به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، داستان همسرانه «ادارهی حدسیات» نوشته جنی افل در قالب پاراگرافهای کوتاه، تصویری از ذهنیت یک نویسنده را در میانه بحران زناشویی ترسیم میکند. این اثر خواننده را دعوت میکند از میان روزمرگیها هویت خود را بازسازی کند.
پیرنگ ادارهی حدسیات تعمدا بسیار ساده است. داستان زوجی بینام که در کتاب صرفا زن و شوهر خوانده میشوند. زن در دانشگاه نویسندگی درس میدهد و مشغول نوشتن رمانی است که گویا همین کتاب است. شوهر صدابردار است و عاشق موسیقی. اصوات محیط و شهر را صدابرداری و در برنامهی رادیویی خود پخش میکند.
بعد از یک بار زایمان ناکام این بار بچهدار شدهاند. داستان حکایت روزمرگیها، کسالتها، سوءظنها و خردهخیانتهای زناشویی است و نویسنده از همین پیرنگ ساده اثر کمنظیری را خلق کرده است.
در مقدمه مترجم کتاب آمده است: «افل معتقد است روح داستان در پیرنگ نیست در تعلیق و کشش حتی، که در یافتن نبض لحظههاست. در راه بردن به قلب واقعیت و ذهن شخصیت ها. شاید به همین دلیل است که بسیاری از منتقدان معتقدند ادارهی حدسیات فارغ زا خط قصهی ملودراماتیکش در نمایش ذهنیات و مکنونات زندگی زناشویی، درخشان عمل کرده است. در ترسیم تبوتاب زندگی زنی که هم زن است و هم مادر است و هم همسر و خود افل خواندن این کتاب را قدم نهادن در مسیری همزمان آشنا ناپیدا توصیف کرده است. میگوید یکی از چیزهای غریب نوشتن این است که آدم هیچگاه به نقطه یقین نمیرسد، به نقطهی اشراف و تسلط.»
در نوشته پشت جلد کتاب آمده است: «زن مشغول نوشتن رمانی است که شاید همین کتاب باشد. فکرهایی غریب، گمانهایی تلخ و حکمتهایی بیثمر دست از سرش برنمیدارند: آیا حیوانات هم تنهایند؟ آیا میشود احساسات را تصویربرداری پزشکی کرد؟ آیا آهنربا روح دارد؟ چرا پستانداران مثل آدمیزاد بچههایشان را با هم بزرگ نمیکنند؟
بعد از آن زایمان ناکام حالا بچه شیرینزبانی آورده که نمیگذارد نوشتن این رمان لعنتی را تمام کند و سردرنمیآورد چرا شوهر مهربانش دیگر آن آدم سابق نیست نکند گرفتار خردهخیانتهای زناشویی شده باشد؟
نمیداند. نمیداند... آیا آن مه چموش چشم شوهرش را کور کرده؟ آیا ستیز بهتر است یا گریز؟ آیا اشیا شادیآفریناند آیا لب لباب حکمت و سعادت حضور ذهن است؟ نمیداند و فکر میکند و فکر میکند. دخترش از او میپرسد: میدونی چرا دوستت دارم؟ چرا؟ چون مامانمی.»
نشر چشمه بهتازگی این کتاب را با ترجمه محمدرضا فرزاد در ۱۴۷ صفحه و با شمارگان ۵۰۰ نسخه عرضه کرده است.
نظر شما