چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۹
مصلح‌الدین مهدوی؛ مردی که از دل مزارات، تاریخ اصفهان را خواند

اصفهان- یک دکترای تاریخ و اصفهان‌پژوه، گفت: سید مصلح‌الدین مهدوی بخش قابل توجهی از پژوهش‌های خود را به مزارات و شخصیت‌های مدفون در اصفهان اختصاص داد؛ مسیری که از تذکره قبور و مزارات اصفهان تا پژوهش‌های گسترده درباره تخت فولاد امتداد یافت و اطلاعاتی درباره رجال، خاندان‌ها و چهره‌های علمی و فرهنگی شهر در اختیار پژوهشگران قرار داد.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - کوروش دیباج: سید مصلح‌الدین مهدوی را نمی‌توان صرفاً در شمار نویسندگان و پژوهشگران اصفهان قرار داد؛ زیرا بخش مهمی از اهمیت وی به تلاشی بازمی‌گردد که برای شناسایی، ثبت و حفظ اطلاعات مربوط به رجال، خاندان‌های علمی و فرهنگی، علما، شخصیت‌ها، محلات، مدارس و مزارات اصفهان انجام داده بود. در آثار وی، شهر تنها به‌عنوان یک جغرافیای تاریخی موضوع پژوهش نیست، بلکه انسان‌ها، خاندان‌ها، نهادهای آموزشی و علمی و حتی محل دفن شخصیت‌ها به عناصر سازنده تاریخ اصفهان تبدیل شده‌اند؛ رویکردی که بخشی از تاریخ اجتماعی و فرهنگی شهر را در قالب میراث مکتوب ثبت کرده است.

مهدوی در حوزه‌های متنوعی از اصفهان‌پژوهی فعالیت کرد؛ از رجال و خاندان‌های علمی و فرهنگی گرفته تا مزارات، تخت فولاد، محلات، علما و دانشمندان و تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان. بخشی از آثار وی منتشر شده و بخشی دیگر همچنان نیازمند تحقیق، تکمیل و انتشار است. فیش‌ها، یادداشت‌ها، مقالات و مواد پژوهشی برجای‌مانده از وی نیز می‌تواند برای پژوهش درباره شخصیت‌ها، خاندان‌ها و بخش‌هایی از تاریخ اصفهان که هنوز به‌طور کامل بررسی نشده‌اند، اهمیت داشته باشد. همین گستردگی میراث مهدوی، ضرورت ارزیابی دوباره آثار منتشرشده و توجه به میراث پژوهشی منتشرنشده وی را دوچندان می‌کند.

در دوازدهمین شماره از پرونده چهره‌هایی که اصفهان را نوشتند خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران در اصفهان با محمدحسین ریاحی، دکترای تاریخ، اصفهان‌پژوه، مدرس و مؤلف بیش از ۴۰ کتاب، درباره جایگاه سید مصلح‌الدین مهدوی در تاریخ‌نگاری و میراث مکتوب اصفهان گفت‌وگو کرد. ریاحی در این گفت‌وگو ضمن بررسی روش پژوهشی مهدوی و جایگاه آثار وی در زنجیره منابع اصفهان‌پژوهی، از وضعیت برخی آثار منتشرشده و منتشرنشده، اهمیت فیش‌ها و یادداشت‌های پژوهشی، دغدغه مهدوی نسبت به تخت فولاد و مزارات اصفهان، کتابخانه شخصی و میراث کتابی خانوادگی وی و همچنین نقش یادداشت‌های مهدوی در شکل‌گیری پژوهش مشاهیر زنان اصفهان سخن می‌گوید.

مصلح‌الدین مهدوی؛ مردی که از دل مزارات، تاریخ اصفهان را خواند
محمدحسین ریاحی، دکترای تاریخ، اصفهان‌پژوه

با توجه به گستردگی سنت اصفهان‌پژوهی، جایگاه سید مصلح‌الدین مهدوی را در میان مورخان و پژوهشگران تاریخ اصفهان چگونه ارزیابی می‌کنید و وجه تمایز کار وی با دیگر تاریخ‌نگاران اصفهان چه بود؟

اصفهان با توجه به اینکه ما آن را ام‌البلاد می‌دانیم، شهری مطرح و فوق‌العاده است که در تاریخ، فرهنگ و تمدن اسلام تأثیرگذار بوده و در چندین دوره مهم تاریخ ایران، مرکز این سرزمین شناخته شده است؛ هم از نظر سیاسی، هم فرهنگی، علمی و اقتصادی. بنابراین کسانی که بتوانند درباره این شهر کار کنند و جایگاهی به دست آورند، با توجه به کثرت رجال و شخصیت‌هایی که در ابعاد مختلف علمی، فرهنگی، هنری و دیگر حوزه‌ها موقعیت قابل توجهی داشته‌اند، کار بزرگی انجام داده‌اند.

من استاد سید مصلح‌الدین مهدوی را به‌عنوان یک شخصیت شاخص در دوران معاصر می‌شناسم؛ چراکه کارهای بزرگی درباره شخصیت‌ها و خاندان‌های مطرح اصفهان، به‌ویژه از نظر علمی و فرهنگی، انجام داد. وی دانشنامه‌ای تحت عنوان اعلام اصفهان تدوین کرد که به مرور منتشر شد و در کنار آن، درباره موضوعات مختلف مربوط به تاریخ و فرهنگ اصفهان نیز تحقیق کرد.

توجه مهدوی به رجال، خاندان‌ها، علما، مدارس، محلات و مزارات، چه تصویری از تاریخ اجتماعی و فرهنگی اصفهان در اختیار ما قرار می‌دهد؟

با توجه به اینکه خاستگاه افراد، دانشمندان و شخصیت‌ها را باید در یک اجتماع جست‌وجو کرد، جامعه اصفهان نیز جامعه‌ای فوق‌العاده بوده است؛ البته فراز و نشیب و نوساناتی داشته است. بنابراین تألیف، تحقیق و گردآوری اطلاعات درباره شخصیت‌ها، خاندان‌ها و برخی مزارات، کار قابل توجهی است و زمینه‌های مختلفی را می‌طلبد.

مرحوم مصلح‌الدین مهدوی از دوران نوجوانی و جوانی به این موضوع علاقه‌مند بود و به آن دست یافت. خود وی نیز چون از یک خاندان علمی بود و از دو طرف، چه پدری و چه مادری، به خاندان‌های معنوی و علمی متصل بود، این زمینه برای وی فراهم شد. همچنین، به نقلی که خود ایشان داشت، مورد توجه برخی استادان خود، چه در دروس مدارس جدید و چه در حوزه، قرار گرفت و آنها نیز وی را تشویق کردند.

مصلح‌الدین مهدوی؛ مردی که از دل مزارات، تاریخ اصفهان را خواند

روش مهدوی در گردآوری و ثبت اطلاعات تاریخی تا چه اندازه با معیارهای پژوهش تاریخی امروز قابل مقایسه است؟ مهم‌ترین ویژگی روش او چه بود؟

مرحوم مهدوی از آن دسته افرادی بود که بیشتر شیوه و روش کارش حالت سنتی داشت. زمینه‌هایی که در منزل ایشان وجود داشت و کتاب‌های خانوادگی که در اختیارش بود، در این مسیر مؤثر بود. برای مثال، کتاب مختصری مانند تذکره القبور، از مرحوم آخوند گزی، را تبدیل به کاری بزرگ‌تر کرد، مطالبی به آن افزود و توضیحاتش را بیشتر کرد و بعد نیز به آثار متعددی پرداخت.

وی درباره محله خواجو، که به نوعی با برخی آبا و اجدادش ارتباط داشت، درباره شعرای اصفهان و به‌خصوص مزارات اصفهان و تخت فولاد آثاری منتشر کرد. البته بعدها برخی از کتاب‌های ایشان، از جمله مزارات اصفهان و اعلام اصفهان، با تحقیق و اضافاتی از سوی پژوهشگران دیگر توسعه پیدا کرد و تغییراتی نسبت به سیاق اصلی کار ایشان در آنها ایجاد شد.

در مجموع می‌توان گفت شیوه مهدوی سنتی بود. هرچند وی با محیط‌های دانشگاهی نیز ارتباط داشت، مدتی در تهران تدریس کرده بود و در بهترین آموزشگاه‌های اصفهان نیز به تدریس مشغول بود، اما وقتی کتاب‌های ایشان را بررسی می‌کنیم، ساختار اصلی آنها بیشتر همان روش سنتی است و آن شیوه‌ها و توضیحات و تعلیقات گسترده‌ای که در برخی آثار دیگر می‌بینیم، در آثار ایشان کمتر دیده می‌شود.

با این حال، انصافاً باید گفت ایشان محققی بود که با تمام وجود تلاش می‌کرد مطالب را به دست آورد. در این زمینه فردی دقیق، منظم و مقید بود و با انصاف و با نوعی دانش معنوی و تعهد دینی کار می‌کرد.

مصلح‌الدین مهدوی؛ مردی که از دل مزارات، تاریخ اصفهان را خواند

از منظر کتاب‌شناسی، آثار مهدوی چه جایگاهی در زنجیره منابع مطالعات اصفهان پیدا می‌کنند و چه چیزی کار او را از آثار پیش از خودش متمایز می‌کند؟

بیشتر می‌توان گفت از این کتاب‌ها آگاهی و اطلاعات درباره شخصیت‌ها به دست می‌آید. وی تلاش کرده است افراد را معرفی کند و درباره برخی آثار آنها نیز مطالبی ارائه دهد. شاید نتوان گفت کار ایشان در همه موارد بسیار مبسوط بوده، اما در نوع خودش و با توجه به شرایط آن زمان، اهمیت داشت.

در دهه‌های ۲۰، ۳۰، ۴۰ و ۵۰ نیز در اصفهان افرادی در این زمینه فعالیت می‌کردند. برخی از آنها اصفهانی بودند و بعد از اصفهان خارج شدند؛ مانند مرحوم استاد جلال‌الدین همایی که خود آقای مهدوی نیز در برخی موارد اظهار کرده بود از ایشان بهره برده است. همچنین مرحوم معلم حبیب‌آبادی که مکارم‌الآثار را نوشت و آقای سید محمدعلی روضاتی نیز در این حوزه فعالیت داشتند.

با این حال، می‌توان گفت آقای مهدوی جهشی در این زمینه ایجاد کرد. تذکره شعرای اصفهان که از ایشان چاپ شد، توضیحاتی که به تذکره القبور افزود، زندگی‌نامه علامه مجلسی، زندگی‌نامه مرحوم سید شفتی و زندگی‌نامه برخی علمای بزرگ و مراجع، بخشی از این فعالیت‌هاست.

وی همچنین درباره برخی محلات اصفهان، به‌خصوص محله خواجو، و درباره تخت فولاد کار کرد. در اواخر عمر نیز اهتمام ویژه‌ای به تخت فولاد داشت و این دغدغه برای وی بسیار جدی بود.

در میان آثار و موضوعاتی که مهدوی دنبال کرد، چه حوزه‌هایی نشان‌دهنده نگاه گسترده‌تر او به تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان است؟

در زمینه برخی شخصیت‌های دینی، مانند آقای میرسیدعلی بهبهانی، و نیز در موضوع تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر، آثاری داشت که بیشتر درباره خاندان نجفی بود. درباره خاندان شیخ‌الاسلام نیز کتابی نوشت. همچنین کتاب بیان‌المفاخر درباره مرحوم حجت‌الاسلام شفتی و آثاری درباره بقعه مرحوم علامه مجلسی از جمله کارهای اوست.

علاقه شدیدی هم به نهادهای آموزشی اصفهان داشت. کتاب اصفهان دارالعلم شرق از این جهت قابل توجه است و امیدوارم روزی با توضیح و پژوهش بیشتری منتشر شود. این کتاب قبلاً چاپ شده، اما ظرفیت پژوهشی آن می‌تواند بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

در کنار اینها، کتاب مزارات اصفهان نیز اثر ارزشمندی است که با تحقیقات، تعلیقات و اضافات آقای دکتر منتظر قائم، استاد گروه تاریخ دانشگاه اصفهان، منتشر شد و به شناخت مزارات مختلف اصفهان، مقابر و مشاهیر مدفون در آنها کمک کرد.

یکی از مسائل مهم درباره میراث مهدوی، فاصله میان آثار منتشرشده و مواد پژوهشی باقی‌مانده از اوست. پس از درگذشت وی، چه سرنوشتی برای آثار و پروژه‌های پژوهشی او رقم خورد؟

تعدادی از آثار ایشان با تحقیقات منتشر شده و این‌گونه نبوده که همه آثار مسکوت بماند. یکی از علمای معاصر اصفهان نیز متصدی یا پیگیر انتشار آثار ایشان است و تلاش‌هایی برای چاپ این آثار انجام شده است. داماد ایشان و برخی بستگان نیز پیگیر تحقق این موضوع بوده و هستند.

در مورد اعلام اصفهان، تا آنجا که به ذهنم می‌رسد، این اثر شاید شش یا هفت جلد باشد یا حتی بیشتر؛ در این مورد نمی‌توانم با قطعیت اظهار نظر کنم. سه جلد آن را مرکز اصفهان‌شناسی چاپ کرد و بخش‌های دیگری باقی ماند. زمانی که من مسئول پژوهشی مرکز اصفهان‌شناسی بودم، در جریان انتشار این سه جلد بودم و با همراهی رئیس محترم مرکز در آن زمان تلاش کردیم این کار به چاپ برسد. استاد غلامرضا نصراللهی نیز انصافاً کار ارزشمند و قوی روی آن انجام داد.

تا آنجا که اطلاع دارم، آقای نصراللهی همچنان روی اعلام کار می‌کرد و شاید در مراحل پایانی تحقیق بوده باشد، اما درباره وضعیت دقیق فعلی آن اطلاع قطعی ندارم. خود اعلام اصفهان در واقع یک گنجینه بزرگ محسوب می‌شود.

مصلح‌الدین مهدوی؛ مردی که از دل مزارات، تاریخ اصفهان را خواند

وضعیت مزارات اصفهان در روند انتشار و تکمیل آثار مهدوی چگونه بوده است و پژوهش‌های بعدی چه چیزی به این اثر افزوده‌اند؟

مزارات اصفهان با تعلیقات و تحقیقات و اضافات آقای دکتر منتظر قائم توسط انتشارات دانشگاه اصفهان چاپ شد و فکر می‌کنم اوایل دهه ۸۰ بود. این کار کمک زیادی به شناخت مزارات مختلف اصفهان، مقابر و مشاهیر مدفون در این مزارات کرد.

البته پیش از آن نیز کتابی از ایشان توسط انتشارات ثقفی، در اواخر دهه ۴۰، چاپ شده بود که همان توضیحاتی بود که درباره تذکره القبور ایشان نوشته شده بود و تحت عنوان دانشمندان و بزرگان اصفهان منتشر شد. بعدها نیز مجموعه تخت فولاد با تحقیق و تعلیقات آقای قاسمی، از محققان ارجمند، روی این اثر کار کرد.

درباره میراث منتشرنشده مهدوی، آیا فیش‌ها، یادداشت‌ها و اسناد پژوهشی او می‌توانند مبنایی برای پژوهش‌های جدید درباره تاریخ اصفهان باشند؟

طبیعتاً با شناختی که آقای مهدوی داشت و با توجه به زحماتی که کشیده بود، بخشی از این مواد می‌تواند برای تاریخ اصفهان مفید باشد. من بعضی از بزرگان اصفهان را به یاد دارم. زمانی که مرحوم استاد دکتر لطف‌الله هنرفر نیز مشغول کار روی کتاب ارزشمند گنجینه آثار اصفهان بود، در بعضی موارد، خصوصاً درباره کتیبه‌ها، از مرحوم مهدوی تشکر کرده بود. این نشان می‌دهد که چنین همکاری‌هایی وجود داشته است.

همین ارتباط‌ها و همکاری‌ها برای دستیابی به برخی متون اهمیت داشت. بسیاری از این متون هنوز می‌تواند در پژوهش درباره تاریخ اصفهان کمک‌کننده باشد؛ تاریخی که بخش‌های زیادی از آن همچنان نیازمند کار است.

به‌خصوص شرح حال برخی معاصران مهدوی، خاندان‌ها و شخصیت‌هایی که در تخت فولاد و تکایا مدفون هستند، می‌تواند موضوع پژوهش‌های جدید قرار گیرد. این مواد می‌توانند به بازسازی بخش‌هایی از تاریخ اصفهان کمک کنند که هنوز به‌طور کامل کار نشده‌اند.

با توجه به این ظرفیت، اگر قرار باشد برای بازخوانی و احیای میراث مکتوب مهدوی اولویت‌بندی انجام شود، از نظر شما کدام بخش‌ها در اولویت قرار دارند؟

یکی از موارد، سلسله تذکرات و توضیحات ایشان درباره مزارات گذشته اصفهان است که همیشه با سوز و تألم از آنها یاد می‌کرد. ممکن است بعضی‌ها بگویند فلان مزار یا مجموعه را خراب کرده‌اند و جای آن بیمارستان یا باغ ملی ایجاد شده است، اما امروز در دنیا به مزارها، فضاهای تاریخی و محل دفن شخصیت‌ها اهمیت داده می‌شود.

در همه مذاهب، فرق و جوامع، تجلیل از شخصیت‌ها و بزرگان اهمیت دارد. دغدغه مهدوی نسبت به آثاری که از بین رفته بود، از این جهت قابل توجه است. حداقل باید نام و یاد بعضی از شخصیت‌ها و محلاتی که در فرهنگ اصفهان تأثیرگذار بوده‌اند، حفظ شود؛ شخصیت‌ها و محلاتی که نه‌تنها در فرهنگ و تاریخ اصفهان، بلکه در بسیاری از جنبه‌های علمی اسلام، ایران، تشیع، جهان اسلام و حتی شرق عالم اثر داشته‌اند.

مرحوم مهدوی پیگیر این موضوع بود که این اطلاعات از بین نرود. به‌خصوص در دهه ۶۰، نسبت به اتفاقاتی که برای برخی آثار تخت فولاد افتاده بود، به‌شدت اظهار تألم می‌کرد. بعضی از آثار تخت فولاد از نظر هنری اهمیت داشتند و برخی آثار مانند آثار دیلمی اطراف گلستان شهدا و تکیه ملک، از جمله آثار قدیمی اصفهان بودند.

مهدوی اهتمام داشت این موارد حفظ شود و حتی در مواردی که اثری از بین رفته یا تخریب شده بود، یادآوری می‌کرد چه کسانی در آنجا مدفون بودند و آن مزارات چه ویژگی‌هایی داشته و چه مطالبی را درباره تاریخ اصفهان در دوره‌های گذشته در خود جای می‌دادند.

مصلح‌الدین مهدوی؛ مردی که از دل مزارات، تاریخ اصفهان را خواند

در کنار آثار منتشرشده، کتابخانه شخصی و میراث کتابی خانوادگی مهدوی چه اهمیتی در شکل‌گیری مسیر پژوهشی او داشت؟

مرحوم مهدوی کتابخانه شخصی فوق‌العاده‌ای داشت و نسخه‌هایی از اجدادش به وی به ارث رسیده بود. وی دنبال این بود که متون و مطالبی را که سال‌ها برای آنها زحمت کشیده بود، حفظ کند. خودش اینها را میراث بزرگی برای تمدن ایرانی و اسلامی و به‌ویژه برای تاریخ عمیق و عظیم اصفهان می‌دانست.

این موضوع را با تمام وجود دنبال می‌کرد. بخشی از زمینه پژوهشی وی نیز از همین دسترسی به کتاب‌های خانوادگی و میراثی که در اختیارش بود، شکل گرفته بود.

در روایت‌های مربوط به مهدوی، معمولاً چهره پژوهشی وی پررنگ است؛ اما شما خاطره‌ای شخصی از نخستین دیدارتان با او دارید. این دیدار چه تصویری از شخصیت وی در ذهن شما باقی گذاشت؟

خاطره‌ای از زمانی دارم که تازه از دبیرستان هراتی فارغ‌التحصیل شده بودم. فکر می‌کنم سال ۵۹ یا ۶۰ یا اوایل دهه ۶۰ بود که خدمت آقای مهدوی رسیدم و درباره تاریخ اصفهان از ایشان سؤال کردم. در آن فضای جوانی و با توجه به اطلاعات کمی که آن زمان داشتیم، ایشان با محبت و شخصیت بسیار خوبی از ما استقبال کرد.

البته پیش از آن با ایشان تماس تلفنی گرفته بودم و ایشان مقدمات این گفت‌وگو را فراهم کرده بود. آن زمان اطلاعات چندانی نداشتیم، اما علاقه داشتیم با آثار ایشان آشنا شویم. یادم هست زمینه این دیدار، خرید کتاب دانشمندان و بزرگان اصفهان یا همان تذکره القبور بود و همین موضوع زمینه گفت‌وگو و نشست در منزل ایشان را فراهم کرد.

نکته‌ای که در مورد شخصیت ایشان برای من قابل توجه بود این است که با وجود اینکه می‌توانست از ثروت آبا و اجداد خود استفاده کند، با قناعت و با حقوق معلمی زندگی می‌کرد. وی مدتی در تهران تدریس کرده بود و مدتی نیز در تهران تحصیل کرده بود و از محضر علما و اندیشمندان استفاده کرده بود.

خود ایشان علاوه بر تدریس دروس مختلف، مقید بود به شرعیات، به‌خصوص برای جوانان در مدارس و نهادهای آموزشی، توجه شود. وی در مدرسه سعدی تحصیل کرده بود و مدتی نیز در مدارس علمیه، از جمله صدر، در محضر دانشمندان دینی حضور یافته بود.

مهدوی در کنار رجال و خاندان‌های شناخته‌شده، به چه میزان به چهره‌هایی توجه کرد که در پژوهش‌های تاریخی کمتر دیده شده‌اند؟

در این زمینه باید به یک نکته خاص اشاره کنم. من در هیچ شهری ندیده بودم که درباره زنان و مشاهیر زنان و شخصیت‌های بانوان چنین کاری انجام شده باشد. متأسفانه در این زمینه کوتاهی شده است.

فکر می‌کنم حدود یک سال بعد از رحلت مرحوم استاد سید مصلح‌الدین مهدوی بود که یک سلسله اطلاعاتی از ایشان درباره زنان اصفهان در اختیار من قرار گرفت. اگر این مطالب با تجربیاتی که امروز داریم و با شناخت گسترده‌تری که اکنون وجود دارد در اختیار من بود، قطعاً می‌توانست به کتاب وسیع‌تری تبدیل شود.

بخشی از این مطالب، یادداشت‌های مرحوم استاد مهدوی بود. در سال ۱۳۷۵، با آنچه من نوشته بودم، کتابی تحت عنوان مشاهیر زنان اصفهان منتشر شد؛ اما اصل و عمده این کار، متعلق به مرحوم استاد سید مصلح‌الدین مهدوی بود.

اگر بخواهید در یک جمع‌بندی، مهم‌ترین میراث مهدوی برای تاریخ‌نگاری اصفهان را مشخص کنید، کدام ویژگی را برجسته‌تر می‌دانید؟

به نظر من دغدغه اصلی وی نسبت به فرهنگ، دانشمندان و شخصیت‌ها باعث به وجود آمدن چنین آثاری شد. بخشی از آثار وی چاپ شد، بخشی چاپ نشد و بخشی نیز با تکمیل، تحقیق، تصاویر و تعلیقات پژوهشگران دیگر توسعه پیدا کرد.

ارتباط او با استادان و اندیشمندان، از جمله استاد جلال‌الدین همایی، نیز در مسیر فکری وی اهمیت داشت. خود مهدوی در مصاحبه‌هایی که من دیده‌ام، به بهره‌گیری از استاد همایی اشاره کرده بود.

در مجموع، مهدوی شخصیتی بود که نسبت به فرهنگ، دانشمندان و شخصیت‌های اصفهان دغدغه داشت. این دغدغه فقط به ثبت نام افراد محدود نمی‌شد؛ وی نگران از بین رفتن آثار، مزارات، اطلاعات مربوط به خاندان‌ها و شخصیت‌هایی بود که ممکن بود به مرور فراموش شوند. بخشی از اهمیت کار او نیز در همین است که مطالبی را ثبت کرد که بعدها می‌تواند برای پژوهشگران تاریخ اصفهان مورد استفاده قرار گیرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها