سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، حکمتالله ملاصالحی، استاد دانشگاه تهران، به مناسبت چهلوهفتمین سالگشت درگذشت آیتالله سید محمود علایی طالقانی، یادداشتی منتشر کرده است.
ملاصالحی در این یادداشت با اشاره به جایگاه علمی و معنوی آیتالله طالقانی نوشته است:
آیتالله فقید، سید بزرگوار، محمود طالقانی، فرزند خلف خانواده و خاندانی اصیل و میراثبان و میراثدارِ گنجینهای غنی از ذخایر پایانناپذیر معارف حوزوی و باورمند به سنت و میراثِ نبوی اسلام و قرآن و مذهب تشیع بود.
عمامه طلبگی بر سر و جامه روحانیت بر تن داشت. بر گنجینهای از ذخایر غنی و پرمایه از معارف معنوی فقه و فقاهت و کلام و اصول و حدیث و روایت و اخلاق و آداب و ادب زندگی عزتمندانه و فضیلتمندانه و مؤمنانه تکیه زده بود.
گنجینه و ذخایر معنوی و سنت و میراثی که در جامعه و جهان نامتعارف و به نحو اغراقآمیز و سرگیجهآور پیچیده و روزگار آتشناک و شعلهریزی که از سر میگذرانیم؛ هم بازخوانی و واکاوی، هم نقد و غربالگری و سنجشگری ژرف و ریشهای میطلبد که عمیقتر شناخته و وثیقتر فهمیده و مؤمنانه پذیرفته و زیسته شود.
سید محمود، فقید و مرحوم و بزرگوار ما، آیتالله طالقانی، هرچند از تبار حوزویان بود و طلبهای از طلبگان درس و بحث و دانشآموخته حوزه، لیکن جان و وجدان، روان و رفتار، اندیشه و زبان، اسلام و مسلمانی او پیراسته از جزم و جمود بود.
مرجع تقلید مقلدان نبود، لیکن مرجع و ملجأ معنوی خاص و عام بود؛ مرجع و ملجأ معنوی که ستودنی و احترامبرانگیز بود. امین و مورد اعتماد بسیاران بود. چهره محبوب همگان بود، مگر حامیان و منادیان جزم و جهل و جور و جمود و فسق و نفاق، که در طریقی دیگر و مسیری دیگر گام و کام برمیگرفتند.
سید بزرگوار و فقید، محمود ما، هم جان و وجدانی بیدار و گرم و صمیمی، هم گوش و هوشی تیز برای شنیدن داشت. اندیشه و خِرَدی دادور در داوریهای دادورانه رخدادها و واقعیتهای جامعه انقلابی داشت. زبانش راست و رک و رسا بود.
شواهد و قرائن بسیار در دست است و گواهی میدهند؛ جانها و وجدانهای بیداری که خود مصداق کلام و پیام و مژدههای خوش به دیگران بودهاند؛ ندا و صدایشان، کلام و پیامشان، مژدههای نیکخواهانه و نیکو و خوششان، هم شنیده شده است، هم تأثیر ژرفتر و نیکوتر و اخلاقیتر و ماناتر بر جان و وجدان و روان و رفتار و اندیشه و زبان مردمان نهاده است.
به تعبیر عارف و شاعر روشنضمیر بلخی خراسانی ما، مولوی:
این سخن همچون ستارهست و قمر
لیک بیفرمان حق ندهد اثر
انقلابهای اجتماعی به هر میزان طوفانیتر و همهگیرتر و همگانیتر به پا خاستهاند و مردمیتر خیزش کردهاند؛ تنور خشم و قهر و اراده و عزمِ تنبیهِ ستمگران و انتقام از حاکمان و خائنان به مُلک و ملت را در روان و رفتار گروههای اجتماعی و انقلابیِ بهپاخاسته، بهویژه عامه مردم که قاعده هرم جمعیتی جامعهها را تشکیل میداده و پدید میآوردهاند، داغتر و شعلهریزتر زیسته و آزموده و از سر گذراندهایم.
دامن وسوسه و دهان ولع و طمع سهمخواهیهای ریز و درشت جمعیتهای محروم از نام و نان و قدرت و مکنت و مغبون از عدالت و حقوق اجتماعی را نیز برای فتح جاه و به کف آوردن غنیمت و محاصره و مصادره اموال، بیش از هر زمان دیگر گشودهتر و گشادهتر و درازتر، شاهد بودهایم و تجربه کرده و از سر گذراندهایم.
تنور جزم و تعصب را هم بیش از هر هنگام دیگر، گرم و آتشناک و بیش از هر زمان دیگر دامنگیرتر و همگانیتر، زیسته و از سر گذراندهایم.
گذری و گذاری و مروری که در تاریخ انقلابهای اجتماعی میکنیم، چنین اوصافی و اطواری و احوالی را، چنین روانشناسی و رفتاری را، مشترک در میانشان، در میان همه انقلابهای اجتماعی، میبینیم.
سید بزرگوار و محمود فقید و مرحوم، آیتالله طالقانی، با آنکه از مبارزان دلیر و مجاهدان بزرگ در صف مقدم انقلاب بود؛ جان و وجدانش منزه و پاکیزه و پیراسته از اوصاف انقلابیون و جامعه انقلابی که در وصفش سخن رفت، بود.
نه هوای کسب نان در سر، نه هوس و وسوسه فتح جاه در جان داشت. جان و وجدانش پیراسته از چنین وسوسههای «انقلابی» بود. راست و رسا سخن میگفت.
شخصیتی ممتاز و ویژه بود. ممتاز و ویژه و ستودنی بود که حتی آنها که در جان و وجدانشان و روان و رفتارشان و اندیشه و زبانشان، حسی و باوری به دین و آموزههای دینی نبود؛ در نمازهای جمعه پرشور و پرشکوه و پرجمعیتِ سال آغازین انقلاب، در پشت قامت بلند ایمان ستبر و استوار و انقلابی او ایستادند و به او اقتدا کردند.
او شکوه ایمان، سنت و میراثی معنوی بود که زنده و گرم در جان و وجدان و ایمان ملتی دیرینه و دیرپا زیسته و احساس میشد. و همچنان زنده و گرم زیسته و احساس میشود.
رحمت و مغفرت حق بر ایشان!
نام و یادش گرامی باد!
آمین!
دانشگاه تهران
۱۴۰۵/۶/۱۶ هجری خورشیدی
نظر شما