سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، در میان انبوه خاطرات و تاریخهای شفاهی، کتاب «آقای مهندس؛ زندگی و زمانهی محمدرضا نعمتزاده» به کوشش مجتبی حسینی، روزنامهنگار و پژوهشگر، از سوی انتشارات همسایه منتشر شده است. این کتاب نه تنها روایت زندگی یکی از تأثیرگذارترین مدیران صنعتی ایران است، بلکه سندی است برای درک فراز و نشیبهای تاریخ معاصر کشور از منظری که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است.

روایتگری با پشتوانهای عمیق
مجتبی حسینی، گردآورنده و نویسنده این کتاب، بهعنوان مصاحبهکننده و پیشبرنده روایت اصلی، شخصیتی چندوجهی ارائه میکند تا گفتوگو شونده با جزئیاتی حیرتانگیز بخشهای پیدا و پنهان از حضور خود در تاریخ نیم قرن اخیر ایران را روایت کند. همین موضوع موجب شده در کتاب آقای مهندس با روایتهایی دست اول و شنیده نشده فراوانی روبهرو شویم. حسینی که بیشتر به عنوان رونامهنگار سیاسی شناخته میشود، در دو دهه گذشته بیش از ۱۰۰ گفتوگو در حوزه تاریخ شفاهی با کارگزاران و سیاستمداران ایران داشته بر همین اساس با تسلط بر رویدادهای پس از انقلاب گفتوگویی خواندنی با نعمتزاده را رقم میزند به طوری که میتوان گفت او با گردآوری کتاب «آقای مهندس» گامی مهم در ثبت تاریخ شفاهی سیاسی و صنعتی ایران برداشته است.
اثری از جنس تاریخ شفاهی
«آقای مهندس» حاصل بیش از صد ساعت گفتوگوی بیپرده با محمدرضا نعمتزاده است. نعمتزاده در تیرماه ۱۳۲۴ در تبریز در خانوادهای مذهبی و بازاری به دنیا آمد، تحصیلات خود را در دبیرستان علوی و سپس در رشته مهندسی محیطزیست از دانشگاه پلیتکنیک کالیفرنیا به پایان رساند و پس از بازگشت به ایران، مسیر پرفرازونشیبی را در مدیریت صنعتی کشور طی کرد.
ارزش این کتاب، بیش از هر چیز در رویکرد تاریخ شفاهیِ آن است. تاریخ شفاهی، برخلاف تاریخنگاری رسمی که اغلب به اسناد و مدارک مکتوب محدود میشود، به روایتِ انسانهایی میپردازد که خود در بطن وقایع حضور داشتهاند. این کتاب، روایتهایی دستِاول از وقایع کلیدی تاریخ معاصر ایران بهویژه پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ارائه میدهد که در کمتر منبعی به این تفصیل آمده است.
حسینی با صبر و پیگیریِ خود، موفق شده نعمتزاده را به بیان جزئیاتی وادارد که شاید هرگز در هیچ سند رسمیای نیاید. از نحوه تصمیمگیری در بحرانهای جنگی تا پشتپرده مذاکرات با سرمایهگذاران خارجی؛ از روابط پیچیده با شخصیتهای سیاسی تا چالشهای شخصی و خانوادگی؛ همه و همه در این کتاب به چشم میخورد.
روایتِ یک عمر تلاش در صنعت ایران
کتاب، روایتگر ۴۶ سال تلاش بیوقفه در سطوح مختلف مدیریتی کشور است. نعمتزاده در این مسیر، مسئولیتهایی چون وزارت کار، وزارت صنایع در دولت شهید رجایی، وزارت صنایع در دو دولت هاشمی رفسنجانی، معاونت وزیر نفت و مدیرعاملی صنایع پتروشیمی در دولت سید محمد خاتمی، مدیرعاملی پالایش و پخش در دولت محمود احمدینژاد و نهایتاً وزارت صنعت، معدن و تجارت در دولت حسن روحانی را بر عهده داشته است.
شاید مهمترین بخش کتاب، روایت هشت سال مدیریت او بر صنایع پتروشیمی باشد. نعمتزاده شرح میدهد که چگونه سهم ایران را از ۰.۳ درصد به حدود ۳ درصد از تولید جهانی پتروشیمی رساند؛ چگونه با وجود مخالفتهای اولیه شرکت نفت، موفق به تفکیک گاز اتان از گاز طبیعی شد و چگونه خط لوله عظیم اتیلن غرب را به طول نزدیک به ۲۰۰۰ کیلومتر طراحی و اجرا کرد تا صنعت را به استانهای محروم غربی کشور ببرد و از سوی دیگر نقشی مهم در درآمدزایی برای کشور ایفا کرده باشد.
چهرهای بیپرده از تاریخ
آنچه «آقای مهندس» را از یک خاطرهنگاریِ معمولی متمایز میکند، صراحت نعمتزاده در بیان چالشها، انتقادات و حتی بیمهریهایی است که در طول این سالها متوجه او شده است. از روایتِ لحظهبهلحظه انفجار دفتر نخستوزیری در شهریور ۱۳۶۰ و تلاشهایش برای نجات بازماندگان، تا افشای ماجرای «تابوتسازی» برای مسعود کشمیری در روز تشییع جنازه؛ از دفاع از کارآفرینان ملیای که اموالشان در اوایل انقلاب مصادره شد، تا هشدارهای مکرر درباره سیاست ارز ۴۲۰۰ تومانی و آثار منفی آن بر تولید ملی و عجیبتر از همه، ماجرای سیگار مارلبورو...!
نعمتزاده در این کتاب، نه به دنبال خودستایی، بلکه در پی ثبتِ تجربهای است که به گفته خودش «ممکن است به درد جوانان بخورد». او با اشاره به مفهوم «وجوب کفایی»، مسئولیت مدیران را فراتر از شرح وظایف معمول میداند و معتقد است که هرکس میتواند در حد توان خود، باری از دوش جامعه بردارد.
چرا این کتاب مهم است؟
«آقای مهندس» روایتِ دستِاول از وقایع کلیدی تاریخ معاصر ایران است که در کمتر منبعی به این تفصیل آمده است. از روزهای منتهی به انقلاب و راهاندازی پالایشگاه آبادان، تا دوران جنگ و بازسازی صنایع دفاعی، تا سالهای سازندگی و توسعه صنایع پایه و نهایتاً تا دوران پسابرجام و رفع موانع تولید.
این کتاب، فارغ از ارائه روایتهای جذاب از تاریخ معاصر، درسها و تجربههای مدیریتیِ ارزشمندی را در خود جای داده است. نعمتزاده در سراسر کتاب، از اصول مدیریتی خود سخن میگوید و با اشاره به تجربه سازندگی در صنایع متنوع و مختلف کشور به ویژه در توسعه صنعت پتروشیمی در مناطق محروم، احداث خط اتیلن غرب و حتی احیای حقوق یک پیشکسوت صنعت، مصداقهایی از این نگاه را برای مخاطب به تصویر میکشد.
و در نهایت کتاب خاطرات مهندس محمدرضا نعمتزاده بهخوبی نشان میدهد که توسعه صنعتی نیازمند چه نوع نگاهی است؛ نگاهی که فراتر از دولتها و جناحها باشد و بر اساس منافع ملی شکل بگیرد. توصیه پایانی نعمتزاده به حکومت، شاید مهمترین پیام این کتاب باشد: «انقلاب ما با حکومت بر دلها شکل گرفت... باید به اول انقلاب برگردیم و کاری کنیم که مردم با دل، نظام را بپذیرند.» در شرایطی که ایران با چالشهای اقتصادی و سیاسیِ متعددی روبهروست، این پیام، بیش از هر زمان دیگری، شنیدنی و تأملبرانگیز است.
«آقای مهندس» کتابی است که نه تنها برای مدیران و فعالان اقتصادی، بلکه برای هر کسی که به تاریخ معاصر ایران علاقهمند است، منبعی ارزشمند به شمار میآید.
نظر شما