دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
آشیانه عقاب؛ قلعه‌ای ایستاده بر بلندای تاریخ جهانی

علیرضا ایزدی در گفت‌وگوی اختصاصی با ایبنا گفت: الموت ریشه در تاریخ این سرزمین دارد. این منطقه در سده‌های آغازین و میانی تاریخ خود، به‌ویژه در دوران شکوفایی اسماعیلیان، یکی از مهم‌ترین مراکز سیاسی، فرهنگی و دفاعی ایران بود. این رویداد نقطه عطفی در تاریخ استان قزوین و منطقه تاریخی الموت است؛ گویی این سرزمین، همچون ققنوسی که از خاکستر خود برمی‌خیزد، بار دیگر جایگاه واقعی خود را در عرصه جهانی بازمی‌یابد.

سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: الموت، سرزمینی که قرن‌ها بر فراز صخره‌های سترگ البرز استوار مانده و روایتگر تاریخ، اسطوره و شکوه ایران بوده است، امروز جایگاهی جهانی یافته است. قلعه‌ای که روزگاری تنها نماد هویت و تاریخ این سرزمین بود، اکنون به عنوان بخشی از میراث مشترک بشریت شناخته می‌شود؛ جایی که هر سنگ آن نشانی از گذشته و هر فراز آن روایتگر استقامت، اندیشه و تمدنی دیرپا است. ثبت جهانی الموت، تنها ثبت یک اثر تاریخی نیست؛ بلکه به رسمیت شناختن ارزش‌های فرهنگی، تاریخی و طبیعی منطقه‌ای است که در گذر زمان، اصالت خود را حفظ کرده است. از این پس، نگاه جهانیان نیز به این دژ افسانه‌ای دوخته خواهد شد؛ دژی که بر بلندای البرز، همچنان استوار ایستاده و داستان بخشی از تاریخ انسان را بازگو می‌کند. این رویداد، پایانی بر مسیر الموت نیست، بلکه سرآغاز فصلی تازه است؛ فصلی که مسئولیت حفاظت، معرفی و پاسداشت این میراث گرانبها را دوچندان می‌کند. اکنون الموت نه فقط متعلق به ایران، بلکه امانتی ارزشمند برای همه نسل‌های امروز و فرداست؛ میراثی که باید با دقت و مسئولیت حفظ شود تا همچنان الهام‌بخش آیندگان باقی بماند.

آشیانه عقاب؛ قلعه‌ای ایستاده بر بلندای تاریخ جهانی

ثبت جهانی «قلعه الموت و استحکامات وابسته» در سال ۲۰۲۶ میلادی، افتخاری تازه برای میراث فرهنگی ایران و گواهی بر ارزش جهانی یکی از مهم‌ترین مجموعه‌های دژهای تاریخی کشور است. این مجموعه تاریخی که در منطقه الموت استان قزوین قرار دارد، به دلیل ویژگی‌های برجسته معماری، مهندسی دفاعی، سازگاری با محیط کوهستانی و نقش مهم آن در تاریخ ایران، در فهرست میراث جهانی یونسکو جای گرفت. ثبت این اثر نتیجه سال‌ها پژوهش، کاوش‌های باستان‌شناسی، مطالعات تاریخی و تلاش کارشناسان میراث فرهنگی برای شناخت و حفاظت از این مجموعه ارزشمند است.

الموت؛ فراتر از یک قلعه

قلعه الموت که به آشیانه عقاب نیز شهرت دارد بر فراز صخره‌ای بلند در منطقه رودبار الموت قزوین ساخته شده است. موقعیت طبیعی ویژه این دژ، دسترسی دشوار و ساختار دفاعی آن، الموت را به یکی از مشهورترین قلعه‌های تاریخی ایران تبدیل کرده است. این قلعه از اواخر سده پنجم هجری به مرکز حکومت اسماعیلیان نزاری به رهبری حسن صباح تبدیل شد. الموت در این دوره تنها یک پایگاه نظامی نبود، بلکه مرکزی فرهنگی و علمی نیز به شمار می‌رفت. منابع تاریخی از وجود کتابخانه‌ای ارزشمند در این دژ یاد کرده‌اند؛ کتابخانه‌ای که پس از یورش مغولان به رهبری هلاکو در سال ۶۵۴ هجری قمری آسیب دید.

پرونده جهانی الموت تنها شامل قلعه اصلی نیست، بلکه مجموعه‌ای از استحکامات تاریخی منطقه را دربرمی‌گیرد که نشان‌دهنده یک شبکه دفاعی گسترده در کوهستان البرز بوده است. این مجموعه شامل: قلعه الموت، قلعه لمبسر، قلعه نویذرشاه، استحکامات شمس‌کلایه، قسطین‌لار، شیرکوه و ایلان است. این دژها در کنار یکدیگر، سامانه‌ای برای دفاع، کنترل راه‌ها، پشتیبانی نظامی و مدیریت زندگی در منطقه ایجاد کرده بودند.

آشیانه عقاب؛ قلعه‌ای ایستاده بر بلندای تاریخ جهانی
دژ الموت؛ مینیاتور سده ۱۵ میلادی

نمادی از شکوه گذشته، سرمایه‌ای برای آینده

ثبت جهانی الموت، گامی ارزشمند در معرفی یکی از برجسته‌ترین چشم‌اندازهای تاریخی و فرهنگی ایران به جامعه جهانی است. منطقه الموت، با طبیعت کوهستانی چشم‌نواز، دره‌های سرسبز، صخره‌های استوار و قلعه‌های تاریخی، نمونه‌ای کم‌نظیر از پیوند انسان و طبیعت در طول سده‌ها به شمار می‌آید. در قلب این سرزمین، قلعه الموت بر فراز صخره‌ای بلند قرار گرفته و یادآور بخشی مهم از تاریخ ایران و جهان اسلام است. اهمیت ثبت جهانی الموت تنها به ارزش‌های معماری و تاریخی آن محدود نمی‌شود، بلکه این رویداد نشان‌دهنده جایگاه فرهنگی، هویتی و تمدنی این منطقه نیز هست. آثار تاریخی، شیوه‌های سنتی زندگی، دانش بومی، باغ‌ها و مزارع پلکانی، و چشم‌انداز طبیعی منحصربه‌فرد، مجموعه‌ای از ارزش‌های ملموس و ناملموس را شکل داده‌اند که شایسته حفاظت و معرفی در سطح بین‌المللی هستند.

ثبت جهانی، فرصتی برای توسعه پایدار منطقه نیز فراهم می‌کند. افزایش توجه گردشگران داخلی و خارجی، رونق فعالیت‌های فرهنگی، ایجاد فرصت‌های اقتصادی برای جوامع محلی و تقویت برنامه‌های حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی، از مهم‌ترین دستاوردهای این رویداد به شمار می‌روند. البته تحقق این اهداف، مستلزم مدیریت صحیح، حفظ اصالت آثار و مشارکت فعال مردم محلی در فرآیند حفاظت و بهره‌برداری از این میراث ارزشمند است. الموت امروز، نه تنها نمادی از شکوه گذشته، بلکه سرمایه‌ای برای آینده است. ثبت جهانی این منطقه، مسئولیتی مشترک برای پاسداری از هویت تاریخی و طبیعی آن ایجاد می‌کند تا نسل‌های آینده نیز بتوانند این میراث گرانبها را بشناسند، از آن بیاموزند و به آن افتخار کنند.

آشیانه عقاب؛ قلعه‌ای ایستاده بر بلندای تاریخ جهانی
حمیده چوبک

نمونه‌هایی شاخص از میراث فرهنگی ایران

به گفته حمیده چوبک، مدیر پایگاه میراث فرهنگی قلعه الموت، این پرونده شامل هفت قلعه است. اصلی‌ترین آن‌ها «قلعه الموت»، مرکز فرمانروای نزاریان اسماعیلی بوده است. قلعه اصلی دیگر «لمسر» است که بزرگ‌ترین قلعه این مجموعه محسوب می‌شود و محل استقرار نایب‌الحکومه یا جانشین فرمانروای اصلی بوده و اقامتگاه زمستانی محسوب می‌شده است. قلعه «نویذر شاه» نیز در این پرونده قرار دارد که آخرین سنگر مقاومت در برابر حمله مغول‌ها بوده و مرتفع‌ترین و در عین حال صعب‌العبورترین قلعه مجموعه است و نیاز زیادی به کارهای زیرساختی و حفاظتی دارد. همچنین قلعه شمس‌کلایه در معلم‌کلایه، قلعه شیرکوه، قلعه ایلان و قلعه قسطین‌لار نیز از دیگر اجزای این پرونده هستند، که مجموعه مدیریتی و دفاعی سرزمین یکپارچه الموت را شکل می‌دهند. این مجموعه از نظر معماری، مهندسی، سازگاری با اقلیم کوهستانی و شیوه‌های مدیریت منابع، به‌ویژه آب، از نمونه‌های شاخص میراث فرهنگی ایران به شمار می‌رود.

آشیانه عقاب؛ قلعه‌ای ایستاده بر بلندای تاریخ جهانی
علیرضا ایزدی

تصویری ارزشمند از تاریخ، اندیشه و شیوه زندگی ساکنان

علیرضا ایزدی، مدیرکل ثبت و حریم آثار، حفظ و احیاء میراث معنوی و طبیعی وزارت میراث فرهنگی که برای شرکت در چهل‌وهشتمین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو در شهر بوسان کره جنوبی به‌سر می‌برد، به دنبال ثبت الموت به عنوان سی‌امین میراث جهانی ایران در یونسکو درباره اهمیت پرونده «دژ الموت و استحکامات وابسته» در گفت‌وگو با خبرنگار ایبنا گفت: قلعه الموت از دیرباز به عنوان مهم‌ترین پایگاه اسماعیلیان و مرکز فعالیت‌های حسن صباح شناخته شده است. اگرچه شاخه‌هایی از این جریان بعدها در مناطقی مانند سوریه نیز گسترش یافت، اما شکل‌گیری هسته اصلی این تفکر در مجموعه قلعه الموت رقم خورد. شرایط خاص توپوگرافی، اقلیم کوهستانی، صعب‌العبور بودن منطقه و دشواری دسترسی به آن، این قلعه را به مکانی ایده‌آل برای شکل‌گیری و تداوم این جریان فکری تبدیل کرد. این مجموعه برای سالیان طولانی مرکز فعالیت اسماعیلیان بود تا اینکه در دوره مغول مورد هجوم قرار گرفت و بخش‌های زیادی از آن تخریب شد. با این حال، آنچه از منابع مکتوب، آثار به‌جامانده و یافته‌های باستان‌شناسی به دست آمده، تصویری ارزشمند از تاریخ، اندیشه و شیوه زندگی ساکنان این مجموعه ارائه می‌دهد.

او افزود: حدود سه دهه است که کاوش‌های باستان‌شناسی در قلعه الموت و سایر قلعه‌ها و استحکامات وابسته در حال انجام است. امروز هفت قلعه در قالب پرونده ثبت جهانی گردآوری شده‌اند که طی روزهای گذشته نیز نام و مشخصات آن‌ها معرفی شده است. یافته‌های حاصل از این پژوهش‌ها و لایه‌های باستان‌شناسی، هر روز دریچه‌ای تازه به روی پرسش‌های تاریخی می‌گشاید؛ هرچند هنوز بسیاری از پرسش‌ها بی‌پاسخ مانده و امید است با ثبت جهانی این مجموعه، روند پژوهش‌ها با قوت بیشتری ادامه یابد.

آشیانه عقاب؛ قلعه‌ای ایستاده بر بلندای تاریخ جهانی

نقشی بسیار مهم در گسترش و تداوم اندیشه اسماعیلیان

ایزدی ادامه داد: اگر از ورودی قلعه الموت تا بخش‌های مرتفع آن، از جمله فضای نیایش، محل آموزش و تدریس و دیگر بخش‌های مجموعه را مشاهده کنید، به‌خوبی درمی‌یابید که مصالح به‌کاررفته مانند سنگ، آجر، آهک و شیوه هوشمندانه بهره‌گیری از توپوگرافی و اقلیم، در کنار معماری و آرایه‌های زیباشناختی، شاهکاری کم‌نظیر از معماری ایرانی، به‌ویژه معماری ایرانی ـ اسلامی آن دوره را پدید آورده است. این مجموعه علاوه بر آنکه مکانی امن برای سکونت بود، یک دژ دفاعی مستحکم نیز به شمار می‌رفت که قرن‌ها دوام آورد. قلعه‌ها و استحکامات وابسته نقش بسیار مهمی در گسترش و تداوم اندیشه اسماعیلیان ایفا کردند. در کنار این موضوع، شواهد نشان می‌دهد که در حوزه‌هایی مانند پزشکی، گیاهان دارویی و علوم کاربردی نیز فعالیت‌های قابل توجهی در این منطقه انجام می‌شده است.

امروز آنچه در اختیار داریم، حاصل پیوند تاریخ، معماری و باستان‌شناسی و نتیجه پژوهش‌های ارزشمند بیش از سی سال گذشته است. افزون بر پژوهشگران داخلی، پژوهشگران خارجی نیز مطالعات گسترده‌ای درباره الموت و استحکامات وابسته آن انجام داده‌اند و مقالات متعددی در نشریات معتبر بین‌المللی منتشر شده است که نشان‌دهنده اهمیت جهانی این مجموعه است.

مدیرکل ثبت و حریم آثار، حفظ و احیاء میراث معنوی و طبیعی وزارت میراث فرهنگی بیان کرد: یکی از موضوعات بسیار قابل توجه، نظام مهندسی پیشرفته ساکنان قلعه است. نحوه استحصال، ذخیره و مدیریت آب، جمع‌آوری آب‌های سطحی، نگهداری مواد غذایی در شرایط دشوار و تأمین نیازهای طولانی‌مدت، همگی نشان از وجود نظامی مهندسی‌شده دارد که در خدمت نظام دفاعی، فکری و ایدئولوژیک این مجموعه بوده است. این زیرساخت‌ها امکان تداوم حیات و فعالیت ساکنان را در شرایط سخت فراهم می‌کرد. در حوزه حفاظت نیز با چالش‌های مهمی روبه‌رو هستیم. مهم‌ترین تهدید، شرایط اقلیمی و وضعیت جوی منطقه است که ضرورت اجرای مرمت‌های اصولی، تخصصی و مبتنی بر استانداردهای علمی را دوچندان می‌کند. اگر حمایت‌های مالی و فنی لازم برای حفاظت و مرمت این آثار فراهم شود، بخش زیادی از مشکلات قابل کنترل خواهد بود.

شهرت جهانی و جایگاهی مهم در مطالعات تاریخی و فرهنگی

موضوع دیگری که باید به آن توجه داشت، مدیریت گردشگری است. واقعیت این است که قلعه‌های هفت‌گانه پرونده ثبت جهانی ظرفیت پذیرش گردشگری انبوه را ندارند. بنابراین باید به سمت گردشگری هدفمند، برنامه‌ریزی‌شده و کنترل‌شده حرکت کنیم تا ضمن بهره‌مندی بازدیدکنندگان، حفاظت از این میراث ارزشمند نیز تضمین شود. امیدواریم ثبت جهانی این مجموعه، علاوه بر معرفی هرچه بیشتر ارزش‌های تاریخی، فرهنگی و معماری قلعه الموت، زمینه حفاظت مؤثرتر، توسعه پژوهش‌های علمی و مدیریت پایدار این میراث کم‌نظیر را فراهم سازد.

امید که این موفقیت، سالیان سال پایدار بماند و کشور عزیزمان همواره از آسیب نگاه‌های مخرب و تهدیدهای بیرونی در امان باشد. همچنین امیدواریم با فراهم شدن شرایط مناسب، درهای گردشگری بیش از پیش به روی علاقه‌مندان گشوده شود و گردشگران داخلی و خارجی بتوانند از این میراث ارزشمند بازدید کنند. بی‌تردید، قلعه الموت و دیگر آثاری که در فهرست میراث جهانی ثبت شده‌اند، شناسنامه‌ها و نمادهای هویت تمدنی سرزمین ایران هستند. این آثار به دلیل پیشینه تاریخی، شهرت جهانی و جایگاهی که در مطالعات تاریخی و فرهنگی دارند، نسبت به بسیاری از آثار کمتر شناخته‌شده، ظرفیت بیشتری برای تبدیل شدن به مقاصد گردشگری دارند و می‌توانند توجه گردشگران و پژوهشگران بسیاری را به خود جلب کنند.

آشیانه عقاب؛ قلعه‌ای ایستاده بر بلندای تاریخ جهانی

ثبت جهانی، نقطه پایان نیست بلکه آغاز یک مسئولیت بزرگ‌

به اعتقاد من، الموت ظرفیت بالایی برای توسعه گردشگری تخصصی دارد. اگرچه دسترسی به این مجموعه و پیمایش مسیر آن نیازمند آمادگی و تحمل دشواری‌هایی است، اما همین ویژگی می‌تواند آن را به مقصدی ویژه برای علاقه‌مندان به تاریخ، معماری، باستان‌شناسی، طبیعت‌گردی و مطالعات میراث فرهنگی تبدیل کند. البته در تمام این مسیر، نباید از اصل حفاظت غافل شویم. توسعه گردشگری باید همواره در چارچوب حفاظت و توسعه پایدار صورت گیرد و نگاه حفاظتی بر همه برنامه‌ها حاکم باشد. از سوی دیگر، نقش جامعه محلی در این فرآیند نقشی بی‌بدیل است. این مردم منطقه هستند که می‌توانند از رهگذر ثبت جهانی، از منافع اقتصادی گردشگری بهره‌مند شوند و این رویداد را به فرصتی برای تولید ثروت، ایجاد اشتغال و ارتقای کیفیت زندگی خود تبدیل کنند؛ مشروط بر آنکه دو مؤلفه اساسی فرهنگ‌سازی و آموزش به‌صورت جدی مورد توجه قرار گیرد.

واقعیت این است که امروز در آغاز این مسیر قرار داریم. ثبت جهانی، نقطه پایان نیست، بلکه آغاز یک مسئولیت بزرگ‌تر است. از این پس، نگاه حفاظتی ما باید نگاهی جهانی و منطبق با استانداردهای بین‌المللی باشد. همچنین برنامه‌های فرهنگی، آموزشی و مدیریتی نیز باید متناسب با جایگاه یک اثر ثبت‌شده در فهرست میراث جهانی تدوین و اجرا شوند تا بتوانیم ماندگاری این میراث ارزشمند و توسعه پایدار منطقه را تضمین کنیم.

الموت ریشه در تاریخ این سرزمین دارد

جایگاه الموت، جایگاهی تازه نیست؛ ریشه در تاریخ این سرزمین دارد. این منطقه در سده‌های آغازین و میانی تاریخ خود، به‌ویژه در دوران شکوفایی اسماعیلیان، یکی از مهم‌ترین مراکز سیاسی، فرهنگی و دفاعی ایران بود. هرچند حمله مغول، گذر زمان، فرسایش طبیعی و بی‌توجهی‌های تاریخی، بخش‌هایی از این شکوه را به دست فراموشی سپرد، اما امروز ثبت جهانی این مجموعه را می‌توان نوعی غبارروبی از این میراث ارزشمند و احیای دوباره جایگاه تاریخی آن دانست.

به باور من، این رویداد نقطه عطفی در تاریخ استان قزوین و منطقه تاریخی الموت است؛ گویی این سرزمین، همچون ققنوسی که از خاکستر خود برمی‌خیزد، بار دیگر جایگاه واقعی خود را در عرصه جهانی بازمی‌یابد. امروز باید این فرصت را به فال نیک گرفت و با همدلی و همکاری جامعه محلی، مدیریت ارشد استان، پژوهشگران، متخصصان، دانشگاهیان، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و سایر دستگاه‌های مسئول، زمینه تحقق توسعه‌ای پایدار، متوازن و ارزشمند را برای منطقه الموت فراهم کرد؛ توسعه‌ای که بر پایه واقعیت‌های تاریخی، ظرفیت‌های فرهنگی و ارزش‌های جهانی این میراث کم‌نظیر استوار باشد.

آشیانه عقاب؛ قلعه‌ای ایستاده بر بلندای تاریخ جهانی

رد پای پررنگ زنان در بازخوانی قصه الموت

فاطمه علی‌اصغر، روزنامه‌نگار و نویسنده کتاب «واقعه ناتمام» گفت: من طی دو دهه روزنامه‌نگاری در حوزه میراث فرهنگی که قبل‌ترها برای مردم خیلی ناشناخته و عجیب بود، به این نتیجه رسیدم که باید پیوندهای عمیق‌تری بین تاریخ و میراث فرهنگی برقرار کرد و روایتگری را بهترین راه ایجاد این پیوند دیدم. همچنین، نکته دیگر این بود که چرا خارجی‌ها بیشتر از ما به قصه حسن صباح و قلعه الموت پرداخته‌اند و جای نگاهی که از طرف ما به داستان اسماعیلیان باشد، در تاریخ تقریباً خالی است. به‌واسطه میدانی بودن تحقیقات مورد نیاز من، نزدیک به سه هفته با مساعدت‌هایی که خانم چوبک فراهم کردند، در پایگاه الموت ماندم و از آخرین داده‌های باستان‌شناسی استفاده کردم و همچنین صحبت با مردم محلی یکی دیگر از کارهایی بود که برای ایجاد پیوند بین منابع تاریخی و آنچه امروز در روایت‌های محلی داریم، باید انجام می‌دادم.

او ادامه داد: رد پای پررنگ زنان در بازخوانی قصه الموت و ساکنانش نکته دیگری بود که مرا واداشت به انتخاب این موضوع مطمئن شوم. خانم فریا استارک در قرن بیستم از انگلیس به این منطقه آمد و بعد از انجام تحقیقات، سفرنامه‌ای از الموت نوشت. بعد از آن خانم ژیلا کریمی روی قلعه کار کرد و بعد از آن خانم چوبک حدود بیست سال است که در قلعه مشغول کاوش‌های باستان‌شناسی است. احساس می‌کردم که گویا این‌بار در عصر جدید، زنان باید یک بازخوانی جدیدی از الموت و واقعه حسن صباح داشته باشند.

این پژوهشگر درباره شیوه‌های جمع‌آوری اطلاعاتش برای نگارش کتاب بیان کرد: پرداختن به این موضوع کار بسیار دشواری بود. بحث پراکندگی منابع از مهمترین چالش‌هایی است که دسترسی حداقلی به آنها وجود داشت و هم اینکه بسیاری از منابع به زبان انگلیسی هستند و باید یکی یکی جمع می‌شد. فرهاد دفتری تحقیقات بسیار مفصلی کرده بود که این به‌نوبه خودش خیلی اتفاق خوبی بود، اما دسترسی به منابع اصلی اسماعیلیان همچنان خیلی سخت است. مثلاً ما سه تصویر داریم که در جامع‌التواریخ و کتاب رشیدالدین فضل‌الله روی آن کار شده و این منابع حتی داخل ایران نیستند که ما بتوانیم با نگاه متفاوتی به قضیه نگاه کنیم و جزئیات را در بیاوریم.

آشیانه عقاب؛ قلعه‌ای ایستاده بر بلندای تاریخ جهانی
محاصره الموت (۱۲۵۶)، به تصویر کشیده شده در جامع‌التواریخ توسط رشیدالدین همدانی

ذبیح‌الله منصوری رازهای مگوی الموت را برملا کرد

او درباره کتاب «خداوندگار الموت» گفت: کاری که ذبیح‌الله منصوری کرد خودش بعدها تبدیل به معمای بزرگی شد. او ترجمه‌ای را وارد بازار کرد که اثری بود از پل آمیر نویسنده‌ای فرانسوی. در آن زمان دایره ارتباطات بین‌المللی محدود بود و دسترسی به اخبار نویسنده‌های خارجی کم. خبر از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی هم نبود. پس هیچ‌کس نپرسید پل آمیر کیست و چرا این کتاب را نوشته است. مسئله اما چیز دیگری بود، منصوری با این رمان توانست ذهنیت بسیاری از ایرانی‌ها را به حسن صباح و قلعه الموت شکل دهد.

وقتی برای نوشتن کتاب «واقعه ناتمام» که ناداستانی درباره قلعه الموت است، تحقیق می‌کردم دوباره کتاب «خداوند الموت» را خواندم، آن همه اطلاعات اشتباه برایم تکان‌دهنده بود. این کتاب سالیان دراز یکه‌تاز ماجراهای حشاشین بود و باغات بهشتی که حسن صباح با رودخانه‌های شیر و عسل راه‌انداخته بود و جوانان را می‌فریفت تا به جنگ‌های سخت بروند. او بیش از ۷۰۰ صفحه رازهای مگوی الموت را برملا کرده بود و مدام چاپ می‌شد. بررسی‌های من اما نشان داد که پل آمیر وجود خارجی نداشته و ذبیح‌الله منصوری بنا به دلایلی که هرگز آشکار نخواهد شد خودش این کتاب را نوشته است. البته اگر خودش هم این کتاب را نوشته بی‌شک اسناد و متون مختلفی را مطالعه کرده. حکایت او، گردآوری بسیار اما بدون بررسی و صحت‌سنجی است.

اگرچه می‌توانیم چشم روی داستان‌پردازی‌های او ببندیم اما در این کتاب، یک اشتباه محرز تاریخی رخ داده است. ماجرا از این قرار است که منصوری یا پل آمیر، «حسن دوم» معروف به ذکره‌السلام را با «حسن صباح» یکی پنداشته و اقدامات و عملکرد او را به پای پیر و مولای الموت نوشته است. این اقدام یک تحریف بزرگ ایجاد می‌کند چرا که این دو شخصیت تفکر و فلسفه بسیار متفاوتی داشتند. پس از فتح قلعه الموت به فرمانروایی حسن صباح، او راه خود را از اسماعیلیان مصر جدا کرده و حکمرانی جدیدی را آغاز می‌کند. او وقتی از دنیا می‌رود حکومت شورایی را به جا می‌گذارد به مدیریت «کیابزرگ امید».

آشیانه عقاب؛ قلعه‌ای ایستاده بر بلندای تاریخ جهانی
بیست و ششمین امام اسماعیلی نزاری علاءالدین محمد در سفرهای مارکوپولو به تصویر کشیده شده است

اشتباه محرز تاریخی در کتاب «خداوندگار الموت»

به تدریج اما این حکومت شورایی تبدیل به حکومت موروثی می‌شود. یعنی کیابزرگ امید حکومت را به دست می‌گیرد و پس از او پسرش «محمد کیا بزرگ امید» و بعد محمد پسرش «حسن‌دوم». به این ترتیب بین حکمرانی حسن صباح و حسن دوم بیش از نیم‌قرن فاصله است. از سوی دیگر حسن دوم هم حکمران عجیبی است. او وقتی به حکومت می‌رسد اعلام قیامت می‌کند و خودش را «امام» می‌نامد و روزه و نماز را در الموت ممنوع اعلام می‌کند. این در حالی است که حسن صباح هرگز خود را امام نخواند و به شدت در اصول مذهبی خود سختگیر بود و حتی می‌گویند پسرش را به خاطر شراب‌خواری به قتل رساند و نی‌زن پیر الموت را از قلعه بیرون کرد!

ذبیح‌الله منصوری وقتی پل آمیر شد به نظر در مطالعاتش متوجه تفاوت زمانی این دو نفر نشده بود و به خاطر تشابه اسمی آن‌ها را یکی انگاشته بود. از این دست اشتباهات در کتاب او کم نیست و معلوم نیست هرگز اشتباهات ثبت شده در اذهان مردم تغییر می‌کند یا نه. ماجرا اما این است که منصوری با همه این اشتباهات، اعجوبه‌ای است که صدها کتاب ترجمه کرد و نوشت و با قلم شیرین و شیوایی که داشت نسلی از ایرانیان را با رمان و رمان تاریخی آشتی داد. می‌گویند خود بهره چندانی از کتاب‌های پرتیراژش نبرده و زمانی که از دنیا رفت قدرش شناخته نشد. هیچ‌کس در زمانه خودش او را نقد نکرد و به دلیل اینکه روشنفکران او را عامه‌پسندنویس می‌دانستند در محافلشان جایی نداشت. او استعدادی بود بی‌راهنما که در دوره‌ای خاص از تاریخ ایران درخشید و بی‌صدا پر کشید.

آشیانه عقاب؛ قلعه‌ای ایستاده بر بلندای تاریخ جهانی

کتاب «واقعه ناتمام» نوشته فاطمه علی‌اصغر

کتاب «واقعه ناتمام» ناداستانی نوشته فاطمه علی‌اصغر است. در سال‌های اخیر ناداستان‌هایی با موضوعات مختلف منتشر شده است که با اقبال خوانندگان روبه‌رو شده است. این ناداستان دست روی موضوعی گذاشته است که کتاب‌ها و فیلم‌هایی درباره آن وجود دارد و همواره آمیخته با افسانه بوده است، یعنی ماجرای حسن صباح و قلعه الموت. «واقعه ناتمام» خودش را محدود به دوره کوتاهی نکرده است و به‌گونه‌ای نوشته و پرداخت شده است که دوره‌ای طولانی را دربرمی‌گیرد، کتاب روایتگر تاریخ دوره میانی ایران است. در پاییز سال ۴۸۳ ه. ق حسن صباح به قزوین و قلعه الموت می‌رود تا علیه ظلم و جور سلجوقیان و عباسیان مبارزه کند.

قصه حسن صباح و قلعه الموت از همین‌جا آغاز می‌شود؛ با کندن کوه و ساختن انبارهایی برای نگهداری غذا، به‌گونه‌ای که غذا در آن‌ها فاسد نمی‌شود و ایجاد یک سیستم آبیاری برای مزارع اطراف الموت. این ترفندها باعث می‌شد که الموت در برابر محاصره طولانی مدت مقاوم و تسخیرناپذیر باشد. نویسنده روایتش را از آخرین جانشین حسن صباح در الموت آغاز می‌کند، از پایان حکومت ۱۷۰ ساله اسماعیلیان. در این سال‌های طولانی حکومت سلجوقیان تمام می‌شود و خوارزمشاهیان سربرمی‌آورند. خوارزمشاهیان نیز نمی‌توانند قدمی برای نجات مردم ایران از ظلم و جور بردارند و در همین زمان چنگیزخان مغول ظهور می‌کند و می‌دانیم که مغول چه بر سر ایران آورد. نویسنده در کتابش ظهور و سقوط اسماعلیلیان را از دوران شکوه آن تا ویرانی قلعه الموت به دست هلاکوخان مغول روایت می‌کند.

نویسنده در «واقعه ناتمام» کوشیده تا ارتباطی میان دوره‌های مختلف تاریخی ایران برقرار کند و در این راه مطالعات و تحقیقات زیادی انجام داده است. برخی از این پژوهش‌ها برای اولین بار و از منظری تازه انجام شده است، از جمله روایت ماجراهای قلعه الموت براساس داده‌های باستان‌شناسی و همچنین گفتگو با اهالی گازرخان که نسل اندر نسل برای قرن‌ها در این منطقه زیسته‌اند. قلعه الموت در شمال شرقی روستای گازرخان قرار دارد. این گفتگوها جدا از گفتگوهای متعددی است که نویسنده با پژوهشگرانی انجام داده که این دوره را به خوبی می‌شناسند.

او سعی کرده است این وقایع تاریخی را از منظرها گوناگون بررسی کند و دچار جزم‌اندیشی نشود و شخصیت‌ها را سیاه و سفید نبیند. روایت به‌گونه‌ای است که گاهی با شخصیت‌ها همدل می‌شویم و گاهی دچار نفرت از آن‌ها. این شاید روایتی نزدیک به واقعیت از حشاشین و حسن صباح و خداوندگاران الموت باشد. حسن صباح و وقایع مربوط به قلعه الموت و حکومت اسماعیلیان همواره برای ایرانی‌ها و به‌خصوص علاقمندان به تاریخ ایران جذاب بوده است. «واقعه ناتمام» تازه‌ترین کتاب در این باره است، نویسنده روایتی محققانه و تاریخی و به دور از افسانه‌پردازی از این دوره تاریخی به دست داده که بسیار خواندنی است.

آشیانه عقاب؛ قلعه‌ای ایستاده بر بلندای تاریخ جهانی

کتاب «خداوند الموت» نوشته پل آمیر با ترجمه ذبیح‌الله منصوری

در این کتاب، داستان زندگانی حسن صباح(وفات۵۱۸ ه.ق) با اشاره به حکومت اسماعیلیان و نیز شرح اوضاع و احوال ایران در آن زمان بازگو می‌شود. به گفته مترجم کتاب نهضت حسن صباح فقط یک نهضت مذهبی نبوده، او می‌خواسته ایران را از زیرسلطه خلفای عباسی یا حکومت‌های وابسته به خلافت برهاند. حسن صباح در اواخر قرن پنجم هجری، اساس حکومت اسماعیلیه را بنا نهاد و پس از آن تا مدت دو قرن جانشینان او در مناطق خاصی از ایران و عمدتا در قلعه‌های مستحکم خود، حکومت‌هایی محلی و محدود داشتند. شیوه قتل دشمنان سیاسی و اعتقادی اسماعیلیان به دست فدائیان این فرقه یکی از نکات مهم تاریخ اسماعیلیه است. داروفروشان الموت، موسی نیشابوری در قلعه طبس، کیش باطنی الموت چگونه به وجود آمد؟، خواجه نظام الملک، مقدمه روز رستگاری به عقیده باطنی‌ها، روز قیامت یا قیامه القیامه، باطنی‌ها در قومس، بهشت مصنوعی، خواجه نظام الملک چگونه کشته شد؟، کشتار در اصفهان، بیماری حسن صباح، زمینه سوءقصد کردن به حسن صباح، آخرین ساعات عمر خداوند الموت و مرگ حسن صباح.

ذبیح‌الله منصوری کتاب‌های بسیاری تألیف و ترجمه کرده است. او در سبک نویسندگی خود دارای روش خاصی بود. اما در فرایند ترجمه طرفدار سبک بسط و گسترش کتب بود. او در ترجمه به رعایت امانت در برگردان پیام نویسندگان کتاب‌های اصلی وفادار نبود. در بسیاری از موارد اطلاعات خویش را نیز به کتاب‌هایش می‌افزود. او معتقد بود ترجمه بر دو گونه است نوعی که در آن مترجم، لغت به لغت ترجمه می‌کند و به متن اصلی وفادار است و نوعی دیگر که خود آن را اقتباس می‌نامید مترجم این اختیار را داشت که ایده اولیه نویسنده را گسترش دهد. نقل است که اصلا شخصیتی به نام «پل آمیر» در تاریخ ادبیات فرانسه وجود ندارد. عده‌ای معتقدند «خداوند الموت» پرداخته ذهن منصوری بوده است.

آشیانه عقاب؛ قلعه‌ای ایستاده بر بلندای تاریخ جهانی

کتاب «الموت» نوشته ولادیمیر بارتول با ترجمه محمدرضا مباشر

داستان کتاب «الموت» در ایران و در قرن یازدهم، در قلعه الموت اتفاق می‌افتد، جایی که پیامبر خودخوانده حسن بن صباح در حال تنظیم نقشه‌ای پر خطر اما درخشان خود برای اداره منطقه با تعداد انگشت‌شماری از مبارزان نخبه است که قرار است «خنجرهای زنده» وی شوند. صباح با ایجاد یک بهشت مجازی در الموت، مملو از زنان زیبا، باغ‌های سرسبز، شراب و حشیش می‌تواند مبارزان جوان خود را متقاعد کند که اگر از دستورات او پیروی کنند، می‌توانند به بهشت برسند. الموت موازی با اسامه بن لادن، داستانی را شرح می‌دهد که چگونه صباح توانست با ایجاد یک ارتش کوچک از فدائیان که مایل به کشتن و کشته شدن بودند، برای رسیدن به بهشت ترس را به طبقه حاکم القا کنند. صباح با اعتقاد به شعار عالی اسماعیلی «هیچ چیز درست نیست، همه چیز مجاز است»، می‌خواست «آزمایش» کند که تا چه حد می‌تواند از طریق توسل به آنچه حماقت و تحمل‌پذیری مردم و اشتیاق آنها است، عبادت دینی را برای منافع سیاسی خود دستکاری کند. برای لذت و خواسته‌های خودخواهانه خویش.

الموت در اصل در سال ۱۹۳۸ به عنوان تمثیلی به دولت فاشیست موسولینی نوشته شد. در دهه ۱۹۶۰ میلادی به محبوبیت رسید و در دهه ۱۹۹۰، در طول جنگ بالکان، به عنوان تمثیلی از درگیری‌های منطقه خوانده شد و در آلمان، فرانسه و اسپانیا به عنوان یک کتاب پرفروش شناخته شد. در پی حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ ، این کتاب بار دیگر زندگی جدیدی پیدا کرد و بیش از ۲۰ هزار نسخه در اسلوونی به فروش رساند و در سراسر جهان به بیش از ۱۹ زبان ترجمه شد.

آشیانه عقاب؛ قلعه‌ای ایستاده بر بلندای تاریخ جهانی
ولادیمیر بارتول

نویسنده «الموت» با افسانه‌های پیرامون آن آشناست

ولادیمیر بارتول، نویسنده اسلوونیایی‌تبار اهل ایتالیا در زمان الموت حسن صباح و جنبش اسماعیلیه را از زاویه خاصی می‌نگرد و به ذوق خود طرحی از چهره حسن می‌کشد که هول‌آفرین، اما پرمعنا و جذاب است نویسنده در این رمان بر خلاف تصور گروهی از خوانندگان قصد تاریخ‌نویسی ندارد بلکه او با دقت و وسواسی شگفت‌آور به نقل جزئیات وقایع می‌پردازد و گاهی چنان ریزه‌کاری می‌کند که ما را به حیرت می‌اندازد و بیرحمانه‌ترین صحنه‌ها را با چنان ظرافت شاعرانه‌ای می‌آمیزد که خواننده احساس نفرت نمی‌کند، بلکه به تردید می‌افتد و مجذوب می‌شود و به فکر می‌رود. حسن صباح در این رمان گاهی عظمتی غول‌آسا می‌یابد و با آن که فریفتگان و فدائیانش را زیر پا له می‌کند، هرگز ابعاد انسانی و معنوی‌اش را از دست نمی‌دهد. نویسنده برای نوشتن رمان الموت بی‌تردید اسناد تاریخی مربوط به این دوران را دقیقاً مطالعه کرده و با افسانه‌های پیرامون آن آشنا بوده است. در رمان الموت گاهی تاریخ با افسانه می‌آمیزد و گاهی حوادث از واقعیات تاریخی دور می‌شود اما داستان آن قدر جذاب و پرکشش و هیجان‌انگیز است که هرکس چند صفحه اول آن را بخواند دیگر نمی‌تواند کتاب را رها کند و با امواج پرخروش حوادث همراه می‌شود و بی صبرانه تا پایان پیش می‌رود.

ایران تا پیش از این، ۲۹ اثر تاریخی و طبیعی را در یونسکو ثبت جهانی کرده بود، که شامل چغازنبیل، تخت جمشید، میدان نقش جهان اصفهان، تخت سلیمان، چشم‌انداز فرهنگی ارگ بم، پاسارگاد، گنبد سلطانیه، سنگ‌نبشته بیستون، مجموعه آثار رهبانی ارامنه، سازه‌های آبی شوشتر، بازار تاریخی تبریز، آرامگاه شیخ صفی‌الدین اردبیلی، باغ ایرانی، مسجد جامع اصفهان، برج گنبد قابوس، کاخ گلستان، شهر سوخته، چشم‌انداز فرهنگی میمند، شوش، قنات ایرانی، دشت لوت، شهر تاریخی یزد، چشم‌انداز باستان‌شناسی ساسانی منطقه فارس، جنگل‌های هیرکانی، راه‌آهن سراسری ایران، چشم‌انداز فرهنگی اورامانات، کاروانسراهای تاریخی ایران هگمتانه، و دره خرم آباد است.

ثبت جهانی «قلعه الموت و استحکامات وابسته» به‌عنوان سی‌امین اثر فرهنگی ملموس ایران، علاوه بر تثبیت جایگاه تمدنی و تاریخی کشور در منظومه میراث جهانی، نقطه عطفی در تقویت دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و توسعه همکاری‌های علمی، حفاظتی و پژوهشی با نهادهای بین‌المللی در حوزه میراث‌فرهنگی به‌شمار می‌آید.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها