به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، یونس عزیزی نویسنده و داستاننویس در نشست نقد و بررسی مجموعه داستان «آیا کسی رزا لوکزامبورگ را میشناسد؟» نوشته مهدی دهقان در کافه «ونو» قم گفت: اگر داستانی با محوریت انسانی نوشته شود که از هویت پیشین خود فاصله میگیرد و برای خود هویتی تازه میسازد، با موضوعی فراتر از یک پنهانکاری روبهرو هستیم. در این نوع داستان، مسئله اصلی لزوماً این نیست که شخصیت چه چیزی را پنهان کرده است بلکه مسئله این است که چرا او به این نتیجه رسیده که برای ادامه زندگی باید شخص دیگری باشد.
وی با اشاره به مفهوم هویت و جعل آن در مجموعه داستان «آیا کسی رزا لوکزامبورگ را میشناسد؟» اضافه کرد: کشمکش انسان با خود، فرار از گذشته، هویت ثانویه بهمثابه روایت و جامعهای که انسان را به پنهان کردن وامیدارد، درونمایه اصلی برای روایت مفهوم هویت در داستان است.
عزیزی در پاسخ به این موضوع که چه چیزی چنین داستانی را به اثری ادبی و ماندگار تبدیل میکند، عنوان کرد: به نظرم، تفاوت میان یک داستان معمولی درباره جعل هویت و یک داستان ادبی قابل تأمل، در نوع پرسشی است که داستان پس از پایان در ذهن خواننده باقی میگذارد. اگر داستان فقط به این پرسش پاسخ دهد که هویت واقعی شخصیت چه بوده است، ممکن است با افشای راز به پایان برسد اما اگر خواننده پس از پایان همچنان درباره ماهیت هویت او فکر کند، داستان از محدوده یک ماجرای افشاگرانه فراتر میرود.
این نویسنده بیان کرد: از این منظر، موضوع اصلی چنین داستانی نه صرفاً جعل هویت، بلکه نسبت میان گذشتهای است که انسان انتخاب نکرده و آیندهای که میخواهد خودش انتخاب کند. این دقیقاً همان نقطهای است که یک موضوع اجتماعی را به مسئلهای ادبی تبدیل میکند.
«آیا کسی رزا لوکزامبورگ را میشناسد؟» اعتراضی است
احمد مدقق، نویسنده نیز در بخش دیگری از این نشست بیان کرد: مجموعه داستان «آیا کسی رزا لوکزامبورگ را میشناسد؟» را در داستانهای اعتراضی طبقهبندی میکنم. از اساس من فکر میکنم که داستان فارسی و تولدش با اعتراض آمیخته است. با مجموعه داستان «یکی بود یکی نبود» آقای جمالزاده، اولین داستانهای کوتاه مدرن پا به عرصه ادبیات گذاشتند که زمینه و مضمون آنها سرشار از اعتراض است.
وی ادامه داد: شما زمانی میتوانید فلسفهورزی کنید، زمانی میتوانید در مورد معانی عمیق فلسفی فکر کنید که هنر چیست، زیبایی چیست، عشق چیست، مرگ چیست، زمانی است که دستکم نیازهای اولیه و بدیهی رفع شده باشد تا بعد فرصت پیدا کنید به بعضی مفاهیم بنیادی و فلسفی فکر کنید.
مدقق افزود: ادبیات داستانی معاصر فارسی در ایران و در افغانستان از این رو خیلی به هم شبیه هستند. معمولا رنگ و بوی اعتراض در آنها خیلی پررنگ است. مجموعه داستان «آیا کسی رزا لوکزامبورگ را میشناسد؟» هم از این قاعده مستثنا نیست.
این نویسنده تصریح کرد: در مکتب رئالیسم اجتماعی شما با داستانها و کاراکترهایی مواجه هستید که از طبقه پایین هستند. شما اگر الان این مجموعه داستان را تورق کنید، میبینید تمام شخصیتها کودک یا کارگر هستند یا یک مهاجر از طبقه فرودست، آدم های فقیری که در حاشیه هستند، آدم هایی که مورد استثمار قرار گرفتهاند.
وی اضافه کرد: نکته جالب آنکه مضمون داستان و کاراکترهای داستان و ماجراهایی که نویسنده انتخاب کرده، همه در چارچوب رئالیسم اجتماعی میگنجد ولی چیز عجیبی که اتفاق افتاده، پرداخت داستانهاست که یک سر و شکل پست مدرن گرفتهاند.
سادهترین تعریف از هویت «من چه کسی هستم» است
تینا محمدحسینی نویسنده و عضو کانون کلمه نیز در این نشست گفت: من میخواهم درباره این مجموعه از نظر هویت، فقدان و قدرت صحبت کنم. سادهترین تعریفی که ما از هویت داریم این است که من چه کسی هستم ولی پیچیدهتر از آن این است که مردم راجع به ما با همه تنوعها اصلاً چه فکر میکنند و ما چه نقشی از خودمان برای مردم به جا گذاشتیم.
وی اضافه کرد: قدرت گاهی اوقات دیده میشود اما گاهی وقتی یک قدرتی اعمال میشود و ما نتوانیم با آن همگام باشیم، یا ممکن است اذیت شویم یا ممکن است فقدانی صورت بگیرد. نگاه بالا به پایین چه از طریق جامعه، چه از طریق ارگانها و حتی سطح اجتماعی، این مشکلات را پدید میآورد.
نظر شما