سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - احمد محمدتبریزی؛ نشست اخیر رئیس سازمان سینمایی با صحبت نکردن از یک موضوع مهم تمام شد و آن نپرداختن به موضوع اقتباس بود. حداقل انتظار این بود رائد فریدزاده درباره سیاستگذاری میان سینما و ادبیات یا ایجاد سازوکاری برای شناسایی آثار ادبی مستعد اقتباس یا حمایت از فیلمنامههای اقتباسی چند نکتهای را بگوید اما نشست خبری به پایان رسید و صحبتی درباره هیچ کدام از این موارد به میان نیامد.
سینمای ایران سالهاست با ضعف در فیلمنامه دستوپنجه نرم میکند و بیتوجهی به اقتباس ادبی، نادیده گرفتن یکی از مهمترین منابع بالقوه برای تغذیه داستانی سینمای ایران است. این روزها فیلمهایی ساخته میشوند که ایده اولیه جذابی دارند اما در گسترش موقعیت، شخصیتپردازی، طراحی درام یا پایانبندی دچار مشکل میشوند. بخشی از تولیدات سینمایی در سالهای اخیر به کمدیهای نازل و به تکرار الگوهای آشنا و موقعیتهای امتحانشده محدود میشود. در چنین وضعیتی، یکی از راههای منطقی برای گشودن مسیرهای تازه، رجوع به ادبیات است.
رشد آثار اقتباسی در جهان
نگاهی به سینمای جهان نشان میدهد که اقتباس یکی از مهمترین جریانهای تولید فیلم و سریال در جهان است. برای نمونه، دادههای بازار آمریکای شمالی در سال ۲۰۲۴ نشان میدهد ۹۱ فیلم بر اساس کتاب داستانی یا داستان کوتاه اکران شدهاند و این آثار نزدیک به یک میلیارد دلار فروش داشتهاند. در سال ۲۰۲۵ نیز تعداد فیلمهای ساختهشده بر اساس کتاب داستانی یا داستان کوتاه در همین بازار به ۸۷ عنوان رسید و فروش این آثار از ۱.۱۲ میلیارد دلار عبور کرد.
در آمار تاریخی بازار آمریکای شمالی از ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۶، فیلمهای اقتباسشده از کتابهای داستانی و داستان کوتاه بهتنهایی ۲۰ درصد از مجموع فروش بازار را به خود اختصاص دادهاند.
در حوزه سریال نیز وضعیت قابل تأملتر است. پژوهشی که انجمن ناشران بریتانیا در سال ۲۰۲۶ منتشر کرده، نشان میدهد ۴۸ درصد از سریالهای درام اورجینال بریتانیا و آمریکا که بین ژانویه ۲۰۲۴ تا ژوئن ۲۰۲۵ در نتفلیکس، دیزنیپلاس و آمازون پرایم ویدئو منتشر شدهاند، اقتباس از کتاب بودهاند. همچنین پنج عنوان از ۱۰ سریال درام پربیننده سال ۲۰۲۴ اقتباسی بودهاند.
حتی از منظر اقتصادی نیز مسئله قابل تأمل است. همین پژوهش نشان میدهد در میان ۵۰ فیلم پرفروش سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴، آثار اقتباسی بهطور میانگین ۵۷ درصد فروش بیشتری نسبت به آثار غیراقتباسی داشتهاند.
بنابراین وقتی از «انفجار اقتباس» در جهان صحبت میکنیم، منظور فقط افزایش تعداد فیلمهایی نیست که از روی رمانها ساخته شدهاند و صحبت از شکلگیری یک زنجیره اقتصادی و حرفهای میان صنعت نشر و صنعت تصویر است؛. زنجیرهای که در آن کتاب میتواند به منبع تولید فیلم و سریال، فیلم و سریال میتواند به موتور معرفی کتاب و نویسنده و هر دو میتوانند به توسعه بازار فرهنگی یکدیگر کمک کنند.

اقتباس و رشد کیفی سینمای ایران
گفتوگو با رئیس سازمان سینمایی نشان میدهد او به اهمیت اقتباس در رشد کیفی سینمای ایران واقف است. فریدزاده در گفتوگو با ایبنا درباره اهمیت اقتباس در سینمای امروز گفت: اقتباس بحث جدی است و وقتی صحبت از منابع لایزال ادبیات فارسی و آن پیشینه فرهنگی و تاریخی میکنیم قطعا اقتباس میتواند مسبب ارتقای کیفی تولیدات سینمایی باشد. امیدوارم با اراده و همت جمعی و مشارکت بخش خصوصی اقتباسهایی که قرار بود از رمانهای ایرانی انجام شود را بر پرده سینما ببینیم.
فریدزاده درباره اقتباس از کتابهای اسماعیل فصیح و بزرگ علوی بیان کرد: در مورد اقتباس از رمان اسماعیل فصیح، قرار بر ساخت سریالی بود که صحبتهایی انجام شد ولی دوستان بعدا پیگیری نکردند. در مورد پروژه «چشمهایش» باید بگویم چون بخشی از این فیلم تولید شده و امیدوارم با مشارکت بخش خصوصی و نهادهای دیگر بتوانیم این فیلم را فرایند تولیدش را به اتمام برسانیم.
رئیس سازمان سینمایی با اشاره به اهمیت بحث اقتباس تشریح کرد: اقتباس از کتابهای ادبی میتواند بخشی از معضلات سینمای ایران را در جهت روایتگری مرتفع کند. آثار اقتباسی که در چند سال تولید شده معمولا با استقبال خوبی در جشنواره فیلم فجر مواجه بوده که فیلم «زیبا صدایم کن» نمونه بارز این موضوع است.
این سخنان مهم هستند چون نشان میدهند رئیس سازمان سینمایی با اصل مسئله اقتباس بیگانه نیست و ضرورت آن را نیز میپذیرد. اما اینجا این پرسش مطرح میشود که اگر اقتباس یک بحث جدی است و اگر میتواند بخشی از معضلات روایتگری سینمای ایران را حل کند، پس برنامه سازمان سینمایی برای آن چیست؟
جای خالی ایجاد سازوکاری درست
اینکه رئیس سازمان سینمایی بگوید اقتباس مهم است، با اینکه برای اقتباس سیاست طراحی کند، دو مسئله متفاوت است. سینمای ایران بیش از اظهارنظرهای مثبت درباره اقتباس، به یک زنجیره سیاستگذاری اقتباس نیاز دارد.
مثلاً باید مشخص باشد چه نهادی قرار است آثار ادبی مستعد اقتباس را شناسایی کند؟ چه کسی حقوق آثار را خریداری یا تسهیل میکند؟ چه سازوکاری برای معرفی این آثار به تهیهکنندگان و فیلمسازان وجود دارد؟ آیا حمایت مالی مشخصی برای توسعه فیلمنامههای اقتباسی در نظر گرفته شده است؟ آیا صندوق یا گرنتی برای خرید حقوق آثار ادبی و تبدیل آنها به فیلمنامه وجود خواهد داشت؟ آیا سازمان سینمایی با خانه سینما، خانه کتاب و ادبیات، ناشران و بخش خصوصی برای ایجاد یک بازار مشترک میان ادبیات و سینما وارد مذاکره خواهد شد؟
در جهان، صنعت اقتباس به این دلیل قدرتمند شده که رابطه کتاب و تصویر را به شانس و علاقه شخصی یک تهیهکننده یا کارگردان واگذار نکردهاند. حقوق آثار خریداری میشود، پروژهها توسعه پیدا میکنند، نویسندگان و فیلمنامهنویسان وارد فرایند میشوند و آثار ادبی بهعنوان یک منبع بالقوه برای تولید محتوای تصویری رصد میشوند.
در کشوری مانند فرانسه، مطالعات رسمی درباره بازار اقتباس نشان میدهد نزدیک به یک اثر از هر پنج اثر سینمایی و تلویزیونی عرضهشده، اقتباسی از یک اثر ادبی است. ضمن اینکه حجم اقتباسهای ادبی در فاصله سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۱ افزایش قابل توجهی داشته و رشد سریالهای اقتباسی نیز چشمگیر بوده است.
قرار نیست سازمان سینمایی تمام مشکلات سینما را از مسیر اقتباس حل کند و اقتباس قرار نیست جایگزین فیلمنامهنویسی اورجینال شود. مزیت اصلی نوشتن فیلمنامهای اقتباسی در این است که نویسنده فیلمنامه را از نقطه صفر داستانپردازی عبور میدهد و او را با جهان روایی، شخصیتها و تعارضهایی مواجه میکند که پیشتر در یک اثر ادبی آزموده شدهاند.

ایران و داشتن منابع غنی داستانی
ایران به نسبت کشورهای همسایهاش یکی از غنیترین منابع داستانی منطقه را در اختیار دارد اما میان این گنجینه و صنعت تصویر، یک فاصله ساختاری وجود دارد. مشکل در سینمای ایران فقط کمبود داستان نیست و مشکل بیشتر به نبود سازوکار تبدیل سرمایه ادبی به سرمایه سینمایی برمیگردد.
ممکن است صدها رمان و داستان قابلیت اقتباس داشته باشند اما تهیهکننده سینمایی از وجود آنها بیخبر باشد. ممکن است نویسنده علاقهمند به واگذاری حقوق اثر باشد اما سازوکار حرفهای و مطمئنی برای مذاکره وجود نداشته باشد. ممکن است تهیهکننده حقوق اثر را خریداری کند اما بودجه و حمایت لازم برای توسعه فیلمنامه وجود نداشته باشد. و حتی ممکن است فیلمنامه نوشته شود اما در نهایت پروژه در چرخه تولید متوقف بماند. بنابراین سیاستگذاری اقتباس باید از ساخت چند فیلم اقتباسی فراتر برود و یک اکوسیستم ایجاد کند.
سازمان سینمایی میتواند مثلاً هر سال فهرستی از آثار ادبی مستعد اقتباس را با همکاری متخصصان ادبیات، سینما و فیلمنامه معرفی کند. برای خرید حقوق آثار و توسعه فیلمنامههای اقتباسی تسهیلات بدهد؛ بازارهای مشترک سینما و نشر برگزار کند. ناشران و تهیهکنندگان را به یکدیگر متصل کند و برای پروژههای اقتباسی مرحله توسعه تعریف کند. چنین سیاستی میتواند بهتدریج اقتباس را از یک اتفاق موردی به یک مسیر حرفهای تولید تبدیل کند.
یک نکته مهم دیگر نیز نباید فراموش شود. اقتباس رابطهای یکطرفه نیست. وقتی یک رمان تبدیل به فیلم یا سریال میشود، مخاطب اثر تصویری ممکن است به سراغ کتاب برود. گزارش انجمن ناشران بریتانیا نیز نشان داده است که در فاصله ۱۲ ماه منتهی به اکتبر ۲۰۲۵، ۱۲ درصد از خریدهای ادبیات داستانی بزرگسالان توسط خوانندگان کممصرف، تحت تأثیر اقتباسهای تصویری کشف یا انتخاب شدهاند.
بنابراین اقتباس میتواند بخشی از سیاست ترویج کتاب و کتابخوانی نیز باشد. در ایران، جایی که صنعت نشر و سینما هر دو با مسائل اقتصادی و مخاطب دستوپنجه نرم میکنند، ایجاد چنین پیوندی میتواند یک فرصت فرهنگی و اقتصادی دوطرفه باشد.
نظر شما