به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مهدیس میرزائی اعتمادی: مجله گواه در تازهترین شماره خود با نگاهی تاریخی- اجتماعی به بازخوانی بخشهایی از تاریخ معاصر ایران پرداخته و با محور قرار دادن موضوعاتی چون کارنامه پهلوی، کودتای 28 مرداد، ساواک، تحولات اجتماعی، طبقه کارگر و مناقشات تاریخنگارانه، تلاش کرده است میان روایت گذشته و مسائل جامعه امروز پیوند قرار دهد.
هفتمین شماره فصلنامه «گواه» به صاحب امتیازی مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است. نشریهای که خود را صرفاً مجلهای برای ثبت و روایت رویدادهای روز نمیداند. گواه چنانکه در معرفی خود تاکید دارد، گواهی است بر وقایع سیاسی، اجتماعی ایران، در واکنش به اتفاقات روز؛ شاهدی است که به شالودهشناسی حیات اجتماعی ایران میپردازد؛ مرورگر تاریخی است که نظر به آیندهای روشن دارد و در دام شرح وقایع گذشته گرفتار نمیماند.
همین رویکرد، در شماره هفتم نیز خود را در انتخاب موضوعات و نحوه پرداخت به آنها نشان می دهد. گواه در این شماره از تاریخ سیاسی و ساختارهای قدرت در ایران تا تحولات اجتماعی ومساله تاریخنگاری را دنبال میکند و تلاش دارد در کنار روایتهای تاریخی، اسناد، خاطرات ، تحلیلها و خوانشهای متفاوت از گذشته را نیز پیش روی مخاطب قرار دهد.
یکی از محورهای این شماره بررسی کارنامه پهلوی و سلطنت طلبی در بحرانهای ایران است؛ پروندهای که با نگاهی برخی از رویدادها، رخدادها و شخصیتهای اثرگذار دوره پهلوی، نسبت میان تجربه تاریخی حکومت پهلوی و روایتهای امروز از آن را مورد توجه قرار میدهد.
در بخش «داستان جلد» مطلبی با عنوان «عاقبت کودتاچی» به روایت ماجرای کودتا و سرنوشت سیاسی فضلالله زاهدی اختصاص دارد. این بخش با بازخوانی رخدادهای پس از کودتای 28 مرداد 1332 و مسیر زندگی سیاسی زاهدی تا پایان عمر، تلاش میکند یکی از چهرههای مهم تاریخ سیاسی ایران را در بستر تحولات پس از کودتا بررسی کند. حضور اسناد و روایتهای تاریخی در این بخش، بروجه مستند و پژوهشی مجله تاکید دارد: «سرکوب، برخورد، اختناق و کودتا» مجموعه اصطلاحاتی است که اگر در تاریخ ایران دوران پهلوی دوم نظر کنیم احتمالاً ما را به یک نام هدایت میکند و آن هم «فضلالله زاهدی» است. شخصیتی که نامش یادآور دهه 30، دشمنیها با دولت محمد مصدق و کودتای 28 مرداد 1332 است. چهره نظامی که توانست با طرحریزی کودتا علیه دولت مصدق، ملیگرایان را گوشهنشین کند، خود بر مسند نخستوزیری تکیه زند و ناجی تاج و تخت محمدرضا پهلوی شود. البته که دولتش آنطور که انتظار داشت با دوام نبود و کمتر از دو سال بعد در 16 فروردین 1334 با اصرار و تاکید شاه مجبور به استعفا شد: «زاهدی، کودتاگری که زندگی پرفراز و نشیبی داشت و حیاتش مقارن با رخدادهای مهم تاریخ معاصر از جنگ جهانی گرفته تا کودتای رضاخانی و به شاهی رسیدن محمدرضا و ... بود. زاهدی مسیری را به تصویر می کشید و هر لحظه به دنبال تامین رضایت شاه و بالادستیهایش بود. در پایان مسیر زندگی سیاسی(بنابر ادعاهایی) روشی متفاوت برگزید. روشی که عملا موجب عدم رضایت شاه از عملکرد او شد.»
اما پرونده ویژه این شماره با عنوان « متهم بزرگ سقوط» به یکی از مهمترین نهادهای امنیتی حکومت پهلوی، یعنی ساواک، اختصاص دارد. این پرونده از زوایای مختلف به تاریخ و عملکرد ساواک میپردازد؛ از مناسبات آن با سرویسهای اطلاعاتی خارجی گرفته تا کارنامه این سازمان از تاسیس تا انحلال و تاثیر عملکرد آن بر فضای سیاسی و فرهنگی کشور. این پرونده در نهایت با طرح عنوان متهم بزرگ، نقش ساواک در تضعیف و فروپاشی نظام سلطنتی را به بحث میگذارد و میکوشد جایگاه این سازمان را در مجموعه عوامل منتهی به انقلاب 1357را بازخوانی کند.
این فصلنامه در کنار تاریخ سیاسی، به سراغ لایههای اجتماعی تاریخ معاصر رفته است. در بخش «در ساحت اجتماع» موضوع خودآگاهی کارگر ایرانی و شکلگیری طبقه کارگر در ایران را بررسی شده است. موضوعی که امکان مطالعه تحولات اجتماعی ایران را از زاویهای متفاوت فراهم میکند و نسبت میان شکلگیری طبقات اجتماعی، تحولات تاریخی و تغییرات جامعه ایرانی را مورد توجه قرار میدهد.
در بخش یادنامه «ناگفتههای دو سردار» نیز خاطرات منتشر نشدهای از شهیدان شیرازی و تنگسیری بازخوانی شده است. بخشی که در کنار سایر مطالب وجه خاطره محور و مستند مجله راپررنگتر میکند و به سراغ روایتهایی میرود که کمتر در معرض دید مخاطب قرار گرفتهاند: «عهد کردم عملیات برون مرزی نروم! [پاسدار علیرضا تنگسیری] این آخرین عملیات برون مرزی بود که من انجام دادم، بعد از آن با خودم عهد بستم که دیگر عملیات برون مرزی انجام ندهم. اطلاعات بودم، اما برونمرزی نرفتم. عملیات برونمرزی ایمان بالا و رشادت عجیبی میخواست که من در خودم نمی دیدم. بعد از آن در عملیاتهای زمینی میرفتم. در عملیات فتحالمبین مسئول گروهان بودم. در عملیات بیت المقدس جانشین گردان بودم. در عملیات رمضان هم بودمُ اما مسئولیتی نداشتم. در عملیات خیبر هم مسئول گردان بودم. ... عملیات خیبر اولین عملیاتی بود که رفتم نیروی دریایی و در ناوتیپ کوثر بودم و قبل ز آن در والفجر مقدماتی.»
همچنین بخش دیگری از این فصلنامه به یکی از مناقشات مهم فکری درباره تاریخ ایران، یعنی تاریخنگاری سید جواد طباطبایی اختصاص دارد.
نظر شما