سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ خوانش نمایشنامه «فرات تشنه است» نوشته حسین فدایی حسین با کارگردانی مهدیه سادات شاهمرادی با استقبال مخاطبان روبرو شد. «فرات» روایتکنندهی کشمکش درونی حضرت عباس (ع) سردار سپاه امام حسین (ع) در آستانهی واقعهی کربلاست. او میان پذیرش اماننامهی دشمن (برای آوردن آب به خیمهها) و جنگیدن (برای حفظ عزت و ناموس) بر سر دوراهی انتخاب مانده است. در این میان، شخصیتهای مختلف (فرماندهی سپاه کوفه، مشکدوز، شمشیرساز، بافنده، جوان فراری و...) هرکدام با زبان و ابزار خود (آب، شمشیر، کفن، پارچه، مشک) قصد در گمراه کردن او دارند، اما در نهایت همهی آنها خیالی فریبنده از آب درمیآیند. این نمایشنامه با پرهیز از شعارزدگی، بر پرداخت چندلایه، کشش دراماتیک و زیربناهای روانشناختی و اجتماعی واقعه متمرکز شده است.
ساختاری غیرخطی و تعلیقِ درونی، بهجای روایتِ جنگ، بحرانِ انتخابِ سردار را در پذیرش یا رد اماننامه نشان میدهد. فضاسازیِ سمبلیک، زبانِ استعاری و شخصیتپردازیِ سیال، کلیشههای عاشورایی را کنار میزند. گرهافکنیِ پلهپله با شخصیتهای فریبنده و تعلیقِ زمانی، فشارِ روانی را به مخاطب منتقل میکند. نگاهِ مدرن و فلسفی به کربلا، نقشِ محوریِ سکوت، فریب در پوششِ خیرخواهی، راویِ خوابدیده و تبدیلِ اشیا به شخصیتهای فعال، اثر را به درامی آیینی-فلسفی دربارهی سرگردانیِ انسانِ مؤمن در میانِ صداهای دروغین تبدیل کرده و با پایانبندیِ باز، تشنگی، آب و سقایی را بهعنوان حقیقتِ پایدار باقی میگذارد. در این خوانش رضا بهرامی، محمدرضا آزادفرد، فیروز حیدرآبادی، امین اکبرینسب، سجاد احمدینیا، ابوذر غفاری و ندا گلرنگی به عنوان نقشخوان حضور داشتند. آهنگپرداز و نوازنده کوبهای محمد وفایی، نوازنده عود سینا معصومی و نوازنده کمانچه علی جباری بودند. این هنرمندان از کارگردانان، بازیگران و نوازندگان باسابقه تئاتر ایران هستند که سوابق اجرایی زیادی بر صحنه سنگلج و سایر صحنههای مطرح کشور در کارنامه خود دارند. عکاسی و طراحی پوستر را پیام احمدی کاشانی، فیلمبرداری را سیاوش باغبان آقایی و منشی صحنه را ریحانه حبیبزاده بر عهده داشتند.
اجرای این گروه در سطح حرفهای و در قیاس با همنسلهای خود تأملبرانگیز بود و اثری ماندگار در حافظه سنگلج به ثبت رساند. نقشخوانان با تسلط بر متن و درک درست از زیرمتنها، شخصیتها را بهگونهای باورپذیر عرضه کردند که خوانش به تجربهای دراماتیک نزدیک شد. انتخاب درست هر بازیگر برای نقش خود، توان تکنیکی و هماهنگی در لحن، سرعت و ضرب دیالوگها، یک خوانشگری مقبول را ارائه داد. نکته قابلتأمل، هماهنگی میان صدای بازیگران و موسیقی بود؛ گویی صدا و نتهای سازها در هارمونی کامل، فضایی واحد خلق میکردند. مهارت بازیگران در کنترل حس و صدا باعث شد مرز میان کلام و آهنگ از بین برود و مخاطب در فضایی غوطهور شود که هر دو عنصر در خدمت روایتی واحد قرار گرفته بودند.
اما وجه متمایز «فرات» در بخش موسیقی و فضاسازی صوتی نمود بیشتری پیدا کرد. محمد وفایی با طراحی و تنظیم موسیقی، فراتر از همراهی پسزمینهای و همچون راوی دیگری عمل کرد. چیدمان سازها، نوای عود و پاسخهای کمانچه، ضربها و زنگها با حضور در بطن فراز و فرودهای اجرا فضایی باورپذیر پدید آورد و با کنترل ریتم، ذهن مخاطب را بر امواج روایت سوار کرد و در خیال و واقعیت و تاریخ سیر داد. این بهرهگیری از موسیقی تئاتر، کیفیت دراماتیک کار را به شکلی جهشی افزایش داد.
در تحلیلی کارشناسانه، موفقیت این خوانش به لحاظ فنی به کارگردانیِ مهدیهسادات شاهمرادی بازمیگردد. او با تحلیلی حسابشده از بافتِ فلسفی-آیینیِ متن، شناختِ دقیق از ظرفیتهایِ صوتیِ اثر و گستره مطالعاتیاش بر این برش تاریخی، توانست خوانش را از سطحِ روخوانیِ ساده فراتر ببرد و به تجربهای تمامعیار از تئاترِ صوتی بدل کند. کارگردان با تکیه بر ریتمِ درونیِ دیالوگها، هارمونیِ گروهیِ نقشخوانان و همنشینیِ حسابشدهی موسیقی با کلام، فضایی خلق کرد که در آن، کلمات نه فقط شنیده، که حس میشدند. تسلطِ او بر مدیریتِ تعلیقِ زمانی و انتقالِ فشارِ روانی به مخاطب، نشان از آشنایی با زبانِ درام و تسلط بر ظرایفِ اجرایِ متونِ چندلایه دارد. شاهمرادی در این باره میگوید: «با وجودِ جلساتِ کمِ تمرین، مجموعهای از بازیگران و نوازندگان به چنین درکِ مشترکی دست یافتند؛ این نشان از تجربهی بالا و تکنیکِ صیقلخوردهی آنان دارد. این روایتگران با کمترین تمرین به بالاترین حدِ ارائه رسیدند و با جادویِ بیان و آهنگ، فضای واقعه را برای مخاطب عینی کردند.»
این استاد دانشگاه در ادامه افزود: «افتخارِ همکاری با هنرمندانی را داشتم که بیهیچ چشمداشتی، این رویداد را بهمثابهی یک امداد فرهنگی پذیرفتند. همدلیِ بیچونوچرا و نگاهِ فرامادیشان به تئاتر، سرمایهای است که مرهونِ روحیهی جمعی و رفاقتِ حرفهایشان هستم؛ بزرگوارانی که با وجودِ کارنامهای پربار، این همکاری را نه یک قرارداد معمولی، که دغدغهای هنری و فرهنگی دانستند.» آنچه بر اعتبارِ اخلاقیِ این خوانش میافزاید، همکاریِ داوطلبانه و بیچشمداشتِ گروهی از هنرمندانِ باتجربه است؛ در روزگاری که مناسباتِ مالی، روحِ بسیاری از همکاریهایِ هنری را تحتالشعاع قرار داده، حضورِ این گروه همدل با نگاهی فراتر از توقع مالی، تجلیِ دغدغهای مشترک و رسالتی هنری در بازخوانیِ متونِ آیینیِ این سرزمین بود.
رویداد «ایرانیخوانی» در تماشاخانه سنگلج بلیتفروشی ندارد و ورود برای عموم علاقهمندان آزاد است.
نظر شما