شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۵
دیکتاتورها بیمار روانی‌اند؟

«ذهن جباران» کتابی درباره گذشته نیست؛ کتابی درباره اکنون و شاید آینده است. اثری که خواننده را وادار می‌کند پس از بستن آخرین صفحه، همچنان به این پرسش فکر کند: آیا جباران تاریخ فقط در کاخ‌های گذشته زندگی می‌کردند یا هنوز هم می‌توان ردپای آنان را در جهان امروز دید؟

سرویس دین‌واندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): چرا برخی انسان‌ها به دیکتاتور تبدیل می‌شوند؟ آیا استبداد صرفاً محصول شرایط سیاسی، بحران‌های اجتماعی و ضعف نهادهای دموکراتیک است یا باید بخشی از پاسخ را در ذهن و شخصیت خود حاکمان جست‌وجو کرد؟ این پرسش اگرچه قدمتی به درازای تاریخ دارد، اما همچنان یکی از مهم‌ترین و مناقشه‌برانگیزترین مسائل علوم سیاسی و روان‌شناسی به شمار می‌رود. کتاب «ذهن جباران» اثر دین ای. هیکاک با ترجمه محسن عسکری‌جهقی که به‌همت نشر ثالث منتشر شده، تلاشی جدی برای پاسخ به همین پرسش است؛ اثری که می‌کوشد مرز میان تاریخ سیاسی و روان‌شناسی شخصیت را درنوردد و به قلمرویی وارد شود که کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است: دنیای درونی دیکتاتورها.

در سال‌های اخیر، کتاب‌های فراوانی درباره ظهور فاشیسم، اقتدارگرایی، توتالیتاریسم و رهبران مستبد منتشر شده‌اند. اغلب این آثار بر ساختارهای سیاسی، بحران‌های اقتصادی، تحولات اجتماعی یا ایدئولوژی‌ها تمرکز دارند. اما «ذهن جباران» از زاویه‌ای متفاوت به مسئله نگاه می‌کند. نویسنده به‌جای آنکه صرفاً بپرسد دیکتاتورها چگونه به قدرت می‌رسند، می‌پرسد چه ویژگی‌هایی در شخصیت آنان وجود دارد که آنان را برای کسب، حفظ و گسترش قدرت آماده می‌کند. همین تغییر زاویه دید، کتاب را از بسیاری از آثار مشابه متمایز می‌سازد.

دیکتاتورها بیمار روانی‌اند؟

تاریخ سیاسی از دریچه روان‌شناسی

دین ای. هیکاک که پیش‌تر نیز در حوزه علوم اعصاب و روان‌شناسی عمومی قلم زده است، در این اثر به سراغ چهره‌هایی رفته که نام‌شان با خشونت، سرکوب و قدرت مطلق گره خورده است. از آدولف هیتلر و ژوزف استالین گرفته تا مائو تسه‌تونگ، صدام حسین، معمر قذافی و عیدی امین، همگی در این کتاب نه فقط به‌عنوان رهبران سیاسی بلکه به‌مثابه سوژه‌های روان‌شناختی مطالعه می‌شوند.

نویسنده می‌کوشد نشان دهد که برخی ویژگی‌های شخصیتی میان بسیاری از خودکامگان تکرار می‌شود؛ ویژگی‌هایی مانند خودشیفتگی افراطی، احساس رسالت تاریخی، نیاز شدید به ستایش، فقدان همدلی، سوءظن دائمی و تمایل به کنترل مطلق دیگران.

کتاب البته ادعا نمی‌کند که هر فرد خودشیفته‌ای الزاماً به دیکتاتور تبدیل می‌شود یا هر دیکتاتوری الزاماً مبتلا به یک اختلال روانی مشخص است. نقطه قوت اثر دقیقاً در همین احتیاط علمی نهفته است. نویسنده از ساده‌سازی پرهیز می‌کند و تلاش دارد میان تشخیص پزشکی و تحلیل تاریخی فاصله لازم را حفظ کند.

آیا می‌توان دیکتاتورها را از پیش «تشخیص» داد؟

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های کتاب به این پرسش اختصاص دارد که آیا می‌توان ظهور یک جبار را پیش‌بینی کرد؟ این موضوع شاید در نگاه نخست شبیه داستان‌های علمی-تخیلی به نظر برسد، اما هیکاک با استناد به پژوهش‌های روان‌شناختی و مطالعات شخصیتی نشان می‌دهد که برخی الگوهای رفتاری در بسیاری از رهبران اقتدارگرا مشترک است. او از مفهومی سخن می‌گوید که روان‌شناسان آن را «سه‌گانه تاریک شخصیت» می‌نامند: خودشیفتگی، ماکیاولیسم و روان‌آزاری. بر اساس استدلال کتاب، هنگامی که این ویژگی‌ها با جاه‌طلبی سیاسی، فرصت تاریخی و ضعف نهادهای نظارتی ترکیب شوند، شرایط برای ظهور یک رهبر خطرناک فراهم می‌شود.

همین نکته سبب می‌شود کتاب صرفاً اثری درباره گذشته نباشد. نویسنده بارها توجه خواننده را از قرن بیستم و به زمان حال معطوف می‌کند و این پرسش را پیش می‌کشد که آیا جوامع امروز نیز برابر ظهور مستبدان جدید مصون هستند یا نه.

هیتلر، استالین و مائو؛ انسان یا هیولا؟

یکی از دشوارترین چالش‌های هر پژوهش درباره دیکتاتورها این است که چگونه باید آنان را توصیف کرد. آیا آنان هیولاهایی بیرون از قلمرو انسانیت بودند یا انسان‌هایی عادی که در شرایط خاص به جنایتکاران بزرگ تاریخ تبدیل شدند؟

«ذهن جباران» پاسخ ساده‌ای به این پرسش نمی‌دهد. نویسنده نه در دام شیطان‌سازی مطلق می‌افتد و نه به توجیه رفتار مستبدان روی می‌آورد. او تلاش می‌کند نشان دهد که حتی خون‌بارترین چهره‌های تاریخ نیز محصول تعامل پیچیده میان شخصیت، محیط، تجربه‌های دوران کودکی و شرایط سیاسی بوده‌اند.

به همین دلیل، کتاب در بسیاری از فصل‌ها به زندگی خصوصی و سال‌های نخست زندگی رهبران می‌پردازد. خواننده درمی‌یابد که بسیاری از آنان پیش از رسیدن به قدرت، با احساس تحقیر، ناامنی، طردشدگی یا ناکامی‌های عمیق دست‌وپنجه نرم کرده‌اند. نویسنده البته تأکید می‌کند که چنین تجربه‌هایی به خودی خود موجب استبداد نمی‌شوند، اما می‌توانند در شکل‌گیری برخی ویژگی‌های شخصیتی نقش داشته باشند.

از سیاست به اعماق ذهن

آن‌چه مطالعه کتاب را جذاب می‌کند، صرفاً اطلاعات تاریخی آن نیست. بسیاری از رویدادها و شخصیت‌های مورد بحث برای خوانندگان آشنا هستند. جذابیت اصلی اثر در این است که خواننده را به پشت صحنه سیاست می‌برد؛ جایی که ترس‌ها، عقده‌ها، وسواس‌ها و توهمات رهبران بر تصمیم‌های تاریخی اثر می‌گذارند.

در این روایت، جنگ‌ها، پاکسازی‌ها، سرکوب‌ها و جنایت‌های سیاسی صرفاً نتیجه محاسبات عقلانی نیستند. گاه یک سوءظن بیمارگونه، یک حس انتقام‌جویی قدیمی یا یک خودشیفتگی کنترل‌نشده می‌تواند سرنوشت میلیون‌ها نفر را تغییر دهد. همین نگاه است که کتاب را برای مخاطبانی فراتر از دانشجویان علوم سیاسی نیز خواندنی می‌کند. علاقه‌مندان به روان‌شناسی، تاریخ، جامعه‌شناسی و حتی مطالعات رسانه‌ای نیز در آن مطالب فراوانی برای تأمل خواهند یافت.

دیکتاتورها همین نزدیکی پرسه می‌زنند

شاید مهم‌ترین پیام «ذهن جباران» این باشد که استبداد صرفاً متعلق به گذشته نیست. بخش‌های پایانی کتاب که با عنوان‌هایی نظیر «اینجا نمی‌تواند اتفاق بیفتد» و «آیا می‌تواند اینجا اتفاق بیفتد؟» تنظیم شده‌اند، در واقع هشداری به جوامع معاصرند. نویسنده یادآور می‌شود که بسیاری از ملت‌ها پیش از ظهور دیکتاتوری گمان می‌کردند نهادهای سیاسی آنان آن‌قدر قدرتمند است که هرگز اجازه ظهور یک خودکامه را نخواهد داد. اما تاریخ بارها خلاف این تصور را ثابت کرده است. این بخش‌ها کتاب را از یک مطالعه صرفاً تاریخی فراتر می‌برند و آن را به تأملی درباره شکنندگی دموکراسی، نقش افکار عمومی و مسئولیت نخبگان تبدیل می‌کنند.

شاید جنجالی‌ترین بخش «ذهن جباران» جایی باشد که دین هیکاک از تاریخ فاصله می‌گیرد و به سیاست روز آمریکا نزدیک می‌شود. خواننده تا میانه کتاب تصور می‌کند با پژوهشی درباره دیکتاتورهای قرن بیستم روبه‌رو است؛ اما هرچه به فصل‌های پایانی نزدیک می‌شود، درمی‌یابد که نویسنده هدفی فراتر از کالبدشکافی هیتلر، استالین یا صدام حسین دارد.

هیکاک در واقع می‌خواهد نشان دهد که مسئله اصلی فقط دیکتاتورهای مرده نیستند، بلکه الگوهای روانی‌ای هستند که می‌توانند در هر زمان و هر جامعه‌ای دوباره ظاهر شوند. از همین منظر است که او توجه ویژه‌ای به دونالد ترامپ نشان می‌دهد.

نویسنده با احتیاط تأکید می‌کند که ترامپ را نمی‌توان با هیتلر یا استالین هم‌ردیف دانست و او را یک دیکتاتور کلاسیک نمی‌نامد. با این حال استدلال می‌کند که برخی ویژگی‌هایی که روان‌شناسان در شخصیت بسیاری از رهبران اقتدارگرا از جمله خودشیفتگی افراطی، نیاز دائمی به تحسین، حساسیت شدید به انتقاد، تمایل به شخصی‌سازی قدرت و شیفتگی نسبت به رهبران مقتدر شناسایی کرده‌اند، در رفتار سیاسی ترامپ نیز قابل مشاهده است.

همین موضوع سبب شد که انتشار کتاب در آمریکا با واکنش‌های فراوانی همراه شود. برخی منتقدان معتقد بودند نویسنده بیش از اندازه بر ترامپ تمرکز کرده و از بی‌طرفی فاصله گرفته است. در مقابل، گروهی دیگر استدلال می‌کردند که ارزش اصلی کتاب دقیقاً در همین هشدار نهفته است؛ اینکه دموکراسی‌های مدرن نیز از خطر ظهور رهبرانی با گرایش‌های اقتدارطلبانه مصون نیستند.

برای خواننده ایرانی، این فصل‌ها احتمالاً جذاب‌ترین و بحث‌برانگیزترین بخش کتاب باشند. زیرا کتاب را از یک روایت تاریخی صرف خارج کرده، آن را به پرسشی معاصر تبدیل می‌کند: آیا ویژگی‌های روانی رهبران سیاسی می‌تواند بر سرنوشت ملت‌ها، جنگ‌ها و بحران‌های بین‌المللی تأثیر بگذارد؟ هیکاک پاسخ می‌دهد که نه‌تنها می‌تواند، بلکه گاه تاریخ جهان بیش از آنچه تصور می‌کنیم، تحت تأثیر شخصیت کسانی قرار دارد که در رأس قدرت قرار گرفته‌اند.

نقاط قوت کتاب

بزرگ‌ترین امتیاز «ذهن جباران» رویکرد میان‌رشته‌ای آن است. نویسنده با تلفیق روان‌شناسی، تاریخ، علوم سیاسی و حتی علوم اعصاب، روایتی چندلایه از استبداد ارائه می‌دهد. کتاب نه گرفتار زبان خشک دانشگاهی می‌شود و نه به سطح آثار عامه‌پسند فرو می‌غلتد.

نکته مثبت دیگر، گستردگی نمونه‌های تاریخی است. نویسنده به یک نظام سیاسی یا یک ایدئولوژی خاص محدود نمی‌شود. دیکتاتورهای راست‌گرا، چپ‌گرا، نظامی، انقلابی و سلطنتی همگی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و همین امر امکان مقایسه را برای خواننده فراهم می‌کند.

همچنین کتاب از نظر روایی نیز موفق است. نویسنده صرفاً داده‌های علمی را ردیف نمی‌کند، بلکه آن‌ها را در قالب داستان زندگی شخصیت‌های تاریخی روایت می‌کند؛ رویکردی که خواندن کتاب را آسان‌تر و جذاب‌تر می‌سازد. البته برخی منتقدان معتقدند که روان‌شناسی سیاسی هنوز ابزارهای قطعی برای تشخیص شخصیت رهبران تاریخی در اختیار ندارد. از سوی دیگر، گاهی این خطر وجود دارد که نقش ساختارهای اجتماعی و سیاسی در برابر ویژگی‌های فردی کم‌رنگ جلوه کند.

با این حال، نویسنده تا حد زیادی از این دام گریخته است و بارها تأکید می‌کند که هیچ دیکتاتوری صرفاً محصول بیماری روانی نیست؛ همان‌گونه‌که هیچ نظام استبدادی نیز صرفاً حاصل شرایط اجتماعی نیست. استبداد زمانی شکل می‌گیرد که شخصیت و ساختار در نقطه‌ای خطرناک به یکدیگر برسند.

چرا باید «ذهن جباران» را خواند؟

در روزگاری که بحث اقتدارگرایی، پوپولیسم، رهبران کاریزماتیک و بحران دموکراسی بار دیگر به یکی از موضوعات مهم جهان تبدیل شده است، «ذهن جباران» کتابی به‌موقع و تأمل‌برانگیز به نظر می‌رسد. این اثر نه تنها تاریخ برخی از مشهورترین مستبدان جهان را بازگو می‌کند، بلکه از خواننده می‌خواهد درباره رابطه قدرت و شخصیت دوباره بیندیشد. کتاب یادآور می‌شود که پشت تصمیم‌هایی که گاه سرنوشت ملت‌ها را تغییر می‌دهند، انسان‌هایی ایستاده‌اند با ترس‌ها، وسواس‌ها، عقده‌ها و آرزوهای خاص خود.

شاید مهم‌ترین دستاورد کتاب همین باشد: اینکه دیکتاتورها را از مقام اسطوره‌های ترسناک پایین می‌آورد و آنان را به موضوعی برای شناخت و تحلیل تبدیل می‌کند. زیرا تا زمانی که استبداد صرفاً به عنوان یک حادثه تاریخی دیده شود، امکان تکرار آن وجود دارد؛ اما هنگامی که سازوکارهای روانی و اجتماعی شکل‌گیری آن شناخته شود، جامعه نیز بهتر می‌تواند برابر آن مقاومت کند.

«ذهن جباران» در نهایت کتابی درباره گذشته نیست؛ کتابی درباره اکنون و شاید آینده است. اثری که خواننده را وادار می‌کند پس از بستن آخرین صفحه، همچنان به این پرسش فکر کند: آیا جباران تاریخ فقط در کاخ‌های گذشته زندگی می‌کردند یا هنوز هم می‌توان ردپای آنان را در جهان امروز دید؟

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها