سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۸
عالمی که با هنر و تاریخ ایران وارد گفت‌وگو می‌شد

آیت‌الله شبیری زنجانی، در زمره عالمانی بود که بخش بزرگی از عمر پر برکت خود را در حوزه علم و فقاهت گذراند و در این راه، به یکی از مراجع برجسته روزگار ما بدل شد، اما آنچه از ایشان در ذهن من مانده، فقط مقام علمی و مرجعیت نیست. تصویر مردی است که در عین دقت علمی، اهل شنیدن بود، در عین برخورداری از دانش فراوان، متواضع بود و در میان سخن از فقه و حدیث، می‌توانست با شعر و هنر و تاریخ فرهنگی این سرزمین نیز وارد گفت‌وگو شود.

سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- علیرضا تابش: نام و آوازه آیت‌الله العظمی سیدموسی شبیری زنجانی را از کودکی و نوجوانی در خانه شنیده بودم، در خلال گفت‌وگوهایی که به خاندان خاتمی، سال‌های طلبگی و مراودات استاد شاگردی در حوزه قم مربوط می‌شد. نام ایشان در آن خاطرات، همیشه با اخلاق، وسعت نظر، علم و فقاهت و البته با نوعی مَشی و سلوک متفاوت همراه بود.

عالمی که با هنر و تاریخ ایران وارد گفت‌وگو می‌شد
علیرضا تابش

سال‌ها بعد، در قم چند بار فرصتی پیش آمد که از نزدیک ایشان را ملاقات کنم. در یکی از دیدارها همراه با احمد مسجدجامعی و جمعی از دوستان و اصحاب فرهنگ و ادب، به دیدار این مرجع والاقدر رفتیم. گفت‌وگو از همان ابتدا در فضای معمول یک دیدار رسمی با یک مرجع تقلید نماند. سخن از شعر و اهل‌بیت(ع) بود ، از اینکه شعر چگونه می‌تواند در ایمان و رفتار مردم اثر بگذارد. بحث به قرآن و خوشنویسی کشید و نام برخی خوشنویسان و شیوه‌های کتابت قرآن به میان آمد. بعد هم صحبت از تکیه دولت، آیین‌های عزاداری، مفهوم زیارت و فرهنگ سوگواری امام حسین(ع) شد.

برای ما، مهم‌تر از موضوعات، شیوه حضور ایشان در آن گفت‌وگو بود. با دقت گوش می‌داد و وقتی وارد بحث می‌شد، سخنش از جنس اظهار فضل نبود. اطلاعات و خاطرات فراوان داشت، اما آنها را به رخ نمی‌کشید. نوعی آرامش و فروتنی در رفتار و گفتارش بود که با آن همه سال درس و تحقیق، طبیعی به نظر می‌رسید. شاید بعدها بهتر فهمیدم که این فقط یک برداشت شخصی از یک دیدار نبود.

عالمی که با هنر و تاریخ ایران وارد گفت‌وگو می‌شد
سید روح‌الله خاتمی

آیت‌الله شبیری زنجانی در خاطرات خود درباره مرحوم آیت‌الله سیدروح‌الله خاتمی نوشته است: «مرحوم حاج‌آقا روح‌الله خاتمی، انسان بسیار ممتازی بود.» بعد ماجرای فهرستی را نقل می‌کند که مسئولی برای کنار گذاشتن حدود بیست‌وپنج نفر نزد آقای خاتمی آورده بود. آقای خاتمی گفته بود تعداد درست نیست و باید بیست‌وهفت نفر باشد؛ چون «یکی هم من و شما» باید در این فهرست باشیم. معنای حرف روشن بود: اگر قرار است خطای دیگران دیده شود، کسی نباید خود را از دایره خطا و مؤاخذه بیرون بداند.

این خاطره را آیت‌الله شبیری از میان انبوه خاطراتی که از آیت‌الله سید روح الله خاتمی داشته، به یاد سپرده و نقل کرده است. برای من جالب است که از یک عالم، در حافظه یک فقیه، چنین تصویری مانده است؛ تصویری از انصاف، مدارا و بی‌استثنا دانستن خویش.

بیان خاطره ای دیگر، از رابطه آیت‌الله شبیری با طلبه جوانش در حوزه علمیه قم ، سید محمد خاتمی، که به سال‌های بسیار دورتر برمی‌گردد، خالی از لطف نیست.

در سال ۱۳۸۵، هنگام سامان دادن کتابخانه شخصی سیدمحمد خاتمی، میان کتاب‌های قدیمی به نامه‌ای برخوردم. رنگ کاغذ نامه، تا جایی که به یاد دارم، آبی‌رنگ بود. نامه از آیت‌الله شبیری بود و برای محمد خاتمی جوان، با خطی خوش نوشته شده بود؛ از سال‌های طلبگی او در قم.

آنچه از مضمون نامه در ذهنم مانده، تمجید استاد از استعداد علمی و فکری شاگردش بود. تعبیری هم داشت که برایم ماندگار شد؛ به این مضمون که همان‌طور که کریستف کلمب قاره آمریکا را کشف کرد، او نیز محمد خاتمی را در حوزه کشف کرده است.

سال‌ها از آن روز گذشته است. شاید امروز بیش از آن زمان، معنای این جمله را می‌شود فهمید. استاد، در طلبه‌ای جوان چیزی دیده بود که هنوز برای بسیاری آشکار نشده بود. بعدها مسیر زندگی هر دو متفاوت و پرفرازونشیب شد، اما آن رابطه استاد و شاگرد و تواضع همیشگی آقای خاتمی نسبت به استادش، در حافظه باقی ماند.

وقتی خبر رحلت آیت‌الله شبیری زنجانی (ره) را شنیدم، این خاطرات در ذهنم کنار هم قرار گرفت،شاید برای شناخت یک عالم، همیشه نباید فقط سراغ رساله عملیه و کتاب و درس او رفت. گاهی می‌توان او را از آدم‌هایی شناخت که درباره‌شان سخن گفته، از شاگردانی که تربیت کرده، از خاطراتی که برایش مانده و از شیوه‌ای که با مردم و با اهل فرهنگ سخن گفته است.

آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی، در زمره عالمانی بود که بخش بزرگی از عمر پر برکت خود را در حوزه علم و فقاهت گذراند و در این راه، به یکی از مراجع برجسته روزگار ما بدل شد، اما آنچه از ایشان در ذهن من مانده، فقط مقام علمی و مرجعیت نیست. تصویر مردی است که در عین دقت علمی، اهل شنیدن بود، در عین برخورداری از دانش فراوان، متواضع بود و در میان سخن از فقه و حدیث، می‌توانست با شعر و هنر و تاریخ فرهنگی این سرزمین نیز وارد گفت‌وگو شود.

رحلت چنین عالم فرزانه‌ای، برای حوزه علمیه قم و جامعه علمی و دینی شیعه، فقدانی بزرگ است و آغاز دوره‌ای است که باید میراث علمی و اخلاقی این فقیه والامقام را بهتر شناخت و پاس داشت.

خداوند متعال آن مرجع عالی‌قدر را مشمول رحمت واسعه خویش فرماید و به حوزه‌های علمیه، شاگردان و ارادتمندان ایشان توفیق دهد که آنچه از دانش، دقت، اخلاق و سلوک او به یادگار مانده است، محفوظ بماند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها