یکشنبه ۵ مهر ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۳
رمان‌های محبوب و نامحبوب استیون کینگ از میان آثار خودش

آیا سلطانِ وحشت، خودش هم به تمام آثارش افتخار می‌کند؟ گاهی حتی بزرگ‌ترین نویسندگان هم وقتی به کارنامه خود می‌نگرند، از برخی صفحات بیزارند و برخی دیگر را شاهکار می‌دانند. در این جستار، با نگاهی به قفسه کتابخانه کینگ، از زبان خود او می‌شنویم که کدام آثارش را همچنان عزیز می‌دارد و از کدام‌یک متنفر است.

سرویس بین‌الملل خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهه شمس: استیون کینگ بی‌تردید پادشاه قلمرو وحشت مدرن است؛ نویسنده‌ای هم‌ردیف غول‌های جاودانه‌ای چون دیکنز، تولستوی و شکسپیر که بیش از نیم‌قرن، مخاطبان ادبیات داستانی، فانتزی، جنایی، علمی‌تخیلی و تعلیق را مسحور جهان وهم‌آلود خود کرده است. کمتر خواننده‌ای است که با تصویر هراس‌انگیز تلکینزی کری (Carrie)، جنون رعب‌آور آنی ویلکس در میزری (Misery)، نگاه منجمدکننده پنی‌وایز در دالان‌های تاریک شهر دِری، یا جنون هولناک جک تورنس در دالان‌های هتل اورلوک به لرزه نیفتاده باشد. اما وقتی ورق برمی‌گردد و خود کینگ روبروی کارنامه‌اش می‌نشیند، درباره مخلوقاتش چگونه قضاوت می‌کند؟ او گاه با شادمانی آثارش را مرور می‌کند و گاه آرزو می‌کند کاش نسخه‌ای را به کلی می‌سوزاند و از نو می‌نوشت.

در سال ۲۰۲۱، کینگ در گفتگو با استیون کولبرت در «شوی دیرهنگام» (The Late Show)، پرده از محبوب‌ترین آثار منتخبش برداشت. نخستین اثر برگزیده او، داستان کوتاه تکان‌دهنده «نوع بازمانده» (Survivor Type) منتشرشده در سال ۱۹۸۲ است؛ روایت هولناک پزشکی گیر افتاده در جزیره‌ای متروک که برای زنده ماندن، تن به مثله کردن و خوردن ذره‌ذره اعضای بدن خود می‌دهد. شاهکار دیگر او رمان تحسین‌شده میزری (Misery) محصول ۱۹۸۷ است که اقتباس درخشان کلمبیا پیکچرز از آن با هنرنمایی تماشایی کتی بیتس در نقش هواداری روان‌پریش، رقابتی سهمگین برای بقا را بر پرده نقره‌ای رقم زد. کینگ همچنین رمان عاطفی داستان لیزی (Lisey’s Story) در ۲۰۰۶ و اثر سال ۱۹۸۲ خود یعنی جسد (The Body) را ستایش می‌کند؛ داستانی که پایه ساخت فیلم ماندگار «کنارم بمان» (Stand by Me) به کارگردانی راب راینر شد. این هم‌پوشانی میان آثار شاخص و سلیقه شخصی نویسنده، رخدادی کم‌نظیر در دنیای آفرینش ادبی است.

اما سوی تاریک ماجرا کجاست؟ کینگ در مصاحبه‌ای تفصیلی با مجله رولینگ استون در ۲۰۱۴، بدون تعارف رمان‌هایی را نام برد که به نظرش ضعیف یا حتی «افتضاح» هستند. اولین سیبل انتقاد او، رمان قطور تامی‌ناکرز (The Tommyknockers) محصول ۱۹۸۷ است؛ رمانی که در دوران سیاه اعتیاد شدید نویسنده به کوکائین و الکل شکل گرفت:«تامی‌ناکرز کتابی افتضاح است؛ آخرین رمانی که پیش از ترک اعتیاد و پاک شدنم نوشتم. زیر خاکستر آن انرژی کاذب و توهم‌زای کوکائین، رمان درخشانی خفته است. کتاب حدود ۷۰۰ صفحه است، اما باور دارم درون آن یک رمان درخشان ۳۵۰ صفحه‌ای واقعی دفن شده و کاش می‌توانستم برگردم و بازنویسی‌اش کنم.»

کتاب دیگری که طعم تلخ پشیمانی را برای کینگ به همراه دارد، رمان دریم‌کچر (Dreamcatcher) است. پس از سانحه رانندگی مرگبار ژوئن ۱۹۹۹، او برای مهار دردهای طاقت‌فرسا دوزهای سنگین داروی مسکن اکسی‌کدون (OxyContin) مصرف می‌کرد. کینگ ناتوان از نشستن پشت رایانه، کل رمان را با دست روی کاغذ آورد:«من اصلاً دل خوشی از دریم‌کچر ندارم. آن روزها به خاطر مصرف سرسام‌آور اکسی، موقع نوشتن کاملاً گیج و نشئه بودم. این کتاب نمونه‌ای آشکار است که نشان می‌دهد داروها چطور کلمات و جهان یک نویسنده را تباه می‌کنند.»

منبع:mentalfloss

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها