به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) از تلگراف، در جنگل صد جریب، زندگی همیشه ساده است؛ آنقدر ساده که بزرگترین دغدغه یک خرس، پیدا کردن ظرفی عسل و گاهی هم گم کردن راه بازگشت به خانه باشد. وینی پو، این خرس مهربان و کمهوش داستانهای آلن الکساندر میلن، یک قرن پیش به دنیای ادبیات کودک قدم گذاشت تا به نسلهای پیاپی بیاموزد که گاهی خوشبختی چیزی بیشتر از دوستی، خیالپردازی و کمی عسل نیست. اما جهان بیرون از جنگل صد جریب، برخلاف دنیای آرام او، چندان مهربان نبود. خرسی که قرار بود نماد معصومیت و سادگی باشد، بهتدریج به موضوعی برای مناقشات سیاسی، مذهبی و فرهنگی تبدیل شد؛ تا جایی که حتی لبخند همیشگیاش نتوانست او را از تیغ سانسور و تمسخر نجات دهد.
۱۴ اکتبر ۱۹۲۶، نخستین مجموعه داستانهای وینی پو منتشر شد؛ هرچند این خرس پیشتر در شعری در مجله پانچ و با نام ادوارد ظاهر شده بود. نام وینی بعدها از خرسی در باغوحش لندن گرفته شد و شخصیت او در کنار دوستانی با خلقوخوهای متفاوت، از پیگلت کوچک و مضطرب تا ایور افسرده و تیگر پرجنبوجوش، به یکی از ماندگارترین چهرههای ادبیات کودک تبدیل شد.
صدسالگی وینی پو، فرصتی برای مرور سرگذشت شخصیتی است که برخلاف ظاهر بیآزارش، بارها به میدان نبرد دیدگاههای سیاسی و فرهنگی راه یافته است. شاید هیچکس تصور نمیکرد خرسی که بیشتر اوقات در جستوجوی عسل است، روزی به کابوسی برای سانسورچیان یک قدرت بزرگ جهانی تبدیل شود.
نخستین نمونه مشهور این ماجرا به چین بازمیگردد؛ جایی که شباهت ظاهری شی جینپینگ، رییسجمهور این کشور، به وینی پو دستمایه شوخی کاربران فضای مجازی شد. در سال ۲۰۱۳، انتشار تصویری از شی جینپینگ در کنار باراک اوباما، که در آن دو رهبر بهترتیب به وینی پو و تیگر تشبیه شده بودند، موجی از واکنشها را برانگیخت. تصویر بهسرعت در شبکه اجتماعی ویبو دستبهدست شد، اما ظاهرا شوخی چندان به مذاق دستگاه سانسور چین خوش نیامد.
از آن پس، نام و تصویر وینی پو به یکی از نمادهای طنز سیاسی مخالفان شی جینپینگ تبدیل شد. تصاویر مشابهی از دیدار او با شینزو آبه، نخستوزیر وقت ژاپن، و کری لم، رییس دولت هنگکنگ، نیز منتشر شد و با محدودیت مواجه شد. حتی فیلم «کریستوفر رابین» محصول ۲۰۱۸ هم نتوانست مجوز اکران در چین را دریافت کند. به این ترتیب، خرسی که در جهان ادبیات نماد سادگی بود، در جهان سیاست به نمادی برای تمسخر قدرت تبدیل شد.
اما سیاست تنها جایی نبود که وینی پو با آن مشکل پیدا کرد. در ترکیه، شخصیت پیگلت به دردسری بزرگ تبدیل شد. شبکه تلویزیونی دولتی این کشور در سال ۲۰۰۶ پخش مجموعه کارتونی وینی پو را به دلیل حضور یک خوک در میان شخصیتهای اصلی ممنوع کرد. مسئولان ابتدا به حذف صحنههای مربوط به پیگلت فکر کردند، اما حضور مکرر او در داستان، این راهحل را دشوار کرد. سرانجام، تمام مجموعه از کنداکتور شبکه کنار گذاشته شد. گویی در جهان بزرگسالان، حتی دوستی یک خرس با خوک هم میتواند به موضوعی مناقشهبرانگیز تبدیل شود.
در آمریکا نیز گروهی از مسیحیان در ایالت کانزاس به داستانهای وینی پو و کتاب «تار شارلوت» اعتراض کردند. استدلال آنها این بود که سخن گفتن حیوانات و برخورداری آنها از تواناییهای انسانی با آموزههای دینی سازگار نیست و چنین آثاری نباید در کتابخانه مدارس قرار بگیرند. از نگاه آنان، انسان جایگاهی یگانه در آفرینش دارد و نسبت دادن توانایی سخن گفتن به حیوانات، بیاحترامی به خداوند است. به نظر میرسید حتی جنگل خیالی میلن نیز نمیتوانست از مرزهای سختگیرانه باورهای برخی بزرگسالان عبور کند.
در روسیه، ماجرا شکل دیگری به خود گرفت. اقتباسهای انیمیشنی فئودور خیتروک از داستانهای وینی پو در فاصله سالهای ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۲ به محبوبیت فراوانی رسیدند و حتی تصاویر این شخصیت روی تمبرهای پستی شوروی قرار گرفت. با این حال، چند دهه بعد، تصویری از وینی پو با تیشرتی منقوش به نشان صلیب شکسته در فهرست مطالب افراطگرایانه وزارت دادگستری روسیه قرار گرفت. این بار نه خود خرس، بلکه نمادی که بر لباسش نقش بسته بود، او را به حاشیه یک پرونده سیاسی و قضایی کشاند.
حتی ظاهر وینی پو نیز از گزند قضاوتها در امان نماند. در سال ۲۰۱۴، هنگامی که شهر توسین لهستان قصد داشت مجسمهای از این خرس را در زمین بازی کودکان نصب کند، برخی اعضای شورای شهر با این پیشنهاد مخالفت کردند. دلیل آنها عجیب بود: وینی پو لباس کاملی به تن نداشت و نیمهبرهنه بود! همین موضوع برای نامناسب دانستن او بهعنوان الگوی کودکان کافی به نظر میرسید. سرانجام مسئولان از انتخاب این شخصیت منصرف شدند؛ گویی خرسی که یک قرن در ذهن کودکان با عسل و دوستی شناخته شده بود، ناگهان به دلیل نداشتن شلوار به شخصیتی نامطلوب تبدیل شده بود.
البته همه مخالفان وینی پو از سیاستمداران و گروههای مذهبی نبودند. دوروتی پارکر، منتقد ادبی آمریکایی، از لحن بیش از اندازه احساساتی و شیرین داستانهای میلن بیزار بود. او بهویژه با واژهسازیهای کودکانه وینی پو مشکل داشت و در نقدی طنزآمیز، یکی از واژههای ساختگی او را به تمسخر گرفت. پارکر حتی شعری طنزآمیز در پاسخ به آثار میلن سرود؛ واکنشی که نشان میداد دنیای شیرین وینی پو، دستکم برای همه بزرگسالان به یک اندازه دلپذیر نیست.
اما شاید عجیبترین فصل زندگی این خرس، زمانی آغاز شد که حق نشر آثار اولیه میلن در آمریکا در سال ۲۰۲۲ به پایان رسید. این اتفاق به فیلمسازان اجازه داد بدون نیاز به دریافت مجوز از صاحبان حقوق آثار، از شخصیتهای اولیه داستان استفاده کنند. رایس فریکه-واترفیلد از نخستین کسانی بود که این فرصت را به شکلی متفاوت به کار گرفت و فیلم «وینی پو: خون و عسل» را ساخت.
در این فیلم، خرس مهربان و دوستانش به موجوداتی خونخوار و انتقامجو تبدیل میشوند؛ حیواناتی که پس از رها شدن از سوی کریستوفر رابین، به انسانها حمله میکنند و حتی پیگلت را در مسیر خشونت خود از دست میدهند. فیلم با وجود دریافت نقدهای بسیار منفی، در گیشه موفق ظاهر شد و قسمت دوم آن نیز در سال ۲۰۲۴ به نمایش درآمد. اکنون صحبت از ساخت قسمت سوم این مجموعه است؛ مسیری که فاصلهای عجیب میان شخصیت اصلی داستانهای میلن و نسخه سینمایی جدید او ایجاد کرده است.
شاید سرنوشت وینی پو بیش از آنکه درباره یک خرس باشد، درباره جهان بزرگسالان و تناقضهای آن باشد. کودکان در جنگل صد جریب، دوستی را فارغ از تفاوتها میآموزند؛ خوک و خرس کنار هم زندگی میکنند، الاغ افسرده همچنان عضوی از جمع دوستان است و ببر پرشور، با همه تفاوتهایش، پذیرفته میشود. اما همین جهان ساده وقتی از مرزهای کتاب بیرون میآید، با سیاست، مذهب، سانسور، قضاوتهای اخلاقی و حتی صنعت سرگرمی روبهرو میشود.
وینی پو در صدسالگی همچنان همان خرس سادهدل و عسلدوست است؛ خرسی که شاید چندان از اتفاقات جهان سر درنیاورد، اما جهان بارها او را به موضوعی برای جدالهای خود تبدیل کرده است. او در طول یک قرن نهتنها محبوبیتش را از دست نداده، بلکه به آینهای برای نمایش حساسیتها، ترسها و تناقضهای جوامع انسانی تبدیل شده است.
شاید اگر آلن الکساندر میلن امروز زنده بود، از دیدن این همه جنجال پیرامون مخلوق دوستداشتنیاش شگفتزده میشد. احتمالا وینی پو، بیاعتنا به تمام این ماجراها، در گوشهای از جنگل صد جریب نشسته بود و به این فکر میکرد که آیا وقت خوردن کمی عسل نرسیده است؟
نظر شما