پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
دلبستگی بی‌پایان بدخشانی به تاریخ و هویت این سرزمین

دغدغه مدام بدخشانی بر ضروت تداوم همکاری با مؤسسه مطالعات اسماعیلی درخور توجه بود. او در واپسین روزهای حیاتش، خبر ثبت جهانی قلعه الموت را که آرزوی دیرینه‌اش بود، شنید و شادمانی‌اش در آن لحظات، گواه عشق بی‌پایانشان به تاریخ و هویت این سرزمین بود.

سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: یکصد و نوزدهمین محفل ماهانه و دوستانه مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب، موسوم به چهارشنبه‌های دیدار چهارشنبه، ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ در سالن کتابخانه این مؤسسه برگزار شد. این جلسه به یادبود سید جلال حسینی بدخشانی، پژوهشگر برجسته فلسفه اسلامی و مطالعات اسماعیلی اختصاص داشت.

دلبستگی بی‌پایان بدخشانی به تاریخ و هویت این سرزمین
اکبر ایرانی

در ابتدای نشست اکبر ایرانی، مدیر عامل مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب به زندگینامه و کارنامه علمی او پرداخت و گفت: سید جلال حسینی بدخشانی، پژوهشگر برجسته فلسفه اسلامی و مطالعات اسماعیلی در دیزباد نیشابور در خانواده‌ای فرهنگی به دنیا آمد. او تحصیلات اولیه خود را در شهر مشهد گذراند و دوره‌های لیسانس و فوق‌لیسانس را نیز در مشهد ادامه داد. در اولین دوره ارشد دانشکده الهیات از محضر استاد سید جلال‌الدین آشتیانی فلسفه و حکمت اسلامی را فراگرفت. چندی معاون مدیر کتابخانه مرکزی دانشگاه فردوسی مشهد شد. سپس به لندن رفت و به عنوان کتابدار در مؤسسه مطالعات اسماعیلی شروع به کار کرد و در آنجا به تدریس علوم قرآنی و الهیات مشغول شد. در همان زمان برای ادامه تحصیل به دانشگاه آکسفورد رفت. استاد راهنمای او پرفسور ویلفرد مادلونگ بود و دکترای خود را در فلسفه اسلامی گرفت و تخصص خود را روی آثار اسماعیلی خواجه نصیرالدین طوسی بنا نهاد. موضوع رساله دکتری او تصحیح متن روضه تسلیم بود.

او در سال ۱۹۷۹ مجدداً به لندن بازگشت و برای راه‌اندازی کتابخانه مؤسسه مطالعات اسماعیلی به آن مؤسسه دعوت و سپس عضو هیأت علمی آن مؤسسه شد. بدخشانی، با اقدامات خود پلی استوار میان فرهنگ ایرانی و پژوهش‌های بین‌المللی ایجاد کرد. برخی آثار فلسفی خواجه نصیرالدین طوسی را تصحیح و بعضاً به انگلیسی ترجمه کرد. از جمله تصحیح و ترجمه انگلیسیِ «سیر و سلوک» و «روضه تسلیم» نصیرالدین طوسی و نیز تصحیح و ترجمه سه رساله طوسی (آغاز و انجام، تولا و تبرا، و مطلوب المؤمنین) از منشورات میراث مکتوب، که هر یک گوهر گرانبهایی است که از تیزبینی و ژرف‌نگری این محقق فقید حکایت دارد.

از خدمات دیگر او، مشارکت در انتشار آثار ارزشمندی چون زادالمسافر، استاد بشر، شرح اشارات خواجه طوسی، اثبات عقل مجرد، کتاب المباحث و الشکوک، علی‌نامه، تفسیر شهرستانی، جامع‌التواریخ(بخش اسماعیلیان) و مساعدت در دریافت تصویر نسخه خطی «دستور المنجمین» (کتابت ۵۰۰ هجری) از کتابخانه ملی فرانسه که چاپ عکسی آن توسط مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب با مقدمه انگیسی او انجام شد و دریچه‌ای نو به تاریخ اسماعیلیان گشود.

دستورالمنجمین نخستین کتابی است که در الموت یعنی ۱۱ سال پیش از فوت حسن صباح نوشته شده و این اثر به خط مؤلف آن است و خوشبختانه در دانشگاه پاریس محفوظ مانده و اگر پیگیری دکتر بدخشانی نبود، حصول به این نسخه ممکن نمی‌شد. مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب به لطف بدخشانی و حمایت دکتر فرهاد دفتری تاکنون حدود بیست اثر از آثار خواجه نصیر طوسی، عبدالکریم شهرستانی، ناصر خسرو و... را با همکاری و مشارکت مؤسسه مطالعات اسماعیلی در لندن منتشر کرده‌ است. این همکاری برکاتی هم داشته، از جمله موجب شد که مؤسسۀ انتشارات بریل در لیدن (هلند) با میراث مکتوب قرارداد توزیع آثار و منشوراتش را منعقد کند. و دکتر بدخشانی در وقت امضای قرارداد همکاری با بریل حضور فعال داشت.

اثر دیگر دکتر بدخشانی تصحیح دیوان قائمیات است که بیشترین اشعار آن سروده حسن محمود کاتب از سرایندگان اسماعیلی مذهب سده هفتم هجری است. این دیوان که با مقدمه مفصل استاد شفیعی کدکنی منتشر شد، از جمله آثار نویافته‌ای است که ظهور آن در عرصه نشر برای فرهنگ ایرانی و زبان فارسی یک واقعه بزرگ ادبی به‌شمار می‌رود، به‌گونه‌ای که در میان ادبیات منظوم اسماعیلی تنها می‌توان آن را با دیوان ناصرخسرو مقایسه کرد.

شاید ارزشمندترین میراث دکتر سیدجلال حسینی بدخشانی، ایجاد پیوند نهادینه میان مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب و مؤسسه مطالعات اسماعیلیه در لندن باشد. این همکاری به انتشار تحقیقات نخبگان ایرانی و رساله‌های دکتری فارسی دانشجویان علاقه‌مند به تاریخ فاطمیان مصر و اسماعیلیان ایران انجامید. خدمت ارزشمند دیگر دکتر بدخشانی زمینه‌ساز چاپ نسخه انگلیسی دایرةالمعارف بزرگ اسلامی تا جلد ششم شد.

در طول ۲۵ سال آشنایی با زنده‌یاد دکتر بدخشانی این نیکبختی را داشتم که در سفرهای متعددی در خدمت او باشم. سفر به دیزباد زادگاهش، بارها به مشهد و بعد به تربت جام و الموت و تبریز، دامغان و تاجیکستان و... و از دانش و تجارب او بسیار آموختم. حسن خلق و فروتنی و بی‌ریایی و عدم تعلق به مادیات و خوش‌رویی از اوصاف نیک او بود. او از بانیان انجمن پیوند در تاجیکستان بود و برای تقویت ارتباطات جوامع فارسی‌زبان کوشش بسیار کرد. از این رو سهم او در گسترش زبان فارسی/تاجیکی درخور تحسین است. به همین دلیل امام علی رحمان رئیس جمهور تاجیکستان و دیگر مقامات فرهنگی و سیاسی برای او احترام خاص قائل بودند و تلاش او را در تقویت وحدت ملی تاجیکستان ارج می‌نهادند.

حضور بدخشانی در جشن سی‌سالگی میراث مکتوب در تهران، خاطره‌انگیز بود و دفتر یادگاری آن روز که اکنون به یادبود بدل شد، با قلم شیوای خود چنین نوشت: «بعضی از خاطرات کودکی، نمی‌دانم به چه دلیل، هرگز فراموش نمی‌شوند. در دوره دبستان معلمی داشتیم که اصرار داشت هر قرن سی سال است و هر کس تا سی سالگی زنده بماند عمرش طولانی می‌شود، حال آنکه هر قرن صد سال است و به همین دلیل برای تبریک سی‌سالگی میراث مکتوب که امیدوارم عمرش طولانی شود به عرض می‌رسانم «صد سال به این سال‌ها».

دغدغه مدام او بر ضروت تداوم همکاری با مؤسسه مطالعات اسماعیلی درخور توجه بود. چه خوش‌ ایامی بود که در واپسین روزهای حیات پربرکتشان، خبر ثبت جهانی قلعه الموت را که آرزوی دیرینه‌شان بود، شنیدند و شادمانی‌شان در آن لحظات، گواه عشق بی‌پایانشان به تاریخ و هویت این سرزمین بود. یادش گرامی و نام و آثارش ماندگار. جامعه علمی ایران، همیشه وامدار زحمات بی‌ریای آن یگانه نسخه‌پژوه است.

دلبستگی بی‌پایان بدخشانی به تاریخ و هویت این سرزمین
مقصود فراستخواه

تأملی در ایران و فلسفه میان نسل‌ها و دیدارها

سپس مقصود فراستخواه نیز درباره موضوعی با عنوان «تأملی در ایران و فلسفه میان نسل‌ها و دیدارها» سخن گفت و با اشاره به نکته‌ای که همواره بدخشانی بر آن تأکید می‌کرد، سخنانش را آغاز کرد و گفت: استاد بدخشانی می‌گفت ملتی که بتواند از تمدن‌های مختلف بیاموزد، خود متمدن است.

سپس ادامه داد: تمدن ایران، تمدن ارتباطی، تمدن ترکیب و تمدن تنوع و خلاقیت است. در ایران دشواری‌های نهادی بوده و در این دشواری‌ها، یک نهاد همچنان دوام آورده است. خرد ایرانی این استعداد را داشته که می‌توانسته بخشی از این ناپایداری‌ها را جبران کند. امر اجتماعی در ایران دوام بیشتری داشته است.

ایرانی‌ها در میانه رویدادها دوباره آغاز می‌شدند. به‌طور کلی در مدرنیته اروپایی این مسئله را می‌بینید و همین مسئله باعث شده که ایران از میانه رویدادها دوباره آغاز شود. ایران از کشورهایی است که می‌تواند دوباره از نو شروع کند و راز آن، همان ربط‌ها بوده است. بدخشانی نیز به این مسئله و ربط‌ها اشاره کرده است.

در اسطوره‌های ایرانی یا اقلیم جهانی که تصویر می‌شود، سرزمین ایران اقلیم حیاتی تعریف شده است که می‌توانسته با اقلیم‌های گوناگون ارتباط داشته باشد. وقتی نهضت ترجمه اتفاق می‌افتد، در فضای ترجمه و در میان‌بودگی، داستان ایران از میانه رویدادها آغاز می‌شود یا به نوعی می‌توان گفت ایران از میانه رویدادها آغاز مکرر می‌شود.

ابن‌سینا چهل بار مابعدالطبیعه ارسطو را خواند و بار آخر، با خواندن مقاله «فی اغراض مابعدالطبیعه» فارابی، به یک فهم جدی می‌رسد. شهرت اصلی این رساله به خاطر گره‌گشایی بزرگی است که در فهم فلسفه ارسطو ایجاد کرد. ابن‌سینا در زندگی‌نامه خودنوشتِ خود نیز نقل می‌کند که کتاب مابعدالطبیعه ارسطو را ۴۰ بار خوانده و همه آن را حفظ کرده بود، اما همچنان هدف و مقصود ارسطو را درک نمی‌کرد تا اینکه به‌طور اتفاقی این رساله کوچک فارابی را خریداری کرد و با مطالعه آن، قفل فهم مابعدالطبیعه ارسطو برای او گشوده شد.

فلسفه اشراق خود یک ترکیب است و از حکمت خسروانی تا به این سو، چقدر در میان‌بودگی شکل گرفته است. فارابی تلاش می‌کند میان دو حکیم، دیدار و ضیافت معرفت فراهم کند. فارابی در کتاب معروف خود به نام «الجمع بین رأیی الحکیمین» (جمع میان آرای دو فیلسوف)، تمام تلاش خود را به کار می‌بندد تا میان اندیشه‌های دو حکیم بزرگ یونان باستان، یعنی افلاطون و ارسطو، سازگاری و آشتی برقرار کند.

جهان خصیصه ارتباطی دارد و در ربط چیزهای دیگر می‌توان آن را بیشتر درک کرد. منطقه سیاسی شرایط امکان برای حضور در امر غایب را فراهم می‌کند؛ چیزی بیشتر از خواندن و نوشتن تنهایی در میدان بود و آن محضرها، حلقه‌ها و دیدارها بود که توانسته معرفت ایرانی را توسعه دهد.

فضای دیدار صرفاً خصیصه شناختی نداشت، مغناطیسی در فضای ربط بود. چشم‌ها همدیگر را می‌دید؛ «تو را می‌بینم»؛ اینجا به جای اینکه نادیده بمانی. احساس می‌کنم به جای آنکه سرد و بی‌تفاوت باشم و در آن نحله‌های مختلف وجود دارد. دیدار مهم است و ما در چهره دیگری اقتضای اخلاقی می‌بینیم که می‌گوید مرا نادیده نگیر و به من گوش بده. هرچه ضریب تحولات در فرهنگ و جامعه بالاتر باشد، خصیصه رویدادی بیشتر می‌شود.

نسل ایرانی در تحول بزرگی است و نسل‌ها بسیار متنوع شده است. اگر تا امروز ایران توانسته به‌رغم تمام تاریخ پرحادثه‌ای که داشته دوام بیاورد، خرد در آن خلاقیت‌هایی بوده که نظم‌هایی را در خود حفظ کنند و به نسل بعدی انتقال بدهند. ما از طریق فراهم کردن فضای نهادها و رویدادهایی که ایجاد می‌کنیم، می‌توانیم فضاهای دیدار را فراهم بیاوریم و با دیدگاه‌های مختلف با هم گفت‌وگو کنند و نکته اصلی آن، در میان بودن است که جنبه عاطفی دارد و می‌تواند غنای ترکیبی ایران را فراهم کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها