چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۷
شهر به‌مثابه کاراکتر؛ واکاوی زیست شهری در آینه ادبیات

نشست بررسی و معرفی مجموعه کتاب «داستان یک شهر» شامل دو اثر صداهایی از پراگ و صداهایی از قاهره که نشر سفیر فرهنگ و هنر منتشر کرد، با حضور مرضیه پورچریکی، مترجم اثر، الهام فلاح، نویسنده و منتقد ادبی و حمیدرضا شعیری، نشانه-معناشناس و استاد دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد. در این نشست، سخنرانان به تحلیل ابعاد ساختاری، چالش‌های ترجمه و نسبت میان فضا، انسان و روایت در این آثار پرداختند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنادر ابتدای این نشست، مرضیه پورچریکی، مترجم آثار این مجموعه، با اشاره به نخستین مواجهه خود با این پروژه و چالش‌های ترجمه آن گفت: پروژه در ابتدا با کتاب قاهره به دست من رسید. برای من که بیشتر با قالب رمان مأنوس بودم، ترجمه داستان کوتاه چالش‌برانگیز به نظر می‌رسید؛ اما پس از خواندن داستان‌ها دریافتم که در این آثار تنها با روایت‌های کوتاه داستانی روبه‌رو نیستیم، بلکه تاریخ و تمدنی کهن در لایه‌های متن جریان دارد. در ادامه، روند انتشار مجموعه با کتاب صداهایی از پراگ آغاز شد و با صداهایی از قاهره و سپس صداهایی از توکیو ادامه یافت که به زودی منتشر می‌شود؛ مجموعه‌ای که از سه قاره متفاوت، روایت‌هایی منحصربه‌فرد از شهر را ارائه می‌دهد.

پورچریکی درباره تفاوت ترجمه داستان کوتاه و رمان افزود: در رمان، کلمات در حجمی گسترده توزیع می‌شوند و بار معنایی کل اثر به یک واژه وابسته نیست؛ اما در داستان کوتاه، هر کلمه ارزش استراتژیک دارد و مجالی برای خطا یا جبران نیست. مترجم باید با همان وسواس نویسنده دست به انتخاب واژگان بزند. هدف داستان کوتاه صرفاً سرگرم کردن نیست، بلکه بیدار کردن خواننده است. برای درک ژرف‌ساخت این داستان‌ها، مترجم ناگزیر است فراتر از تجربه زیسته خود برود و به سراغ نقدها برود. چالش بزرگ ما در اینجا کمبود منابع نقدی برای داستان‌های جغرافیای خاص و غیرانگلیسی‌زبان بود.

این مترجم درباره ساختار چندنویسنده‌ای کتاب‌ها توضیح داد: برخلاف مجموعه‌های معمول، این کتاب‌ها محصول قلم نویسندگان متعددی هستند؛ برای نمونه، کتاب قاهره شامل ده داستان از ده نویسنده مختلف است. این یعنی مترجم باید پیش از ترجمه، با اتمسفر فکری، سبک و بستر اجتماعی هر ده نویسنده آشنا می‌شد تا بتواند لحن متمایز هر نویسنده را در زبان مقصد حفظ کند. از طرفی، چالش ترجمه از زبان واسط (انگلیسی) نیز مطرح بود؛ چرا که داستان‌ها اصالتاً به زبان‌های چکی و عربی نوشته شده بودند. تلاش کردم با دقت فراوان و افزودن پانوشت‌های توضیحی، ابهام‌های ناشی از ترجمه واسط و شیوه ضبط دقیق اسامی خیابان‌ها، محله‌ها و مکان‌های تاریخی را برطرف کنم تا اتمسفر ملموس شهرها به‌درستی به خواننده فارسی‌زبان منتقل شود.

مکان به‌مثابه کاراکتر؛ چرا پراگ «کسی» می‌شود و قاهره «جایی» باقی می‌ماند؟

در ادامه نشست، الهام فلاح، نویسنده و مدرس داستان‌نویسی، به بررسی تکنیکی و ساختاری این مجموعه از منظر پروژه جهانی «خواندن شهر» (Reading the City) پرداخت و گفت: پروژه خواندن شهر که توسط انتشارات مستقل “کاما پرس” کلید خورده، ایده‌ای بنیادین دارد: گردآوری داستان‌های کوتاه از نویسندگان بومی یک شهر برای ارائه تصویری واقعی و غیرتوریستی از آن جغرافیا. دو کتاب صداهایی از پراگ و صداهایی از قاهره در نگاه اول مشابهند، اما بررسی دقیق آن‌ها یک تفاوت داستانی بزرگ را آشکار می‌کند: در یکی شهر به کاراکتر تبدیل می‌شود و در دیگری، در سطح صحنه باقی می‌ماند.

فلاح با تبیین مرز مفهومی میان این دو رویکرد افزود: صحنه (Setting) صرفاً بستر فیزیکی رویداد است که حذف یا تغییر آن ضربه‌ای به پیرنگ نمی‌زند. اما شهر زمانی “کاراکتر” یا کنش‌گر (Agent) می‌شود که دارای سه ویژگی باشد: عاملیت در تصمیم کاراکترها، داشتن قوس تحول (Arc) در طول روایت، و ایجاد مقاومت (Resistance) در برابر کنش‌های انسانی. در کتاب صداهایی از پراگ، شهر با تکیه بر چهار مؤلفه اساسی به این جایگاه دست یافته است: نخست، سنت ادبی موروثی و قوی پراگ (از کافکا تا کوندرا و هرابال)؛ دوم، تراکم رویدادهای تاریخی قرن بیستم در جغرافیایی کوچک؛ سوم، رابطه عاطفی و سوبجکتیو نویسندگان با شهر؛ و چهارم، استفاده از جزییات شهری به عنوان سپری در برابر سانسور دوران کمونیسم.

شهر به‌مثابه کاراکتر؛ واکاوی زیست شهری در آینه ادبیات

این نویسنده در مقایسه این اثر با کتاب قاهره اظهار داشت: در صداهایی از قاهره، به استثنای داستان‌هایی مانند راه‌بندان، شهر بیشتر بستری برای رویدادهاست. علت این امر را می‌توان در خفقان سیاسی و سانسور جست‌وجو کرد. در فضایی که نوشتن مستقیم از چالش‌های شهری خطرناک است، نویسندگان مصری ناگزیر تروماهای سیاسی را به تروماهای روانی تبدیل کرده‌اند. در این آثار، سیاست از خیابان به درون ذهن شخصیت‌ها کوچ کرده و خود را در قالب انزوا، اضطراب و فروپاشی هویت نشان می‌دهد. این درونی‌شدن، خود یک موضع سیاسی است. در پایان باید گفت ادبیات فارسی نیز تجربه‌های درخشانی از شهر-کاراکتر دارد (مانند اصفهان در گاوخونی یا آبادان در چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم)، اما متأسفانه این تجارب هرگز به یک جریان انتشاراتی مستمر و نهادینه‌شده تبدیل نشدند.

تقابل فضای مکانیکی و فضای تعاملی

سپس حمیدرضا شعیری، نشانه‌شناس و استاد دانشگاه تربیت مدرس، با نگاهی فلسفی و نشانه‌شناختی به تحلیل مفهوم فضا و شهر در این دو اثر پرداخت. او با اشاره به سنت دیرینه سفرنامه‌نویسی و ادبیات پرسه‌زنی گفت: سفرنامه‌ها و پرسه زن‌ها همواره تلاش کرده‌اند شهر را نه فقط تماشا، بلکه لمس کنند و بچشند. پرسه زن کسی است که زمان را در ظرف مکان زندگی می‌کند و به تعبیر والتر بنیامین، با نگاهی لطیف، شانه به شانه شهر حرکت می‌کند. اما داستان‌های این دو کتاب، فراتر از سفرنامه یا پرسه زنی صرف هستند؛ آن‌ها به بازنمایی چگونگی تولید فضا می‌پردازند.

شعیری با تقسیم‌بندی فضا به دو نوع «مکانیکی» و «رخدادی/تعاملی» توضیح داد: فضای مکانیکی، شهری است که بر اساس جبر ساختاری و بوروکراتیک بر انسان سوار می‌شود و او را کنترل می‌کند؛ مانند تحمیلی که سیستم مترو بر زمان‌بندی ما دارد. این فضا مستقل از ما وجود دارد و صرفاً موقعیتی هندسی و کمی را اشغال می‌کند. در مقابل، فضای تعاملی یا رخدادی، فضایی معناساز است که رابطه‌ای سوبجکتیو میان انسان و مکان برقرار می‌کند. در این حالت، فضا دیگر یک ساختمان یا خیابان صلب نیست، بلکه سویه‌ای وجودی و تخیل‌آفرین می‌یابد. فضا و انسان در استمرار یکدیگر قرار می‌گیرند؛ ما ادامه جریان‌های فضایی هستیم که تجربه‌شان می‌کنیم.

این استاد دانشگاه با تحلیل بازتاب ذهنی زیست شهری در داستان‌های این مجموعه گفت: شلوغی و ترافیک سرسام‌آور قاهره در داستان‌های این کتاب، بازتابی ذهنی یافته است. برای نمونه، جا ماندن قیچی جراحی در شکم بیمار در یکی از داستان‌ها، نمادی از شلوغی ذهن، چالش‌ها و ترس از عقب‌ماندگی در شتاب شهری است. یا در داستانی دیگر، دغدغه رئیس بخشی که اتاقش فرسوده است اما تمام تلاشش را می‌کند تا پیر به نظر نرسد، نشان‌دهنده هویتی است که شهر مدرن و الزامات آن به فرد القا می‌کند.

شعیری در بخش پایانی سخنان خود با قرائت بخش‌های پایانی کتاب پراگ، به نتیجه‌گیری فلسفی اثر پرداخت و گفت: داستان پایانی پراگ نشان می‌دهد که شهر با وجود تمام جنگ‌ها، تغییرات و بحران‌ها، همچنان زیبایی و پویایی خود را حفظ می‌کند. این یعنی جهان همواره آبستنِ رویدادها، تکرارها و تغییرات پیش‌بینی‌نشده است. هیچ حرف نهایی وجود ندارد و فضا و انسان در پیوندی مداوم، معنای یکدیگر را کامل می‌کنند. همان‌طور که فیلسوفان اشاره کرده‌اند، هیچ‌چیز به تنهایی و مستقل به دست نمی‌آید، بلکه همه چیز در چشم‌انداز و استمرار با پدیده‌ای دیگر معنا می‌یابد.

نشست بررسی مجموعه «داستان یک شهر» با تأکید سخنرانان بر ضرورت توجه نویسندگان معاصر به زیست شهری و ثبت پویایی فضاها و هویت‌های بومی در ادبیات داستانی به کار خود پایان داد. کتاب‌های صداهایی از پراگ و صداهایی از قاهره هم‌اکنون توسط نشر سفیر فرهنگ و هنر در کتاب‌فروشی‌های سراسر کشور در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها