جمعه ۲۶ تیر ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
درخشش زندگی‌های کوچک در اقلیم سالیناس

اقلیم اصلی داستان‌های «دره دراز» دره سالیناس و حوالی مونتری است؛ جایی با مزرعه‌ها، کارگران فصلی، خانه‌های روستایی و آدم‌هایی که در ظاهر ساده‌اند، اما در درون، صحنه نبردی خاموش‌اند.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- صبا صحبتی، منتقد: مجموعه‌داستان «دره دراز» اثر جان استاین‌بک نخستین‌بار در سال ۱۹۳۸ منتشر شد؛ زمانی که نام او با «موش‌ها و آدم‌ها» و «در نبردی مشکوک» بر سر زبان‌ها افتاده بود، اما هنوز به جایگاه اسطوره‌ای سال‌های بعد نرسیده بود. انتشار این کتاب نشان داد که استاین‌بک فقط رمان‌نویسی توانا نیست، بلکه در قالب داستان کوتاه نیز قدرتی کم‌نظیر در ایجاز، تمرکز و خلق تأثیر دارد. ترجمه اسداله امرایی از این اثر در نشر افق، یازده داستان را در اختیار خواننده فارسی‌زبان می‌گذارد: «گل‌های داوودی»، «بلدرچین سفید»، «گریز»، «مار»، «صبحانه»، «یورش»، «قوزبند»، «خودسر»، «جانی پیر»، «قتل» و «سنت‌کیتی پاک‌دامن». همین یازده قطعه، تصویری روشن از جهان‌بینی و مهارت فنی استاین‌بک به دست می‌دهند.

واکنش‌های اولیه به این مجموعه، آمیزه‌ای از تحسین و تردید بود. برخی منتقدان آن را نه «ژرف» و نه «بزرگ» دانستند و حتی گاه به احساساتی‌بودن بعضی داستان‌ها خرده گرفتند. با این حال، همان منتقدان نیز به «صراحت تأثیرِ» نثر او اذعان داشتند: کیفیتی که باعث می‌شود داستان‌ها، هرچند درباره زندگی‌های کوچک باشند، با درخششی زنده در ذهن بمانند. خوانندگان اما نظر دیگری داشتند؛ کتاب ماه‌ها در فهرست پرفروش‌ها ماند، اتفاقی کم‌سابقه برای یک مجموعه‌داستان. شاید دلیلش این بود که استاین‌بک بی‌آنکه ادعای نظریه‌پردازی داشته باشد، انسان را در عریان‌ترین شکلش روایت می‌کرد.

اقلیم اصلی این داستان‌ها دره سالیناس و حوالی مونتری است؛ جایی با مزرعه‌ها، کارگران فصلی، خانه‌های روستایی و آدم‌هایی که در ظاهر ساده‌اند، اما در درون، صحنه نبردی خاموش‌اند. آنچه این داستان‌ها را به هم پیوند می‌دهد، مسئله «خودابرازی» است: میل به اعلامِ وجود در جهانی که یا بی‌اعتنا است یا خصمانه. بیشتر شخصیت‌ها در تشخیص آنچه می‌خواهند ناتوان‌اند؛ آن‌ها حس کمبود دارند، اما زبان بیانش را ندارند. نتیجه، تنهایی، خشونت یا سرخوردگی است.

«گل‌های داوودی» که مشهورترین داستان این مجموعه است، نمونه‌ای درخشان از همین کشمکش است. الیزا آلن، زنی توانا و دقیق، باغچه‌اش را همچون قلعه‌ای شخصی می‌پرورد. ورود مرد دوره‌گرد، با چند جمله تحسین‌آمیز، در او میلی بیدار می‌کند که نه کاملاً عاطفی است و نه صرفاً جنسی، بلکه نوعی اشتیاق به دیده‌شدن است. سال‌هاست منتقدان درباره این داستان بحث می‌کنند: آیا الیزا زنی پیش‌فمینیست است که در جهانی مردسالار به دنبال اثبات خود است؟ یا زنی سرخورده که انرژی سرکوب‌شده‌اش را در باغبانی تخلیه می‌کند؟ هرچه باشد، استاین‌بک بدون خطابه، با جزئیاتی اندک اما دقیق، تصویری می‌سازد که همچنان محل مناقشه است.

در «بلدرچین سفید»، مری نیز باغ را پناهگاه خود کرده است، اما این‌بار باغ نشانه وسواس و انجماد عاطفی است. بلدرچین سفید، تمثیل پاکی سرد و دست‌نیافتنی اوست؛ همان خصیصه‌ای که شوهرش را به تنهایی کشانده. داستان با ظرافتی نمادین پیش می‌رود و نشان می‌دهد چگونه میل به کنترل بیرونی، می‌تواند نشانه آشفتگی درونی باشد. این یکی از آن داستان‌هایی است که نشان می‌دهد استاین‌بک تنها نویسنده کارگران خشن یا مردان سرخورده نیست، بلکه در ترسیم روان پیچیده زنان نیز توانا است.

«گریز» بر عاطفه‌ای ابتدایی تمرکز دارد: ترس. پپه، نوجوانی که پس از قتلی ناگهانی می‌گریزد، در ساعاتی محدود و نفس‌گیر با کوهستان و تقدیر روبه‌رو می‌شود. او با بستن دستمال پدر مرده‌اش، می‌خواهد مردبودن را اعلام کند؛ اما طبیعت و تعقیب‌کنندگانش مجال بلوغی واقعی به او نمی‌دهند. داستان تنها بر یک شکاف باریک زمان متمرکز است: لحظه‌ای که فرار، همه‌چیز است. همین تمرکز، شدت و وضوحی به روایت می‌دهد که نمونه‌ای از قدرت ایجاز استاین‌بک است.

درخشش زندگی‌های کوچک در اقلیم سالیناس

در «یورش»، جنبه سیاسی آثار او آشکارتر می‌شود. دو سازمان‌دهنده اتحادیه کارگری، با علم به خطر، در برابر هجوم خشونت‌بار می‌ایستند. یکی باتجربه است و دیگری جوان و مضطرب، اما هر دو تصمیم می‌گیرند بمانند. کتک می‌خورند، اما با لبخندی فشرده فرومی‌افتند. همدلی استاین‌بک با کارگران و فرودستان در این داستان بی‌پرده است؛ نثری که می‌تواند در چند صفحه، آن‌قدر نیرو بیافریند که گویی قطعه‌ای اعتراضی را می‌خوانیم.

«خودسر» به پیامدهای روانی یک لینچ می‌پردازد. مردی که در شور جمعی شرکت داشته، پس از پایان هیجان، دچار خلأ و اندوه می‌شود. آن سرمستی جمعی، جای خود را به خستگی و ترسی گنگ می‌دهد. داستان ممکن است برای خواننده امروز مساله‌دار جلوه کند، اما درست همین تضاد میان هیجان و پوچی، هسته تراژیک آن است.

در «قتل»، خشونت در حریم خانه رخ می‌دهد. مردی برای بازپس‌گیری اقتدار ازدست‌رفته، به زور متوسل می‌شود. روایت، بی‌آنکه داوری آشکار کند، ذهنیت او را دنبال می‌کند و نشان می‌دهد چگونه خودابرازی می‌تواند به شکلی بیمارگون و ویرانگر بروز کند. این داستان، همچون چند داستان دیگر مجموعه، از منظر امروز ممکن است آزاردهنده باشد، اما قدرت روایی‌اش انکارناپذیر است.

«قوزبند» پرتره‌ای هولناک از مردی ساده‌دل با حافظه‌ای شگفت است که مکالمات دیگران را با همان لحن بازگو می‌کند. او با شنود و تکرار، زندگی دو خواهر محترم را دگرگون می‌کند. شخصیتش هم ترحم‌انگیز است و هم تهدیدآمیز؛ یادآور این نکته که مرز میان معصومیت و خطر گاه بسیار باریک است.

«جانی پیر» و «صبحانه» به زندگی‌های کوچک و لحظه‌های ظاهراً بی‌اهمیت می‌پردازند. «صبحانه» روایتی کوتاه از نشستن با کارگران پنبه‌چین است؛ اتفاقی بزرگ رخ نمی‌دهد، اما گرمای نان، صدای گفت‌وگو و خستگی کارگران، تصویری می‌سازد که ماندگار است. استاین‌بک نشان می‌دهد چگونه می‌توان از پیش‌پاافتاده‌ترین صحنه‌ها، اثری عاطفی آفرید.

«مار» داستان زنی است که می‌خواهد ماری را هنگام بلعیدن موش تماشا کند. این میل به دیدنِ عمل بلعیدن، داستان را به سطحی نمادین می‌برد؛ کنجکاوی، خشونت و فاصله انسان با طبیعت درهم می‌آمیزند. فضای داستان، وهم‌آلود و آزارنده است و نشان می‌دهد استاین‌بک از تجربه‌های روایی نامتعارف نیز نمی‌هراسد.

و سرانجام «سنت‌کیتی پاک‌دامن»، حکایتی فکاهی درباره خوکی که قدیس می‌شود. طنز اغراق‌آمیز و رندانه این داستان، وجهی دیگر از نویسنده را نشان می‌دهد: توانایی در خلق حکایت‌های عبرت‌آموز. در کنار تلخی و خشونت دیگر داستان‌ها، این قطعه همچون استراحتی شاد و گزنده عمل می‌کند.

در مجموع، «دره دراز» دامنه عاطفی گسترده‌ای را در بر می‌گیرد: از ترس و خشونت تا طنز و شفقت؛ از سیاست تا جنسیت؛ از لحظه‌های بی‌ادعا تا بحران‌های حاد. شاید همه داستان‌ها به یک اندازه موفق نباشند و برخی‌شان برای خواننده امروز چالش‌برانگیز جلوه کنند، اما مجموعه نشان می‌دهد که استاین‌بک بیش از آنچه گمان می‌رفت، دامنه‌ای وسیع و مهارتی پخته دارد. او به دنبال اثبات ایده‌ای خاص نیست؛ درباره انسان می‌نویسد، زیبا یا مشمئزکننده، چنان که هست. همدلی عمیق او با آدم‌ها، و توانایی‌اش در فشرده‌کردن یک جهان در چند صفحه، دلیل ماندگاری این کتاب است. «دره دراز» ثابت می‌کند که زندگی‌های کوچک، اگر درست دیده شوند، می‌توانند به اندازه هر حماسه‌ای درخشان باشند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها