سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، فرمول حفظ کتابفروشیهای آجری، نوستالژیبازی، دلسوزی یا حتی تخصیص یارانه نیست. بقاء کتابفروشیهای فیزیکی، سالهاست از شمایل مسئله، به مشکلی درهمتنیده با کمبود مخاطب، کاهش شمارگان کتاب، ناپایداری انرژی، و دهها معضل دیگر، تبدیل شده و گره دخل آنها، با ظهور غولهای فروش برخط، کورتر هم شده است.
تبلیغ «خرید آسان بدون حضور در کتابفروشی» حتی دامنه گسترده معرفی کتاب از زبان بلاگرها در مقام جانشینهای کتابفروشان، ذائقه مخاطبان را متحول، و چراغ ویترین کتابفروشیها را کمسوتر کرده است. با این وجود گاهی پاسخ، در پیوند با همان فناوری است که قرار بود، نابودشان کند، متولد میشود. چطور؟! بررسی تجربههای جهانی، ادعای امکان همزیستی فناوریهای نوین با کتابفروشیهای آجری را اثبات میکند؛ چون مقاومت لجوجانه، بیاعتنا با اصل حیاتی تغییر الگوی کسبوکارهای خُرد در عصر فناوری، گذشتناپذیر است.
خلق مسیر نجات
از تکرار واقعیتهایی مثل هویتبخشی کتابفروشیهای محلی با رنگ و بوی پاتوقهای آشنایی با کتابها که بگذریم، حرف زدن درباره نجات این چاردیواریهای خاطرهانگیز شهرهای بزرگ و کوچک در هجوم خیرهکننده توسعه شبکهای آمازون، یا تولید انواع کتابهای صوتی و الکترونیکی، سال ۲۰۱۴ در آمریکا از ایده به عمل رسید.
پیش از تشریح ایده مسیر نجات، یادآوری این نکته ضرورت دارد که پیش از اجرا و تکرار هر تجربهای در ایران، باید امکان آن بررسی شود؛ اما اگر ظرفیتهای داخلی را فعالان داخلی حوزه نشر، باور داشته باشند، نهتنها تکرار تجربههای جهانی، بلکه توسعه آن براساس داشتههای بومی، فانتزی نخواهد بود.
برگردیم به تجربه جهانی خلق مسیر نجات کتابفروشیهای آجری. ایده اتفاقا از یک جمع کتابی در یک کتابفروشی و در بحبوحه خبرهای توسعه بازار کتابهای صوتی در آمریکا، روی میز آمد و Libro.fm شکل گرفت.
لیبرو.اِفاِم چیست؟
پاسخ کوتاه است: لیبرو.اِفاِم یک پلتفرم بینالمللی عرضه کتابهای صوتی که به جای حذف کتابفروشیهای محلی، آنها را شریک تجاری خود کرده است. میدانیم، سازوکار غولهای فناوری، بهگونهای طراحی شدهاند که سود فروش نسخههای دیجیتال، مستقیم به جیب مالکان پلتفرم و ناشران میرود و کتابفروش فیزیکی، کاملا نادیده گرفته میشوند.
اما نقطه تفاوت لیبرو.اِفاِم در کجا است؟ این پلتفرم با بازتعریف این جریان، به اصطلاح معادله یکطرفه را برهم زده. در این سامانه، مخاطب هنگام خرید هر نسخه صوتی چه تکعنوان، چه حق اشتراک ماهانه یا کارت هدیه، نام کتابفروشی مستقل و محبوب محلهاش را انتخاب میکند؛ با همین یک کلیک ساده، بخشی از سود خالص تراکنش، مستقیم به حساب بانکی همان کتابفروشی واریز میشود.
البته این سازوکار، یک کمک خیریه به کتابفروشی نیست؛ بلکه به گفته مدیران آن «یک مدل بازاریابی مشارکتی کاملاً تجاری است.» کتابفروش، اعتبار محلی و خریدار وفادار خود را به اصطلاح پای کار میآورد و پلتفرم در ازای این مشترییابی، سود را با او تقسیم میکند. پلتفرم حتی فراتر رفته و ابزارهای بقا را به رایگان در اختیار کتابفروشان خُرد میگذارد؛ از تأمین بستههای تبلیغاتی و پشتیبانی فنی تا اعطای نسخههای شنیداری رایگان به کتابفروشان برای ارزیابی اثر، و حتی تبلیغ رایگانِ ویترین این مغازهها در شبکههای اجتماعی پلتفرم.
همین سازوکار ساده، فرمول تداوم حیات و گردش اقتصادی کتابفروشیهای آجری، را تعریف میکند.
مرور کنیم:
۱. سود مشترک با کتابفروشی محله
مخاطب همان کتاب صوتی معروفی را که دوست دارد (با خرید تکی، اشتراک ماهانه یا خرید کادو) از این سایت دانلود میکند؛ اما تفاوتش این است که موقع خرید، اسم کتابفروشی محلی هم انتخاب میکند. پلتفرم بخشی از سود همان خرید را مستقیم به حساب صاحب آن کتابفروشی میریزد تا چراغ مغازهاش روشن بماند.
۲. ابزار رایگان برای کتابفروش
کتابفروش برای فروختن این فایلها هیچ خرجی نمیکند؛ پلتفرم به او پوستر و بروشور تبلیغاتی، پشتیبانی فنی و حتی کتاب صوتی رایگان میدهد تا خودش اول گوش کند و به مشتریانش معرفی کند. علاوه بر این، در شبکههای اجتماعی برای مغازه سامانه تبلیغ میکند.
الگوی «لیبرو.اِفاِم» تصویر روشنی از ظرفیتهای نادیده، یا کمتر شناخته شده بازار کتاب را پیش چشم بدنه نشر ایران گذاشته است. این الگو ثابت کرد، توسعه بازار به بهانه رقبای جدید قابل توقف نیست؛ بلکه جا، برای همه، از کتابفروش محلی تا فروشگاههای کتابهای الکترونیکی و صوتی مهیا است فقط، باید جابهجا شد تا زوایای پنهان را کشف کرد. حالا وقت آن است که حساب کنیم، چند فروشگاه کتاب صوتی و الکترونیکی میتوانند کنار کتابفروشیهای آجری، «انقلاب» را احیا کنند.
نظر شما