سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_ مهدیس میرزائی اعتمادی: کتاب «عملیات عطش» از مجموعه خاطرات شفاهی، نوشته جواد کلاته عربی و منتشر شده در انتشارات 27 بعثت، روایتی مستند از نبرد تنگه ابوقریب ارائه میدهد. این کتاب حاصل ۵۰جلسه و بیش از ۷۰ ساعت گفتوگو با رزمندگان حاضر در صحنه عملیات تنگه ی ابوقریب است که فضای پراضطراب و دشوار نبرد را بازسازی میکند.
مولف تلاش کرده بدون اغراق، سختیها، گرمای طاقت فرسا، تشنگی و لحظات تصمیمگیری رزمندگان را از زبان شاهدان بازگو کند. حضور گردان عمار در پدافندی شاخ شمیران، حضور در تهران و دوکوهه، خبر حمله به فکه و عین خوش، آماده سازی و حرکت گردان، معطلی پشت پل نادری، عبور گروهان رجایی از خط عراقی ها، درگیری در تنگه، عقب نشینی و تفحص از جمله روایتهایی است که در کتاب به آن پرداخته شده است.
وقتی تصویر نیست، اسناد روایت می کنند
از ویژگیهای این اثر، استفاده از منابع معتبر مانند صحیفه امام خمینی (ره)، آرشیو انتشارات بعثت، مرکز اسناد انقلاب اسلامی و آرشیوهای شخصی رزمندگان است که به اثر، اعتبار بیشتری بخشیده است. هرچند تصاویر ثبت شده از زمان خود عملیات در دسترس نبوده، عکسهای کتاب از دورهها و موقعیتهای دیگر، برای آشنایی مخاطب با چهرههای گردان عمار انتخاب شدهاند.
به گفته مولف کتاب، فیلمی بیست و شش دقیقهای بسیار ارزشمندی از جریان تفحص شهدای این عملیات و تنها یک هفته بعد از ماجرا ضبط شده است که این تصاویر توانسته شرایط انجام عملیات، موقعیت تنگه و نحوه شهادت رزمندگان مظلوم گردان عمار را به تصویر بکشد. این موضوع حکایت از تاثیر عکسها، فیلمها و آرشیو موجود است که به کمک تاریخ شفاهی آمده و اطلاعات را دقیقتر نشان میدهد.

آن سوی روایتهای معمول
یکی از ویژگیهای بارز کتاب که شاید تا به امروز کمتر به آن پرداخته شده است، اختلافات موجود در آن هنگام است که نشان می دهد با وجود اختلافنظر چگونه رزمندگان اسلام گوش به فرمان امام خمینی (ره) در کنار هم تا پای جان ایستادگی کردند تا دشمن نتواند بیش از پیش پیشروی کند. مثلا در قسمتی میخوانیم:«یزدی جواب می دهد: ببینید حاج آقا! من نمیگویم آقا محسن بشه نخستوزیر و تمام معاونهایش بشن وزیر و وکیل. منظورم اینه که دولتیهای ما هم مثل مسئولان عراقی درگیر جنگ بشن. حالا من یه سوال دارم از خود شما! خداوکیلی وزارتخونهها چقدر درگیر جنگاند؟ با یه معاونت پشتیبانی جنگ که توی هر وزارتخونه درست کرده ن، واقعا میشه یه جنگ به این عظمت رو چرخوند؟!»
یا در جای دیگر از کتاب به بگو مگوهای سیاسی اشاره دارد که:«هزاران کیلومتر دورتر از خاکریزها پرشده است از بگومگوهای سیاسی درباره ی قطعنامه آتش بس. فشارهای بینالمللی برای تحمیل قطعنامه به ایران بیشتر شده. اختلافات بزرگی هم بین آدمهای سیاسی بر سر پایان جنگ پیش آمده. بعضیها میگویند باید جنگ را زودتر تمام کنیم. بعضیها هم فکر میکنند هنوز میتوانیم با عراقیها بجنگیم." یا در صفحهای از تردید برخی برای رفتن به عملیات صحبت میشود که" ببخشید برادر یزدی! اگه واقعا قراره آتشبس بشه و قطعنامه رو قبول کنیم، چرا باید بریم توی دشت و بجنگیم؟»
مولف برای دقیقتر شدن اطلاعات سعی کرده است تمام امور را جزبه جز با نام اشخاص ذکر کند که به نظر میرسد استفاده بیش از حد گاهی مخاطب را درچار سردرگمی میکند و برای پیدا کردن جایگاه افراد در گردان و سلسله مراتب، به صفحات قبل مراجعه کند. هر چند همانطور که ذکر شد این امر شاید به دلیل دقیقتر نشان دادن واقعه باشد.
مورد مهم دیگری که برخلاف عادت در کتاب عملیات عطش بدان اشاره شده است، اختلاف میان ارتش و سپاه، بینظمی و هرج و مرج ناشی از این عملیات ناگهانی حکایت دارد. درگیری بین منتظری با سرهنگ، بگو مگوهای بچههای گردان با ارتشیها برای گرفتن تجهیزات، عقبنشینی ارتش و ... از جمله مواردی است که میتوان به آن اشاره کرد. البته کاستی بزرگی در جمعآوری اطلاعات وجود داشته که کلاته اذعان میکند، برای نگارش روایتهای غیرمعمول همچون عقبنشینی ارتش، هیچ حرف و حدیثی از ناحیه خود ارتشیها به دست او نرسیده است. تنها منبع استنادی که از نظر بررسیهای عملیاتی در سطوح بالای نظامی قرار داشته و مولف به آن دسترسی داشته،خاطرات خودنوشت سرتیپ دوم پیاده، علی رزمی جزوکادر فرماندهی لشکر۲۱ حمزه است. این کتاب چرایی و چگونگی آن عقبنشینی را از نگاه یکی از فرماندهان ارتش را روایت میکند و کلاته در ادامه مینویسد: «حالا خیالم آسوده بود که برای آن روایتهای غیرمعمول عقبنشینی، دلیلها و روایتهای منطقی از نگاه برادران ارتشی در اختیار دارم.»
مولف کتاب به خوبی در توصیف عملیات و چگونگی انجام آن عمل کرده است و مینویسد: « ... با این اوصاف پا در عملیاتی گذاشتهاند که هیچ چیزش طبق قاعدههای قبلیشان نیست. نه شناسایی انجام داده اند؛ نه میدانند دشمن کجا مستقر شده؛ نه آتش توپخانه و ادوات دارند،نه امداد پزشکی؛ نه نیروهای پشتیبانی؛ نه حتی آب و غذا. این عملیات یعنی خطر در خطر. چون هیچ چیزش روی محاسبه نظامی نیست؛ هیچ چیزش. به جز اراده آهنین بسیجیها و تکلیفی که در این مقطع از تاریخ به عهده آنها گذاشته شده.»

وقتی خاطرهها با هم همنظر نیستند
یکی از مشکلاتی که روایت جنگ و تاریخ شفاهی با آن مواجه هست، اختلاف نظر اصل وقوع برخی حادثهها و نیز جزئیات خاطره های مشترک است که گاهی دامنه این اختلافات عمیق می شود. کلاته در مقدمه کتاب می نویسد: «من برای رسیدن به نشانههای محکم یا قابل اعتنا در پذیرش و رد موارد اختلافی به گفتوگوهای بیشتری دست می زدم؛ به گفت و گوهای بسیاری که مبنایش چیزی جز استدلال نبود. در این مسیر دشوار، همگی بزرگواران حاضر در صحنه اتفاقات، از فرماندهی محترم گردان عمار تا فرماندهی رده دسته و دیگر عزیزان رزمنده، بزرگوارانه به مبنای منطقی (بررسی نشانهها) پایبند بودند و خروجی این روند پژوهشی به روایتی از ماجرا رسید که با اثر پیشین تولید شده در این باره، یعنی فیلم سینمایی تنگه ابوقریب تفاوتهای بی شماری از اصل ماجرا و جزئیاتش داشت.»
روایت هایی که به پاورقی رفتند
یکی از نکات قابل توجه در شیوه روایت کتاب، استفاده هدفمند مولف از پاورقیها است. کلاته عربی در متن اصلی، روایت مصاحبهشوندگان از حوادث را دنبال میکند، اما در مواردی که در میان روایتها درباره چگونگی وقوع یک حادثه یا جزئیات آن اختلافی وجود دار، این تفاوت ها را در پاورقیها نیز بازتاب می دهد. به این ترتیب، پاورقیها صرفا نقش توضیحی ندارند، بلکه به بخشی از فرآیند مستندسازی روایت تبدیل شده است و به خواننده امکان یم دهد در کنار روایت اصلی، با روایت های متفاوت و جزدیات تکمیلی یک واقعه نیز آشنا شود. این شیوه ضمن حفظ روانی روایت اصلی، به چندصدایی بودن خاطرات و پیچیدگی بازسازی یک واقعه تاریخی از خلال خاطرات افراد مختلف توجه نشان می دهد.
لازم به ذکر است عملیات عطش ۲۶۳ صفحه تهیه شده است که انتهای کتاب با تصاویری از گردان عمار مزین شده است.

نظر شما