به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از دیلی صباح،در نگاه نخست، قهرمانمرعش شاید یکی از شهرهای تاریخی متعدد آناتولی به نظر برسد، اما آنچه این شهر را از دیگر شهرها متمایز میکند، نه معماری و بناهای سنگی، بلکه میراث ادبی زنده آن است. اگر در بسیاری از شهرها، تاریخ در میان دیوارها و آثار باستانی حفظ شده، در قهرمانمرعش این شعرها، داستانها و روایتهای شفاهی هستند که حافظه جمعی مردم را نسل به نسل منتقل کردهاند.
پژوهشگران ادبیات معتقدند هویت فرهنگی این شهر بر چهار پایه استوار است؛ سنت عرفانی، فرهنگ عاشیقها و روایتهای شفاهی، میراث فکری و اندیشهورزی و در نهایت ادبیات معاصر ترکیه. پیوند این چهار جریان، قهرمانمرعش را از قرن شانزدهم میلادی تاکنون به یکی از مهمترین کانونهای ادبی جهان ترک تبدیل کرده است.
یکی از ویژگیهای منحصربهفرد این شهر، همزیستی سنت شفاهی و ادبیات مکتوب است. در حالی که در بسیاری از فرهنگها این دو مسیر جدا از یکدیگر رشد کردهاند، در قهرمانمرعش، موسیقی عاشیقی و شعر مکتوب در کنار هم شکل گرفتهاند و «ساز» و قلم نویسنده از یک ریشه فرهنگی مشترک تغذیه کردهاند.
تاریخ ادبی این شهر از شاعر نامدار سده شانزدهم، کاراجااوغلان، آغاز میشود؛ شاعری که اشعار عامیانهاش هنوز در حافظه مردم زنده است. پس از او، سنبلزاده وهبی، از برجستهترین شاعران دیوانی عثمانی، این سنت را در قالب شعر کلاسیک ادامه داد. همین میراث ادبی، زمینهساز شکوفایی نسل تازهای از نویسندگان و شاعران در قرن بیستم شد.
در این میان، اشعار و ترانههای مردمی نیز بخشی جداییناپذیر از هویت فرهنگی قهرمانمرعش بودهاند. شعرهای کاراجااوغلان و سرودههای عاشق ینر که بعدها در موسیقی ترکیه نیز ماندگار شدند، تنها آثار ادبی نیستند، بلکه روایتگر تاریخ، جغرافیا و شیوه زیست مردم این منطقه به شمار میروند.
قهرمانمرعش همچنین خاستگاه گروه مشهور «هفت مرد زیبا» (Yedi Güzel Adam) است؛ جمعی از نویسندگان و شاعران اثرگذار معاصر ترکیه که نامهایی چون نجیب فاضل کیصاکورک، جاهد زریفاوغلو، اردم بایزید، رسول اوزدناورن، نوری پاکدیل، محمد عاکف اینان و علاءالدین اوزدناورن را در بر میگیرد. آثار این نویسندگان، ادبیات معاصر ترکیه را با تکیه بر هویت بومی، اندیشه دینی و مسائل اجتماعی دگرگون کرد.
در کنار این چهرهها، شاعرانی چون محزونی شریف، سزایی کاراکوچ و عبدالرحیم کاراکوچ نیز با شعرها و نوشتههای خود، رنجهای اجتماعی، امید، عشق و معنویت را به زبان ادبیات ترکیه آوردند و جایگاهی ماندگار در حافظه فرهنگی این کشور یافتند.
اما پرسشی که همواره ذهن پژوهشگران را به خود مشغول کرده، این است که چرا یک شهر آناتولی توانسته طی چندین قرن چنین شمار قابل توجهی از شاعران و نویسندگان برجسته را پرورش دهد؟
به باور پژوهشگران، پاسخ را باید در ساختار فرهنگی این شهر جستوجو کرد؛ جایی که مدارس دینی و خانقاهها، زبان را نه صرفاً ابزاری برای ارتباط، بلکه وسیلهای برای سلوک معنوی و اندیشه میدانستند. از سوی دیگر، سنت عاشیقی شعر را از محافل نخبگان بیرون آورد و به میدانها، بازارها و زندگی روزمره مردم برد. به این ترتیب، ادبیات در قهرمانمرعش نه فعالیتی محدود به نویسندگان، بلکه بخشی از فرهنگ عمومی جامعه شد.
در این شهر حتی جملهای مشهور وجود دارد که میگوید: «هر خانه، یک شاعر پرورش میدهد.» جملهای که بیش از آنکه اغراقآمیز باشد، بازتاب جایگاه زبان و ادبیات در زندگی روزمره مردم قهرمانمرعش است.
در این روایت، ادبیات تنها وسیلهای برای آفرینش هنری نیست، بلکه ابزاری برای حفظ خاطره جمعی، مواجهه با دشواریهای زندگی و انتقال تجربههای تاریخی از نسلی به نسل دیگر به شمار میرود. به همین دلیل، نویسندگان این شهر باور دارند که اگر روزگار سخت بتواند انسانها را به سکوت وادارد، قهرمانمرعش با شعر و ادبیات سخن خواهد گفت.
اکنون نیز ثبت قهرمانمرعش در شبکه شهرهای خلاق یونسکو، فرصتی تازه برای معرفی این میراث ادبی فراهم کرده است. مسئولان فرهنگی این شهر از برنامههایی همچون برگزاری جشنوارههای بینالمللی ادبی، گسترش همکاری با دیگر شهرهای ادبی جهان و طراحی مسیرهای گردشگری ادبی خبر دادهاند؛ طرحهایی که قرار است گذشته ادبی قهرمانمرعش را به بخشی از آینده فرهنگی و اقتصادی آن تبدیل کند.
آنچه قهرمانمرعش را از بسیاری از شهرهای ادبی جهان متمایز میکند، تداوم سنتی است که طی پنج قرن، از شعرهای مردمی و روایتهای شفاهی تا رمان، مقاله و شعر معاصر امتداد یافته است. شهری که در آن، واژهها نه فقط ابزار نوشتن، بلکه حافظ هویت، تاریخ و حافظه جمعی مردم بودهاند؛ روایتی که امروز، پس از گذشت پنج سده، همچنان ادامه دارد.
نظر شما