به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، جنگ شهرها به مجموعه حملات موشکی و هوایی متقابل ایران و عراق در سالهای پایانی جنگ تحمیلی (۱۳۵۹–۱۳۶۷) گفته میشود که طی آن شهرهای بزرگ و مناطق مسکونی هدف قرار گرفتند. هدف اصلی این حملات، تضعیف روحیه مردم، ایجاد فشار روانی بر دولتها و کاهش توان پشتیبانی از جبههها بود. در این دوره، شهرهایی مانند تهران، دزفول، اصفهان، تبریز، قم و کرمانشاه بارها مورد حمله قرار گرفتند و هزاران نفر از شهروندان کشته یا مجروح شدند. با وجود خسارتهای سنگین، این حملات موجب توقف مقاومت مردم نشد و تجربهای مهم از مدیریت بحران، پدافند غیرعامل و امدادرسانی در شرایط جنگی را برای کشور به همراه داشت.
جنگ شهرها نشان داد که درگیریهای نظامی تنها به میدان نبرد محدود نمیشوند و زندگی غیرنظامیان نیز به طور مستقیم تحت تأثیر قرار میگیرد. در سالهای اخیر نیز با تشدید تنشهای منطقهای، حملات نظامی آمریکا به برخی اهداف در ایران، از جمله در محدوده بندرعباس و مناطق دیگری که در گزارشهای مختلف از جمله یزد و ماهشهر نیز به آنها اشاره شده است، بار دیگر اهمیت حفاظت از زیرساختهای حیاتی، آمادگی مدیریت بحران و کاهش آسیبپذیری شهرها را یادآور شده است؛ هرچند ماهیت، گستره و شرایط این رویدادها با جنگ شهرهای دهه ۱۳۶۰ متفاوت است. در گزارش زیر سطوری از کتاب «جنگ شهرها در جنگ تحمیلی هشت ساله» تالیف هادی قیصریانفرد و مینا آونج که در انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده، انتخاب شده است.
گزارش روزنامه لوموند از حملات به شهرها
اصطلاح جنگ شهرها اگرچه حیات خود را از جنگ ایران و عراق اخذ کرده است و نقطه شروع آن را به معنای خاص بهمن ۱۳۶۳ میدانند؛ اما باید توجه داشت که از این نوع جنگ تا قبل از سال ۱۳۶۳ تحت عنوان بمباران هوایی و یا به بمباران مناطق مسکونی یاد میشود. چنانکه برای نخستین بار در تاریخ ۱۳ فروردین سال ۱۳۵۸ اولین حمله هوایی به شهر مهران اتفاق افتاد. یک سال بعد و در تاریخ ۲۰ فروردین ۱۳۵۹ حملات هوایی عراق جدیتر شد و در تاریخ ۸ خرداد ۱۳۵۹ با شدت بیشتر انجام گرفت. بر اساس گزارش روزنامه لوموند، در این روز حملات هوایی عراق به شهران در نهایت باعث کشته شدن ۱۲ نفر و ۳۶ زخمی میگردد. بنابراین اگر اصطلاح «جنگ شهرها» را مترادف حملات هوایی بدانیم یا اینکه حملات هوایی را بخشی از جنگ شهرها به شمار بیاوریم، باید اصطلاح جنگ شهرها را بر هجوم سراسری مقدم دانست. نکته مهم در این باره آن است که اصطلاح جنگ شهرها بیانگر مناطق مسکونی، غیرنظامی، تجاری و فرهنگی است ولی در بیان دقیقتر منظور از آن منطقه غیرجنگی یا منطقهای است که در آن نیروهای مسلح درگیر نبرد نیستند...
اما این پایان ماجرا نبود
در سال ۱۳۶۶ از یک طرف ایران با پیروزی به دست آمده در عملیات کربلای ۵ سعی داشت قدرت خود را به نمایش بگذارد و با استفاده از این پیروزی پای میز مذاکره بنشیند و از سوی دیگر رژیم بعث عراق که شکست سنگینی را در جنگ متحمل شده بود، امیدش را به موشکها و هواپیماهای ساخت شوروی میبست. بنابراین در این سال شوروی ابتکار جنگ بین ایران و عراق را به دست گرفت و ایران نیز نگران پرواز هواپیماهای ساخت شوروی از خاک عراق و تهدید موشکهای آنان بود. اگرچه هدف مقامات شوروی آن بود که تهران و بغداد را به مذاکره مستقیم در مسکو فرا بخوانند و از ادامه جنگ خودداری نمایند، اما این پایان ماجرا نبود؛ زیرا رژیم عراق که در عملیات کربلای ۵ خسارات فراوانی دیده بود و بمباران شهرهای ایران را در پی معادلات جدید تهران ـ مسکو متوقف کرده بود، برای خروج از این بنبست دست به اقدامات جدیدی زد. از جمله اینکه عراق در این سال با حمله به ناو آمریکایی استارکی همبستگی بیشتری خود را با شوروی نشان داد و به دنبال آن بود تا از طریق امتیثازات جدیدی از مسکو بگیرد.
به طوری که در سال ۱۳۶۶ ارتش عراق با دستیابی به موشکهای دوربرد اسکاد، توانست تا عمق ۶۵۰ کیلومتری از خاک ایران را هدف قرار دهد. بنابراین از ۱۲ اسفند ۱۳۶۶ برای اولین بار تهران را هدف موشکهای خود قرار داد. در مدت هجده روز، پانزده موشک به تهران شلیک شد که این حملات به اضافه هشت حمله هوایی منجر به شهادت ۲۰۳ تن از مردم تهران و مجروح شدن ۷۰۲ نفر انجامید. همچنین به ۱۱۲ واحد مسکونی، ۳۴ دستگاه خودرو، یک مدرسه و یک بیمارستان و دو مرکز نظامی، تأسیسات شهری و پالایشگاه تهران آسیب جدی رسید.

زندگی عادی مردم زیر بمباران شهرها
یکی از نکات مهم این دوره از جنگ شهرها آن بود که به رغم خسارت وارد شده به مناطق مسکونی و شهرهای ایران، مردم در پی آن بودند تا زندگی عادی خود را از سر بگیرند. به عنوان مثال در حمله هوایی متناوب عراق به شهرهای ایران، روحانیون و آیات عظام بدون کوچکترین واهمهای در شهرها و در کنار شهروندان حضور داشتند. بازدید از مناطق بمبارانشده شهرها و شرکت در دعای ندبه گلزار شهدا و همچنین حضور فعال در راهپیمایی ۲۲ بهمن، پشتوانه محکمی برای حضور شهروندان در شهر و ادامه فعالیتهای روزمره آنان به شمار میآمد. البته آیات عظام و مراجع تقلید همواره در کنار مردم بودند و با صدور بیانیه حملات هوایی رژیم بعث عراق را به مناطق مسکونی محکوم میکردند.
امروزه با وجود حملات نظامی آمریکا به برخی مناطق در جنوب ایران و افزایش تنشهای امنیتی، جریان زندگی در بسیاری از شهرها متوقف نشد. مردم در شرایطی دشوار، در حالی که نگرانی از حملات و آسیب به زیرساختها وجود داشت، تلاش کردند فعالیتهای روزمره خود را ادامه دهند. بازارها، مراکز خدماتی و بسیاری از مشاغل، هرچند با محدودیتهایی، به کار خود ادامه دادند و خانوادهها با حفظ روحیه و همبستگی، سعی کردند آثار روانی و اجتماعی بحران را کاهش دهند. تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده است که جامعه ایران در برابر شرایط بحرانی از توان بالایی برای سازگاری و ادامه زندگی برخوردار است. هرچند حملات نظامی میتواند خسارتهای انسانی، اقتصادی و زیرساختی به همراه داشته باشد، اما تداوم فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی در بسیاری از مناطق، بیانگر تلاش مردم برای حفظ آرامش و بازگشت هرچه سریعتر به زندگی عادی در سختترین شرایط است.
نظر شما