سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ عرصه هنر به مثابه درخت تنومندی است که شاخ و برگهای زیادی زینتبخش آن است. گاهی از ترکیب دو هنر متفاوت، شاخه جدیدی در این عرصه فراخ شکل میگیرد که حاصل فراتر رفتن هنرمند از چارچوبهای همیشگی است.
هنر «نقاشیخط» یکی از همین هنرهاست که حاصل همآمیزی دو هنر خطاطی و نقاشی با یکدیگر است. هنری که هنرمند در آن به دنبال نوگرایی است تا بتواند شکلی نو از هنر را خلق کند. محمد احصایی از جمله هنرمندانی است که در پیدایش و پیشبرد هنر نقاشیخط تاثر بسزایی داشته که این مطلب به معرفی سبک و آثار ایشان اختصاص دارد.
محمد احصایی هنرمندی است که توانست با وفاداری به سبک سنتی و وارد کردن قواعد آن به سبک مدرن، پلی میان سنت و مدرنیته بزند و آثار ماندگاری از ماحصل این ترکیب خلق کند.
پایبندی او به قواعد خط و حفظ ساختمان خوشنویسی، باعث شده تا علاوه بر نقاشان، درمیان خوشنویسان نیز اعتبار خود را حفظ کند.
محمد شهبازی، درباره احصایی میگوید: «استاد احصایی نشان داد که به خط لازم نیست به عنوان یک هنر بسته و محدود و خشک نگاه کنیم و حامل یک هنر سنتی از گذشتگان باشیم و به صورت پکیج و به دوران بعد انتقال دهیم. زمانی که استاد احصایی نستعلیق مینویسد واقعا چیزی جز نستعلیق نیست. او قالبهای نستعلیق را نشکسته، ولی وقتی نستعلیق مینویسد در عین وفاداری به این خط، از همین نستعلیق در نقاشی-خط استفادههای نو میکند.»
آثار احصایی برخاسته از اعتقاد به مفاهیم عرفانی، آیات قرآن و احادیث است و نه تنها شکل حروف، بلکه معنای کلمات نیز برایش مهم است.
یکی از ویژگیهایی که احصایی را از سایر هنرمندان متمایز میکند، پیشه او در هنر گرافیک است که تجلی آن را در آثار هنرمند میبینیم؛ طراحی گرافیکی، تعادل بصری و ترکیببندی حساب شده در تابلوهای او گواهی بر این امر است.
سرگذشت آثار
از آنجایی که هنرمند در مسیر خود تنها در یک نقطه مشخص متوقف نشد، در سیر رو به رشد او مراحلی طی شده از هنر سنتی تا سکولار دیده میشود.
احصایی در حیات هنری خود دورهای را به خوشنویسی سنتی پرداخت و آثاری در قالب چلیپا، سیاهمشق و مصحفنگاری خلق کرد.
همچنین به برخی از آثار او نیز سبک سکولار اطلاق میشود که در آن فرم واژهها بیشتر از معنای آنها مورد توجه است؛ اما این به معنی حذف کامل معنا نیست.
اما مهمترین دوره زندگی هنری او را میتوان دوره مدرن دانست که خاستگاه خلق یکی از مهمترین مجموعه آثار او، یعنی«الفبای ازلی» است.
کلمات به رقص درآمده در آثار این مجموعه بازتاب مفاهیم معنوی و برگفته از آیات و احادیث است. هنرمند در مجموعه «الفبای ازلی» به نگارش و ساخت واژه «اللٌه» بر زمینههای متنوع با تمهای متفاوت، و ترکیبهای گوناگون پرداخته.
میتوان گفت چیزی که سرچشمه خلق آثار این هنرمند است، دید او نسیبت به کلمات و فرم و شکل آنها است.
احصایی میگوید: «ملتی هستیم که بیشتر با کلمات و مفاهیم سر و کار داریم تا تصویر و از قضا جهان هم به همین سمت پیش میرود. کلمه فرم و شکلی جادویی دارد که مخاطب را به خودش جلب میکند و برای خالق اثر هم جالبتر است.»
تعریف دوباره خوشنویسی در هنر معاصر ایران
اگر قرار باشد تاریخ هنر معاصر ایران را از منظر «تغییر زبان سنت» روایت کنیم، بیتردید نقاشیخط یکی از مهمترین فصلهای آن خواهد بود.
جریانی که نه در پی کنار گذاشتن خوشنویسی بود و نه میخواست نقاشی را تکرار کند؛ بلکه میکوشید خط فارسی را از کارکرد صرف نوشتاری بیرون بکشد و آن را به عنصری مستقل در بیان تصویری تبدیل کند. در این میان، محمد احصایی از معدود هنرمندانی است که این تحول را نه با شکستن سنت، بلکه با بازخوانی آن رقم زد.
بسیاری از تجربههای هنر مدرن بر گسست از گذشته استوارند، اما احصایی مسیر دیگری را انتخاب کرد. او نشان داد نوآوری الزاماً به معنای کنار گذاشتن قواعد نیست. در آثار او، ساختارهای دقیق خوشنویسی همچنان حفظ میشوند، اما همین ساختارها در بستری تازه، کارکردی متفاوت پیدا میکنند. به همین دلیل، آثارش هم برای خوشنویسان قابل احترام است و هم برای مخاطبان هنر مدرن جذاب.
فراتر از مکتب سقاخانه
هرچند نام احصایی معمولاً در کنار هنرمندان مکتب سقاخانه مطرح میشود، اما تفاوت مهمی میان او و بسیاری از چهرههای این جریان وجود دارد. هنرمندانی مانند حسین زندهرودی بیش از آنکه دغدغه خوشنویسی داشته باشند، از حروف و نشانههای مذهبی به عنوان عناصر بصری استفاده میکردند. در آثار آنان، گاه خوانایی کلمات کاملاً از میان میرود و خط به بخشی از ترکیببندی نقاشی تبدیل میشود.
اما احصایی هرگز رابطه خود را با سنت خوشنویسی قطع نکرد. او سالها خوشنویسی کلاسیک را آموخت و قواعد آن را بهخوبی میشناخت؛ از همین رو، حتی زمانی که خط را به قلمرو نقاشی وارد میکند، استخوانبندی خوشنویسی همچنان حفظ میشود. شاید به همین دلیل است که آثار او بیش از آنکه «نقاشی با حروف» باشند، «خوشنویسی در قالب تصویر» هستند.
همین ویژگی، جایگاه او را از بسیاری از نقاشیخطپردازان همدورهاش متمایز میکند. او میان سنت و مدرنیته کوشید این دو را وارد گفتوگویی خلاق کند.
معنا، به اندازه فرم اهمیت دارد
در بخشی از نقاشیخط معاصر، حروف تنها ارزش بصری دارند و خوانده شدن یا نشدن آنها اهمیتی ندارد؛ اما در آثار احصایی، معنا همچنان حضوری جدی دارد. انتخاب واژهها اتفاقی نیست. آیات قرآن، احادیث، اذکار و مفاهیم عرفانی، نه صرفاً به دلیل زیبایی نوشتاری، بلکه به دلیل بار معناییشان وارد اثر میشوند.
در نتیجه، مخاطب هنگام تماشای آثار او همزمان درگیر خواندن، دیدن و تأمل کردن میشود. این همنشینی فرم و معنا، یکی از مهمترین ویژگیهای آثار احصایی است.
یکی از دلایلی که آثار احصایی چنین استحکام بصری دارند، تجربه طولانی او در گرافیک است. نگاه گرافیکی او باعث شده ترکیببندی، تعادل میان فضای مثبت و منفی، انتخاب رنگ و هدایت نگاه مخاطب، در آثارش کاملاً حسابشده باشد.
در واقع، او ذهن یک طراح گرافیک را نیز با خود به بوم آورده است. همین مسئله باعث میشود آثارش حتی برای مخاطبی که قادر به خواندن خط فارسی نیست نیز جذابیت بصری داشته باشد.
از چلیپا تا «الفبای ازلی»
سیر هنری احصایی نشان میدهد که او هرگز در یک مرحله متوقف نشد. فعالیت حرفهای خود را با خوشنویسی سنتی آغاز کرد و در قالبهایی چون چلیپا، سیاهمشق و کتابت قرآن به مهارت رسید، اما به مرور دریافت که ظرفیت خط فارسی فراتر از صفحه کتاب است.
اوج این نگاه را میتوان در مجموعه مشهور «الفبای ازلی» مشاهده کرد. در این مجموعه، واژه «الله» بارها با ترکیببندیها، رنگها و ساختارهای متفاوت بازآفرینی میشود. این تکرار، صرفاً تکرار یک واژه نیست؛ بلکه نوعی جستوجوی بیپایان برای کشف امکانات بصری و معنایی حروف است.
در این آثار، خط دیگر تنها وسیله انتقال معنا نیست؛ خودِ حروف به موضوع اثر تبدیل میشوند. مخاطب پیش از آنکه واژه را بخواند، آن را میبیند و با ریتم، حرکت و انرژی بصری آن ارتباط برقرار میکند.
شاید مهمترین دستاورد محمد احصایی این باشد که نگاه ما را به خوشنویسی تغییر داد. او ثابت کرد خط فارسی رسانهای زنده است که میتواند با هنر معاصر گفتوگو کند، فرمهای تازه بیافریند و همچنان ریشههای تاریخی خود را حفظ کند.
نظر شما