پنجشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۴
سینما با فیلم زنده اما با نقد و اندیشه ماندگار می‌شود

در مراسم «سینما به روایت قلم» تاکید شد: در چنین شرایطی سزاوار نیست قلم یک نویسنده یا منتقد در خدمت ظالمان، ستمگران، استعمارگران و متجاوزان قرار گیرد و از دفاع از حق مظلومان و ستمدیدگان باز بماند.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در این مراسم که عصر روز گذشته چهارشنبه ۲۴ تیر در سالن سیف الله داد سازمان سینمایی برگزارشد ضمن تقدیر از پرویز جاهد، عزیزاله حاجی مشهدی، طهماسب صلح جو، کامران ملکی و عباس یاری به پاس سال‌ها تلاش در حوزه نقد فیلم و فعالیت در سینما، نکوداشت زنده یاد مسعود مهرابی روزنامه‌نگار، نویسنده، منتقد و مورخ فقید سینما برپا شد.

در ابتدای این مراسم که توسط سازمان سینمایی و با همکاری انجمن منتقدان و نویسندگان آثار سینمایی ایران برگزار شد حمیدرضا مدقق که اجرای برنامه را برعهده داشت، گفت: این برنامه در ادامه مجموعه فعالیت‌های سازمان سینمایی ازجمله مراسم های اهدا نشان درجه یک هنری، اکران مجموعه مستندهایی درباره خرمشهر، اکران نسخه بازسازی فیلم «سفیر» است و حالا نوبت به نویسندگان و منتقدان سینمایی رسیده است.

این منتقد «سینما به روایت قلم» را تقاطع عشق و دلدادگی و دلبستگی دانست و اظهار کرد: ازطرفی عشق به نوری که بر پرده سینما می‌نشیند و شعری ماندگار به زبان تصویر پدید می‌آورد. از یک طرف سفری از طریق تصویر به دنیای اندیشه است. براین اساس این برنامه به بزرگداشت گروهی از دلدادگان نقد و نگارش سینما اختصاص دارد؛ کسانی که با توان و ظرافت قلم، ادبیات سینما را غنا بخشیدند، سلیقه مخاطبان را ارتقا دادند و راه را برای جوانان این عرصه هموار کردند.

درگذشت مسعود مهرابی پایان رسمی یک حقیقت بود

سپس کلیپی به یاد زنده‌یاد «مسعود مهرابی» پخش شد و بعد از آن نیما حسنی‌نسب روی صحنه آمد و گفت: نام‌هایی چون هوشنگ گلمکانی، عباس یاری و به‌ویژه مسعود مهرابی برای روشن نگه داشتن چراغ فرهنگ و سینما، امروز بیشتر به افسانه و قصه شبیه‌ است. در روزگاری که فاصله میان اندیشه، نوشتن و انتشار جهانی، تنها چند ثانیه و چند کلیک روی تلفن همراه است، مجله فیلم صفحه‌به‌صفحه تایپ می‌شد، با چسب و قیچی صفحه‌آرایی می‌شد و برای دریافت مجوز، راهی وزارت ارشاد می‌شد و هر شماره با همه دشواری‌ها، باید مجوز می‌گرفت. عجیب است که امروز بزرگداشت او نیز در همان خانه مجوز برگزار می‌شود.

وی افزود: بعید می‌دانم کسی بیش از من در بیش از دو دهه با همه بخش‌های مجله «فیلم» از نزدیک درگیر و همراه بوده باشد. من معتقدم ستون فقرات مجله، مانیفست و اساسنامه نانوشته آن بیش از همه متعلق به مسعود مهرابی بود. اصول، سیاست‌ها و نقشه راه نهایی مجله، خوب یا بد با او تعریف می‌شد. منظورم فقط محتوا، مطالب یا حتی اقتصاد مجله نیست؛ او به معنای واقعی کلمه مدیر و مسئول آن نهاد بود.

حسنی نسب با بیان اینکه او ماند و به همین دلیل بعد از رفتنش دیدیم چه بر سر مجله آمد، ادامه داد: همیشه شاهد بودم که نام و اعتبار مجله را بر نام خود ترجیح می‌داد. وقت، فکر و زندگی‌اش را فداکارانه وقف برندی کرده بود که با همراهانش ساخته بودند. نه اینکه دیگران چنین نبودند اما آن‌ها دل‌مشغولی‌های دیگری هم داشتند یا بعدها پیدا کردند. مسعود مهرابی دست‌کم تا جایی که من دیدم، جز مدیریت و حفظ نهاد مجله فیلم سودای دیگری نداشت و همین تفاوت نگاه، سرنوشت دیگری برای مجله رقم زد.

وی افزود: در واقع درگذشت مسعود مهرابی پایان رسمی یک حقیقت بود؛ اینکه مثلث طلایی مجله «فیلم» هیچ‌گاه متساوی‌الاضلاع نبود بلکه قائم‌الزاویه بود. پس از رفتنش، دوست و دشمن به تخریب میراث چهل‌ساله آن کمر بستند و نتیجه را همه دیدیم. «فیلم» چه دیروز و چه امروز، بدون مهرابی به سرانجامی که شایسته‌اش بود نرسید.

این منتقد سینما بیان داشت: هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم روزی در مراسم بزرگداشت مسعود مهرابی و عباس یاری بدون هوشنگ گلمکانی حاضر باشم. این اواخر که به خانه جدید اسباب‌کشی کردم، مانده بودم با کتاب‌های قطور دانشنامه‌های سینمایی مسعود مهرابی چه کنم. روزگاری این کتاب‌ها عصای دست ما بودند اما امروز در عصر موتورهای جستجو و پایگاه‌های داده مبتنی بر هوش مصنوعی، شاید کمتر به آن‌ها رجوع شود. با این حال به احترام سال‌ها تلاش و رنج او، بهترین جای کتابخانه را به آن‌ها اختصاص دادم؛ به یاد روزگاری که برای یافتن یک نام یا یک عنوان باید صدها صفحه را ورق می‌زدیم.

وی ادامه داد: روحیه او بدین شکل بود سراغ موضوع‌هایی برود که مشتری چندانی نداشتند اما ضرورت داشتند؛ فرهنگ فیلم کوتاه، فرهنگ فیلم مستند، فرهنگ سینمای کودک و نوجوان و فرهنگ کتاب‌های سینمایی. حوزه‌هایی که اگر او به سراغشان نمی‌رفت احتمالاً سال‌ها روی زمین می‌ماندند؛ چون سود مالی چندانی نداشتند.

حسنی نسب با بیان اینکه چاپ چهارم کتاب «تاریخ سینمای ایران» مسعود مهرابی از نخستین کتاب‌هایی بود که با پول توجیبی خودم خریدم،خاطرنشن کرد: آن کتاب را آن‌قدر خواندم که ورق‌هایش فرسوده شد. امروز بعد از سه دهه، می‌دانم شیوه تاریخ‌نگاری آن کتاب و برخی نگاه‌هایش به سینمای ایران خالی از نقد و اشکال نیست و درباره‌ آن می‌توان بحث کرد اما به قول گزارشگران فوتبال، این کاستی‌ها چیزی از ارزش و زحمت چنین تألیف مهم و اثرگذاری کم نمی‌کند. نباید فراموش کرد که او این کتاب را در دهه دشوار و پرالتهاب شصت منتشر کرد؛ زمانی که انتشار چنین اثری خود نوعی جسارت بود.

وی در پایان متذکر شد: وقتی تصادف بسیار سختی کردم و چند ماه خانه‌نشین و زمین‌گیر بودم از بسیاری از دوستان مجله «فیلم» کمتر خبری شد اما مسعود مهرابی، با چاپ تازه «تاریخ سینمای ایران»، شخصاً به خانه‌ام آمد تا هم عیادتی کرده باشد و هم کتابش را برایم بیاورد. امروز هر دو چاپ آن کتاب کنار هم در کتابخانه‌ام هستند؛ یادگار آن دیدار. با اینکه از ظاهرش برنمی‌آمد، اهل این جنس رفاقت‌ها و مهربانی‌های بی‌ادعا بود؛ خالصانه و بی‌سروصدا.

سپس با حضور رائد فریدزاده رئیس سازمان سینمایی، نیما حسنی‌نسب، سیف‌اله صمدیان و عباس یاری لوح یادبود به دختر زنده‌یاد مسعود مهرابی تقدیم شد و او گفت: از کسانی که تلاش کردند این نکوداشت برگزار شود تشکر می‌کنم. این‌ نکوداشت برای خانواده ما بسیار باارزش است.

نقد گفتگوی صادقانه انسان با هنر است

در ادامه برنامه جعفر گودرزی رئیس انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی نیز گفت: از دوستان انجمن منتقدان و آقایان فریدزاده و نجفی بابت این مراسم تشکر می‌کنم. پس از حضور آقای فریدزاده در سازمان سینمایی، هیئت مدیره انجمن دو جلسه با ایشان داشت و این مراسم اولین اتفاق و سرآغاز اتفاقات جذاب بعدی خواهد بود.

وی متذکر شد: امروز ما تنها از چند نام تقدیر نمی‌کنیم؛ از بسترسازانی تجلیل می‌کنیم که سال‌ها اجازه دادند خانه سینمای ایران راه خود را به سوی تاریخ پیدا کند. اگر فیلم، رؤیای فیلم‌ساز است، نقد، بیداری همان رؤیاست. فیلم‌ها بر پرده متولد می‌شوند اما در حافظه فرهنگ به دنیا نمی‌آیند مگر آنکه قلمی صادق آن‌ها را از تاریکی سالن به روشنایی تاریخ بیاورد و آن قلم، قلم منتقد است.

گودرزی خاطرنشان کرد: نقد، فقط نوشتن درباره یک فیلم نیست؛ نقد گفتگوی صادقانه انسان با هنر است. منتقد کسی است که پشت هر قاب، پرسشی پنهان می‌بیند و در جست‌وجوی معناست.

وی ادامه داد: امروز نام‌هایی را گرامی می‌داریم که بخشی از حافظه سینمای ایران هستند؛ کسانی که هر یک با نگاه، قلم و جهان‌بینی خود سهمی ماندگار در شکل‌گیری فرهنگ نقد سینمای این سرزمین داشته‌اند. اگر سینما حافظه یک ملت باشد، منتقد، حافظ آن حافظه است؛ کسی که نمی‌گذارد حقیقت در هیاهوی زمان گم شود. نقد، سد راه سینما نیست؛ دستگاه تنفس سینماست. سینمایی که نقد نشود، آرام‌آرام در هوای تکرار خفه می‌شود. و به یاد داشته باشیم که سینما با نقد به بلوغ می‌رسد.

گودرزی اظهار داشت: انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران مفتخر است که امروز در کنار پیشکسوتانی ایستاده است که ثابت کردند قلم می‌تواند چراغی در تاریکی باشد و نقد، نه ویرانگر سینما، بلکه یکی از عاشقانه‌ترین شکل‌های دفاع از آن است. در روزگاری که سینما بیش از همیشه نیازمند گفت‌وگو، شنیدن و اندیشیدن است، پاسداشت منتقدان، پاسداشت خود سینماست.

وی در پایان گفت: در پایان وظیفه خود می‌دانم از سازمان سینمایی که با نگاه ارزشمند و حمایت مؤثر خود زمینه برگزاری این آیین را فراهم کردند، صمیمانه سپاسگزاری کنم. امیدوارم این مراسم پایان یک ایده نباشد بلکه آغاز یک سنت باشد؛ سنتی که در آن پاسداشت منتقدان، نقد و نویسندگی سینما به بخشی جدایی‌ناپذیر از فرهنگ سینمای ایران تبدیل شود؛ سرزمینی که حافظه خود را گرامی می‌دارد و آینده‌اش را نیز روشن‌تر می‌سازد. بی‌تردیدعزیزان و بزرگان دیگری نیز هستند که هر یک بخشی از تاریخ نقد و اندیشه این سرزمین را رقم زده‌اند و امیدوارم به‌زودی در رویدادهای آینده فرصت ادای احترام به آنان نیز فراهم شود. پاینده باد قلم، پاینده باد نقد، و پاینده باد سینمای ایران.

جاهد معتقد است نقد ادامه عشق به سینماست

سپس ویدیویی از پرویز جاهد پخش شد و سعید هاشم‌زاده منتقد سینما درباره وی گفت: من متعجب شدم و برایم باعث افتخار است که امروز درباره ایشان صحبت کنم. آقای جاهد دیشب به من پیام دادند و گفت سعید در مراسم واقعیت را بگو و امروز بی تعارف یکسری نکات درباره ایشان می‌گویم. آقای جاهد عاشق واقعیت است و هرچه واقعی است رک به تو می‌گوید حتی اگر بعدا فکر کنند و بگویند که اشتباه کرده اند، او تحمل شنیدن صدای مخالفش را دارد.

وی افزود: چیزی که باعث شد نسل ما با او ارتباط بگیرد شناخت خوب سینمای معاصر اروپا و سینمای شرق آسیای است و همواره به جشنواره‌های کوچک و بزرگ دنیا می‌رود و در جشنواره فیلم فجر هم با منتقدان جوان گپ می‌زند.

هاشم زاده بیان داشت: آقای جاهد با نسل ما دست به گفتگو ‌می‌زند ‌اما نه از بالا بلکه رو در رو. من هرگز به او دکتر جاهد نگفته‌ام و همواره به او آقای جاهد می‌گویم. آقای جاهد درباره نقدهای ما پیام می‌داد و نیاز نبود ما دنبالش بگردیم. در اینجا نیازی نیست که درباره کارنامه پربار ایشان صحبت کنم و به نظر من پرویز جاهد عاشق سینما است و می‌گوید نقد ادامه عشق به سینماست و نه نگاه خصمانه به آن.

قلم نباید از دفاع حق مظلومان و ستمدیدگان باز بماند

پرویز جاهد منتقد پیشکسوت سینما که به دلیل سفر به خارج از کشور در مراسم حضور نداشت در ویدیویی گفت: در ابتدا از دوستان عزیزم در سازمان سینمایی و انجمن منتقدان صمیمانه تشکر می‌کنم که لطف کردند و بنده را نیز در شمار پیشکسوتان قرار دادند و در کنار بزرگوارانی که حقیقتاً شایسته این تقدیر هستند، نام مرا نیز آوردند.

وی افزود: معمولاً رسم بر این است که از افراد زمانی تقدیر می‌شود که یا به سنین بالا رسیده باشند یا دیگر در میان ما نباشند. خوشبختانه، بنده هنوز نفس می‌کشم؛ هرچند به سختی! بنابراین این لطف و محبت شما را ارج می‌نهم.

این منتقد با اشاره به جایگاه والای قلم گفت: روز قلم را به همه شما تبریک عرض می‌کنم؛ روزی که یادآور جایگاه والای قلم است؛ همان قلمی که خداوند متعال در قرآن کریم به آن سوگند یاد کرده است: «ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ».

وی تاکید کرد: ما در روزگار دشوار و پرآشوبی زندگی می‌کنیم؛ روزگاری که سرشار از ظلم، ستم و جهل است. در چنین شرایطی سزاوار نیست قلم یک نویسنده یا منتقد در خدمت ظالمان، ستمگران، استعمارگران و متجاوزان قرار گیرد و از دفاع از حق مظلومان و ستمدیدگان باز بماند.

جاهد در پایان بیان داشت: من در تمام سال‌های زندگی حرفه‌ای خود کوشیده‌ام قلمم را در دفاع از حقیقت و عدالت و در مقابله با ظلم و جهل به کار بگیرم. بخش عمده عمرم صرف تدریس، پژوهش و نوشتن درباره سینما و تئاتر ایران و جهان شده است. حاصل این سال‌ها، چند کتاب و شمار زیادی مقاله است که امیدوارم برای دانشجویان سینما و تئاتر، پژوهشگران و همه علاقه‌مندان مطالعات سینمایی مفید باشد و ارزش خواندن داشته باشد. همه شما را به خداوند بزرگ می‌سپارم و از صمیم قلب آرزو می‌کنم که خداوند ایران و ملت ایران را از شر دشمنان این سرزمین محفوظ بدارد.

حضور موثرحاجی‌مشهدی در همه عرصه‌های سینمایی

سپس ویدیویی از عزیزالله حاجی مشهدی پخش شد و حسین گیتی درباره وی گفت: آقای حاجی‌مشهدی، متولد گرگان و از چهره‌های شناخته‌شده مطبوعات سینمایی ایران است. ایشان سال‌ها سردبیری چندین نشریه را بر عهده داشته‌اند و در جشنواره‌های متعدد سینمایی به‌عنوان داور حضور داشته‌اند. من نیز از ابتدای فعالیت حرفه ای افتخار دوستی با ایشان را داشته ام.

وی درباره آشنایی اش با حاجی مشهدی خاطرنشان کرد: سال ۱۳۵۲ مرا به سوسنگرد فرستادند و ریاست یکی از آموزشگاه‌های آن شهر را بر عهده گرفتم. در همان سال‌ها، مجله «فردوسی» صفحه‌ای با عنوان «سینما و دوستان» داشت که نقدهای من و آقای حاجی‌مشهدی را منتشر می‌کرد. من از آبادان و ایشان از مشهد برای آن صفحه نقد می‌نوشتیم و آشنایی ما از همان‌جا آغاز شد.

این منتقد پیشکسوت افزود: از آثار ارزشمند ایشان می‌توان به کتاب «سینمای مستند» اشاره کرد که اثری مهم و ماندگار در این حوزه به شمار می‌رود. من نیز کتاب «سینمای کاغذی» را نوشته‌ام که به‌تفصیل به تاریخ و جایگاه نشریات سینمایی ایران پرداخته است.

وی با بیان اینکه حاجی‌مشهدی تقریباً در همه عرصه‌های سینمایی حضوری مؤثر داشته‌اند، گفت: ایشان از چهره‌های ماندگار ادبیات سینمایی ایران هستند؛ فردی که ادبیات و تاریخ سینما را به‌خوبی می‌شناسد و درک عمیقی از آن دارد. اصول نقدنویسی را به‌خوبی می‌داند و همواره نقدهایی سنجیده، منصفانه و معتدل نوشته است.

گیتی در پایان اظهار داشت: در طول سال‌های فعالیتم دو بار مورد تجلیل قرار گرفته‌ام و تنها کسی که پس از آن با محبت و صمیمیت به من تبریک گفت، آقای حاجی‌مشهدی بودند. برای من مایه افتخار است که امروز در این مراسم درباره ایشان سخن می‌گویم. در پایان، نمی‌توانم از اندوهی که این روزها همراهم است سخنی نگویم. متأسفم که امروز اینجا ایستاده‌ام در حالی که هم‌نسلان و همشهریانم در آبادان زیر سایه جنگ و موشک‌باران، روزهای دشواری را سپری می‌کنند.

سینما با فیلم زنده اما با نقد و اندیشه ماندگار می‌شود

در ادامه مراسم عزیز اله حاجی مشهدی نیز گفت: از آقای فریدزاده عزیز درخواست می‌کنم نگاه جدی‌تری به چاپ و نشر آثار منتقدان و پژوهشگران پیشکسوت سینما داشته باشند. در سینمای ما هزینه‌های فراوانی صرف بخش‌های مختلف می‌شود و شایسته است بخشی از این حمایت‌ها نیز به انتشار آثار منتقدان و پژوهشگران اختصاص یابد.

وی با بیان اینکه بخش پژوهش و نگارش، بی‌تردید یکی از مهجورترین حوزه‌های سینمای ایران است، ادامه داد: گاهی دستمزد یک دستیار چندم در یک پروژه سینمایی از درآمد بسیاری از منتقدان و نویسندگان سینمایی بیشتر است. ما روزها برای نوشتن یک نقد یا پژوهش وقت صرف می‌کنیم و ۳۰۰ هزار تومان برایمان واریز می‌کنند! اگر انتظار داریم سینمای ایران صاحب اندیشه و حافظه باشد، باید برای تولید اندیشه نیز ارزش و پشتوانه قائل شویم.

این منتقد پیشکسوت سینما گفت: پیش از هر سخن از سازمان سینمایی و همه بزرگوارانی که برگزاری این آیین را ممکن ساختند، صمیمانه تشکر می‌کنم. بی‌تردید این تجلیل را ادای احترام به جایگاه نقد، پژوهش سینمایی و همه کسانی می‌دانم که بی‌هیاهو، زندگی خود را در مسیر اعتلای فرهنگ سینما صرف کرده‌اند.

این پژوهشگر تصریح کرد: بیش از پنج دهه از زندگی حرفه‌ای من در کنار سینما، پژوهش، نقد و نویسندگی گذشته است و در تمام این سال‌ها کوشیده‌ام تنها به سینما و تربیت نسل‌های جوان بیاندیشم. امروز این لطف و محبت شما را انگیزه‌ای برای ادامه این مسیر می‌دانم. نسل پیشکسوتان فرهنگ و هنر، سرمایه‌های زنده و حافظه تاریخی این سرزمین هستند. پاسداشت آنان نباید تنها به برگزاری مراسم تجلیل محدود شود بلکه باید از دانش، تجربه و اندوخته‌هایشان در همه عرصه‌ها بهره گرفت. تکریم واقعی پیشکسوتان تنها با اهدای لوح و تقدیرنامه معنا پیدا نمی‌کند؛ زمانی معنا می‌یابد که امکان انتقال تجربه آنان به نسل‌های بعدی فراهم شود.

وی ادامه داد: همان‌گونه که از تولید فیلم حمایت می‌شود، شایسته است از تولید اندیشه، نقد و پژوهش سینمایی نیز حمایت شود. بسیاری از منتقدان و پژوهشگران، حاصل ده‌ها سال مطالعه و تجربه خود را در قالب کتاب منتشر می‌کنند اما به دلیل مشکلات چاپ و نشر، آثارشان کمتر به دست مخاطبان و کتابخانه‌ها می‌رسد. اگر سازمان سینمایی بتواند سازوکاری پایدار برای حمایت از انتشار آثار تخصصی، خرید کتاب‌های سینمایی و پشتیبانی از نویسندگان و پژوهشگران این حوزه فراهم کند، گامی بزرگ در حفظ سرمایه‌های مکتوب سینمای ایران برداشته است. بی‌تردید سرمایه‌گذاری در حوزه کتاب، سرمایه‌گذاری برای آینده فرهنگ ایران است.

حاجی مشهدی در پایان بیان داشت: امیدوارم سینمای ایران، با تکیه بر نسل جوان و بهره‌گیری از تجربه پیشکسوتان، بیش از گذشته در مسیر بالندگی، اندیشه‌ورزی و توسعه فرهنگی گام بردارد. من معتقدم سینما با فیلم زنده می‌ماند اما با نقد، اندیشه و کتاب ماندگار می‌شود.

صلح ‌جو پاکیزه نویس بود

در بخش بعدی مراسم ویدیویی از طهماسب صلح‌جو پخش شد و مهرزاد دانش درباره وی گفت: من متولد دهه ۵۰ هستم و بسیاری از نسل ما سینما را با مجله فیلم شروع کردند و نسل ما قبل از اینکه فیلم ببیند درباره فیلم می‌خواند. در آن زمان وقتی اسم نویسندگان مجله فیلم را می خواندم تصور می‌کردم ‌که‌ چه شکلی هستند و بعدها که خودم در دهه ۷۰ آقای صلح جو را دیدم متوجه شدم تصورات من با واقعیت مطابق بود. جذابیت ایشان فقط ظاهری نیست بلکه قلم و منش ایشان در نوشته‌هایشان مشهود بود.

وی افزود: آقای صلح ‌جو پاکیزه نویس بودند نه اینکه صرفا قواعد زبان فارسی را رعایت کنند بلکه در نقد فیلم از پرخاشگری پرهیز می‌کردند. برخی از منتقدان به قولی فیلم را می‌کوبند و از نقد به عنوان یک ابزار استفاده می‌کنند اما ایشان هیچ نسبتی با این نوع نقدنویسی نداشتند و نقد فیلم را نوعی گفتگو با فیلم تعریف کرده بودند. به همین دلیل نوشته‌های ایشان خیلی جنجالی نبود هرچند که به طور مثال در زمانی که بحث سینمای دینی مطرح بود در گفتگویی این جزیان را نوعی ریاکاری دانستند که گفتگوی مهمی بود.

این منتقد خاطرنشان کرد: حتی اگر برخی از نوشته‌های ایشان مطرح می‌شد سوار بر آن مطلب نمی‌شدند. در حالیکه گاهی وقتی مطالب برخی از ما جنجالی و معروف می‌شد دوست داشتیم سوار بر این موج و به نوعی منتقد سلبریتی شویم. آقای صلح جو عاشق سینما بودند و نکات دقیقی در آسیب شناسی سینما و نقد فیلم می‌نوشتند.

وی ادامه داد: ممکن است برخی از ما به فیلمسازانی علاقه‌مند باشیم و گاهی به ایجاد فضاسازی برای آن فیلمساز می‌روند و گاهی به نوچه پروری می‌پردازند اما ایشان هرگز وارد چنین گعده‌هایی نشدند. من خودم را شاگرد آقای صلح جو می دانم و امیدوارم سایه شان بالای سر ادبیات سینمای ایران باشد.

هنوزرابطه عاشقانه کودکانه با سینما در وجودم هست

در ادامه طهماسب صلح جو به روی سن آمد و گفت: به نظر من همه کسانی که به سینما علاقه‌مند هستند از بچگی عاشق سینما شدند و من ندیدم کسی در دانشگاه به سینما علاقه‌مند شود و این ارتباط کودکانه با سینما رابطه پاکیزه‌ای است. ممکن است در آینده برخی فکر کنند که‌ روشنفکر شده اند و این پاکیزگی را رها کنند اما من خوشحالم که هنوز این رابطه عاشقانه کودکانه با سینما در وجودم هست.

این منتقد تصریح کرد: در کودکی با دوستانم از آشغال‌ها فیلم‌های ‌نگاتیو را جمع می‌کردیم و من هنوز این فیلم‌ها را دارم. من زیاد موافق این نیستیم که بحث‌های ایدئولوژیک و فنی را وارد سینما کرد هرچند که سینما جهان بسیار گسترده‌ای دارد اما اصل همان عشق کودکانه است.

وی با یادی از مسعود مهرابی، گفت: آخرین باری که او را دیدم در آستانه جشنواره فجر بود که مجله فیلم ویژه نامه جشنواره داشت. مسعود با حال جسمانی بد هنوز پای کار بود تا مجله را برای جشنواره آماده کنند. آن هم در حالی که حالش خیلی خوب نبود و از آرتروز رنج می‌برد اما حاضر نبود کارش را رها کند. به نظرم هیچ منطقی انسان را وادار نمی‌کند که چنین رنجی را متحمل شود جز عشق.

تلاش‌های مستمر کامران ملکی برای حمایت از جامعه سینمایی

سپس ویدیویی از کامران ملکی پخش و محمدمهدی عسگرپور رئیس هیئت مدیره خانه سینما در فایل صوتی بیان داشت: امیدوارم همگی در سلامت و تندرستی باشید. پیش از هر چیز لازم می‌دانم بابت اینکه امکان حضور در برنامه امروز را نداشتم، عذرخواهی کنم. در ادامه از سازمان سینمایی برای برگزاری این مراسم که به منظور تجلیل از جمعی از پیشکسوتان حوزه نوشتار و نقد سینمایی برگزار شده است، صمیمانه تشکر می‌کنم. امروز از چهره‌های شناخته‌شده و ارزشمندی همچون آقایان جاهد، حاجی‌مشهدی، صلح‌جو، ملکی، یاری و همچنین زنده‌یاد مسعود مهرابی تقدیر می‌شود؛ عزیزانی که هر یک در طول سال‌های فعالیت خود، خدمات شایسته‌ای به سینمای ایران ارائه کرده‌اند و تا آنجا که در توان داشته‌اند به اعتبار و جایگاه سینمای کشور افزوده‌اند. از همه این بزرگواران به پاس سال‌ها تلاش صادقانه و حضور مؤثرشان سپاسگزارم.

وی با بیان اینکه مایل است چند جمله‌ای بیشتر درباره کامران ملکی صحبت کند، بیان داشت: بخش عمده‌ای از همکاران ما در سینما از نزدیک با فعالیت‌های ایشان آشنایی دارند و شاهد تلاش‌های مستمرشان برای حمایت از جامعه سینمایی بوده‌اند. خدمات ایشان تنها به حوزه نقد و نوشتار سینمایی محدود نبوده بلکه در عرصه‌های مختلف فرهنگی، صنفی و مدیریتی نیز حضوری مؤثر و مسئولانه داشته‌اند.

عسگرپور خاطرنشان کرد: کامران ملکی سابقه قابل توجهی در فعالیت‌های صنفی و همچنین در حوزه روابط عمومی نهادهای فرهنگی و سینمایی اعم از صنفی و دولتی دارند. بنده افتخار همکاری با ایشان را هم در بنیاد سینمایی فارابی وهم در خانه سینما داشته‌ام. بخشی از این همکاری‌ها نیز در مقاطع حساس و ویژه‌ای از تاریخ سینمای ایران از جمله دوران اختلافات میان خانه سینما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دهم رقم خورد؛ دوره‌ای که ایشان با مسئولیت‌پذیری و آرامش مثال‌زدنی، برای حفظ منافع صنف و پیگیری امور همکاران تلاش‌های فراوانی انجام دادند.

وی ادامه داد: افزون بر فعالیت‌های ارزشمندشان در حوزه نقد و نوشتار، در زمینه فیلم‌نامه‌نویسی و کارگردانی نیز تجربه‌های قابل توجهی دارند و همین تنوع تجربه‌ها، نگاه جامع‌تر و دقیق‌تری به مسائل سینما برایشان فراهم کرده است.

عسگرپور با اشاره به ویژگی‌های اخلاقی ملکی افزود: برجسته‌ترین ویژگی شخصیتی آقای ملکی، خوش‌خلقی، متانت، صبوری و در عین حال پشتکار و جدیت در پیگیری مسائل همکاران است. این پیگیری‌ها تنها به موضوعات معیشتی محدود نبوده بلکه در سال‌های اخیر با توجه به پیچیده‌تر شدن مسائل اجتماعی، فرهنگی و حتی حقوقی و صنفی، ایشان همواره بی‌هیاهو و بدون آنکه در پی دیده شدن باشند در کنار همکاران حضور داشته و برای حل مشکلات آنان تلاش کرده‌اند.

وی افزود: بنده شخصاً در طول سال‌های همکاری، بارها از نگاه دقیق، کارشناسانه و آینده‌نگر ایشان بهره‌مند شده‌ام؛ چه در دوران حضورم در نهادهای سینمایی و چه در مسئولیت‌های مدیریتی. همواره دیدگاه‌های ایشان را با دقت شنیده‌ام زیرا معتقدم نکاتی که مطرح می‌کنند حاصل سال‌ها مطالعه، تجربه، تحقیق و شناخت عمیق از مسائل سینمای ایران است و در بسیاری از موارد، تحلیل‌هایی دقیق و راهگشا ارائه می‌دهند.

عسگرپور در پایان گفت: برای کامران ملکی و دیگر استادان و پیشکسوتان ارجمندی که امروز از آنها تجلیل می‌شود، آرزوی سلامتی، عزت و توفیق روزافزون دارم. امیدوارم همچنان منشأ اثر باشند و جامعه سینمایی ایران همچنان از دانش، تجربه و حضور ارزشمند آنان بهره‌مند شود.

پدرم می گفت تلاش کن روزی عکس خودت را چاپ کنند و درباره تو بنویسند

در ادامه کامران ملکی با بغض روی صحنه آمد و گفت: ابتدا باید عذرخواهی کنم که نام و تصویرم در میان عزیزانی قرار گرفته که امروز از آنان تجلیل می‌شود. من همواره یک خبرنگار بوده‌ام، خبرنگار هستم و خبرنگار خواهم ماند و عنوان منتقد برای من عنوانی بسیار بزرگ است.

وی افزود: من زاده مطبوعات و رسانه هستم. پدرم فعالیت حرفه‌ای خود را از روزنامه آغاز کرد، سپس به رادیو رفت و نخستین دبیر شورای نویسندگان رادیو شد و مادرم نیز در همان مجموعه مشغول به کار بود. پدرم همواره بر فراگیری آکادمیک روزنامه‌نگاری و رسانه تأکید داشت و مرا نیز به این مسیر تشویق می‌کرد. سال‌ها بعد در نخستین دوره آموزش خبرنگاری مؤسسه اطلاعات شرکت کردم و از آن دوره فارغ‌التحصیل شدم.

ملکی با بیان اینکه علاقه زیادی به عکاسی خبری داشته است، خاطرنشان کرد: پدرم همیشه به من می‌گفت خوب است که از هنرمندان عکس بگیری و با آن‌ها گفت‌وگو کنی اما تلاش کن در حرفه‌ات آن‌قدر پیشرفت کنی که روزی عکس خودت را چاپ کنند و درباره تو بنویسند. امروز همان روز است؛ اما متأسفم که پدرم نیست تا این لحظه را ببیند.

وی در پایان با اشاره به نقش مادرش در مسیر زندگی حرفه‌ای خود بیان داشت: مادرم همواره بزرگ‌ترین حامی من بوده است و دوست دارم این افتخار را به او تقدیم کنم.

شادمانی درونی گمشده‌های بزرگ امروز جامعه است

سپس ویدئویی از عباس یاری پخش شد و پس از آن سیف‌الله صمدیان با بیان اینکه عباس برای من یادآور لیونل مسی است، ادامه داد: اگر بخواهید درباره لیونل مسی صحبت کنید، نمی‌توانید از مارادونا و آرژانتین حرفی نزنید. عباس یاری هم با مجله فیلم عجین شده است و نام او را نمی‌توان از تاریخ این مجله جدا کرد.

این مستندساز خاطرنشان کرد: یادم می آید برای بزرگداشت زنده‌یاد علی حاتمی در سینما آزادی دور هم جمع شده بودیم و همان روز بود که عباس یاری را بیشتر شناختم و از آن زمان تا امروز، او همیشه برای من یک اتفاق خوشایند بوده است.

وی ادامه داد: عباس همیشه لبخند بر لب دارد و حتی عبوس‌ترین جمع‌ها را به لبخند وا می‌دارد؛ ویژگی ارزشمندی که امروز در میان بسیاری از جمع‌های هنری کمتر دیده می‌شود. متأسفانه گاهی حسادت، کدورت و دلخوری جای صمیمیت را گرفته است اما حضور عباس یاری همیشه حال ‌وهوای دیگری دارد.

صمدیان در پایان گفت: متاسفانه امروز در بسیاری از جمع‌ها احساس امنیت و آسودگی نمی‌کنیم اما کنار عباس یاری آن‌قدر احساس راحتی داریم که انگار حتی می‌توانیم برخیزیم و برقصیم. حضور گرم، صمیمی و شیرین او به دیگران آرامش و احساس امنیت می‌دهد. این شادمانی درونی یکی از گمشده‌های بزرگ امروز جامعه ماست و امیدوارم انسان‌هایی مانند عباس یاری هر روز بیشتر شوند.

حتی یک فیلم را بدون خرید بلیت ندیده‌ام

عباس یاری نیز در ادامه گفت: ابتدا باید به هوشمندی مسعود نجفی احسنت بگویم. وقتی با من تماس گرفتند و گفتند قرار است مراسمی برای نکوداشت مسعود مهرابی برگزار شود، گفتم برای مهرابی حتی تا نوک کوه قاف هم می‌روم. در تمام سال‌هایی که در کنار او کار کردم، می‌دانستم چه انسان بزرگ، شریف و مستقلی بود؛ کسی که هیچ‌گاه وابسته به هیچ گروه و باندی نشد. بعد آقای نجفی گفتند که قرار است از من هم تقدیر شود. به ایشان گفتم شاید اگر از همان ابتدا این را می‌گفتید، قبول نمی‌کردم.

وی با بیان اینکه از دوران دانش‌آموزی وارد عرصه مطبوعات شده است، بیان داشت: همیشه دوست داشتم سهم خودم را بدانم و هیچ‌وقت نخواستم خودم را بر دیگران مقدم بدانم. هر کاری از دستم برمی‌آمد انجام می‌دادم؛ از جمله حضور کاملاً افتخاری در شورای طرح و برنامه موزه سینما.

وی در پاسخ به صحبت‌های نیما حسنی‌نسب نیز گفت: اگر کسی بگوید در آن ۳۸ سالی که مجله فیلم منتشر می‌شد، ذهن و دل من جایی غیر از مجله بود، کفش او را واکس می‌زنم. در تمام آن سال‌ها به همکارانم می‌گفتم باید ما باشیم، نه من. اگر می‌خواهید بدانید چگونه مجله فیلم با حضور سه نفر، ۳۸ سال دوام آورد، بخش مهمی از آن به همین نگاه برمی‌گردد. ما سه نفر با دیدگاه‌های متفاوت بودیم، اما یاد گرفته بودیم با یکدیگر تعامل کنیم.

وی ادامه داد: از کودکی کار کرده‌ام؛ روزنامه فروخته‌ام، کار نمایشی انجام داده‌ام و زندگی‌ام با مطبوعات گره خورده است. به باور من، ابتدا این رسانه است که یک جریان را شکل می‌دهد و بعد درباره آن فیلم ساخته می‌شود.

یاری همچنین گفت: در تمام این سال‌ها حتی یک فیلم را هم بدون خرید بلیت در سینما تماشا نکرده‌ام، مگر اینکه مراسم افتتاحیه آن فیلم بوده باشد.

وی در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت: قلب آدم مثل شیشه و کریستال شفاف است؛ گاهی بدون آنکه تقصیری داشته باشی، می‌شکند. من جایی را که ۴۳ سال در آن زندگی کرده بودم، ترک کردم.

گاهی انسان احساس می‌کند دیگر جای درستی نیست و باید آن مکان را رها کند.

عباس یاری در پایان بار دیگر از مسعود مهرابی یاد کرد و گفت: در زندگی غم‌های زیادی دیده‌ام اما یکی از تلخ‌ترین غم‌ها برای من شنیدن خبر درگذشت مسعود مهرابی بود. همیشه افسوس می‌خورم که چرا در زمان حیاتش آن‌گونه که شایسته بود از این انسان نازنین تجلیل نشد. از همه دوستانی که برگزاری این مراسم را ممکن کردند، صمیمانه سپاسگزارم.

نقد پلی برای فهم آثار در آینده می‌سازد

رائد فریدزاده رئیس سازمان سینمایی در بخش پایانی مراسم ، گفت: از حضور استادان گرامی، همکاران عزیزم در سازمان سینمایی و دوستان ارجمند در انجمن منتقدان سپاسگزارم. نکته‌ای که آقای دانش مطرح کردند، برای من بسیار جالب و یادآور خاطرات نسل ما بود. در دهه ۱۳۵۰دسترسی چندانی به منابع سینمایی نداشتیم اما به واسطه علاقه فراوانم به سینما، هر ماه بی‌صبرانه منتظر رسیدن مجله فیلم بودم. از مشتاق‌ترین کسانی بودم که می‌خواست آن را در دست بگیرد، بخواند و از مطالبش بهره ببرد.

وی افزود: مجله فیلم تنها دریچه‌ای برای شناخت سینما نبود؛ بلکه زبان پاکیزه، درست و معیار فارسی را نیز به نسل ما منتقل می‌کرد. متأسفانه امروز کمتر با چنین نثر و زبانی روبه‌رو می‌شویم، اما نسل ما این فرصت را داشت که از طریق آن مجله با زبان معیار فارسی نیز آشنا شود.

رئیس سازمان سینمایی با بیان اینکه مایل است به نسبت میان نقد و فهم اثرهنری نیز اشاره کند، گفت: بارها درباره این موضوع گفتگو شده که نقد تا چه اندازه اهمیت دارد. به باور من، نقد چیزی جدا از فرآیند تولید اثر هنری نیست، بلکه تکمیل‌کننده آن است.

وی ادامه داد: یک اثر هنری زمانی مسیر خود را کامل می‌کند که نقد شود. اینکه نخست نقد شکل می‌گیرد یا ابتدا فهم و سپس نقد، موضوعی است که فیلسوفان سال‌ها درباره آن بحث کرده‌اند و قصد ورود به آن را ندارم اما آنچه روشن است، این است که کارکرد نقد تنها محدود به زمان حال نیست؛ نقد به فهم امروز کمک می‌کند و در عین حال، پلی برای فهم آثار در آینده نیز می‌سازد.

وی یادآور شد: نسل‌های بعدی می‌توانند فیلم‌های زنده‌یاد عباس کیارستمی را ببینند و برداشت خود را از آن‌ها داشته باشند اما اگر نقدهای زمان تولید آن آثار وجود نداشته باشد، امکان درک فضای فکری و فرهنگی آن دوران را از دست خواهند داد. از این منظر، نقد بخشی از حافظه تاریخی سینماست.

فریدزاده با بیان اینکه به ‌درستی اشاره شد که چرا به امر مکتوب و کتاب کمتر توجه می‌شود، گفت: همه عزیزانی که امروز در اینجا حضور دارند اهل قلم و کتاب‌ هستند و عمر خود را صرف ثبت و انتقال دانش کرده‌اند. با این حال، جای تأسف دارد که هرچه به نسل‌های بعد نزدیک‌تر می‌شویم، کتاب و آثار مکتوب کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند. سال‌هاست در سخنان بزرگان، مسئولان و سیاست‌گذاران از فرهنگ به‌عنوان زیربنای توسعه یاد می‌شود اما هنگامی که این نگاه باید در قالب بودجه، برنامه‌ریزی و حمایت عملی نمود پیدا کند، فاصله‌ای میان شعار و عمل دیده می‌شود. این موضوع واقعاً مایه تأسف است و من از این بابت در برابر اهالی فرهنگ و قلم احساس شرمندگی می‌کنم.

وی در پایان بیان داشت: امیدوارم با همراهی انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران، سازمان سینمایی و دیگر نهادهای فرهنگی، نقد بیش از گذشته به‌عنوان بخش جدایی‌ناپذیر فرآیند خلق اثر هنری و فهم آن جدی گرفته شود و بتوانیم در این مسیر گام‌های مؤثرتری برداریم و این مسیر با همدلی و همکاری همه اهالی فرهنگ و سینما ادامه پیدا کند.

در پایان مراسم با حضور رائد فریدزاده، جعفر گودرزی، هوشنگ حسینی، محسن بیک آقا، علی علایی و مسعود نجفی، از پرویز جاهد، عزیز الله حاجی مشهدی، طهماسب صلح جو، کامران ملکی و عباس یاری تقدیر شد.

این مراسم با اجرای قطعه «ای ایران» توسط یکی از شاگردان محمد نوری و عکس یادگاری حاضران به پایان رسید.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها