سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – سایه برین: «فصل امتحان» روایتی از زندگی نوجوانی روستایی است که میان درس، کار، مسئولیتهای خانوادگی و دغدغههای روزمره، تلاش میکند مسیر خود را برای رسیدن به آیندهای بهتر پیدا کند. سیدمحمد میرموسوی در این داستان، به سراغ فضای روستا رفته؛ فضایی که در روایت او تنها یک پسزمینه نیست، بلکه بخشی زنده از جهان داستان است و فرهنگ کار، همدلی، تولید و مسئولیتپذیری را به مخاطب نوجوان معرفی میکند.
میرموسوی که خود زاده روستای کلاجان سادات شهرستان گرگان است، بخشی از فضای داستان را از تجربهها و مشاهداتش از زندگی روستایی وام گرفته و تلاش کرده تصویری واقعی و دور از کلیشه از زندگی نوجوانان این مناطق ارائه دهد. «فصل امتحان» در کنار روایت زندگی یک نوجوان، فرصتی است برای آشنایی مخاطبان با بخشی از زیست و فرهنگ روستایی ایران؛ روایتی که در آن کار و درس در تقابل با یکدیگر قرار نمیگیرند، بلکه در کنار هم بخشی از مسیر رشد نوجوان را شکل میدهند. در گفتوگو با سیدمحمد میرموسوی درباره ایده شکلگیری «فصل امتحان»، نقش فضای روستا، شخصیت اسماعیل و مفاهیمی چون کار، مسئولیتپذیری، امید و پشتکار در این داستان گفتوگو کردهایم. متن کامل این مصاحبه را با هم میخوانیم.
ایده نگارش فصل امتحان از کجا شکل گرفت و چرا تصمیم گرفتید داستان را در فضای یک روستا و با محوریت زندگی یک نوجوان روایت کنید؟
قاب ادبیات، به ویژه داستان، آینه تمامنمایی است از آرزوها، باورها، فرهنگ، روابط انسانی و... زمانی ابعاد هنری و ادبی اثری شکوفا خواهد شد که خواننده خود و دنیای پیرامون خود را در آن کشف کند، دنیای تازهای بیافریند و به تفکر منطقی دست یابد. نویسندگان هیچگاه از دغدغههای زندگی مردم دور نبودهاند. در روستاها معمولا سوژههای ناب و حول محور کارو زندگی به فراوانی وجود دارد که باعث کنجکاوی خواننده میشود. و نویسنده با تخیل خویش آن را گسترش میدهد. نوجوانان بخشی بزرگ و پرشورو هیجان جامعه جمعیتی کشور و در آستانهی ورود به جوانی و بزرگسالی هستند. این گروه علاقهی زیادی به مطالعه و یادگیری دارند و دوست دارند مسایل و مشکلات خود و جامعه و جغرافیای اطراف خود را بشناسند و کشف کنند. چون زادهی روستا هستم با این سوژهها سروکار زیادی دارم و علت انتخاب فضای روستا هم به خاطر سادگی و زیبا بودن، و توجه و علاقه نوجوانان به این فضاست. تابلوی زیبای رئال از این زیستبوم رویایی. فضایی که بخش بزرگی از مردم کشورمان و بالطبع نوجوانان در آن زندگی میکنند و کار و زندگی و فرهنگ ویژه خویش را دارند. نوجوانان شهرنشین؛ حضور در روستا و اشنایی با فرهنگ، جغرافیا، فضای سرسبز، کارو تلاش و چگونگی همیاری نوجوانان را دوست دارند و با آنها همذاتپنداری میکنند و روایت داستان در فضای روستایی کشش و تازگی زیادی دارد.

اسماعیل همزمان با درس خواندن، مسئولیتهای خانوادگی را نیز بر عهده دارد. تا چه اندازه این شخصیت برگرفته از تجربههای واقعی یا مشاهدات شما از زندگی نوجوانان روستایی است؟
بنده متولد روستای کلاجان سادات شهرستان گرگان در شمال ایران هستم. این فضا برگرفته از دیدهها، تجربیات شخصی و زیستمحیطی بنده است. روستا فضای کار ، تلاش ، همراهی و همدلی است. در این محیط همه باید کار بکنند تا امور زندگی بچرخد، حتی زنان و دختران و پسران بیشتر از همه. روستا محل مصرف نیست، محل و مظهر تولید است. و خورد و خوراک و حتی پوشاک مردم کشور را تولید میکند. برای تولید بهتر و رسیدن به روشهای جدید بچههای روستاییی هم درس میخوانند و هم در عمل آن را تجربه میکنند. آنها از کودکی با کار آموخته میشوند. کار در شالیزار، پنبهزار و گلهداری.کار جوهر نوجوان روستایی است.
در این کتاب، طبیعت و فضای روستا تنها یک پسزمینه نیست، بلکه بخشی از روایت داستان محسوب میشود. این فضا چه نقشی در شکلگیری شخصیتها و پیشبرد داستان دارد؟
فضا و محیط داستان، فقط مکانی برای نمایش خالی نیست که نشان داده شود این یک داستان روستایی است و تمام. در واقع ظرفی است زنده و پویا که نفس میکشد و داستان در آن شکل میگیرد. رنگ و بوی محیط خاصی دارد. همچون شخصیتها با خواننده حرف میزنند و پیام دارند. فضا و محیط پیرامون آن، گوشت و پوست داستان است که اسکلت داستان را زیبا و ملموس میکند و با توصیفات بهجا به جهان داستان جان میدهد. من سعی کردم با توصیف لازم فضای مناسب داستان را گسترش بدهم.
یکی از محورهای اصلی کتاب، ایجاد تعادل میان درس، مسئولیت و زندگی روزمره است. دوست داشتید مخاطب نوجوان از این چالش چه برداشتی داشته باشد؟
شاید بتوان گفت مقوله کار و اشتغال آنقدر مهم است که باعث زایش فرزند و افزایش جمعیت شده. و شاید بتوان گفت این کار است که آدمیزاد را خلق میکند و بر جمعیت آن منطقه افزوده میشود. کار تفریح مومن هم هست. روستا مظهر کارو تلاش و تولید است. فرزند روستایی از راه کار و تولید هم میآموزد و هم به امرار و معاش خانواده کمک میکند باید همهی نوجوانان بیاموزند که کارکردن و حرفهآموزی عزت است و تنبلی و تنپروری خفت. اگر مردم کار نکنند زندگی متوقف خواهد شد. باید هم کار کرد، هم درس خواند و هم مسولیت پذیرفت تا در زندگی موفق شد. نوجوان روستایی بدون هیچ ادعایی چنین است.
داستان نشان میدهد نوجوان روستایی راحتطلب و خوشنشین نیست و کار میکند و کار کردن به عنوان یک عمل نیک و پسندیده باید در کل جامعه گسترش یابد.

روایت کتاب بدون شعار، مفاهیمی مانند پشتکار، مسئولیتپذیری و برنامهریزی را منتقل میکند. برای رسیدن به این شیوه روایت، چه رویکردی در داستانپردازی داشتید؟
وظیفه داستان و هنر داستاننویسی دوری از سخنرانی، شعارزدگی و نفوذ مستقیم در داستان است. وظیفه نویسنده نشان دادن بخشی از زندگی و پررنگ کردن موضوع، البته بدون هرگونه جانبداری، حتی تحلیل و حمایت از یک فکر و اندیشهای. در این جا کودک است و کار درس و کمک به خانواده. خواننده با همذاتپنداری خود باید پیام داستان را پیدا کند. پدر، مادر، نوجوان و محیط پیرامون هر کدام برای خواننده پیام ویژهای دارند. خواننده باید بداند که عرصهی تولید، مشکلات زیادی دارد و عدهی زیادی دارند تلاش میکنند.
به نظر شما پرداختن به زندگی روستایی در ادبیات کودک و نوجوان چه ضرورتی دارد و این روایتها چه تصویری از تنوع فرهنگی و اجتماعی ایران به نسل امروز ارائه میکنند؟
مدتی است که حجم تولید داستانهای بومی اقلیمی و حول محور روستا اندک شده و کمکم به داستانهای شهرنشینی و آپارتماننشینی نزدیک میشویم که فراز و نشیب کمتری دارند. نوجوانان روستایی دوست دارند داستان زندگی خود را بخوانند و به دیگران معرفی نمایند. روستا فرهنگ غنی و شیرینی دارد. بهتر است نوجوانان شهرنشین را با روستا و فرهنگ آن آشنا کنیم. روستائیان بخش بزرگی از جمعیت کشورمان را تشکیل میدهند. بسیاری از داستانهای موفقی که منتشر شده حال و هوای بومی محلی داشتهاند. اگر بخواهیم این آشنایی ریشهدار و عمیق شود باید در قالب هنر و ادبیات ارایه شود.
فکر میکنید نوجوانانی که در شهر زندگی میکنند، پس از خواندن فصل امتحان با چه جنبههایی از زندگی روستایی بیشتر همذاتپنداری خواهند کرد؟
همهی زندگی ما در امتحان است و برای پیروزی بر آن باید سختیهای فراوانی را متحمل شد و پیروزی از آن کسانی است که سختکوشانه تلاش میکنند و ناامید نمیشوند. نوجوانان دیگر نقاط کشور باید بدانند که در کشور بزرگ و پهناور ایران چنین محیط جغرافیایی و نوجوانانی هم زندگی میکنند در این داستان دانشآموز روستایی امیدوار است. امید او را مرحله به مرحله بر مشکلات پیروز میکند. امید شرط بزرگ پیروزی است.
اگر قرار باشد فصل امتحان تنها با یک پیام در ذهن مخاطب نوجوان ماندگار شود، دوست دارید آن پیام درباره تلاش، مسئولیت یا نگاه به زندگی چه باشد؟
انسانها از کودکی تا بزرگسالی همچنان با امتحانهای گوناگون از پیچوخمهای زندگی گذر میکنند و لحظه به لحظهی زندگیفصلی از امتحان است. همهی لحظهها فصل امتحان است.
نظر شما