چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۲
روان اما نامطمئن؛ هوش مصنوعی و مسئله ترجمه ادبی

هاروکی موراکامی، هم‌زمان با انتشار «قصه کاحو»، درباره تفاوت میان فرایند خلق ادبی و آنچه هوش مصنوعی تولید می‌کند، نکته جالبی مطرح کرده است. به گفته او، هوش مصنوعی بر آنچه پیش‌تر اتفاق افتاده تکیه می‌کند و بر اساس شباهت‌ها و قیاس‌ها متن می‌سازد. این در حالی است که نویسنده در فرایند آفرینش، گاهی با چیزی مواجه می‌شود که ناگهان در ذهنش پدیدار شده و الزاما حاصل قیاس با چیزهای پیشین نیست.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- اسدالله حقانی؛ مترجم سه کتاب از «هاراکی موراکامی» با عناوین مردی که می‌خواست پرتره نیستی را بکشد»، «اعلامیه کانگورو» و «پرنده کوکی و زن سه‌شنبه»: در هفته گذشته، ماجرای ترجمه و انتشار سریع رمان تازه هاروکی موراکامی، «قصه کاحو»، بحث‌های زیادی درباره شیوه ترجمه این اثر به وجود آورد. اما شاید مهم‌تر از خود این ماجرا، پرسشی باشد که دوباره پیش روی ما قرار گرفت: هوش مصنوعی در ترجمه ادبی قرار است چه نقشی داشته باشد؟

روان اما نامطمئن؛ هوش مصنوعی و مسئله ترجمه ادبی
اسدالله حقانی

پاسخ به این پرسش، دست‌کم برای من، نه در تسلیم بی‌قیدوشرط به هوش مصنوعی است و نه در کنار گذاشتن آن. هوش مصنوعی می‌تواند ابزار بسیار خوبی در چنته مترجم باشد، اما هنوز نمی‌توان مسئولیت ترجمه یک اثر ادبی را به‌طور کامل به دست آن سپرد.

ترجمه ادبی فقط انتقال معنای جمله‌ها از زبانی به زبان دیگر نیست. مترجم باید لحن، ریتم، سکوت‌ها، ابهام‌ها، انتخاب واژه‌ها و حتی چیزهایی را که نویسنده عمدا نگفته است، درک کند. ممکن است ترجمه‌ای که یک مدل زبانی تولید کرده، از نظر دستوری کاملا درست و از نظر معنایی نیز قابل‌قبول باشد، اما با این حال ترجمه دقیقی نباشد، چون آنچه از متن اصلی به زبان مقصد منتقل شده، الزاما همان چیزی نیست که نویسنده خواسته است. این شاید یکی از مهم‌ترین چالش‌های استفاده از هوش مصنوعی در ترجمه ادبی باشد: روان بودن متن، لزوما نشانه درست بودن ترجمه نیست.

متنی که یک مدل زبانی تولید می‌کند ممکن است بسیار خوش‌خوان، طبیعی و حتی ادبی به نظر برسد. خواننده فارسی‌زبان هم ممکن است هیچ نشانه آشکاری از ضعف زبانی در آن پیدا نکند. اما پرسش مهم‌تر این است که این متن تا چه اندازه به متن اصلی وفادار مانده است؟ آیا انتخاب واژه‌ها، لحن شخصیت‌ها، شوخی‌ها، ارجاعات فرهنگی و ابهام‌های متن همان‌طور منتقل شده‌اند که در اثر اصلی وجود داشته‌اند؟ پاسخ دادن به این پرسش‌ها، بدون دسترسی به متن اصلی، دشوار است.

روان اما نامطمئن؛ هوش مصنوعی و مسئله ترجمه ادبی

پژوهش‌های تازه نیز نشان می‌دهند که مسئله را نمی‌توان به سادگی به دوگانه «هوش مصنوعی یا مترجم انسانی» تقلیل داد. در یک مطالعه تطبیقی در سال ۲۰۲۵، ترجمه ChatGPT از بخشی از رمان «موسم هجرت به شمال» از نظر روانی و سلاست عملکرد بالایی داشت، اما در دقت و برخی ظرافت‌های فرهنگی و سبکی، ترجمه انسانی امتیاز بالاتری گرفت. در پژوهشی دیگر نیز ترجمه‌های هوش مصنوعی و انسانی از یک اثر ادبی از منظر بازنمایی سبک با یکدیگر مقایسه شدند و تفاوت‌های معناداری در شیوه انتقال عناصر سبکی دیده شد.

در مورد ترجمه از ژاپنی به فارسی، مسئله زمانی پیچیده‌تر می‌شود که مترجم به متن ژاپنی دسترسی نداشته باشد و ترجمه را بر اساس یک متن واسطه، مثلا انگلیسی، انجام دهد. این البته مسئله تازه‌ای نیست. سال‌هاست برخی مترجمان و منتقدان نسبت به ترجمه از زبان واسطه هشدار داده‌اند؛ چون مترجم دیگر مستقیما با متن اصلی مواجه نیست، بلکه با ترجمه‌ای مواجه است که خود حاصل انتخاب‌ها و برداشت‌های مترجم دیگری است.

حالا اگر این متن واسطه را هم هوش مصنوعی تولید کرده باشد، با زنجیره‌ای از واسطه‌ها روبه‌رو هستیم: هوش مصنوعی متن را از زبان اصلی به زبان دیگری منتقل می‌کند و سپس هوش مصنوعی یا مترجمی دیگر، همان متن واسطه را به فارسی برمی‌گرداند. در چنین شرایطی، حتی اگر متن فارسی کاملا روان و خوانا باشد، سنجش میزان وفاداری آن به اثر اصلی دشوارتر می‌شود. چون برای ارزیابی ترجمه، در نهایت باید بتوانیم به اصل اثر برگردیم. مقایسه دو ترجمه، هرچقدر هم دقیق، جای مواجهه مستقیم با متن اصلی را نمی‌گیرد.

اینجاست که به نظرم تفاوت اصلی میان استفاده از هوش مصنوعی به‌عنوان دستیار مترجم و استفاده از آن به‌عنوان مترجم خودش را نشان می‌دهد. یک مترجم می‌تواند از هوش مصنوعی برای پیدا کردن معادل‌های احتمالی، بررسی کاربرد یک واژه، پیشنهاد ساختارهای مختلف جمله، مقایسه چند گزینه، پیدا کردن تناقض‌های احتمالی در متن یا حتی تحقیق درباره مفاهیم و ارجاعات تاریخی و فرهنگی کمک بگیرد. اما در همه این مراحل، یک نفر باید مسئولیت انتخاب نهایی را بر عهده داشته باشد؛ کسی که بتواند به متن اصلی رجوع کند، درباره انتخاب‌هایش توضیح بدهد و در نهایت پای ترجمه‌ای که منتشر شده بایستد. در این حالت، هوش مصنوعی ابزار است، نه صاحب تصمیم.

روان اما نامطمئن؛ هوش مصنوعی و مسئله ترجمه ادبی
هاروکی موراکامی

هاروکی موراکامی، هم‌زمان با انتشار «قصه کاحو»، درباره تفاوت میان فرایند خلق ادبی و آنچه هوش مصنوعی تولید می‌کند، نکته جالبی مطرح کرده است. به گفته او، هوش مصنوعی بر آنچه پیش‌تر اتفاق افتاده تکیه می‌کند و بر اساس شباهت‌ها و قیاس‌ها متن می‌سازد. این در حالی است که نویسنده در فرایند آفرینش، گاهی با چیزی مواجه می‌شود که ناگهان در ذهنش پدیدار شده و الزاما حاصل قیاس با چیزهای پیشین نیست.

شاید بتوان همین تفاوت را، با اندکی تغییر، درباره ترجمه هم مطرح کرد. ترجمه خوب فقط پیدا کردن نزدیک‌ترین معادل برای کلمات نیست. مترجم باید تصمیم بگیرد نویسنده در یک موقعیت مشخص چرا این واژه را انتخاب کرده، چرا جمله را این‌طور شکسته، چرا شخصیت این‌گونه حرف زده و چرا یک تصویر یا استعاره را به کار برده است. بخش مهمی از ترجمه دقیقا همین‌جاست: در تصمیم‌هایی که شاید هیچ فرهنگ لغتی نتواند پاسخ قطعی‌شان را بدهد.

البته این به معنای نادیده گرفتن توانایی‌های هوش مصنوعی نیست. برعکس، احتمالا در سال‌های آینده ابزارهای هوش مصنوعی به بخش جدایی‌ناپذیر کار بسیاری از مترجمان تبدیل خواهند شد؛ همان‌طور که نرم‌افزارهای ویرایش، فرهنگ‌های لغت دیجیتال و ابزارهای جست‌وجو امروز چنین جایگاهی دارند. مسئله این نیست که آیا باید از هوش مصنوعی استفاده کنیم یا نه. مسئله این است که در کجای فرایند ترجمه باید به آن اعتماد کنیم و کجا باید تصمیم‌گیری را همچنان به مترجم بسپاریم. چون در نهایت، ممکن است ماشینی بتواند متنی تولید کند که بسیار خوب فارسی حرف می‌زند؛ اما ترجمه ادبی فقط این نیست که یک متن خوب فارسی حرف بزند. مهم‌تر این است که بدانیم آیا نویسنده هم واقعا همین را گفته است یا نه.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها