به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از کانورسیشن، گاهی یک کلاه فرسوده میتواند بیش از یک رمان درباره نویسندهاش سخن بگوید. پژوهشگران ادبی اکنون معتقدند یکی از همین کلاهها، همان فدورای سبز و رنگورورفته ارنست همینگوی، سرنخی ارزشمند برای فهم چگونگی تولد یکی از مهمترین نویسندگان قرن بیستم به دست میدهد.
در ژانویه ۱۹۲۴، همینگوی که آن روزها خبرنگار روزنامه تورنتو استار بود، تجربهای روزمره را به سوژه یک روایت طنز تبدیل کرد. دو زن جوان در تراموای خیابان کوئین تورنتو با دیدن کلاه کهنه او، با خنده گمان کردند شاید همان «رد رایان»، سارق فراری و مشهور بانکها باشد؛ ماجرایی که بعدها در قالب یادداشتی با عنوان «فدورای فرایبورگ» منتشر شد.
این مطلب نه با نام همینگوی، بلکه با نام مستعار «جان هادلی» چاپ شد؛ نامی که از پسر نوزاد او گرفته شده بود. سالها بعد، پژوهشگران با بررسی اسناد شخصی همینگوی ثابت کردند که نویسنده واقعی این گزارش، خود او بوده است؛ یکی از دهها مطلبی که برای افزایش درآمد خانواده جوانش با نامهای مستعار منتشر میکرد.
اما اهمیت این نوشته تنها در کشف نویسنده واقعی آن نیست. منتقدان ادبی امروز «فدورای فرایبورگ» را نقطهای میدانند که در آن، گزارشنویسی آرامآرام به ادبیات تبدیل میشود. همینگوی در این روایت، یک برخورد ساده در تراموا را به رویارویی شخصیتها و نمایش قدرت اراده تبدیل میکند؛ همان الگویی که بعدها در بسیاری از داستانها و رمانهایش تکرار شد.
او به جای آنکه از ظاهر کلاهش دفاع کند، برایش گذشتهای افسانهای میسازد؛ کلاهی که به گفته راوی، از بیابانهای سوزان تراکیه تا میدانهای گاوبازی اسپانیا سفر کرده و نشانه تجربه و ماجراجویی است، نه پیروی از مد. در این روایت، کلاه دیگر یک وسیله پوشیدنی نیست؛ نماد هویتی است که نویسنده آگاهانه برای خود میآفریند؛ هویت مردی که میخواهد متفاوت، سرکش و بیرون از قواعد جامعه دیده شود.
همینگوی حتی برای تحریک همسفرانش ادعا میکند این کلاه هدیه امپراتور فقید اتریش بوده است؛ ادعایی که فضای تراموا را متشنج میکند و در نهایت با خروج نمایشی او از صحنه پایان مییابد. این پایانبندی حسابشده، از نگاه پژوهشگران، نشانهای از شکلگیری همان مهارتی است که سالها بعد در داستانهای کوتاه و رمانهای او به اوج رسید.
این روایت همچنین تصویری متفاوت از همینگوی ارائه میدهد. برخلاف چهره مودب و خوشبرخوردی که روزنامه محل کارش از او ساخته بود، در این نوشته با شخصیتی روبهرو میشویم که از مجادله استقبال میکند، تنش را افزایش میدهد و از تبدیل یک اتفاق ساده به روایتی دراماتیک لذت میبرد؛ شخصیتی که بعدها در بسیاری از قهرمانان آثارش بازتاب یافت.
اکنون و همزمان با برگزاری همایش «همینگوی در تورنتو» در سال ۲۰۲۶، پژوهشگران معتقدند این گزارش کوتاه باید نه صرفاً بهعنوان یک یادداشت طنز روزنامهای، بلکه بهعنوان یکی از نخستین نمونههای خودآفرینی ادبی همینگوی خوانده شود؛ روایتی که نشان میدهد مسیر رسیدن او به جایزه نوبل ادبیات، از خیابانهای تورنتو و حتی از یک کلاه کهنه آغاز شده است.
نظر شما