به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اهواز، هادی خانیکی پژوهشگر و مدرس علوم ارتباطات و فرهنگ شامگاه جمعه در بزرگداشت نوزدهمین سالروز قیصر امین پور با عنوان « شعر به مثابه رسانه بیان کرد: سینما، تئاتر، بازی و شعر همه به مثابه رسانه ابزارها و سازوکار ارتباط و گفتوگو هستند.شعر به مثابه رسانه واقعیت را بازسازی و در لایههای جامعه عیان میکند.
خانیکی با طرح این پرسش که «چرا در تاریخ فرهنگ ایران شعر فراتر از هنرها نقش رسانه را بازی کرده است؟» اینگونه توضیح داد: چون شعر دارای مولفههای عاطفی و ادراکی است که نقش تاریخی رسانه کنشگر را دارد و از دوره مشروطه تا انقلاب اسلامی، دفاع خوزستان در جنگ تحمیلی به شعر گره خورده است و دیگر اینکه قیصر امین پور به عنوان شاعر انسانی چه ویژگیهایی داشت و دردهای قیصر با دردهای ما چه نسبتهایی دارد.
وی شعر اصیل را بازتاب دهنده تقابل عمیق اجتماعی و دردهای فروخورده آرمانها دانست و افزود: شعر به مثابه رسانه واقعیت را بازسازی و در لایههای جامعه عیان میکند و شعر به مثابه رسانه جایگزین خدمت به اجتماع و مشارکت حقیقی است.
وی ادامه داد: در رسانههای جایگزین، شعر روایت از بالا به پایین نیست که دچار لکنت شود بلکه با مشارکت مخاطبان انسجام یافته است.شعر هنر هژمونیک و ضد یکپارچگی در برابر روایت رسمی قدرت است.
وی با تشریح اینکه شعر قیصر صدای مستقل وجدان جامعه است، تصریح کرد : شعر قیصر صدای مستقل و استقلال جامعه مدنی است که در میان توفانهای سیاسی و اجتماعی به دنبال پناهگاه اخلاقی میگردد.
رسانه جایگزین شعر سلسله مراتب و ساختار درختی ندارد
وی با تاکید بر اینکه رسانه جایگزین شعر، سلسله مراتب و ساختار درختی ندارد، اظهار کرد: شعر قیصر در دل کوچهها، دانشگاهها، مساجد، خانهها و دورهمیها ریشه دوانیده و شبکه محکمی از رابطه عاطفی است.
خانیکی گفت: قیصر امین پور در زیست اجتماعی شعرش حوزه عمومی را بازسازی میکند. شعر قیصر بر عاطفه بهجای تبلیغ تکیه دارد. صدای همنوا را بهجای خطابه میگذارد و رسانهای است که زخمهای فرو خورده را التیام میبخشد و به دام شعارزدگی نیفتاده است.
این مدرس ارتباطات با بیان اینکه قیصر شاعر نبود بلکه یک رسانه بود، اذعان کرد: قیصر شاعری بدون دردخودخواهانه بر رنج اصیل انسانی استوار بود و زیست روزمره مردم از ترنم باران تا غم مظلومان را به زبان عامیانه ترجمه میکرد.
خانیکی گفت: شعر قیصر سیاسی اجتماعی و پر از بارهای عاطفی، مشارکتی مخاطب، متعلق به جامعه مدنی و صدای مستقل وجدان جمعی بود.
وی یادآور شد: زبان قیصر ساده، صمیمی و گفتوگو برساختار مشارکتی است و مخاطب را در تولید معنا شریک میکند و با متن جامعه پیوند دارد.
خانیکی اذعان کرد: قیصر با نام ما سخن میگوید نه من تنها و درد را با زبان گفتوگو به آگاهی ارتباطی تبدیل میکند.
همچنین زیبا اشراقی نویسنده و همسر قیصر امین پور در این بزرگداشت، گفت: اگرچه نوزده سال از درگذشت قیصر امین پور گذشته اما نباید مهمترین پرسش ما اینکه چه چقدر از قیصر گفتیم، چه اندازه شعرهایش را خواندهایم یا چند مراسم برای او برگزار کردهایم، قرار گیرد بلکه پرسش مهمتر این است که شعر او هنوز میتواند ما را به مکث وادارد و در برابر قضاوتهای شتابزده به اندیشیدن دوباره دعوت کند.
اشراقی افزود: در روزگاری که فاصله آدمها از فاصله کهکشانها بیشتر میشود شعر ما را به شنیدن صدای دیگری اجابت میکند.نمیخواهم از قیصر تصویری بسازم که گویی پاسخ همه پرسشها را میدانست. او نیز مانند هر انسان دیگر در زمانه خودش با محدودیتها، امیدها و رنجها زندگی کرد.
از دستور زبان عشق به دستور زبان زندگی برسیم
اشرافی با توضیح اینکه شعر باید از زمانه شاعر فراتر برود، تصریح کرد: شعر باید از زمانه شاعر فراتر برود نه به این علت که از زمانه جدا است بلکه به این دلیل که از خود اثری برجا بگذارد که زمانههای دیگر بتوانند آن را کشف کنند. شاید بر همین اساس است که از دستورزبان عشق میتوانیم به دستور زبان زندگی برسیم.
اشرافی با اشاره به ویژگیهای شعری قیصر، اظهار کرد: قیصر برای من شاعری نیست که فقط در کنارش زندگی کردم و امروز از او یاد میکنم. او بخش بزرگی از تجربه من از زندگی، زبان و معنای شعر است. تجربهای که نمیتوانم او را به چند خاطره خلاصه کرده و از او را به یک تصویر کامل و بی تناقض تبدیل کنم.
وی ادامه داد: ماندگاری شاعر در این است که پس از رفتنش هنوز چیزی در جهان باقی بگذارد که ما را به فکر کردن، دقیقتر دیدن و انسانیتر زیستن دعوت کند.
این پژوهشگر با بیان اینکه سخن گفتن از قیصر برای من دشوارتر است، اضافه کرد: قیصر امین پور شاعری است که میتوان آثارش را خواند، پژوهش کرد و شعرهایش را بررسی کرد و از جایگاهش بر ادبیات معاصر سخن گفت. قیصر برای من انسانی است که از فاصله دیگر شناختم فاصلهای که شاعر بودن تنها یکی از وجوه یک آدم است.
وی ادامه داد: شعر از جایی آغاز میشود که زبان معمولی برای توضیح زندگی کافی نیست و ماندگاری شاعر در همین است. زبان قیصر در نگاه اول ساده به نظر میرسد اما این سادگی حاصل کمگویی و آسانگیری نیست. او کلمات را چنان بهکار میگیرد که شعر بیآنکه از عمق خود کم کند به تجربه روزمره زندگی ما نزدیک میشود.
وی گفت: در شعر قیصر واژههای آشنا ناگهان وجهی تازه پیدا میکنند و گویی چیزی را که بارها دیدهایم برای نخستین بار دیدهایم.
اشراقی ویژگی زبان شعر قیصر را زبان گفت و دانست و افزود زبان قیصر زبان برج عاج نیست. زبان گفتوگو ،مکث ،تردید و گاه حتی زبان شوخی و صمیمیت است؛ اما پشت این صمیمیت اندیشهای جدی و حساس حضور دارد.
شعر قیصر در دورههای مختلف معنای تاره پیدا میکند
وی تاکید کرد: قیصر میدانست شعر اگر نتواند پیوند برقرار کند به بازی صرفا زبانی تبدیل میشود. در شعرهایش زبان بیرونی و درونی از هم جدا نیستند یک حادثه اجتماعی میتواند به پرسش شخصی تبدیل شودو یک درد شخصی پژواک جمعی پیدا کند. از رنجهای بزرگ سخن میگوید اما در جزئیات زندگی انسانی را میبیند در دلتنگی، انتظار، خاطره، فقدان و در ناتوانی ما برای آنچه از دست رفته است. شعر او در دورههای مختلف زندگی معناهای تازه پیدا میکند.
نظر شما