به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، رسول رجبی با اشاره به ویژگیهای یک «استان خلاق فرهنگی» گفت: استانی را میتوان خلاق فرهنگی دانست که بتواند بر نقاط قوت و مزیتهای بومی خود تمرکز کند و محصول یا کالایی را تولید و عرضه کند که مختص همان استان باشد.
وی ادامه داد: هر استان بهواسطه ظرفیتهای بومی، صنایع دستی، سنتها و داشتههای فرهنگی خود، امکان آن را دارد که با تکیه بر ایدههای نوین، تولیدات فرهنگی و بومیاش را توسعه دهد؛ ظرفیتی که نهتنها به حفظ صنایع فرهنگی کمک میکند، بلکه میتواند زمینهساز ایجاد ثروت و اشتغال نیز باشد.
رجبی با بیان اینکه تمرکز بر نقاط قوت هر استان میتواند نوعی هک رشد (یکی از تکنیکهای بازاریابی) برای آن منطقه ایجاد کند، افزود: این رویکرد مسیر توسعه را سریعتر و هدفمندتر پیش میبرد.
وی در ادامه، مهمترین مولفه برای تبدیل یک استان به الگوی موفق در حوزه صنایع فرهنگی را نگاه مدیران ارشد استان دانست و گفت: گاهی در سطوح کارشناسی، میانی و حتی برخی لایههای مدیریتی پایینتر، نیازها و آسیبهای فرهنگی استان بهخوبی دیده میشود، اما تا زمانی که این نگاه در مدیران ارشد و تصمیمگیرندگان اصلی جاری نشود، پیشبرد آن در سطح سازمان و استان دشوار خواهد بود.
این کارشناس فرهنگی با تاکید بر ضرورت گفتمانسازی در این حوزه افزود: صنایع فرهنگی باید به یک اولویت در سطح تصمیمگیری استان تبدیل شود.
رجبی دومین اصل مهم را پرهیز از تغییرات مداوم و جابهجاییهای بیمورد در سطح مدیران فرهنگی و میانی عنوان کرد و گفت: بیثباتی مدیریتی به روند شکلگیری فرهنگ و فرهنگسازی بلندمدت آسیب میزند؛ چرا که رسیدن به پختگی و ایجاد یک نظام موثر در حوزه فرهنگ، زمانبر است.
وی تصریح کرد: اگر استانی این دو اصل، یعنی نگاه درست مدیران ارشد و ثبات مدیریتی را رعایت کند، میتواند به نتایج مثبتی دست یابد.
رجبی با اشاره به تجربههای اجرایی در این زمینه اظهار کرد: تلاش شده است که اقدامات در استان قزوین بر اساس اسناد بالادستی و برنامههای تدوینشده، از جمله اسناد سازمان مدیریت و برنامهریزی استان و استانداری قزوین، پیش برود. به گفته او، بهترین شیوه اجرا، پایبندی به همین اسناد و دستورالعملهای بالادستی است.
وی افزود: از آنجا که گردشگری یکی از پنج محور اصلی برنامههای استاندار بوده و زیرساخت گردشگری نیز بدون وجود صنایع خلاق فرهنگی متناسب با هر استان شکل نمیگیرد، این سیاست باید فراتر از جشنواره و بهعنوان یک ضرورت استانی دنبال شود.
رجبی با اشاره به نقش جایزه فیروزه در تقویت الگوی «استان خلاق فرهنگی» گفت: شاکله و ادبیات جشنواره فیروزه اساسا بر خلاقیت و نوآوری استوار است و وقتی خود جشنواره چنین ویژگیای دارد، طبیعی است که این نگاه را به سایر بخشهای جامعه نیز منتقل کند.
وی ادامه داد: جشنواره فیروزه این ظرفیت را دارد که به الگویی الهامبخش برای توسعه خلاقیت در استانها تبدیل شود و زمینه توجه بیشتر به صنایع فرهنگی را فراهم کند.
این کارشناس فرهنگی با تاکید بر نقش این جایزه در شناسایی و معرفی ظرفیتهای برتر فرهنگی استانها افزود: جشنوارهها بهانهای برای حرکت و ایجاد جریان فرهنگی هستند و برگزارکننده باید این درایت را داشته باشد که جشنواره را به هدف نهایی هنرمند تبدیل نکند.
او تصریح کرد: این هدف زمانی محقق میشود که در کنار جشنواره، فعالیتها و اقدامات جانبی نیز طراحی و اجرا شود؛ هم پیش از برگزاری جشنواره و هم پس از آن، تا زیستبوم فرهنگی ایجادشده حفظ و تقویت شود.
رجبی با اشاره به برخی اقدامات انجامشده در این زمینه گفت: در دوره دهم، دبیرخانه مرکزی تا حد زیادی توانست این رویکرد را محقق کند؛ از جمله با برپایی نمایشگاه بلگراد، ایجاد موزه دائمی در برج آزادی و جایزه مردمی جشنواره، شرایطی فراهم شد که جشنواره به هدفی فراتر از خود تبدیل شود و به بستری ماندگار برای معرفی ظرفیتها و حفظ دستاوردها بدل گردد.
وی در ادامه با بیان اینکه جشنواره فیروزه میتواند به ابزاری برای رقابت سازنده میان استانها تبدیل شود، افزود: واگذاری بخشی از فعالیتهای جشنواره، مانند برپایی نمایشگاهها و کارگاههای آموزشی، و همچنین استفاده از داوران و مربیان شاخص هر استان برای توسعه آموزشها و ترویج این جشنواره، میتواند موجب بهرهگیری از ظرفیتهای استانی و ایجاد رقابت سازنده شود.
رجبی اضافه کرد: واگذاری برخی امور دبیرخانه استانی به بخش خصوصی نیز میتواند به تقویت نقش استانها کمک کند.
وی استفاده از ظرفیت شهرستانهای استانهای بزرگ و ایجاد دبیرخانههای شهرستانی، همراه با اعطای امتیاز دبیرخانه استانی به شهرستانهایی که از توان اجرایی و استقلال بیشتری برخوردارند، را از دیگر راهکارهای رونق جشنواره و افزایش مشارکتکنندگان دانست.
این کارشناس فرهنگی در پایان با اشاره به ضرورت تبدیل خروجی جایزه فیروزه به سیاستگذاری موثر در حوزه صنایع فرهنگی گفت: نخستین گام، افزایش بهرهوری و ارتقای کیفیت فعالیتهاست. اکنون که جشنواره به دهمین دوره خود رسیده و به بلوغ بیشتری دست یافته، باید کیفیت برنامهها و اثربخشی اقدامات بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد.
وی تاکید کرد: اگر تجربههای حاصل از این رویدادها به بدنه تصمیمسازی فرهنگی منتقل شود، میتوان از دل آن سیاستهای اجرایی دقیقتر و حمایتهای هدفمندتری برای توسعه صنایع فرهنگی در استانها استخراج کرد.
نظر شما