سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): مرحوم سیدعبدالرحیم خلخالی فرزند سید مومن ۳۰ خردادماه سال ۱۲۵۰ خورشیدی در روستای زاویه سادات شهرستان خلخال به دنیا آمد، او از چهرههای معروف سیاسی در عصر خود بود؛ ولی در عصر حاضر به دلیل فعالیتهای ادبیاش از جمله؛ ترجمه، نوشتن نخستین نمایشنامه ایرانی و اولین مصحح و چاپ کننده دیوان حافظ شناخته میشود.
او حتی روزنامه علمی اخلاقی پروین را به مدیر مسئولی خود در کتابخانهاش منتشر میکرد، دهه بیست نخستین کتابفروشی را در تهران تاسیس کرد و نامش را « کاوه» گذاشت که پاتوق نویسندگان و روشنفکران آن دهه بود. خلخالی پایهگذار مکتبی به نام مکتب خلخالی بود، که بعدها مرکز آزادیخواهان و رهبران مشروطه شد. خلخالی در کنار چهرههایی چون محمدتقی بهار و احمد کسروی برای دو هفته نامه ادبی طوفان نیز مطلب مینوشت.
آن ادیب و نویسنده در اواخر عمر خود بسیار بیمار و رنجور بود و بارها برای تامین دارو و درمانش مجبور به فروش برخی از کتابهای خطی گران بهایش شد و سیام خرداد ۱۳۲۱ به دیار باقی سفر کرد.
نویسنده کتاب سیدعبدالرحیم خلخالی در گفتوگو با خبرگزاری کتاب، خلخالی را از جمله پیشگامان در تحقیقات تاریخی و ادبی، ترجمه، ادبیات نمایشی و نشر کتاب در کشور معرفی کرد و گفت: عبدالرحیم در حیات ۷۰ ساله خود، مردی پر کار و فعال بود و کتابهای زیادی را ترجمه و رشته تحریر در آورد که «ابومسلم خراسانی»، «به یکدیگر محبت کنید»، «جرجی زیدان»، «شارون و عبدالرحمن»، «تصحیح ادبالوجیز ابن مقفع»، «داستان خونین یا سرگذشت برمکیان»، «دختر هارونالرشید»، «فرض باعث هلاکت»، «افسانههای بت پرستی در کلیسا»، «لبنان در آتش جنگ »، «تصحیح دیوان حافظ»، «تصحیح سیاستنامه نظام الملک» و «تصحیح نوروزنامه و حافظ نامه» است.
زعفر احدزاده درباره تصحیح و چاپ دیوان حافظ توسط عبدالرحیم خلخالی اظهار کرد: خلخالی به حافظ ارادت خاصی داشته است و این دیوان را براساس قدیمیترین دیوان حافظ که گویا سی و پنج سال بعد از وفات آن شاعر کتابت شده، تصحیح و منتشر کرده است و تا چندین سال دیوان حافظ چاپ خلخالی از معتبرترین چاپهای این کتاب بود.

اگر خلخالی نبود، دیگران چه کار میکردند؟
این پژوهشگر با بیان این اینکه این دیوان سرآغازی برای چاپهای بعدی آن شد، گفت: در اهمیت نسخه خلخالی همین بس که دکتر غنی نوشته است: اگر خلخالی نبود، دیگران چه کار میکردند؟ حتی علامه قزوینی در اهمیت این نسخه و خدمات خلخالی، مقاله عالمانه و محققانهای در مجلهی علم و هنر (اردیبهشت ۱۳۰۷) منتشر کرد و اشاره داشت که خلخالی حق عظیمی از این بابت بر گردن جمیع ایرانیان و هواخواهان خواجه خصوصاً ایجاب کرده است.
وی ادامه داد: علامه دهخدا نیز چند صفحهای نوشته است؛ نسخه خلخالی در سال ۱۳۷۳ با مقایسه نسخه بادلیان (۸۴۳ ق.) و پنجاب (۸۹۴ ق.) توسط بهاءالدین خرمشاهی به چاپ رسید. هوشنگ ابتهاج (سایه) و نیساری، بهطور مستقیم و خانلری بهطور غیر مستقیم (با استفاده از چاپ قزوینی) از نسخه خلخالی بهرهمند شدهاند. انتشارات حافظ نوین که سالها بعد دیوان حافظ سیدعبدالرحیم خلخالی را مجدداً منتشر کرد، در قسمت سخن ناشر از نسخه سیدعبدالرحیم خلخالی بهعنوان یکی از بهترین نسخ دیوان حافظ نام برده است.
احدزاده بیان کرد: در مقدمه دیوان حافظی که به کوشش و تصحیح سید عبدالرحیم خلخالی چاپ شده است. وی در دیباچه آن به قلم خودش نوشته است: یگانه غرض از انتشار این نسخه نفیسه فقط حفظ آن بود از دستبرد حوادث و تا حدّی که وقت و فرصت و بضاعت اجازه میداد در تصحیح آن و نفاست طبع و کاغذ و سایر مزایا سعی و مجاهدت به عمل آمد و چون مدعی نیستم که این نسخه منتشره از هر حیث کامل و از اغلاط و حشو و زواید کاملاً خالی است، از خوانندگان محترم تمنا دارم که با توجه به وسایل امروزه ایران و با در نظر داشتن معلومات این بنده اگر به نقایص و اشتباهاتی برخوردند حمل بر تقصیر نفرموده و در صدد رفع نقایص و اصلاح آن بر آمده و از خردهگیری اغماض فرمایند و بهتر این است که در عوض انتقاد در مقام تکمیل این نسخه بر آیند.
نویسنده کتاب سید عبدالرحیم خلخالی گفت: خلخالی در مقدمه دیوان حافظ نوشته است: دیر زمانی بود که ابرهای سیاه جهل و بیدانشی فضای ایران را تاریک نمودهبود و از اشعه عالمتاب علم و فنون معرفت حاجب و حایل شده، فرزندان ایران از تابش نور عرفان محروم بودند. ایرانیانی که به داشتن هزار گونه علم و ادب مفتخر و در میان اُمم عالم معرف و مشهور بودند در نتیجه علل و موجبات که فعلاً از ذکر آنها خودداری میشود، به بیدانشی مشهور و از مجامع و محافل علمی دور شده، به گِرد معرکههای بیکاری و... گِرد آمدند و به هر اندازه که دایره علم و فنون معرفت در دنیا بسط یافت و بر توسعهاش افزود، در ایران چندین برابر آن بر وسعت فضای نادانی افزوده گردید تا کمکم افتخارات حقیقی فضل و ادب سپری و فقط اشتهارات حَسب و نَسب موهومی جاینشین و ریشهافکن شده، سرتاسر ایران را فرا گرفت.

خلخالی اثر گرانبهایی برای ایرانیان گذاشت
احدزاده با اشاره به دیگر فعالیت فرهنگی و ادبی خلخالی اظهار کرد: در نهضت مشروطیت آزادیخواهانی که به تأثیر اجتماعی نمایش باور داشتند، برای آشنا کردن مردم به عیوب حکومت وقت و روشنسازی اذهان برای کمک به اصلاح امور در صدد توسعه نمایشنامهنویسی و اجرای آن برآمدند و در آن دوره، نمایشنامههایی برای نخستین بار در ایران نوشته و اجرا شد که نمایشنامه «خونین» سیدعبدالرحیم خلخالی از جمله آنان بود. از او نمایشنامههای« وامق و عذرا»، «کورش کبیر» و «موسی و فرعون» بر جای مانده است.
وی بیان کرد: این شخصیت بزرگ تاریخ معاصر که به گفته سعید نفیسی؛ هنگامی که از این جهان رفت بهجز خانه متوسط که در آغاز زندگی در تهران فراهم کرده بود؛ دیگر چیزی برای بازماندگان (همسر و یگانه فرزندش) نگذاشت. او اثر بسیار گرانبهایی برای ایرانیان گذاشت که زوالناپذیر است.
با تمام این اوصاف این سوال پیش میآید که سید عبدالرحیم خلخالی نسخه اصلی دیوان حافظ را از کجا بدست آورده است و اقدام به تصحیح و چاپ آن کرده است؟

مدیر بنیاد ایرانشناسی استان اردبیل در پاسخ به این سوال به خبرنگار ایبنا گفت: سال ۱۳۰۵ زمانی که میخواستند کتابهای بقعه شیخ صفی را ثبت ملی کنند، شخصی به نام «آندروگودار» از طرق علی اصغر حکمت به اردبیل میآید و آقای عبدالرحیم خلخالی نیز به عنوان نسخهشناس فرستاده میشود او به وزیر فرهنگ وقت نامه مینویسد که گنجینهای در آنجا نهفته است. او نیز دستور میدهد هر چه هست به تهران یعنی کتابخانه ملی بیاورد. این اموال چنان با ارزش بوده که در آخر گزارش عبدالرحیم خلخالی مینویسد: « در خاتمه عرض میکنم که اگر دولت عطف توجهی بفرماید که اشیای حاضره در طهران به معرض نمایش عموم گذارده شود تا مردم را به یاد ایام عظمت و ابهت خود انداخته، تولید عواطف و احساسات کند.) عجالته کشف این کتاب نفیس با توجهات مخصوصه مقامات عالیه و ریاست کل مالیه بدست بنده شده البته امتیاز طبع آنرا هم حقا بکاشف اعظا خواهد فرمود.»
دیوان حافظ و آرامگاهش با گنجینه بقعه شیخصفی حفظ شد
محمود محمدهدایتی بیان کرد: با این اوصاف به نظر میرسد سید عبدالرحیم خلخالی نسخه دیوان حافظ را از بین همین کتابهای کتابخانه بقعه شیخ صفیالدین اردبیلی به دست آورده و به خاطر علاقهای که به فرهنگ کشور داشت برای نشر و ماندگاری آن، خود اقدام به تصحیح و چاپ اثر در سال ۱۳۰۶ کرده است.
پژوهشگر تاریخ استان اردبیل با اشاره به اینکه آرامگاه حافظ شیرازی نیز با فروش طلاهای همین بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی به پیشنهاد خلخالی احداث شده است، گفت: علی اصغر حکمت که از سال ۱۳۰۴ ابتدا رایزن وزارت معارف بود و بعد وزیر معارف و اوقاف را برعهده داشت، در سال ۱۳۱۷ در دولت پهلوی در کتاب « ره اورد حکمت» نوشته است: یکی از آرزوهای من ساختن بنا در شان حافظ، شاعر نامدار ایرانی میباشد. ولی به علت هزینه زیاد این طرح که حتی به مجلس فرستادهام امکان پذیر نبود و من با این رویا با خود به کلنجار میرفتم. که وزارت فرهنگ اطلاع دادند، مقداری طلا از سارقانی که از بقعه شیخ صفی الدین اربیلی دزدیدهاند،گرفتهاند و این فکر در ذهن من بوجود آمد در ساخت بنای حافظ از این طلاها استفاده نمایم. فردا وقتی این طلاها را دیدم چون کم بود مورد استفاده قرار نگرفت.

ولی بعدها وقتی سیدعبدالرحیم خلخالی از طرف وزارت فرهنگ و مستظرفیه برای بازدید به بقعه شیخ صفیالدین اردبیلی رفته و مقدار زیادی کاغذ خطی از بقعه به تهران آورده بود، و آندرهگدار هم برای بازدید بقعه رفته بود، هر دو از وجود طلاهای پیدا شده در بقعه و درهایی با پوشش طلا در این بقعه خبر دادند و پیشنهاد کردند، برای تعمیر بقعه این طلاها به تهران انتقال یافته و به فروش برسد، بعد از چند مدت این طلا که اسناد ارائه شده است، در آخر کتاب آورده شده به تهران انتقال یافته و به بانک ملی ایران فروخته میشود، و پول این طلاها به حسابی به شماره ۳۴۳۴ واریز و مورد استقاده قرار میگیرد. از یکی از موارد مورد استفاده از پول حساب ۳۴۳۴ احداث بنای حافظیه شیراز است.
هدایتی افزود: بنا به گفته حکمت آنچه امروز به عنوان آرامگاه حافظ در شیراز وجود دارد بنای ساخته شده در سال ۱۳۱۴ شمسی است که تا سال ۱۳۱۷ به طول انجامید. این آرامگاه ۸۰ هزار تومان هزینه در برداشته است. در کل دیوان حافظ و آرامگاهش از ناحیه گنج ادبی کتابخانه و خزانه بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی حفظ و ماندگار شده است.
نظر شما