سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- سید حسین امامی، دانشجوی دکترای جامعه شناسی سیاسی؛ انتشار کتاب نظام تاریخی جامعه ایران نوشته آن کاترین سواین فورد لمتن(ای.ک.س لمبتن) با ترجمه و تدوین یعقوب آژند بار دیگر نام یکی از مهمترین ایرانشناسان سده بیستم را در فضای فکری و دانشگاهی ایران مطرح کرده است؛ پژوهشگری که بخش مهمی از اعتبار خود را نه صرفاً از مطالعه کتابخانهای، بلکه از حضور مستقیم در جامعه ایران، سفر به مناطق مختلف و مشاهده زندگی اجتماعی و اقتصادی مردم به دست آورد. لمبتن در شمار ایرانشناسانی است که مطالعه ایران را از سطح تاریخ سیاسی و سلسلههای پادشاهی فراتر برد و به ساختارهای اجتماعی، مالکیت زمین، مناسبات روستا، نظام مالیاتی، روابط مالک و زارع و سازمان سیاسی و اداری جامعه ایران پرداخت.

نام لمبتن در ایران بیش از همه با کتاب مالک و زارع در ایران شناخته شده است؛ اثری کلاسیک درباره نظام مالکیت زمین و مناسبات میان مالکان و دهقانان که نخستین بار در سال ۱۹۵۳ منتشر شد. این اثر یکی از پژوهشهای بنیادی درباره تاریخ اجتماعی و اقتصادی ایران به شمار میرود و تحول نظام زمینداری، ساختار روستا، شیوههای اخذ مالیات، حقوق مالکیت، روابط مالک و زارع و دگرگونیهای این نظام را در دورهای طولانی بررسی میکند. منابع دانشگاهی نیز «مالک و زارع در ایران» را از آثار اصلی لمبتن و از مهمترین مطالعات او درباره تاریخ زمین و درآمدهای ارضی ایران معرفی کردهاند.
اهمیت کار لمبتن در این بود که او برای شناخت جامعه ایران تنها به اسناد رسمی، کتابهای تاریخی و متون دیوانی اکتفا نکرد. او به سراغ مناطق روستایی و جوامع محلی رفت و تلاش کرد ساختار واقعی زندگی ایرانیان را از نزدیک مشاهده کند. در پژوهشهای میدانی خود حتی به مناطق دورافتاده ایران سفر کرد و بنا بر گزارش منابع دانشگاهی، گاه با اسب و شتر، گاه پیاده و حتی با دوچرخه به مناطق مورد مطالعه میرفت. همین حضور میدانی گسترده به او امکان داد تا درباره مناسبات اجتماعی و اقتصادی روستاها اطلاعاتی به دست آورد که صرفاً از خلال منابع مکتوب قابل دستیابی نبود.
این وجه از زندگی علمی لمبتن شاید یکی از جذابترین بخشهای شخصیت او باشد. او زنی انگلیسی از خانوادهای اشرافی بود، اما برخلاف تصویری که ممکن است از یک پژوهشگر دانشگاهی متعلق به چنین طبقهای در ذهن داشته باشیم، زندگی علمی خود را تا حد زیادی با سادگی، مشاهده مستقیم و حضور در میدان پژوهش پیوند زد. گزارشهای دانشگاهی از علاقه عمیق او به روستاهای ایران و زندگی مردم عادی حکایت دارد. سفرهای او به مناطق روستایی، بهویژه در اطراف اصفهان و نواحی مرکزی ایران، بعدها پایه بخش مهمی از تحقیقاتش درباره ساختار اجتماعی و اقتصادی ایران شد.
لمبتن در سالهای ۱۹۳۶ و ۱۹۳۷ درباره مناطق میمه و جوشقان مطالعات اجتماعی و اقتصادی انجام داد و اطلاعات منحصربهفردی درباره زندگی روستایی و مناسبات اقتصادی این مناطق گردآوری کرد. دانشنامه ایرانیکا این بررسی را از منابع مهم برای شناخت ساختار اجتماعی و اقتصادی روستاهای ایران در دورهای میداند که تحولات حکومت رضاشاه در حال تغییر چهره جامعه بود. دادههای این مطالعات بعدها در کتاب «مالک و زارع در ایران» نیز مورد استفاده قرار گرفتند.
از این منظر، اهمیت مالک و زارع در ایران تنها در اطلاعاتی نیست که درباره زمین و کشاورزی ارائه میکند. این کتاب در واقع تلاشی برای فهم یکی از بنیادیترین لایههای جامعه تاریخی ایران است. جامعهای که برای قرنهای طولانی بخش عمده جمعیت آن در روستاها زندگی میکردند و زمین، آب، مالیات و مناسبات میان مالک و زارع نقشی تعیینکننده در زندگی اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی آن داشت. بنابراین بدون شناخت نظام زمینداری، فهم بسیاری از تحولات تاریخ ایران دشوار است. منابع مربوط به این اثر نیز بر همین پیوند میان مالکیت زمین، طبقات روستایی، مالیات و ساختار اجتماعی ایران تأکید دارند.
کتاب نظام تاریخی جامعه ایران نیز در همین چارچوب اهمیت پیدا میکند. لمبتن را نمیتوان صرفاً تاریخنگاری دانست که به ثبت رویدادها پرداخته است. بخش مهمی از پروژه فکری او تلاش برای فهم نظام اجتماعی و تاریخی ایران بود؛ اینکه قدرت چگونه در جامعه توزیع میشد، زمین چه نقشی در شکلگیری طبقات اجتماعی داشت، دولت چگونه منابع خود را تأمین میکرد، روستا چگونه سازمان مییافت و مناسبات میان دولت، زمینداران، دهقانان، نهادهای دینی و گروههای اجتماعی چگونه در طول زمان تغییر میکرد.
اهمیت لمبتن برای مطالعات ایران دقیقاً در همین نگاه ساختاری است. او به جای اینکه تاریخ ایران را صرفاً مجموعهای از تغییر سلسلهها و جنگها و پادشاهان ببیند، به سراغ ساختارهای ماندگارتری رفت که در زیر سطح رویدادهای سیاسی عمل میکردند. به همین دلیل آثار او هنوز برای پژوهشگران تاریخ اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ایران اهمیت دارند. فهرست آثار و منابع دانشگاهی نیز نشان میدهد که حوزه فعالیت او بسیار گسترده بود و از زمینداری و اصلاحات ارضی تا جامعه اسلامی، حکومت در ایران دوره میانه و تاریخ ایران دوره قاجار را دربر میگرفت.
با این همه، مطالعه لمبتن بدون توجه به جایگاه سیاسی او نیز ممکن نیست. او در فاصله سالهای ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ وابسته مطبوعاتی سفارت بریتانیا در تهران بود و در عرصه سیاسی نیز ارتباطاتی با دستگاه سیاست خارجی بریتانیا داشت. از همین رو آثار و زندگی او همواره در معرض بحث و نقد قرار گرفته است. برخی پژوهشگران، میان نقش سیاسی او و کار ایرانشناسیاش تمایز میگذارند و معتقدند ارزش پژوهشهای او، بهویژه در حوزه تاریخ اجتماعی و زمینداری، مستقل از آن سابقه سیاسی است؛ در مقابل، برخی دیگر بر ضرورت خواندن آثار او با در نظر گرفتن زمینه سیاسی و مناسبات قدرت زمانه تأکید میکنند.
اما حتی با در نظر گرفتن این نقدها، دشوار است بتوان نقش لمبتن را در ایرانشناسی قرن بیستم نادیده گرفت. او از جمله پژوهشگرانی بود که کوشید ایران را نه فقط از پشت میز دانشگاه و از خلال کتابها، بلکه از نزدیک و در تماس با مردم، روستاها و ساختارهای اجتماعی آن مطالعه کند. همین ویژگی است که داستان سفرهای او در ایران، از جمله سفر با دوچرخه به مناطق مختلف، را فراتر از یک روایت جذاب زندگینامهای قرار میدهد؛ این سفرها بخشی از روش پژوهشی او بودند.

شاید مهمترین میراث لمبتن نیز همین باشد: برای فهم تاریخ یک جامعه، گاهی باید از پایتخت و دربار فاصله گرفت و به سراغ روستا، زمین، آب، مالیات، مناسبات خانوادگی و زندگی روزمره رفت. «مالک و زارع در ایران» و اکنون «نظام تاریخی جامعه ایران» را میتوان در همین چارچوب خواند؛ آثاری که تلاش میکنند نشان دهند تاریخ ایران فقط تاریخ شاهان و دولتها نیست، بلکه تاریخ ساختارهای اجتماعی و اقتصادی عمیقی است که زندگی میلیونها ایرانی را در طول قرنها شکل دادهاند.
از این حیث، بازخوانی آثار آن لمبتن در ایران امروز نیز صرفاً یک بازگشت تاریخی نیست؛ فرصتی است برای بازاندیشی درباره شیوه شناخت جامعه ایران. پژوهشگری که برای شناخت جامعه به میدان میرفت، در روستاها میماند و حتی در مسیرهای دشوار با دوچرخه و دیگر وسایل ساده سفر میکرد، در نهایت آثاری برجای گذاشت که هنوز بخشی از ادبیات مرجع در مطالعه تاریخ اجتماعی و اقتصادی ایران محسوب میشوند.
نظر شما