاسیک و رئالیسم است و داستاننویسی با رویکرد سوررئالیستی در میان نویسندگان ارمنستان چندان رواج ندارد.

از نظر شما مهمترین ویژگیهای ادبی رمان «چهاردهسالگی بر برف» چیست و در فرایند ترجمه چگونه کوشیدید این ویژگیها را به خوانندهی ارمنی منتقل کنید؟
مهمترین ویژگیهای ادبی کتاب آتشپرور، سوررئال بودن و تعدد شخصیتهای آن است. در رمانی صدوهفتادصفحهای، تعداد زیادی شخصیت حضور دارند که پیشینه و گذشتهی آنها نیز در داستان نمود پیدا میکند. این شخصیتها اغلب تا پایان داستان همراه خواننده میمانند. از سوی دیگر، در این داستان با پرشهای زمانی روبهرو هستیم. همچنین با راوی پرحرفی مواجهیم که مدام در حال پرگویی است. درمجموع، میتوان گفت کتاب «چهاردهسالگی بر برف» نمونهای کامل و موفق از رمان سوررئال است که قدرت ادبیات معاصر ایران را به نمایش میگذارد. ادبیات معاصر ارمنستان در حوزهی رمان و داستان بلند، در مقایسه با ادبیات ایران، بسیار موفقتر است. این ادبیات تا امروز نیز تاحدی پیرو ادبیات روسی بوده و در حوزهی نوولا و داستان کوتاه، از آثار کلاسیک اروپایی تأثیر پذیرفته است. البته این موضوع به معنای تکیهی ادبیات ارمنستان بر ادبیات کشورهای دیگر نیست. در شیوهی روایت رمان و سبکهای نوشتاری، گاهی با نمونههایی در ادبیات ارمنی روبهرو میشویم که در جهان نظیر ندارند. بااینحال، برای آشنایی مخاطب فارسیزبان با ادبیات این کشور، گاهی ناچاریم به سبکهای روسی یا اروپایی اشاره کنیم.

برای حفظ سبک نوشتاری و لحن ویژهی حسین آتشپرور در ترجمهی این رمان به زبان ارمنی، از چه شیوهای استفاده کردید؟
من پیش از ورود به عرصهی ترجمه، ویراستار بودهام. اصلی که در ترجمه به آن باور دارم، بازآفرینی و انتقال درست داستان روایتشده به زبان مقصدی است که بر آن تسلط دارم. در ترجمهی این اثر تلاش کردم هنگام تبدیل کلام محاورهای به زبان رسمی و کتابی، که در ارمنستان متداول است، مفهوم اصلی حفظ شود. دربارهی واژههای خاص و اصطلاحات نیز کوشیدم آنها را بدون تغییر در متن بیاورم و در صورت نیاز، توضیحات لازم را در پانوشت ارائه کنم.
آیا در جریان ترجمه با نویسنده، حسین آتشپرور، نیز گفتوگو و تبادل نظر داشتید؟
بله. در شش ماهی که مشغول ترجمهی کتاب بودم، هفتهای دو یا سه بار با آتشپرور گفتوگو میکردم. خوشبختانه با نویسندهای روبهرو بودم که به مترجم آزادی عمل میدهد و بیشتر نقش یک مشوق را دارد. او همچنین مقدمهای جذاب برای مخاطبان ارمنی نوشت که لحنی شخصی دارد؛ بهگونهای که هر خواننده احساس میکند خودش مخاطب مستقیم نویسنده در آن مقدمه است.

آیا در جریان ترجمه با بخشهایی از داستان روبهرو شدید که انتقال معنا و ظرافتهای زبانی آنها به زبان ارمنی دشوار باشد؟
بله. در جریان ترجمه با شوخیها، لهجهها و جملههای محاورهای مواجه شدم که در زبان ارمنی معادل مستقیمی ندارند. همچنین مردم ارمنستان تا حدودی با تهران و اصفهان آشنا هستند، اما مشهد برای آنها شهری کمترشناختهشده است و اطلاعات زیادی دربارهی آن ندارند.
مهمترین ویژگیهای نثر حسین آتشپرور از نظر شما چیست؟
آتشپرور نویسندهای آساننویس نیست. حتی هنگام صحبتکردن، ارتباط برقرار کردن با او آسانتر از خواندن نوشتههایش است. به بیان دیگر، میتوان آثار او را سختخوان دانست؛ بهویژه زمانی که تلاش میکند از فضای بومی فاصله بگیرد، اما درعینحال ریشههای زادگاهش را در لایههای پنهان روایت حفظ میکند. در این کتاب و بسیاری از آثار دیگرش با پرشهای زمانی و بازیهای کلامی روبهرو میشویم. گاهی خواننده برای درک نوشتههای آتشپرور ناچار است آنها را چندین بار بخواند. از سوی دیگر، آتشپرور اصرار دارد رسمالخط قدیمی را در نوشتههایش رعایت کند؛ برای نمونه، واژهی «خواهش» را به شکل «خاهش» مینویسد. داستانهای او سوررئال هستند، اما با آثار نویسندگان پیشین این سبک تفاوت دارند. آتشپرور سبک منحصربهفرد خودش را دارد و نوشتههایش شبیه آثار هیچ نویسندهی دیگری نیست. او نویسندهای صاحب امضای نوشتاری است که کمتر کسی میتواند مانند او بنویسد.

آیا خواندن این کتاب به زبان ارمنی میتواند باعث شود خوانندگان ارمنی با تجربههای زندگی و احساسات مردم ایران بهتر آشنا شوند؟
نه چون کتابی سوررئال و بر اساس تجربه روایت شخصی است و جهان فردی دارد.
این اثر چندمین ترجمه شما از فارسی به ارمنی است و آیا با استقبال موردانتظار شما مواجه شده است؟
این کتاب که چهارمین کتاب ترجمه من از فارسی به ارمنی است ۴۰ روز پیش منتشر شده؛ مردم ارمنستان تشنه ادبیات ایران هستند و این اثر را که متعلق به نویسندهای مدرن است بسیار دوست دارند. در هفته نخست انتشار از ۵۰۰ نسخه شمارگان کتاب ۱۰۰ نسخه به فروش رفت و از پایتخت به کتابفروشیهای شهرهای دیگر ارمنستان هم رفته است.
نظر شما