یکشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۰
سیاست خیرخواهانه؛ لطفاً برخی کتاب‌ها را نفروشید!

حمید نورشمسی، ناشر و کتابفروش نوشت: خودداری از فروش برخی کتاب‌ها شاید در نگاه نخست اقدامی محدود به نظر برسد، اما می‌تواند آغاز مطالبه‌ای جدی برای شفافیت در قیمت‌گذاری، رعایت حقوق کتاب‌فروشان و مسئولیت‌پذیری در چرخه نشر باشد.

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) ـ حمید نورشمسی، ناشر و کتابفروش؛ در بیش از ۱۵ سال فعالیت در حوزه کتاب، کمتر روزهایی را به تلخی روزهای اخیر بازار نشر تجربه کرده‌ام. روزهایی که امیدها و آرزوهای بازار کتاب یکی پس از دیگری رنگ می‌بازند و انرژی جوانان فعال در تولید و توزیع کتاب، روزبه‌روز بیشتر تحلیل می‌رود. با این همه، آنچه بیش از هر چیز برایم تلخ و غیرمنتظره بود، نه دشواری‌های حضور در بازار، بلکه رفتار برخی همکاران فعال در خود بدنه نشر بود؛ رفتارهایی که گویی آمده‌اند تا تیشه به ریشه صنعت نشر بزنند و سرمایه آن را به راحتی نابود کنند.

منظور از ریشه در اینجا، سرمایه اصلی نشر مخاطبی است که با وجود گرانی روزافزون کتاب، هنوز خریدن و خواندن را کنار نگذاشته است. این مخاطب، حاصل تلاش مشترک چرخه نشر شامل نویسنده، ناشر، موزع و کتاب‌فروش را می‌خرد و در واقع با فعل خود به چرخه نشر امکان ادامه حیات می‌دهد. با این همه این روزها شاهد رفتارها و فعل‌هایی هستیم که طی آن تصمیم‌های عجیب بخشی از این حلقه، در حال لطمه زدن به اعتبار کل آن است و حاصلش نیز چیزی جز نابودی سرمایه اصلی بدنه نشر نیست

ماجرا پیچیده نیست. ناشری کتابی نفیس را با قیمت هشت میلیون تومان روانه بازار می‌کند. موزع آن را با تخفیف ۲۵ درصدی در اختیار کتاب‌فروش می‌گذارد و این یعنی کتابفروش اگر با صرف وقت و هزینه بتواند نسخه‌ای از این کتاب را بفروشد با قیمت اعلامی هشت میلیون تومانی بفروشد حدود دو میلیون تومان سود می‌کند؛ اما هم‌زمان، پلتفرم سرمایه‌گذار تولید همان کتاب، آن را با قیمت چهار میلیون و ۵۹۰ هزار تومان عرضه می‌کند که لابد سودش از این فروش نیز در این قیمت‌گذاری محاسبه شده است.

خود ناشر نیز در قامت رقیب دیگری برای کتابفروش، کتاب را با قیمت شش میلیون تومان می‌فروشد و به راحتی برای کسب سود خودش از قید سود بخشی از بدنه نشر صرف نظر می‌کند و برای حیات خود چشم بر حیات دیگری می‌بندد.

و البته در این میان کتاب‌فروش باید مدام به مشتری توضیح بدهد که چرا کتاب را گران‌تر می‌فروشد؟ چرا مخاطب باید از اوی گرانفروش خرید کند؟ آن هم وقتی همان کتاب را می‌تواند با اختلافی چشمگیر از جای دیگری تهیه کند؟

در نمونه دیگر، کتابی ۲۲۶ صفحه‌ای از نویسنده‌ای شناخته‌شده که سال‌هاست اثر تازه‌ای منتشر نکرده است؛ با قیمت پشت جلد ۹۰۰ هزار تومان عرضه شده است. باز هم این کتاب‌فروش است که باید در برابر مخاطب پاسخ‌گو باشد و درباره بهای عجیب کتابی توضیح بدهد که قیمت‌گذاری آن در اختیار او نبوده است.

پرسش من از ناشران و دیگر دست‌اندرکاران این ماجرا مشخص است: مسئولیت این وضعیت با کیست؟ چرا یک کتاب باید با چند قیمت متفاوت عرضه شود؟ چرا باید کتاب‌فروش هزینه تصمیمی را بپردازد که در آن نقشی نداشته است؟ آیا ناشر، سرمایه‌گذار و دیگر تصمیم‌گیرندگان، خود را در برابر مخاطب و همکارانشان مسئول می‌دانند؟ اگر چنین است، چرا صدای روشنی از پاسخ‌گویی آن‌ها شنیده نمی‌شود؟

مسئله فقط گران‌فروشی یا تخفیف‌های عجیب نیست؛ مسئله، اعتماد مخاطب است. یادمان باشد مخاطب به‌طور معمول برای مواجه شدن با محصولات عرضه شده در چرخه نشر، همه اجزای چرخه را در کنار هم نمی‌بیند. او خواستار خریدی منصفانه از نگاه خودش است و آن را به گمانش در کتابفروشی نمی‌یابد. در نتیجه، کتاب‌فروشی باید پاسخ‌گوی رفتاری باشد که نه در شکل‌گیری آن نقشی داشته و نه از منطق آن باخبر است و خود را در بازاری که مطلقا نقشی در شکل‌دهی به آن نبوده، قربانی ببیند.

به‌عنوان کتاب‌فروش، نمی‌توانم این وضعیت را عادی بدانم. تلخ است که اعتبار حرفه‌ای‌ام نزد مخاطب، قربانی تصمیم‌هایی شود که دیگران گرفته‌اند؛ تلخ‌تر آنکه همان تصمیم‌گیرندگان نیز توضیحی روشن درباره رفتار خود ارائه نکنند.

از همین رو، تصمیم گرفته‌ام تا زمانی که ناشران و مجموعه‌های دخیل در این شیوه عرضه، درباره عملکرد خود توضیحی روشن و قانع‌کننده ارائه نکنند، از فروش کتاب‌هایی که با چنین شرایطی به بازار عرضه می‌شوند، خودداری کنم.

این تصمیم ساده‌ای نیست. کتاب‌فروش با فروش کتاب زندگی می‌کند؛ اما قرار نیست برای فروش بیشتر، به اعتبار حرفه‌ای خود و اعتماد مخاطب پُشت کند.

از همکارانم در جامعه کتاب‌فروشان کشور نیز می‌خواهم این مسئله را جدی بگیرند و برای مواجهه‌ای مشترک با چنین رفتارهایی حداقل به گفت‌وگو بنشینند. خودداری از فروش برخی کتاب‌ها شاید در نگاه نخست اقدامی محدود به نظر برسد، اما می‌تواند آغاز مطالبه‌ای جدی برای شفافیت در قیمت‌گذاری، رعایت حقوق کتاب‌فروشان و مسئولیت‌پذیری در چرخه نشر باشد.

کتاب‌فروش نباید تاوان تصمیم‌های اشتباه سایر فعالان چرخه نشر را بدهد. اگر ناشری برای کتاب خود قیمتی تعیین می‌کند، اگر پلتفرمی همان کتاب را با تخفیفی چشمگیر عرضه می‌کند و اگر این تصمیم‌ها اعتماد مخاطب به کتاب‌فروشی را از بین می‌برد، همه آن‌ها باید در برابر پیامدهای رفتار خود پاسخ‌گو باشند.

در روزگاری که کتاب و کتاب‌خوانی بیش از همیشه به حمایت نیاز دارند، نمی‌توان از مخاطب انتظار وفاداری داشت، اما خود به اعتماد او بی‌اعتنا بود.این درخواست من از جامعه کتاب‌فروشان کشور است: برای دفاع از اعتبار حرفه‌مان و حفظ اعتماد مخاطب، گاهی باید به فروش برخی کتاب‌ها نه بگوییم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها