سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، بیستونهمین مجلد از مجموعه «مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران» به قلم علی صادقزاده وایقان، به زندگی و اقدامات فرهنگی، میرودود سیّدیونسی اختصاص دارد. این مجموعه را خانه کتاب و ادبیات ایران منتشر کرده است.
سیّد یونسی با اسلحه روششناسی علمی و تطبیق نسخ به سراغ «روضهالکتاب» و «دیوان صائب» رفت. او ساعتها روی کتیبههای ناخوانای مقابر صفوی در اردبیل و مشکینشهر متمرکز شد تا خطوط کوفی و نسخ را واژه به واژه رمزگشایی کند.
ایرج افشار با ستایش از این دقت نظر، کار او را سندی زنده از اشراف بر معارف قدیم دانست. یونسی در سکوت محض اتاق کارش، متن را کالبدشکافی میکرد تا لایههای پنهان فرهنگ ایرانی-اسلامی را احیا کند؛ پژوهشگری بیهیاهو که متون کهن زیر انگشتانش دوباره جان میگرفتند و به جامعه بازمیگشتند.
از تولّد تا کتابشناسی
میر ودود دوّمین فرزند سیّد حسن سیّد یونسی و مهپاره اسلامبولچی در دهم نور (/ اردیبهشت) سال ۱۲۹۳ شمسی در تبریز چشم به جهان گشود و به غیر از چند سالی که در مدارس شهرستان مراغه معلّم بود، تا آخر عمر در تبریز زیست.
پدرش تبریزی و تاجر قند و شکر و بُنشَن بود و مادرش اصالتاً اهل گنجه بود، امّا در تبریز متولد شده بود. نسب پدری میر ودود به احتمال زیاد با چندین نسل به امام جعفر صادق (ع) میرسد. وی با طاهره بحرالعلومی که دبیر آموزش و پرورش بود، ازدواج نموده بود.
میر ودود سیّد یونسی بعد از اخذ دیپلم علوم دورۀ کامل ادبی دبیرستان در تبریز، برای مدّتی تحصیل را رها کرد. ایشان بعد از استخدام در فرهنگ و اشتغال به شغل معلّمی تصمیم به ادامة تحصیل گرفت.
وی در سن ۲۸ سالگی (۱۳۳۱) وارد دانشگاه تبریز شد و همزمان در مقطع کارشناسی دو رشتۀ ادبیّات و علوم تربیتی ادامة تحصیل داد و در مرداد ۱۳۳۴ موفق به اخذ لیسانس ادبیّات و لیسانس علوم تربیتی گردید. میر ودود سیّد یونسی به زبانهای فرانسه، انگلیسی، عربی، فارسی و آذری تسلّط کامل داشت و به خوبی میتوانست خطوط سیاق و پهلوی را بخواند و بنویسد.
فعالیت آموزشی و معلّمی: استاد سیّدیونسی با تدریس در دبیرستانهای اعانهبگیر تبریز فعالیت آموزشی و معلمّی خویش را شروع میکند. میر ودود سیّد یونسی در بیست و دوم آبان ۱۳۳۱ به علت قبولی در دانشگاه تبریز برای ادامه تحصیل، با پایۀ دو اداری و ۸۴۰ ریال حقوق به تبریز منتقل میشود و به عنوان آموزگار دبستانهای تبریز منصوب و به فعالیت آموزشی خویش ادامه داده و همزمان در دانشگاه تحصیل میکند.
بالاخره در سال ۱۳۴۶ در دبیرستان فردوسی از تدریس در دبیرستان و شغل دبیری با حدود سی سال سابقه خداحافظی میکند. سیّد یونسی در دبیرستان فردوسی علاوه بر تدریس ادبیّات، انجمن ادبی دبیرستان را تأسیس نمود. این انجمن به سرپرستی ایشان و انجام انتخابات در سوم دی ماه [۱۳۴۰؟] فعالیت خود را آغاز کرد. ازجمله فعالیتهای انجمن، اجرای نمایش بود و سیّد یونسی برای اجرا چندین نمایشنامه تدوین نموده است. این انجمن «کتاب سال فردوسی» را منتشر مینمود که گزارش کامل و مصوّر فعالیتهای دبیرستان فردوسی را شامل میگردد.
«اسماعیل شایا» رئیس وقت دبیرستان در مقدمۀ نشریه درخصوص فعالیت علمی و جایگاه استاد سیّدیونسی در انتشار «نشریۀ انجمن ادبی» دبیرستان فردوسی مینویسد: «انتشار این مجموعه را به همۀ دانشآموزانی که به طریقی در تهیه مطالب و گراور و چاپ و انتشار آن فعالیتی داشتهاند تبریک میگویم و آرزومندم در زندگی همیشه موفق باشند مخصوصاً ضروری میدانم از آقای میر ودود سیّد یونسی دبیر محترم ادبیّات دبیرستان و سرپرست انجمن ادبی که در خلق چنین نشریه علماً و عملاً فعالیّت زیادی کردهاند و سهم بیشتری دارند صمیمانه تشکر کنم. ا. شایا».
کتابخانۀ ملّی تبریز: میر ودود سیّدیونسی از بیستوسوم فروردین ۱۳۴۴ بعد از «عزیز دولتآبادی» و «مجید فرهنگ»، بهعنوان سومیّن رئیس مسئولیّت «کتابخانة ملّی (مرکزی) تبریز» را عهدهدار شد، و همزمان به دلیل احتیاج در دبیرستانهای تبریز به تدریس خود تا سال ۱۳۴۶ ادامه داد. وی این مسئولیّت را بعد از حدود ۱۴ سال فعالیّت ماندگار، در سال ۱۳۵۷ به «غلامرضا طباطبایی مجد» واگذار کرد.
سیّد یونسی در زمان مسئولیت کتابخانۀ ملّی تبریز، ضمن حفظ و حراست از منابع و اموال کتابخانه، در انتقال و نگهداری گنجینۀ نسخههای خطی نفیس که یادگار و تلاش کمنظیر برادران محمّد و حسین نخجوانی زینتبخش آن بود، سهم به سزایی داشت؛ بهویژه در تشویق رجال و شخصیّتهای مهمّ علمی و فرهنگی تبریز به اهداء کتابخانه و تألیفات خویش به کتابخانۀ ملّی تبریز، تلاش فراوانی نمود و چون خود از زمرۀ عالمان و دانشمندان آن دیار بود، اعتماد چنین قشری به اعتبار ایشان به کتابخانۀ ملّی تبریز مضاعف شده بود. به این ترتیب کتابخانۀ ملّی تبریز در سال ۱۳۵۱، قریب ۴۰ هزار جلد کتاب داشت که بیش از ۴ هزار جلد آن کتابهای خطّی کم نظیر و نفیس بود و با کادری ۹ نفری، روزانه بیش از ۵۰۰ نفر مراجع (پژوهشگران و موسسات) را پاسخ میداد.
استاد سیّدیونسی در مدّت مسئولیّت خویش در حوزۀ اطلاعرسانی بهویژه برنامههای هفتۀ کتاب، یکی از مهرههای اصلی و دستاندرکار بود. بهعنوان نمونه در هفتۀ کتاب سال ۱۳۴۴ عضو کمیتۀ اصلی اجرائی هفتۀ کتاب، عضو کمیتۀ تبلیغات و انتشارت و مسئول کمیتۀ تهیۀ فهرست و کتاب بود.

ایرج افشار مینویسد: «میر ودود سیّد یونسی در طول مدّتی که عهدهدار کتابخانة ملّی تبریز بود، کتابخانه را رو به گسترش برد. بر کتابهای آن بسیار افزود و چند نمایشگاه تشکیل داد و تا آن وقت که توانست به نشر
نشریهای برای آن کتابخانه اهتمام کرد. آخرین نشریة کتابخانه پانزدهمین شماره بود که در سال ۱۳۴۸ منتشر شد و دارای مقالاتی مفید و هم یادآور شوق او به علم بود».
دانشگاه تبریز: بهدنبال تأیید صلاحیّت تدریس استاد سیّد یونسی در رشتۀ ادبیّات فارسی، در گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشکدۀ ادبیّات و علوم انسانی در سال تحصیلی ۴۷- ۱۳۴۶؛ دانشکدۀ ادبیّات دانشگاه تبریز با توجّه به سوابق علمی و شایستگی ایشان، تقاضای انتقال ایشان به دانشگاه تبریز را در سال ۱۳۴۶ به ادارۀ کل آموزش و پرورش آذربایجانشرقی تقدیم مینماید.
استاد میر ودود سیّد یونسی شیفتۀ درس و دانشگاه بود و دانشگاه تبریز نیز به تخصّص و استادی مبرز و با سواد مثل ایشان تشنه بود. رئیس وقت دانشگاه تبریز با ارسال نامهای به وزارت علوم و آموزش عالی خواستار جلب رضایت وزارت فرهنگ و هنر نسبت به انتقال نامبرده به دانشگاه تبریز با استناد به قبولی ایشان در امتحان مربی گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشکدۀ ادبیّات و علوم انسانی میشود.
اداره کل فرهنگ و هنر آذربایجانشرقی به معاونت اداری وزارت فرهنگ و هنر با حفظ سمت مربوط به امور مخزن کتابهای خطی و نادر موافقت مینماید. و به دنبال آن موافقت مقام عالی وزارت با انتقال ایشان اعلام میگردد. امّا علیرغم موافقت و پیگیری مجدد دانشگاه تبریز با ارسال سوابق عملی نمیگردد.
استاد میر ودود سیّد یونسی هر چند نتوانست به دانشگاه تبریز منتقل شود ولی یکی از اساتید برجستۀ دانشگاه محسوب میشد. وی از اوّل سال تحصیلی ۴۷-۱۳۴۶ تا اواخر عمر خویش، در دانشکدۀ ادبیّات و علوم انسانی به تدریس دروس: ۱) سبکشناسی نظم، ۲) سبکشناسی نثر، ۳) نسخهشناسی، ۴) تاریخ تکامل خطوط اسلامی و ... پرداخت. وی علاوه بر تدریس، بهعنوان نمایندۀ دانشگاه در مأموریتهای پژوهشی دانشگاه تبریز نقش مهمّی ایفا نمود. شرکت در کنگرههای تحقیقات ایرانی و نشستهای سالانۀ انجمن زبان و ادب فارسی به عنوان استاد دانشگاه تبریز از جملۀ آنها است. همکاری با نشریۀ دانشکدۀ ادبیّات و علوم انسانی به عنوان عضو هیأت تحریریه از بیست و هفتم آذر ۱۳۵۳، از دیگر خدمات دانشگاهی و علمی ایشان محسوب میشود.
سایر مسئولیتها ومأموریتها: سایر مسئولیتهای ایشان در زمان تصدّی مسئولیت کتابخانۀ ملّی تبریز به ترتیب تاریخی به شرح ذیل است:
۱. نظارت بر امتحانات کلاسهای ششم متوسطۀ طبیعی، ادبی، ریاضی و کشاورزی دانشآموزان و داوطلبان متفرّقۀ شهرستان مراغه در خرداد ماه ۱۳۴۶ به مدت ۱۴ روز؛
۲. مأموریت جهت مطالعه و فهرستبرداری از کتب خطّی کتابخانههای اردبیل و راهنمائیهای فنّی در مورد کتابداری در سال ۱۳۴۶؛
۳. مأموریت برای طبقهبندی و شمارهزنی کلیّۀ اوراق و جزوات خطّی قدیمی بقعۀ شیخ صفیالدّین اردبیلی در سال ۱۳۴۷؛
۴. مأموریت برای تحقیق در وضع امور اداری و مالی ادارۀ فرهنگ و هنر شهرستان اردبیل در سال ۱۳۴۷؛
۵. نمایندۀ اداره کل فرهنگ و هنر آذربایجانشرقی در کمسیون نامگذاری خیابانهای شهرداری تبریز از سال ۱۳۵۰.
ویژگیهای اخلاقی، علمی و مدیریّتی:
امانتداری: از مهمترین و بارزترین ویزگی این کتابشناس برجستۀ معاصر امانتداری بود که دامنگیر او نیز شد و مانع از انتقال ایشان به دانشگاه تبریز گردید. در زمان مدیریت ایشان ضمن اینکه هیچ آسیبی به نسخههای خطی نفیس کتابخانۀ ملّی تبریز نرسید، بلکه با تلاش ایشان از کنج عزلت بیرون آمده و در سه جلد فهرست برای پژوهشگران معرفی گردید.
جدّیّت و پیگیری: او در کار و وظایفی که به عهده داشت بسیار جدّی و پیگیر بود. در نامهای مینویسد: «ریاست فرهنگ بناب/ عطف به نمرة ۳۱۰- ۱۲/۸/۲۸ نظر به اینکه بر اثر غیبت آقای دهخدا وظایف محوله به عهدة نامبرده مهمل مانده و این اهمال در کلیّة شئون دبستان ساری بوده و امروز تمام کلاسهای دبستان فقط با دو نفر آموزگار یعنی خود بنده و آقای کرباسی اداره میشود. لذا متمنّی است هر چه زودتر چند نفر آموزگار به این دبستان اعزام گردد تا نوآموزان بیگناه بیشتر از این بلاتکلیف نمانند. مدیر دبستان منوچهری. و. یونسی. ۳۱۲- ۱۲/۸/۲۸ رونوشت جهته استحضار ریاست محترم فرهنگ شهرستان مراغه تقدیم میگردد. مدیر دبستان منوچهری. و. یونسی [امضاء]».
عشق به معلّمی و آموزش: در سال ۱۳۴۴ که وزارت آموزش و پرورش از وزارت فرهنگ و هنر تفکیک شد، ایشان ضمن مسئولیت کتابخانۀ ملّی تبریز، در دبیرستانهای تبریز تدریس میکرد. وی طی نامههای متعددی درخواست ابقاء در کادر آموزشی میکند. و هنگامی که بعد از چندین نوبت تلاش و پیگیری موفق برای انتقال به دانشگاه نمیشود، تقاضای انتقال به آموزش و پرورش مینماید.
دلسوزی کمنظیر: وی تا آخرین لحظۀ حیات خویش نگران و دلسوز کتابخانۀ ملّی تبریز، به ویژه گنجینۀ نفایس و نسخههای خطی آن بود. به عنوان نمونه بعد از بازنشستگی، به ویژه در اوایل انقلاب برای تأمین امنیّت کتابخانۀ ملّی تبریز با استاندار مکاتبه، ابقاء و تمدید قرارداد سریدار سابق کتابخانه، که فرد امینی بود و سالها حراست آن کتابخانه را به عهده داشت و اهمّیت گنجینۀ نفایس آن را میدانست، درخواست مینماید.
ارتباط صمیمانه و احترام آمیز با رجال: او با میرزا علیاکبر میلانی که از رجال زمان خویش بود ارتباط صمیمانهای داشت. در نامه به دارائی مینویسد: «ادارة محترم دارائی/ محترماً معروض میدارد: آقای میرزا علیاکبر میلانی وکالت دارند حقوق تیرماه اینجانب میر ودود سیّد یونسی مدیر دبستان رازی را دریافت نمایند و امضای ایشان در لیستهای مربوط به جای امضای بنده و معتبر میباشد. مدیر دبستان دولتی رازی. و. سیّد یونسی».
عاشق کتاب: نوۀ خواهرش نقل میکند: «عشق ایشان به کتاب در خانواده و بستگان زبانزد عام و خاص بود. او از تمام لحظههای زندگی خویش برای مطالعۀ کتاب استفاده میکرد و کتابها را مانند فرزندانش دوست میداشت».
حیات کتابشناسانه
میر ودود سیّد یونسی یکی از شیفتگان کتاب، مشتری و مشاور کتابفروشیهای برجسته در تبریز بود. عشق به کتاب و مطالعه آنچنان در روح و جسم ایشان ریشه دوانده بود که او توانست در سال ۱۳۱۰ که حدود ۱۷ ساله و محصل مدرسه بود، اولین اثر ادبی خویش را تحت عنوان «دیوان فانی کرمانشاهی: گنج پهلوی» تصحیح نماید.
غلامرضا طباطبایی مجد در این باره مینویسد: «خلاصه اگر امروز سایهای کمرنگ از روزهای درخشان سالهای از دست رفته در این بازار به چشم میآید و این احساس لطیف درون بعضی از تبریزیها جای دارد، مدیون یکی دو کتابفروش است.
یکی از این کتابفروشها که به حق، اجاق مدنیّت و هنر و معرفت آذربایجان است، کتابفروشی تهران است که روزگاری نه چندان دیر و دور محل رفت و آمد آموزگاران پاک سرشتی بود که نسل ما نوشندگان آب چشمههای زلال آنان بود، سالکان طریق تعلیم و تعلّم که آدمی میماند این همیشه خدا مستها از کدامین خُم و چشمه و دریا سبویشان پر میشود که اینگونه گشاده رو و وسیعالقلبند، بزرگانی چون: میرزا علیاکبر نحوی، مرتضوی برازجانی، برادران نخجوانی، میرزا عبدالله مجتهدی، میرزا جعفر سلطان القرّایی، سیّد حسن قاضی طباطبایی، عبدالعلی کارنگ، میر ودود سیّد یونسی و ... که دیگر امروز نیستند تا سکوت و سکون نشسته بر پیکر بازار شیشهگرخانه، حتّی بر کتابفروشی تهران را ببینند».
وی در دورة مسئولیّتش در کتابخانة ملّی تبریز (۱۳۴۶- ۱۳۵۷) از آنجایی که آشنایی خوب به اسناد و نسخ خطّی داشت، شروع به فهرستنویسی کتب خطّی اهدایی حاج محمّد نخجوانی کرد. حاصل تلاش مجدانة وی یکی مجموعه سه جلدی بود که طبع و نشر شد و در اختیار محققان و علاقمندان قرار گرفت.
استاد عشق به این کار و مشکلات وادی تصحیح متون و فهرستنگاری نسخههای خطّی را در مقدمۀ «دیوان صائب: به خط خود شاعر» چنین توصیف میکند: «از نخستین روزی که ... تصدّی امور کتابخانه به این بندۀ ناچیز محول گردید، مشاهده و مطالعۀ گنجینۀ نفیس مرحومان برادران نخجوانی مرا به انجام کارهای مثبت نوید داد و پس از فیلمبرداری دانشگاه تهران و دانشگاه آذرآبادگان از نسخههای خطی آن گنجینۀ گرانبها به چاپ و انتشار بعضی از آن اثرهای کم نظیر امیدوار ساخت، متأسفانه سالها گذشت و در این مدّت فقط به چاپ و انتشار «روضهالکتاب» توسط موسسۀ تاریخ و فرهنگ ایران وابسته به دانشگاه آذرآبادگان و سه مجلد فهرست تفصیلی کتابهای خطی اهدایی مرحوم حاج محمّد نخجوانی با همّت مردم خیر آذربایجان و یاری عاملین محترم قند و شکر و توجّه خاص جناب آقای پهلبد وزیر صائب تدبیر فرهنگ و هنر و با هزاران دشواریها و رفع صدها موانع، توفیق حاصل شد».
ایرج افشار حیات پژوهشی استاد میر ودود سیّد یونسی را ستوده و مینویسد: «یونسی از دوستداران ادب و فضل بود و در راه تحقیق زحمات مختلف متحمل شد. نمونة تحقیقات او مقالاتی است که در نشریههای کتابخانۀ ملّی تبریز و دانشکدة ادبیّات دانشگاه تبریز طبع کرد. همچنین باید به خطابههای تحقیقی او اشاره کرد که در کنگرههای تحقیقاتی ایرانی برخواند. او در این تجمّعات با علاقه و شوق راستین شرکت میکرد و همیشه با مرحوم عبدالعلی کارنگ همراه و همسفر بود». استاد ایرج افشار همچنین دربارۀ مهارت و استعداد کتابشناسی و نسخهشناسی با استناد به فهرستهای نسخههای خطی تدوین شدۀ ایشان مینویسد: «سیّد یونسی در این کتاب [فهرستها] دامنة اطلاع خود را در زمینة ادبیّات فارسی و معارف قدیم به خوبی نمایانده است و یادگاری است با ارزش از خدمات علمی او».
استاد سیّدیونسی در زمینۀ تصحیح متون کهن، تخصّص و توانایی قابل تحسینی داشت. روضهالکتاب و حدیقهالالباب ابوبکر بن الزکی المتطبب القونیوی الملقب بالصدر، ساقینامه و مثنوی ریاضالفتوح اشراق میرفتاح مراغی، گنجینۀ شیخ صفی، دیوان صاحب تبریزی و دیوان میر سیّد علی اشراق، ازجمله آثاری است که با تعلیقات، حواشی و مقدمۀ ایشان چاپ شده است. البته تعدادی از آثار ایشان ازجمله تذکره الخطاطین و ... تاکنون چاپ نشده است.
این استاد هنرمند که به خطوط کهن اسلامی و ایرانی ازجمله کوفی، نسخ، پهلوی و ... اشراف کاملی داشت، در پژوهش و خواندن کتیبههای بقاع متبرّک، اماکن تاریخی و قدیمی مهارت و نقش موثّری داشت. بررسی کتیبههای بقعۀ شیخ صفیالدّین اردبیلی در قالب کتابی دویست صفحهای از جنبۀ هنری و تاریخی، بررسی کتیبههای بقعۀ شیخ جبرئیل و شیخ حیدر و مأموریت برای مطالعۀ آثار تاریخی مشکینشهر در مهر و آبان ۱۳۵۷، از جملۀ آنها است. شرکت، سخنرانی و ارائه مقاله در کنگرههای علمی از دیگر فعالیتهای پژوهشی ایشان است. به نوشتۀ خودش«عضو کنگرۀ ایرانشناسی از آغاز (شهریور ۱۳۴۹)» بود.
تجلیلها:
. قدردانی به دلیل توجّه و علاقهمندی، کوششها و فعالیتها در برگزاری بهتر هفتۀ کتاب سال ۱۳۴۵، توسط رئیس کل فرهنگ و هنر آذربایجانشرقی.
۲. فرمان همایونی و اعطای سکّۀ مخصوص تاجگذاری از طرف کمیتۀ اطلاعات تاجگذاری، ۹ آبان ۱۳۴۶.
۳. فرمان همایونی و اعطای سکّۀ مخصوص تاجگذاری از طرف کمیتۀ آموزش و پرورش تاجگذاری، ۹ آبان ۱۳۴۶.
۴. قدردانی از زحمات در تزئین و ترتیب نمایشگاه کتابهای خطّی در سال ۱۳۴۷، توسط تقی سرلک استاندار آذربایجانشرقی.
۵. تقدیر و تشکر از کوششها و فعالیتهای ثمربخش در تهیه و تدوین کتاب پُرارزش گنجینۀ شیخ صفی و همچنین ترتیب نمایشگاه کتاب و برگزاری جشن آغاز مراسم هفتۀ کتاب سال ۱۳۴۸ (دوّمین جشن فرهنگ و هنر کشور)، توسط طهماسب دولتشاهی مدیرکل فرهنگ و هنر آذربایجانشرقی.
۶. قدردانی به جهت ترتیب و تنظیم نمایشگاههای کتاب در کتابخانۀ ملّی در سال ۱۳۵۱، توسط طهماسب دولتشاهی مدیرکل فرهنگ و هنر آذربایجانشرقی.
پس از کتابشناسی
هرچند این کتابدار واقعی و مسئول نمونۀ کتابخانۀ ملّی تبریز، در بیستم خرداد ۱۳۵۸ ابلاغ بازنشستگی خویش را دریافت نمود، امّا عنوان «پس از کتابشناسی» در مورد پژوهشگری که تا آخرین لحظۀ حیات خویش، حتی علیرغم کسالت جسمی، در بستر بیماری نیز به دنبال مطالعه و تحقیق بود، صدق نمیکند. اسناد و مدارک موجود، بهویژه یادداشتها و آثار منتشر نشدۀ استاد سیّد یونسی گواه متقنی بر این مدّعا است.
زمزمة تخریب ساختمان اوّلیه و قدیمی کتابخانۀ ملّی تبریز در محوطة تاریخی و باستانی ارک تبریز، وجین و امحاء بعضی از کتابهای کتابخانه در اوایل انقلاب اسلامی از ضربههای روحی بزرگی برای استاد میر ودود سیّد یونسی بود، زیرا کتاب و کتابخانه بهمثابۀ فرزندان این دانشمندان عاشق کتاب محسوب میشد. از طرفی فوت همسرش در سال ۱۳۵۸ و تنهایی، وخامت وضعیت جسمی و روحی استاد را رقم زد.
اوایل دیماه ۱۳۵۹ به علت سکتۀ قلبی در بیمارستان ایرانمهر تهران بستری گردید. بعد از بهبودی اندک علیرغم پافشاری برادرزادهاش «میر اردشیر» به ماندن و استراحت در تهران، روانۀ تبریز میشود تا اگر بتواند از کتابخانۀ خویش بهره گرفته و آثار و نوشتههایش را کامل کند، امّا یک هفته بعد از مراجعت به تبریز، مجدداً سکته میکند و در شانزدهم دی ۱۳۵۹ برای همیشه نقاب در خاک میکشد و زینتبخش وادی رحمت تبریز «بلوک ۷، ردیف ۷، شمارة ۳۶» میگردد. با درگذشت این دانشمند برجسته و فاخر، خطۀ آذربایجان و فرهنگ و هنر ایران عزادار و یکی از کاخهای علم و دانش فرو میریزد.
ایرج افشار (۱۳۸۲، ص ۴۵۶) مینویسد: «خبر وفاتش را دکتر عبّاس زریاب خویی با تأثّر و تأسّف بر بلندیهای کوهستان به دوستان گفت. یاد آن دوست فرهنگخواه در سینههای مردم عارف ماندگار است».
استاد کتابخانهای بسیار غنی داشت. دور تا دور سه باب از اتاقهای منزل مسکونیاش از کف تا سقف، قفسه و مملو از کتاب بود. او به کتابها احترام خاصی قائل بود و همیشه کتابهای امانتی را در اتاق مخصوصی میگذاشت و تردد به آن اتاق را کنترل مینمود تا مبادا آسیب ببیند. متأسفانه کتابخانۀ استاد تقسیم و پراکنده گردید.
ای کاش هر آنچه که از کتابخانۀ استاد باقیمانده جمع گردد و مجموعهای به نام ایشان در یکی از مراکز فرهنگی، ترجیحاً کتابخانۀ ملّی (مرکزی) تبریز شکل بگیرد، البته اهتمام و اقدام دستاندرکاران و فرهنگدوستان آذربایجان برای احیاء کتابخانۀ ایشان و کتابخانهای به نام ایشان، مهمترین رکن پیشنهاد نگارنده است.
علاوه بر این، برگزاری کنگرۀ بزرگداشتی همراه با فراخوان مقاله و تدوین ارجنامهای مفصل برای این دانشمند سختکوش، احیاء آثار چاپ نشده، مزیّن نمودن یکی از خیابانهای اصلی شهر تبریز، نام یکی از دانشکدههای دانشگاه تبریز و ... کم هزینهترین، ماندگارترین و تأثیرگذارترین فعالیت و اقداماتی است که مدیران علمی و فرهنگی استان آذربایجانشرقی میتوانند محقّق سازند.
آثار
۱. تالیفات (کتاب)
۱-۱. کتابهای درسی و دانشگاهی
۱. تعلیمات دینی برای کلاسهای دوّم و سوّم و چهارم دبستانها مطابق آخرین برنامۀ وزارت فرهنگ/ تألیف: سعیدپور، سلیم، سیّد یونسی، علیاری، غنینژاد. تبریز: کتابفروشی تهران، مهر ۱۳۳۷ [چاپخانۀ شفق]، ۲۲ ص.
۲. تعلیمات دینی برای کلاسهای پنجم و ششم دبستانها مطابق آخرین برنامۀ وزارت فرهنگ/ تألیف: سعیدپور، سلیم، سیّد یونسی، علیاری، غنینژاد. تبریز: کتابفروشی تهران، تیر ۱۳۳۷[چاپخانۀ شفق]، ۵۳ ص.
۳. تعلیمات دینی برای سال اوّل دبیرستانها/ تألیف آقایان: میر ودود سیّد یونسی، دکتر عبدالامیر سلیم، علیاری، علی غنینژاد. تبریز: کتابفروشی امید، شهریور ۱۳۳۶.
۴. تعلیمات دینی برای سال دوّم دبیرستانها مطابق آخرین برنامۀ وزارت فرهنگ/ تألیف آقایان: سلیم، سیّد یونسی، علیاری، غنینژاد. تبریز: کتابفروشی امید، چاپ دوم: شهریور ۱۳۳۶[چاپخانۀ شفق]، ۱۰۸ص.
۵. تعلیمات دینی برای سال سوّم دبیرستانها مطابق آخرین برنامۀ وزارت فرهنگ/ تألیف آقایان: سلیم، سیّد یونسی، علیاری، غنینژاد. تبریز: کتابفروشی امید، چاپ اوّل: شهریور ۱۳۳۵[چاپخانۀ شرکت سهامی چاپ کتاب آذربایجان]، ۱۱۲ ص.
۶. خودآموز عربی برای سال اوّل دبیرستانها/ تألیف میر ودود سیّد یونسی. تبریز: کتابفروشی سعادت، ۱۳۳۶.
۷. خودآموز عربی برای سال دوّم دبیرستانها/ تألیف میر ودود سیّد یونسی. تبریز: کتابفروشی سعادت، ۱۳۳۶.
۸. خودآموز عربی برای سال سوّم دبیرستانها/ تألیف میر ودود سیّد یونسی. تبریز: کتابفروشی سعادت، ۱۳۳۶.
۹. زبان عربی برای سال اوّل دبیرستانها/ تألیف میر ودود سیّد یونسی، علیاکبر شعارینژاد، دکتر رشید عیوضی. تبریز: کتابفروشی امید، چاپ اوّل: آبان ۱۳۳۴، چاپ دوّم: شهریور ۱۳۳۶.
۱۰. زبان عربی مجلّد دوّم برای کلاس دوّم دبیرستانها با تصویب اداره کل نگاش/ تألیف میر ودود سیّد یونسی، علیاکبر شعارینژاد، رشید جداری عیوضی. تبریز: کتابفروشی امید، چاپ دوّم: آبان ۱۳۳۴، چاپ سوّم: شهریور ۱۳۳۶[چاپخانۀ شفق]. ۸۷ ص.
۱۱. زبان عربی مجلّد سوّم برای کلاس سوّم دبیرستانها با تصویب اداره کل نگاش/ تألیف میر ودود سیّد یونسی، علیاکبر شعارینژاد، رشید جداری عیوضی. تبریز: کتابفروشی امید، آبان ۱۳۳۴، چاپ دوّم: شهریور ۱۳۳۶[چاپخانۀ شفق]. ۸۷ ص.
۱۲. قرائت عربی مطابق آخرین برنامۀ وزارت فرهنگ برای کلاسهای ادبی/ تالیف: سلیم، سیّد یونسی. تبریز: شهریور ۱۳۳۷، قسمت اوّل (برای کلاس چهارم ادبی): چاپ دوم: آبان ۱۳۳۸ [چاپخانۀ گراورسازی شعاری]، ۴۸ ص.
۱۳. قرائت عربی (سال ۴- ۵ ادبی)/ تألیف میر ودود سیّد یونسی. تبریز: کتابفروشی حقیقت، ۱۳۳۸.
۱۴. قرائت عربی (سال ۶ ادبی)/ تألیف میر ودود سیّد یونسی. تبریز: کتابفروشی حقیقت، ۱۳۳۸.
۱۵. قواعد عربی (سال چهارم و پنجم ادبی)/ تألیف میر ودود سیّد یونسی، عبدالامیر سلیم. تبریز: کتابفروشی سعادت، ۱۳۳۷.
۱۶. قواعد عربی (سال ششم ادبی)/ تألیف میر ودود سیّد یونسی، عبدالامیر سلیم. تبریز: کتابفروشی سعادت، ۱۳۳۷.
۱۷. سبکشناسی نظم/ درس سیّد یونسی. دانشگاه آذرابادگان، دانشکدۀ ادبیّات و علوم انسانی، نشریۀ شمارۀ ۳۲۳، سال تحصیلی ۵۵- ۱۳۵۴. قطع رحلی، ۱۳۳ص.
۱-۲. کتابهای غیر درسی
۱. راز در چاه گفتن. تبریز: چاپ شفق، اسفند ۱۳۴۱. ص ۵۳۵- ۵۵۸ [۲۴ ص].
مطالب این کتاب از: نشریۀ دانشکده ادبیّات دانشگاه تبریز، سال چهاردهم، شمارۀ چهارم است.
۲. برکة کلاسه. تبریز: چاپخانه شفق، اسفند ۱۳۴۰. ص ۴۵۷- ۴۸۵ [۲۹ ص].
مطالب این کتاب از: نشریۀ دانشکده ادبیّات تبریز، سال سیزدهم، شمارۀ سوّم است.
۲. فهرست نسخههای خطی
فهرست نسخههای خطی اهدایی شادروان حاج محمّد نخجوانی توسط میر ودود سیّد یونسی تدوین شده و در دو نوبت چاپ شده است. این فهرست به ترتیب حروف تهجّی و با نام کتاب تنظیم شده و برای هر نسخه به ترتیب اطّلاعاتی تحت عنوان (/مدخل): شمارۀ ردیف، شمارۀ دفتر، اسم کتاب، زبان، موضوع، اسم مولّف، زمان تألیف، فصول و ابواب، آغاز، انجام، نوع خط، کاتب، تاریخ تحریر نسخه، تعداد اوراق، نوع کاغذ، تعداد سطر، نوع جلد، اندازۀ جلد، آرایش و یادداشتهای تاریخی؛ ارائه شده است. چاپ اوّل در سه جلد بین سالهای ۱۳۴۸ الی ۱۳۵۳ توسط کتابخانه ملّی تبریز در چاپخانۀ شفق تبریز به شرح ذیل چاپ شده است:
۱. فهرست کتابخانۀ ملّی تبریز (جلد اوّل) کتب خطّی اهدائی مرحوم حاج محمّد نخجوانی؛ شامل: «۴۰۵ جلد» از الف – خ. تبریز: چاپخانۀ شفق، ۱۳۴۸[تیر]. بیست ص + ص ۱ – ۴۷۵.
در ابتدای این جلد، شیوه تنظیم فهرست از میر ودود سیّد یونسی و سه [مقدّمه] از: ۱) میر ودود سیّد یونسی، تیرماه ۱۳۴۸، ۲) سیّد حسن تقیزاده، طهران آذر ماه ۱۳۴۱ هجری شمسی و ۳) دکتر رضازاده شفق (طهران دیماه ۱۳۴۱) وجود دارد.
۲. فهرست کتابخانۀ ملّی تبریز (جلد دوّم) کتب خطّی اهدائی مرحوم حاج محمّد نخجوانی؛ شامل: «۴۰۵ جلد» از الف – خ. تبریز: چاپخانۀ شفق، ۱۳۵۰[آبان]. هشت ص + ص ۴۸۰ - ۹۲۹.
در ابتدای این جلد مقدّمۀ میر ودود سیّد یونسی، آبان ماه ۱۳۵۰، وجود دارد.
۳. فهرست کتابخانۀ ملّی تبریز (جلد سوّم) کتب خطّی اهدائی مرحوم حاج محمّد نخجوانی؛ شامل: «۵۳۵ جلد» از: ص – ی. تبریز: چاپخانۀ شفق، آبان ماه ۱۳۵۳. هفت ص + ص ۹۳۳ - ۱۵۲۵.
در ابتدای این جلد مقدّمۀ میر ودود سیّد یونسی و در انتها فهرست الفبایی اعلام: ۱) کتب: نام کتاب، صفحه و شماره، ۲) اشخاص، از صفحه ۱۴۲۱ الی ۱۵۲۵ تنظیم شده است.
چاپ دوّم این فهرستها در دو جلد با تهیّه، تنظیم و ویرایش دکتر هادی هاشمیان در سال ۱۳۹۳ توسط انتشارات ستوده تبریز به شرح ذیل چاپ شده است:
۱. فهرست نسخههای خطّی کتابخانۀ مرکزی تبریز: نسخههای اهدائی مرحوم حاج محمّد نخجوانی (الف – ز)؛ تالیف میر ودود سیّدیونسی؛ تهیّه و تنظیم ویرایش جدید: دکتر هادی هاشمیان. رر [۴۸]ص. و ص ۱ – ۷۶۹.
در ابتدای این جلد سه [مقدمه] از: ۱) صادق نجفی، شهردار کلانشهر تبریز، ۲) حسن خدایی، مدیرکل کتابخانههای عمومی استان آذربایجانشرقی و ۳) هادی هاشمیان، و نمایهها: ۱) کتابها: نام کتاب، صفحه و شماره، و ۲) اشخاص، وجود دارد.
۳. تصحیح، تحشیه و مقدمهنویسی
۱. دیوان فانی کرمانشاهی (گنج پهلوی)/ به تصحیح میر ودود سیّد یونسی. تبریز: کتابفروشی هلال ناصری، ۱۳۱۴ [مطبعۀ اسکندانی].
۲. روضهالکتاب و حدیقهالالباب [چاپ سنگی]/ تألیف ابوبکر بن الزکی المتطبب القونیوی الملقب بالصدر؛ به تصحیح و تحشیۀ میر ودود سیّد یونسی. [تبریز: دانشگاه آذرآبادگان، دانشکدۀ ادبیّات و علوم انسانی، موسسۀ تاریخ و فرهنگ ایران، فروردین ۱۳۴۹]: چاپخانۀ شفق. (موسسۀ تاریخ و فرهنگ ایران؛ شمارۀ ۱۳: سلسله متون فارسی: ۲). چهل و شش، ۴۵۶ ص.: نمونه.
این کتاب با استفاده از چهار نسخه: نسخۀ اهدایی محمّد نخجوانی و سه نسخه از ترکیه تصحیح و چاپ شده است.
۳. ساقینامه و مثنوی ریاضالفتوح اشراق/ اثر میرفتاح مراغی؛ با تعلیقات و حواشی میر ودود سیّد یونسی. تبریز: کتابفروشی امید، فروردین ۱۳۳۸[تبریز: چاپ اختر شمال]. ۱۲، ۵۲، [۳۵]، هفت ص.
نظر شما