سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، طاهره مهری- به تازگی ویدیویی در فضای مجازی منتشر شده است که در آن یکی از ناشران از استقبال مخاطبان از شاهنامه سخن میگوید. کسانی که استطاعت مالی بیشتری داشتهاند تصحیح چند جلدی جلال خالقی مطلق را خریدهاند و کسانی که درآمد کمتری داشتهاند به شاهنامهی یک جلدی چاپ مسکو بسنده کردهاند. این اتفاق در شرایطی رخ میدهد که قیمت کتاب به شدت افزایش یافته و حتی کتابهای ۲۵۰ یا ۳۰۰ صفحهای گاه به حدود یک میلیون تومان رسیدهاند؛ در نتیجه عصر کتاب فیزیکی بیش از هر زمان دیگری در معرض اضمحلال قرار گرفته است. در سال ۱۴۰۵ به نظر میرسد خرید کتاب در مقایسه با سالهای گذشته برای بخش بزرگی از جامعه به امری دشوار و غیرضروری تبدیل شده است. با این حال درست در میانهی همین بحران شاهنامه به یک استثنای معنادار تبدیل شده است. شاید بتوان این پدیده را صرفاً با علاقهی ادبی یا افزایش میل به خواندن شاهنامه توضیح نداد. خرید شاهنامه امروز برای بخشی از خریداران بیش از آنکه صرفاً خرید یک کتاب باشد به نوعی آیین فرهنگی - سیاسی تبدیل شده است؛ گویی در لحظهای که ایران برای بسیاری از مردم در معرض اضطرابهای سیاسی جغرافیایی و هویتی قرار گرفته شاهنامه به چیزی بیش از یک متن ادبی بدل شده است به نماد فشردهای از ایران. از این منظر خریدن شاهنامه نوعی کنش نمادین است؛ کنشی که در آن فرد احساس میکند با به خانه بردن کتاب چیزی از ایران را نیز حفظ میکند. شاهنامه در این وضعیت دیگر فقط کتابی برای خواندن نیست؛ تبدیل میشود به شیئی که باید نگه داشت و به نسل بعد سپرد. به همین دلیل است که حتی در شرایط فروپاشی اقتصاد کتاب خرید شاهنامه میتواند افزایش پیدا کند.
در این راستا با زاگرس زند، پژوهشگر تاریخ، ایرانشناسی و شاهنامه و مولف کتاب «شاهنامه و پایان ساسانیان» به گفتوگو نشستیم که در ادامه میخوانید:

آیا افزایش فروش شاهنامه را میتوان نشانهی افزایش مطالعهی آن دانست، یا ممکن است خرید آن بیشتر جنبهی نمادین داشته باشد؟ چه شواهدی برای هر یک از این دو تفسیر لازم است؟
افزایش فروش شاهنامه در این سالها میتواند به هر دو علت باشد. هم خواندن بیشتر هم کنش نمادین که هر دو مهم و باارزش است. هرچند باوجود گرانی کتاب بهویژه شاهنامه ویرایش خالقی مطلق، خریداران این کتاب اراده و انگیزهای برای خواندن دارند یا در انجمنهای شاهنامه شرکت میکنند یا پژوهشگر هستند. کسانی هم که نمیخوانند لابد داشتن آن در خانه و کتابخانه خود را مهم دانستهاند که این نیز مهم است و فرزندان و نوههایشان حتما روزی آن شاهنامه را ورق خواهند زد.
چرا در شرایطی که خرید کتاب برای بسیاری از مردم دشوار شده، شاهنامه میتواند از این روند عمومی مستثنا شود؟ چه عوامل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ممکن است این استثنا را توضیح دهند؟
مهمترین عاملی که خرید کتاب در شرایط اقتصادی بد را توجیه میکند نیاز فکری و فرهنگی است و نیاز هویتی. ایرانیان حتی کم سوادها در ناخودآگاه خود به حساسیت هویت ملی و تاریخی خود واقف هستند و هرگاه آن را در خطر ببینند واکنشی نشان میدهند. مثلا نوروز را مفصلتر برگزار میکنند یا به دیدن آثار تاریخی و موزهها میروند و یا به شاهنامه و نقالی روی میآورند. در تاریخ ایران همیشه این روند و چرخه تکرار شده است.

این دو دیدگاه «شاهنامه بهعنوان کتاب» و «شاهنامه بهعنوان نماد ایران» چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟
من تفاوت چندانی بین دو دیدگاه «شاهنامه بهعنوان کتاب» و «شاهنامه بهعنوان نماد ایران» نمیبینم. شاهنامه یک کتاب نبوده، هیچگاه، فراتر از کتاب بوده. همیشه نماد و نمود تاریخ و هویت و فرهنگ ایرانی و ملی ما بوده. خوشا به ملتی که مهمترین نماد هویتی و ادبی و تاریخی او یک کتاب باشد!
چه رابطهای میان اضطرابهای سیاسی و هویتی و گرایش به خرید نمادهای فرهنگی وجود دارد؟ آیا میتوان از این رابطه دربارهی رفتار فرهنگی جامعه نتیجهگیری کرد؟
در همه ملتها رابطه استواری میان بحرانهای سیاسی و هویتی جامعه با پناه بردن به نمادهای تاریخی وجود دارد. در طول تاریخ هم چنین بوده. دستکم در مورد ایران، که هم مطالعات من بیشتر بوده هم درک بیواسطه معاصر و هرروزه با او داریم و هم درک تباری، تردید ندارم که چنین هست و بوده و از کارسازترین شیوههای دفاعی و پایداری و بازسازی ما بوده است.

آیا میتوان پرفروش شدن شاهنامه را شاخصی برای سنجش وضعیت هویت ملی در جامعه دانست؟
توجه بیشتر به شاهنامه شاخص خوبی است برای گرایش و نوع هویت ملی. اینکه چه رنگ و بو و سویهای دارد. از چه نوعی است و به چه سمتی میرود. تجربه معاصر ما به جامعه آموخته که دور شدن از ایرانیت و ریشههای کهن و آویختن و امید واهی بستن به هویتهایی چون دینی و جهان اسلام و جهان وطنی و قومی و مارکسیستی، چه خطرهای بیشتر و حتی جبرانناپذیری میتواند همراه داشته باشد. که برخی را تجربه کردهایم و آموختهایم.

انتخاب تصحیح خالقیمطلق و چاپ مسکو توسط گروههای مختلف اقتصادی چه چیزی دربارهی رابطهی طبقهی اقتصادی و مصرف فرهنگی نشان میدهد؟
چاپ خالقی مطلق یا چهارجلدی نشر سخن است یا هشت جلدی نشر دایرهالمعارف. که هر دو گران است چون هم خریدار دارد هم کیفیت چاپ خوب است ـ هر کدام از چهار تا چند جلد یادداشت و واژهنامه و بیتیاب هم دارند که با حساب آنها مبلغ شاید به بیش از بیست میلیون هم برسد. اما چاپهای تک جلدی که اغلب بر اساس مسکو هستند، طبیعتا خیلی ارزانتر هستند. برای آشنایی با شاهنامه و مخاطب معمولی این تک جلدیها هم خوب هستند اما برای پیگیری جدی و پژوهش و کار دانشجویی مناسب نیستند و حتما چاپ خالقی نیاز است. از این نظر میتوان خریداران را به دو دسته عامی و تخصصی تقسیم کرد اما تقسیم به طبقه اقتصادی گمان نکنم و نیازمند پژوهش میدانی مفصل است.

اگر فرض کنیم بسیاری از خریداران شاهنامه آن را برای نگهداری و انتقال به نسل بعد میخرند، آیا میتوان این رفتار را نوعی «سرمایهگذاری فرهنگی» دانست؟ چرا؟
بله، سرمایهگذاری فرهنگی عبارت خوبی است. چون در خانواده و نسلهای بعدی میماند و به کار میآید، چه برای خواندن چه برای سفره نوروز و یلدا. این کار یادآوری اهمیت فرهنگ است به فرزندان و انتقال به آیندگان.
چه تفاوتی میان خرید شاهنامه برای خواندن، خرید آن برای داشتن و خرید آن برای هدیه دادن وجود دارد؟ آیا هر سه را میتوان نشانهی افزایش علاقه به شاهنامه دانست؟
از جهتی و با توجه به عرایض بالا شاید خیلی تفاوت وجود نداشته باشد و فواید مشابهی داشته باشد. اما بر هدیه دادن میتوان درنگ بیشتری کرد و آن را کنش مهمتری دانست. چه بسا مسیر زندگی فکری و حتی علمی و دانشگاهی یک کودک یا نوجوان با یک هدیه اینچنینی برای همیشه عوض شود!
نظر شما