سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، عبدالحسین آذرنگ، در کتاب «مبانی نشر کتاب» در تعریف «چاپ» آورده است:
«چاپ» واژهای است که احتمالا از chapana (چاپنا) واژه هندی گرفته شده است. (Floor,۱۹۹۰p.۷۶۰). در هند، به چاپ کردن، «چهاپه» و به چاپگر «چهاپهگر» میگویند. این واژهها در روزنامههای فارسی هند به کار میرفته است.
عدهای معتقدند که چاپ از «چاو» مغولی گرفته شده و چاو نام نوعی پول در عصر ایلخانان بوده است (برای توضیح بیشتر نگاه کنید به: مقاله عمومی «چاپ» در دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، ج۱۹، تهران، ۱۳۹۰)، اما به نظر میرسد که صاحبنظران به پذیرش اشتقاق از ریشه هندی بیشتر تمایل دارند تا ریشه مغولی.
واژه عربی (طبع) و مشتقات آن نیز، البته اکنون کمتر، در زبان فارسی به کار رفته است، اما برخی ترکیبات طبع، مانند «مطبعه»، «حق طبع» یا «تصحیح مطبعهای» هنوز در زبان فارسی کاربرد دارد.
واژه دیگری که برای چاپ به کار میرفته، «باسمه» (همچنین باصمه و بَصمه) است. واژه «باسمه» و اصطلاح «باسمهکاری» در عصر مغولان در ایران رایج بود و به عمل و وسیله انتقال نقش و طرح روی پارچه و مواد دیگر گفته میشد. پارچههای قلمکار یا چیتهای غیرماشینی، با باسمه نقش میخورد.
بعدها در عصر صفویه، باسمه تغییر معنا داد و تقریبا همان معنایی را پیدا کرد که امروز کلمه چاپ در زبان فارسی دارد. باسمه در عصر قاجاریه رایج بود و باسمهخانه کاربرد داشت، اما به تدریج جای خود را به طبع و چاپ داد.
چاپ چیست؟
انتقال نقش(واژه، جمله، طرح، تصویر، نماد و جز آن) از وسیلهای به وسیلهای دیگر، سادهترین مصداق چاپ است، اما از چاپ که سخن به میان میآید، مراد فقط انتقال از وسیلهای به وسیلهای دیگر نیست، بلکه مقصود، انتقال به قصد تکثیر است.
در سادهترین شکل چاپ هم که نامی یا نقشی از مُهر به کاغذزده میشود، تکرار عملی واحد و بهنوعی تکثیر مدنظر است.
بیسوادی که مُهر به جای امضا استفاده میکند، امضای خود را در موارد لازم تکرار میکند. کارمند بانکی که هر روز ناگزیر است صدها بار نام، تاریخ، عبارت یا انجام یافتن مرحلهای از مراحل کار بانکی را بر مدرکی کتبی ثبت کند، عمل کثیری را با وسیلهای واحد انجام میدهد که کار تکثیر او را تسهیل میکند، عمل او از مصداقهای چاپ و وسایل او از مصداقهای ابزارهای چاپی است.
تکثیر همواره و برای مقاصد مختلف، از بازرگانی و معاملات حقوقی و تعهدات مالی گرفته تا اطلاعرسانی و انتقال دانش و معرفت، به دانش فنی و امکانات فناورانه زمان خود، وابسته بوده است. تا پیش از انقلاب صنعتی که ماشین در خدمت بشر قرار نگرفته بود، همه چیز و ازجمله تکثیر، با دست و ابزارهایی انجام میگرفت که به نوعی با عمل یا یاری دست، وابسته بود.
پس از انقلاب صنعتی، بشر کوشید ماشین یا عمل مکانیکی را خودگردان کند و در عصر پس از انقلاب صنعتی بود که ماشینهای تکثیر(چاپ) ساخته و به کار گرفته شد.
پس از انقلاب الکترونیکی، ابزارهایی یا سرعت، دقت و ظرافت بیشتر و کیفیت برتر، جای ابزارهای مکانیکی را گرفت و تکثیر(چاپ) الکترونیکی یا دیجیتال بهعنوان تازهترین دستاورد بشر در این زمینه به عرصه آمده است.
چاپ، فقط فن یا صنعت نیست، هنر هم هست. بسیاری از آثار بهگونهای چاپ شدهاند یا میشوند که جزو میراثهای هنری قرار میگیرند، هنری که شمار بیشتری از مردم میتوانند آن را در اختیا داشته باشند و از دیدن آن لذت ببرند.
در خانههای بسیاری از ما کتابهایی یافت میشود که سوای ارزش محتوایی، ارزش هنری دارند. آشنایی با جنبههای هنری چاپ برای همه کسانی که با آثار مکتوب سروکار دارند، لازم است. نگاهبانی از و تداوم بخشیدن به آثار ذوق و هنر، کمتر از وظیفه نگاهبانی از آثاری نیست که محصول فن و صنعتاند.
چاپ تا پیش از انقلاب الکترونیکی، اساسیترین و کارآمدترین وسیله نگاهداری، انتقال و اشاعه اطلاعات بوده است. اگر چاپ ابداع نمیشد و آثار در مقیاسهای گسترده در اختیار مردم قرار نمیگرفت، انقلابهای فکری، نگرشی و علمی هم به آن سرعت و وسعت به بار نمینشست و مسیر تاریخ جهان به این صورت تغییر نمیکرد. چاپ، اگرچه اکنون با رقیبی روبهرو شده است که نقش تکثیری آن را به چالش میخواند، اما تاثیرها و کاربردهایش را از دست نخواهد داد.
رقابت میان این دو عملا بهنوع تقسیم کار انجامیده است و به نظر میرسد که در آینده هم ادامه یابد و هرکدام که در قلمرو یا در انجام دادن وظیفهای کارآمدتر باشند، آن قلمرو یا آن وظیفه را ازآن خود خواهند کرد. در ضمن، پیشرفت فناوریها سبب شده است که فناوریهای بیشتر و کارآمدترین به قلمرو چاپ راه یابد.
چاپ به یاری این موارد تقشهای تازهتری مییابد که تکثیر کارآمدتر، فقط یکی از آنها است.اکنون، دستگاهها و تجهیزات بسیاری وجود دارد که میتوانند عمل تکثیر را به سادگی، با سرعت و به نسبت ارزان انجام دهند. چاپ به زمینههای دیگری روی آورده است که هنر و فن در آنها تاثیر بسیاری دارد.
نظر شما