دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۳
طراحان ما ترقی معکوس کرده‌اند

تسبیحی گفت: مهمترین نکته‌ای که طراحان نیاز دارند به آن توجه کنند، مطالعه اجتماعی دنیای پیرامونشان است که زیبایی‌شناسی‌اش تحت تاثیر شبکه اجتماعی و سرعت انتقال اخبار قرار گرفته است.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - صدف سرداری؛ طراحی جلد کتاب فقط محدود به زیبایی آن نیست. جلد کتاب، نخستین مواجهه مخاطب با آن است. او پیش از آنکه صفحه اول کتابی را ورق بزند، جلد را می‌بیند، عنوان را می‌خواند و قضاوت ابتدایی‌اش درباره کتاب شکل می‌گیرد. به همین دلیل، طراحی جلد بخشی از هویت و روایت هر کتابی است.

دگرگونی‌های صنعت نشر، تغییر شیوه‌های مصرف محتوا و ظهور فناوری‌های نو، نگاه به طراحی جلد را هم دستخوش تغییر کرده است. «صالح تسبیحی»، طراح گرافیک، در این گفت‌وگو از تجربه همکاری با ناشران، اهمیت تایپوگرافی در طراحی جلد، نسبت سنت و نوگرایی، جایگاه هویت ایرانی در گرافیک و فرصت‌ها و تهدیدهای هوش مصنوعی می‌گوید و تصویری از وضعیت امروز و چشم‌انداز طراحی جلد کتاب در ایران ترسیم می‌کند. او طراح جلد کتاب‌های متعددی از جمله «وقتی مجاهد خندید» و «نظریه سفرها» از نشر «اگر»، «افسانه فیل» از نشر «نیلوفر»، «رگ تاک» از نشر «ادبیات نمایشی»، «شبح سرخ» از نشر «کتاب آمه» و… بوده و با ناشران مختلفی همکاری داشته است.

شما در طراحی جلد کتاب با ناشران مختلفی همکاری داشته‌اید. چه ویژگی‌هایی باعث می‌شود همکاری با یک ناشر برای طراح تجربه‌ای حرفه‌ای و خلاقانه باشد و چه رویکردهایی دست طراح را می‌بندد؟

چند مولفه وجود دارد که باعث نتیجه درست و خوب می‌شود. این مولفه‌ها درباره بعضی ناشران صدق می‌کند و درباره برخی دیگر وجود ندارد. بعضی نشرها از یونیوفرم‌های آماده استفاده می‌کنند که دست طراح را می‌بندد. اساسا طراحی یونیفرم محدودکننده برای طراح چالش ایجاد می‌کند. بعضی از انتشاراتی که با آنها کار کردم مانند نشر «اگر» یونیفرم دارند اما آنقدر محدودکننده نیستند و طراح می‌تواند راحت‌تر کار کند.

فکر می‌کنید طراحان امروز باید چه مهارت‌هایی را جدی بگیرند که در بازار طراحی جلد ایران مغفول مانده؟

موردی که از گذشته در طراحی جلدها ضعف محسوب می‌شده و اکنون هم تاحدی وجود دارد، باور داشتن به تصویر است. جلد کتاب این امکان را می‌دهد که تصویر محکم و جذابی داشته باشید که دیده شود و بعد، عنوان کتاب خوانده شود. تفاوت پوستر و جلد کتاب در طراحی این است زمانی که مخاطب‌مان دارد کم است و با سرعت زیاد از پوستر عبور می‌کند. بنابراین باید زیر یک دقیقه اطلاعات را به دست بیاورد. اما مخاطبِ کتاب وقت دارد در کتابفروشی‌ها یا در گوشی‌اش جلد را تماشا و بررسی کند. بنابراین این امکان در جلد کتاب وجود دارد که از تصاویر پیچیده‌تر استفاده شود و بعد عنوان را ببینیم.

درباره عنوان هم باید بگویم که در طول بیست سال اخیر جریاناتی در گرافیک پیش آمد که می‌خواست چارچوب‌های سنتی را بشکند اما شد شیر بی‌ یال و دم و اشکم! در واقع اتفاقی که افتاد این بود برخی طراحان آمدند با فونت‌ها به‌گونه‌ای بازی کردند که خوانا نبود. اما گرافیک عبارت است از ارتباطی بصری که فنی است آراسته به هنر و به تنهایی هنر نیست. باید کارکرد داشته باشد. بنابراین جلدهایی که خوانا نباشند، ایراد گرافیکی دارند.

طراحان ما ترقی معکوس کرده‌اند

به جز این مورد، در تایپوگرافی جلد کتاب‌ها باید به چه موارد دیگری توجه شود؟

به نظرم اتکا به خوشنویسی فارسی خصوصا خط نستعلیق که از نظر فنی یکی از مترقی‌ترین انواع نوشتن به الفبای موجود در منطقه خاورمیانه است، لازم است. طراح خوب طراحی است که شناخت درستی از نستعلیق داشته باشد. البته نه به این معنا که عین به عین تکرار کند یا خوشنویس باشد. نستعلیق می‌تواند کمک کند تایپوگرافی فارسی در دنیای نو بازتعریف شود. من از اساتیدی چون قباد شیوا یا دوستانی مانند ساعد مشکی یاد گرفته‌ام که خوشنویسی، ریشه فونت فارسی است.

اگر طراحی جلد کتاب امروز را با ده سال پیش مقایسه کنیم چه پیشرفت‌هایی کرده؟ ناشران سنتی چقدر به طراحی جلدهای کلاسیک هنوز پایبندند؟

ما مقوله‌ای به نام بازطراحی داریم. بازطراحی هویت اولیه را حفظ می‌کند، اما با مخاطب امروز که هوش مصنوعی بر زیبایی‌شناسی‌اش دارد حکومت می‌کند و درگیر دنیای دیجیتال است، هم‌ساز می‌شود. بنابراین می‌توانیم یک رابطه دیالکتیکی داشته باشیم که هم هویت اصلی حفظ شود و هم طراحی غرا اتفاق بیفتد. هر ناشری که توانایی داشته این کار را انجام دهد، نتیجه گرفته است. لزومی ندارد سلیقه قدیمی‌شان را عین به عین تکرار کنند یا به کل حذف کنند. اگر ناشرها مدیر هنری و طراح حرفه‌ای داشته باشند می‌توانند به یک راهی فکر کنند که همه اینها حفظ شود.

اخیرا باب شده که طراحان به سمت استفاده از نمادهای ایرانی در طراحی پوستر و حتی جلد کتاب‌ها می‌روند. چقدر این استفاده به‌جا است؟

ما در گرافیک نظرِ مطلق از طراح نمی‌خواهیم. یعنی اگر مدیر هنری باشید و طراح اصرار داشته باشد که استفاده از هویت‌های ایرانی سبک من است و می‌خواهم از آن استفاده کنم، سبک زمانی کارآمد که موضوع کتاب با این سبک هماهنگی داشته باشد. محدودکردن در چارچوب‌های قومیتی و ملیتی، کار غلطی است. اما در مقابل این را هم باید در نظر بگیریم که فرهنگ ایرانی جنبه‌های مغفول‌مانده زیبایی دارد. استفاده به‌جا از آنها و شناخت‌ جنبه پنهان نمادین‌شان اگر با مضمون کتاب هماهنگ باشد، خوب است.

طراحان ما ترقی معکوس کرده‌اند

اگر بخواهیم خودمان را با کشورهای صاحب صنعت نشر مقایسه کنیم، در طراحی جلد مهم‌ترین تفاوت را در چه می‌بینید؟

به شکل سنتی استفاده از عکس نویسنده در طراحی جلد ایرانی، خصوصا آنهایی که پشت جلد می‌گذارند خیلی باب نیست. اما من به این موضوع زیاد تطبیقی نگاه نمی‌کنم که بگویم بهتریم یا بدتریم. به این نگاه می‌کنم طراحی جلد ایران نسبت به گذشته‌اش پیشرفت کرده است یا نه. این قیاسِ کارآمدتری است، چرا که کانون پرورش فکری یک انقلابی در تصویرسازی و طراحی جلد کتاب بود که نمونه‌اش را در کارهای آقای فرشید مثقالی دیده‌ایم یا تصویرسازی‌هایی که برای جلد کتاب‌های ادبیات مدرن که آقای شیوا یا ممیز انجام می‌دادند. ما نسبت به آنچه که بوده‌ایم در بخش‌هایی بهتر شده‌ایم و در بخش‌هایی بدتر. چاپ گسترده‌تر شده، کتاب‌ها دیجیتال منتشر می‌شوند و… اما چیزی که در آن بدتر شده‌ایم این است که طراحان ما ترقی معکوس کرده‌اند.

هوش مصنوعی مدتی است که آفت بسیاری از کسب‌وکارها شده. در طراحی هم همینطور. آیا می‌توان از آن به‌عنوان دستیار بهره برد یا طراح باید تمام و کمال در خدمت خلاقیت خود باشد؟

فکر می‌کنم تکنولوژی‌گریزها هرچیز تازه‌ای را که می‌آید، نفی می‌کنند. من جزو تکنولوژی‌گریزها نیستم. خود من کتاب دیجیتال می‌خوانم و از آن استقبال می‌کنم. هوش مصنوعی هم یکی از این تکنیک‌هاست. متاسفانه تعداد زیادی از عکاسان یا افرادی که سوابق بصری یا تصویری دیگری دارند به واسطه هوش مصنوعی طراح گرافیک شده‌اند. این آسیبی است که باید بررسی شود. هوش مصنوعی دستیار است، می‌تواند به طراحی بخشی از کار کمک کند. اما ما الان طراحانی داریم که آموزه‌های اولیه طراحی را بلد نیستند. برای مثال طراحانی فیگوراتیو بلد نیستند، اما به هوش مصنوعی شفاهی می‌گویند و آن هم برایشان یک آدم با مداد طراحی می‌کند. این طراحی‌های پیشاپیش لو رفته به درد بازاری می‌خورد که هیجان‌زده است. الان ما درباره هوش مصنوعی دچار هیجان‌زدگی بازار هستیم. ما طراحانی داریم که طراحی زمینه‌ای بلد نبودند، اما دارند با هوش مصنوعی کاری می‌کنند که مشخص است با هوش مصنوعی تولید شده. اولین آسیبی که این اتفاق برای جلد کتاب‌ها دارد این است که با بقیه کارهای هوش مصنوعی شباهت دارد و فضا را تک‌الگویی می‌کند.

با گسترش کتاب‌های الکترونیکی آینده طراحی جلد کتاب را چگونه می‌بینید؟

مهمترین نکته‌ای که طراحان نیاز دارند به آن توجه کنند، مطالعه اجتماعی دنیای پیرامونشان است که زیبایی‌شناسی‌اش تحت تاثیر شبکه اجتماعی و سرعت انتقال اخبار قرار گرفته. ما از دوره‌ای که دوربین دیجیتال وارد عکاسی شده تا الان هنوز مشکل‌مان با رویکردهایی که از آنالوگ به دیجیتال منتقل شود، حل نشده است. خیلی از طراحان مغزشان آنالوگ است و کاری که دارند انجام می‌دهند دیجیتال. شبکه‌های اجتماعی، نحوه فکر کردن یک جامعه هستند. وقتی می‌گوییم چیزی ترند می‌شود یک مساله انسانیِ ارتباطیِ بسیار جدی است. با جدی‌نگرفتن و مطالعه‌نکردن آن به صورت یک پدیده اجتماعی، نمی‌توان یک طراح به‌روز بود. اکنون مخاطبی داریم که دائما با فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی درگیر است. این مخاطب پنجاه سال پیش چنین ارتباطی را با کتاب داشته. صد سال قبل این ارتباط را با قصه داشته. همان قصه الان به وسیله دیجیتال دارد روایت می‌شود. با شناخت این مسائل و مطالعه‌کردن جامعه‌شناختی شبکه‌های اجتماعی، زیبایی‌شناختی را هم پیدا می‌کنیم. از همه مهمتر نباید پایان‌بندی انتخاب کنیم و بگوییم اکنون یک دورانی آغاز شده یا دورانی تمام شده. کتاب‌های الکترونیک آمده‌اند که آگاهی را بیشتر کنند. تکنولوژی برای این آمده که دنیا را جای بهتری کند. اما بستگی دارد چگونه از آن استفاده کنیم. بنابراین باید با آن به‌عنوان یک مهمان خوانده و نه ناخوانده که قرار است ماندگار شود، برخورد کنیم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها