دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۰
موزه‌ای برای حافظه ادبی لرستان؛ ضرورتی فراتر از یک ویترین

لرستان - لرستان تنها سرزمین تاریخ و طبیعت نیست، پشتوانه‌ای از شاعران، نویسندگان، نسخه‌های خطی، آثار مکتوب و میراث شفاهی دارد که می‌تواند در قالب «موزه ادبیات» روایت و به یکی از مقاصد گردشگری فرهنگی کشور تبدیل شود؛ ظرفیتی که به گفته شیرزاد بسطامی، پژوهشگر لرستانی، پیش از هر چیز نیازمند شناسایی، مستندسازی و تدوین طرح جامع است.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): ادبیات هر سرزمین تنها در کتاب‌ها، نسخه‌های خطی و نام شاعران و نویسندگان آن خلاصه نمی‌شود؛ بخشی از هویت و حافظه فرهنگی هر منطقه در شعرها، روایت‌ها، ترانه‌ها، داستان‌ها، دست‌نوشته‌ها، نامه‌ها، اسناد شخصی و حتی اشیایی که با زندگی و آفرینش ادیبان پیوند دارند، باقی مانده است. از همین رو، در بسیاری از استان‌های کشور، ظرفیت‌هایی برای شکل‌گیری موزه‌هایی وجود دارد که بتواند تاریخ و میراث ادبی آن سرزمین را از دل اسناد و آثار مکتوب و شفاهی روایت کند و در عین حال، به بستری برای معرفی این سرمایه فرهنگی و توسعه گردشگری ادبی تبدیل شود.

چنین موزه‌ای می‌تواند فراتر از یک مجموعه ویترینی، روایتگر جریان ادبی یک استان در دوره‌های مختلف باشد؛ از نسخه‌های خطی و چاپ‌های قدیمی و نخستین آثار منتشر شده گرفته تا دست‌نوشته‌ها، نامه‌ها، عکس‌ها، وسایل شخصی و ابزار کار شاعران و نویسندگان. در کنار این آثار، ثبت و نمایش میراث شفاهی، گویش‌ها، ترانه‌ها، منظومه‌های محلی، متل‌ها، ضرب‌المثل‌ها و روایت‌هایی که نسل به نسل در میان مردم منتقل شده‌اند، می‌تواند تصویری کامل‌تر از فرهنگ ادبی هر منطقه ارائه دهد.

لرستان نیز با برخورداری از پیشینه و سرمایه انسانی ادبی و همچنین میراث شفاهی گسترده، از جمله استان‌هایی است که می‌تواند از چنین ظرفیتی بهره بگیرد. حضور شاعران و نویسندگان نسل‌های مختلف در کنار گنجینه‌ای از روایت‌ها، اشعار، ترانه‌ها، منظومه‌های محلی و ادبیات آیینی و عاشقانه و نیز تنوع زبانی و گویشی لری و لکی، این امکان را فراهم می‌کند که «موزه ادبیات لرستان» نه فقط به عنوان محلی برای نگهداری و نمایش آثار؛ بلکه به عنوان مرکزی برای حفظ حافظه فرهنگی، پژوهش، آموزش و توسعه گردشگری ادبی استان تعریف شود.

از این منظر، پرسش اصلی این است که لرستان چه میزان ظرفیت برای راه‌اندازی چنین موزه‌ای دارد، چه آثاری می‌تواند در آن گردآوری و عرضه شود، این مجموعه با چه ساختار و مدیریتی باید شکل بگیرد و چگونه می‌تواند ادبیات را به یکی از حلقه‌های زنجیره گردشگری فرهنگی استان تبدیل کند.

در همین زمینه با شیرزاد بسطامی، نویسنده لرستانی و پژوهشگر تاریخ ایران باستان، درباره ظرفیت‌های ادبی استان، ضرورت ایجاد موزه ادبیات، چگونگی راه‌اندازی و مدیریت آن و نقش چنین مجموعه‌ای در معرفی میراث ادبی و رونق گردشگری ادبی لرستان گفت‌وگو کرده‌ایم.

موزه‌ای برای حافظه ادبی لرستان؛ ضرورتی فراتر از یک ویترین

موزه ادبیات لرستان؛ از حفظ حافظه فرهنگی تا خلق مقصدی تازه برای گردشگری ادبی

بسطامی در تشریح ضرورت ایجاد موزه ادبیات در لرستان اظهار کرد: اگر بخواهیم درباره ضرورت ایجاد موزه ادبیات در لرستان سخن بگوییم، باید ابتدا یک نکته اساسی را بپذیریم؛ میراث ادبی هر سرزمین فقط مجموعه‌ای از کتاب‌ها و نام شاعران و نویسندگان آن نیست. ادبیات، بخشی از حافظه تاریخی و هویت فرهنگی یک جامعه است و در خود، شیوه زیست، زبان، گویش، باورها، آیین‌ها، خاطرات جمعی و حتی تحولات اجتماعی یک منطقه را ثبت کرده است.

وی افزود: لرستان از این منظر، استانی برخوردار از ظرفیت‌های قابل توجه است؛ استانی که در کنار ادبیات مکتوب و چهره‌های شناخته‌شده، از یک میراث شفاهی بسیار غنی نیز برخوردار است. شعر، داستان، متل‌ها، ضرب‌المثل‌ها، ترانه‌ها، منظومه‌های محلی، ادبیات آیینی و عاشقانه و همچنین گویش‌های لری و لکی، مجموعه‌ای از عناصر فرهنگی هستند که هرکدام می‌توانند بخشی از روایت یک موزه ادبی را شکل دهند.

ظرفیت‌های ادبی لرستان برای ایجاد چنین موزه‌ای

بسطامی با بیان اینکه یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های لرستان، حضور چهره‌های ادبی برجسته‌ای است که هرکدام بخشی از تاریخ فرهنگی این سرزمین را نمایندگی می‌کنند، گفت: در میان شاعران و نویسندگان معاصر، نام‌هایی همچون مهرداد اوستا، شاعر و نویسنده برجسته بروجردی، و عبدالمحمد آیتی، مترجم، نویسنده و پژوهشگر نام‌آشنای بروجردی، از باباطاهر عریان گرفته تا آثاری که از باباها و ملاهای شاعر گرفته تا شاعران مشروطه لرستان و پس از آن، بومی‌سرودهایی چون عزیز بیرانوند، حجت‌اله مهدوی، عزیز نادری و حشمت‌اله خالقی و نسل‌های پس از آنها و کسانی چون خانم‌های جافری و حجازی، نصرت‌اله مسعودی و ... تنها نمونه‌هایی از سرمایه انسانی ادبی استان هستند.

موزه‌ای برای حافظه ادبی لرستان؛ ضرورتی فراتر از یک ویترین

وی ادامه داد: در کنار این چهره‌های نسل‌های مختلف، باید به پژوهشگران فرهنگ و زبان‌های بومی، نویسندگان معاصر و فعالان حوزه ادبیات کودک و نوجوان نیز توجه کرد. اهمیت موضوع در این است که موزه قرار نیست صرفاً «خانه مشاهیر» باشد؛ بلکه باید تصویری از یک جریان تاریخی و فرهنگی ارائه دهد.

این نویسنده و پژوهشگر لرستانی گفت: از سوی دیگر، بخش بسیار مهمی از سرمایه ادبی لرستان در حوزه ادبیات شفاهی قرار دارد. بسیاری از روایت‌ها، داستان‌ها، اشعار، ترانه‌ها و آیین‌های ادبی در حافظه مردم باقی مانده‌اند، اما اگر به‌صورت علمی ثبت و مستندسازی نشوند، با تغییر نسل‌ها بخشی از این میراث در معرض فراموشی قرار می‌گیرد.

بسطامی گفت: بنابراین، موزه ادبیات لرستان می‌تواند همزمان یک موزه اشیای ادبی، مرکز اسناد و آرشیو، مرکز مطالعات ادبی و پایگاه ثبت میراث شفاهی باشد.

وی اظهار کرد: در چنین موزه‌ای می‌توان نسخه‌های خطی و چاپ‌های قدیمی و حتی منتشر نشده شاعرانی چون ملاحقعلی سیاه‌پوش و یا نخستین چاپ آثار نویسندگان، دست‌نوشته‌ها، نامه‌ها، عکس‌های تاریخی، اسناد شخصی، وسایل کار و زندگی ادیبان، کتابخانه‌های شخصی، عینک، قلم، میز کار و سایر اشیایی را که با زندگی و آفرینش ادبی چهره‌های استان ارتباط دارند، به نمایش گذاشت. در این بین می‌توان از آرشیو اسناد یداله ستوده استفاده برد.

موزه‌ای برای حافظه ادبی لرستان؛ ضرورتی فراتر از یک ویترین
وصیت آیت‌الله سید ابوتراب جزایری خرم آبادی که در آن مرحوم آیت‌الله سید جعفر جزایری وآیت‌الله کمالوند را وصی خود قرار داده است

وی تأکید کرد: به اعتقاد من، ارزشمندترین بخش موزه الزاماً اشیای فیزیکی نیست. گاهی صدای یک شاعر، تصویر یک نویسنده، فیلم یک گفت‌وگو یا حتی صدای پیرمرد و پیرزنی که یک منظومه یا داستان قدیمی را از حفظ روایت می‌کند، می‌تواند برای نسل آینده از یک شیء تاریخی ارزشمندتر باشد. به همین دلیل، آرشیو صوتی و تصویری ادبیات لرستان باید یکی از ارکان اصلی این موزه باشد.

موزه ادبیات نباید به یک ویترین بزرگ تبدیل شود

بسطامی با تأکید بر ضرورت توجه به شیوه‌های جدید موزه‌داری گفت: نکته مهم دیگری که در طراحی این موزه باید مورد توجه قرار گیرد، پرهیز از نگاه سنتی به موزه است. موزه ادبیات اگر صرفاً مجموعه‌ای از ویترین‌ها، کتاب‌ها و عکس‌ها باشد، احتمالاً نمی‌تواند ارتباط لازم را با نسل جدید برقرار کند.

وی افزود: امروز موزه موفق، موزه‌ای تعاملی است. بازدیدکننده باید بتواند با ادبیات ارتباط برقرار کند، نه اینکه فقط آن را پشت شیشه ببیند. برای نمونه، می‌توان بخشی از موزه را به یک دیوار دیجیتال مشاهیر ادبی لرستان اختصاص داد؛ بازدیدکننده با انتخاب نام هر شاعر یا نویسنده بتواند صدای او، آثار، تصاویر، دست‌نوشته‌ها، زندگی‌نامه و روایت‌های مرتبط با او را مشاهده کند.

موزه‌ای برای حافظه ادبی لرستان؛ ضرورتی فراتر از یک ویترین
در این سند به نام نصراله میرزا صاحب اختیار و مستوفی لرستان در عهد قاجار اشاره شده و حقوق دیوانی و وظایفشان مشخص شده است(۱۲۴۴ قمری)

وی گفت: می‌توان اتاق‌هایی را به بازسازی فضای کار برخی چهره‌های ادبی اختصاص داد؛ به‌گونه‌ای که مخاطب احساس کند وارد جهان زندگی و آفرینش آن شخصیت شده است. حتی می‌توان بخشی را به «صدای لرستان» اختصاص داد؛ جایی که مخاطب با گویش‌ها، ترانه‌ها، منظومه‌ها، ضرب‌المثل‌ها و روایت‌های شفاهی مناطق مختلف استان آشنا شود. در واقع، چنین موزه‌ای باید از «موزه اشیا» به سمت موزه تجربه ادبی حرکت کند.

مدیریت موزه چگونه باشد؟

بسطامی درباره ساختار مدیریتی پیشنهادی برای موزه ادبیات لرستان نیز گفت: از نظر ساختاری، به اعتقاد من ایجاد چنین مجموعه‌ای نیازمند یک مدیریت بین‌بخشی است و نمی‌توان آن را صرفاً مسئولیت یک دستگاه دانست.

وی افزود: وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی از منظر استانداردهای موزه‌ای و ظرفیت گردشگری، اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی از منظر حوزه فرهنگ، ادبیات و ارتباط با جامعه نویسندگان و شاعران، دانشگاه‌ها از منظر پژوهش و مستندسازی و شهرداری‌ها و سایر نهادهای فرهنگی نیز می‌توانند در شکل‌گیری آن نقش داشته باشند.

این نویسنده و پژوهشگر ادامه داد: بهترین مدل، ایجاد یک هیئت امنای تخصصی و بین‌نهادی است که مدیریت اجرایی آن نیز به یک مجموعه حرفه‌ای و تخصصی سپرده شود.

وی اظهار کرد: حتی می‌توان در مرحله نخست، یک فراخوان عمومی برای شناسایی و گردآوری آثار و اسناد ادبی منتشر کرد. بسیاری از خانواده‌های شاعران و نویسندگان، اسناد و وسایلی در اختیار دارند که شاید ارزش تاریخی و فرهنگی آنها را به‌درستی نمی‌دانند البته ایجاد اعتماد و اطمینان نسبت به نحوه نگهداری، ثبت و نمایش این آثار بسیار مهم است.

بسطامی گفت: موزه می‌تواند بخشی از آثار را به‌صورت امانی دریافت کند و برای صاحبان آثار، شناسنامه و سابقه رسمی ایجاد کند. این کار به تدریج می‌تواند یک گنجینه ادبی استان شکل دهد.

تأثیر موزه بر گردشگری ادبی

وی درباره ظرفیت چنین موزه‌ای برای رونق گردشگری ادبی لرستان گفت: امروز گردشگری صرفاً به دیدن بناها و مناظر طبیعی محدود نیست. گردشگری فرهنگی و به‌طور خاص گردشگری ادبی، در بسیاری از نقاط جهان بخشی از اقتصاد فرهنگ محسوب می‌شود.

بسطامی افزود: لرستان در گردشگری طبیعی، تاریخی و فرهنگی ظرفیت‌های فراوانی دارد، اما گردشگری ادبی می‌تواند یک حلقه تکمیل‌کننده برای این ظرفیت‌ها باشد.

وی ادامه داد: تصور کنید یک گردشگر وارد خرم‌آباد شود و علاوه بر بازدید از قلعه فلک‌الافلاک و دیگر جاذبه‌های تاریخی و طبیعی، با یک مسیر ادبی در لرستان نیز مواجه شود؛ مسیری که از موزه ادبیات آغاز شود و در ادامه، مخاطب را با زادگاه، خانه، محل زندگی، آرامگاه یا نقاط مرتبط با شاعران و نویسندگان استان آشنا کند.

نویسنده کتاب «داد در ترازوی خدایان» تأکید کرد: این اتفاق می‌تواند ادبیات را از کتابخانه‌ها و محافل تخصصی خارج و به بخشی از تجربه گردشگری استان تبدیل کند. از این منظر، موزه ادبیات می‌تواند دروازه ورود به گردشگری ادبی لرستان باشد.

بسطامی گفت: حتی می‌توان تورهای تخصصی ادبی برای دانشجویان، پژوهشگران، علاقه‌مندان ادبیات و گردشگران طراحی کرد و با برگزاری شب‌های شعر، نشست‌های ادبی، کارگاه‌های داستان‌نویسی، رونمایی کتاب، نمایشگاه‌های دوره‌ای و جشنواره‌های ادبی، موزه را از یک فضای صرفاً نمایشگاهی به یک مرکز زنده فرهنگی تبدیل کرد.

یک کار مهم‌تر از ساخت ساختمان موزه

وی در ادامه با تأکید بر اینکه ساخت ساختمان نباید نخستین گام در این مسیر باشد، اظهار کرد: به نظر من پیش از ساخت ساختمان، باید طرح جامع موزه ادبیات لرستان تدوین شود. باید مشخص شود چه کسانی و چه دوره‌هایی در روایت ادبی موزه حضور خواهند داشت، چه آثاری در اختیار خانواده‌ها و مجموعه‌داران است، چه نسخه‌های خطی و اسناد پراکنده‌ای در استان وجود دارد، چه کسانی باید شناسایی و مصاحبه شوند و چه میراث شفاهی‌ای هنوز در حافظه مردم مناطق مختلف استان باقی مانده است.

بسطامی پیشنهاد کرد: حتی پیش از احداث ساختمان، یک پروژه ملی برای شناسایی و مستندسازی میراث ادبی لرستان آغاز شود. گروهی از پژوهشگران ادبیات، تاریخ، مردم‌شناسی، زبان‌شناسی و علوم اطلاعات می‌توانند این مأموریت را برعهده بگیرند. نتیجه این پژوهش می‌تواند بعدها به بانک اطلاعاتی موزه تبدیل شود.

وی همچنین گفت: نباید منتظر احداث ساختمان ماند. می‌توان یک موزه مجازی ادبیات لرستان را به‌عنوان مرحله نخست راه‌اندازی کرد و آثار، اسناد، تصاویر، صداها و روایت‌های جمع‌آوری‌شده را در یک پایگاه دیجیتال در دسترس عموم قرار داد. این اقدام هم هزینه کمتری دارد و هم می‌تواند پیش از احداث موزه فیزیکی، جامعه مخاطبان آن را شکل دهد.

موزه ادبیات؛ حافظه‌ای برای آینده

بسطامی تأکید کرد: مسئله اصلی در نهایت این است که ما با یک سرمایه فرهنگی مواجه‌ایم که اگر امروز برای ثبت و نگهداری آن اقدام نکنیم، بخشی از آن ممکن است برای همیشه از دست برود.

وی افزود: نسل‌های آینده باید بدانند که ادبیات لرستان فقط مجموعه‌ای از کتاب‌ها نیست؛ پشت هر اثر، یک انسان، یک زندگی، یک دوره تاریخی و بخشی از حافظه اجتماعی این سرزمین قرار دارد.

این نویسنده و پژوهشگر لرستانی گفت: موزه ادبیات لرستان می‌تواند جایی باشد که این حافظه در آن حفظ، پژوهش و به نسل آینده منتقل شود. در عین حال، اگر هوشمندانه طراحی و مدیریت شود، می‌تواند به یک مقصد فرهنگی و گردشگری تبدیل شود و حتی زمینه‌ای برای اقتصاد فرهنگ، برگزاری رویدادهای ادبی و معرفی نویسندگان و شاعران لرستان در سطح ملی فراهم آورد.

وی تأکید کرد: به باور من، ایجاد چنین موزه‌ای نباید یک پروژه صرفاً عمرانی تلقی شود. ساختمان، تنها ظرف است؛ آنچه موزه ادبیات را ارزشمند می‌کند، روایت، اسناد، پژوهش، فناوری و مهم‌تر از همه، حافظه زنده مردم لرستان است.

بسطامی پیشنهاد کرد: اگر بخواهیم برای این ایده یک عنوان مشخص انتخاب کنیم، من از تعبیر «موزه و مرکز مطالعات ادبیات و حافظه فرهنگی لرستان» استقبال می‌کنم؛ زیرا این عنوان، افق کار را از یک نمایشگاه ثابت فراتر می‌برد و موزه را به یک نهاد فرهنگی، پژوهشی و گردشگری پویا تبدیل می‌کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها