سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- «برای ویکتوریا همیشه یک واژه وجود داشت که مثل سایه، دنبالش بود یا مثل پتک بر سرش! نمود عینی و مکتوبی نداشت. نه روی کاغذ... نه در پروندهای... نه در رسانه و جراید، هیچ! اما نگاه بقیه معنای دیگری داشت. نگاه مادرش، طعنههای خواهرش و کنایههای دوست و آشنا و اکنون بلندتر از همیشه، از زبان خواهرش که گفت: «تنفروش». واژه تنفروش دیگر سایه و پتک خیالی نبود. گویی نمود عینی پیدا کرد و در لحظه تبدیل به چاقو شد. چاقویی که بر تند خواهرش فرو رفت... آن روز در آشپزخانه، وقتی خواهرش او را تنفروش خطاب کرد انگار یک ارکستر ناموزون در گوشش زمزمه شد. صدای مادرش که میگفت: «کاش دختر درست و حسابیای بودی» و صدای برادری که میگفت: «تو باعث بیماری قلبی بابا شدی.»
واژه تنفروش وای بیرحمانهای داشت. در همان لحظه، از گوشه اتاق صدای خشدار گرامافون بلند شد. قطعه «رقص دایره» از حشمت سنجری در حال پخش بود. ولی صفحه خشدار و زمخت بر سوزن گیر میکردف همچون چاقویی کُند و بیمصقل که ناشیانه بر تن مینو فرو رفت. سوزن دستگاه هم بیتاب شد و مثل چاقو، به صفحه فرو رفت و رقص دایره سنجری هم از ضرب افتاد. خون بر کف آشپزخانه ریخت. ویکتوریا با چشمهای بسته فقط آخر کار را میدیدو طنای را تصور میکرد که بر گردنش آویخته شده است. نامش مختوم به الف بود و حال، فرجام خود را در طنابی تصور کرد به درازای الف آخر نامش: ویکتوریا.»

آنچه بازگو شد بخشی از کتاب «مختوم به الف» بازنویسی یک پرونده قتل به وکالت تسخیری بهمن کشاورز است. این کتاب نوشته بهادر امیرحسینی با ویراستاری هومن لازمی است که از سوی نشر کشاورز منتشر شد.
بهمن کشاورز در شهریورماه ۱۳۲۳ در شهر تهران زاده شد. او حقوقدان، وکیل دادگستری و رئیس پیشین اتحادیه سراسری کانونهای وکلای دادگستری ایران بود. پدرش کریم کشاورز، نویسنده، مترجم و داستاننویس ایرانی و مادرش، فرخنده نویدی کسمایی، در انجمن پیک نسوان رشت فعالیت میکرد و از اولین زنانی بود که در گروه تئاتر این انجمن به بازیگری روی آورد. بهمن کشاورز ۳ اردیبهشت ۱۳۹۸ درگذشت.
وکالت، برای بهمن کشاورز نه ایدئالیسم قهرمانان رمانهای روسی بود، نه شیفتگی بی محابا به تغییر دنیا. او میدانست که هیچ دفترچه نجاتی برای جهان وجود ندارد. مسیر دفاع از موکل، با وجود قوانین، پروتکلها و دستورالعملها، نیازمند مواجههای شخصی، دقیق و انسانی بود. این رویکرد در پروندههای حوزه مواد مخدر هم نمود داشته و نیازمند چنین مواجههای است که در کتاب به آن پرداخته شده است.
در دهه پنجاه، نحوه دفاع او پتانسیلی نهفته برای به چالش کشیدن اصول و کلیشهها داشت و همین ویژگی بود که بعدها، او را در قاموس وکیل و شغل وکالت از یگران متمایز کرد. با پررنگشدن رسانهها در دهه هفتاد و پخش تلویزیونی آن محاکمه معروف، مردم برای نخستینبار به تماشای مستقیم دفاعیات یک وکیل نشست، دفاعی از شهردار وقت تهران که در حافظه جمعی ثبت شد.
بازنویسی پروندههای بهمن کشاورز، روایتی از نحوه بودن در مرزهای شکننده قانون و تلاشی است برای فهم نقش وکیل در میانه دهه پنجاه و آن برهه زمانی که شهر و ساختمانها تازه سربرافراشتند، اما واژگانی چون محکمه، رسیدگی و حق دفاع هنوز آوازی ناآشنا در گوش مردمانی بود که ریشسفیدی و حکمیت را ولو شفاهی، عادلانهتر از محاکم و مقامات رسمی میدانستند! در چنین ساحت و زمانی از ایران معاصر و تهرانی که رسمالخطش از ط به ت رسید و وکالت نه چون یک شغل، بلکه نحوهای از زیست مدرن و شهری بود و هر کس تاب تحملش را نداشت و همچنان حضور و استمرارش برای برخی سنگین است!
این حضور دعوتی است به مشارکت نه فقط برای وکلا، که برای هر کسی که در سودای معنابخشیدن به وادی حقوق و وکالت است. از همین رو، با گذشت چند دهه و چند نسل او را نماد بارز وکالت میدانند و شمایل او همچنان پایدار و مانا است. در این کتاب با پروندهای روبهروییم که زنی به نام ویکتوریا متهم به قتل خواهرش شده است و برخلاف انتظار، خانوادهاش به جای حمایت، چشم به حذف او دارند. زنی بیمار، پر از تروما و خاطرات تلخ. در چنین وضعیتی، دفاع از موکل، صرفا یک مساله حقوقی نیست؛ بلکه مواجههای است با زمان. زمان برای ویکتوریا دوپاره شده است...
آنچه در این کتاب آمده تلاشی است برای بازآفرینی یک پرونده قتل، با تکیه بر ساختارهای روایی دقیق. اینجاست که نظریه تزوتان تودوروف، منتقد بلغاری، به کمک میآید. تودوروف برای هر روایت پنج مرحله را در نظر میگیرد: وضعیت تعادل آغازین، برهم خوردن تعادل با یک رویداد، درک بحران و تشخیص اختلال، تلاش برای بازگشت به تعادل و احیای تعادل اولیه یا رسیدن به تعادلی نو.
در این پرونده که بهمن کشاورز در آن از یک متهم به قتل دفاع میکند، این پنج مرحله کاملا مشهود است. زن، پیش از واقعه، در وضعیت تعادل شکنندهای بهسر میبرد. سپس با وقوع قتل و بازداشت، آن تعادل بر هم میخورد. دستگاه قضایی، با مستنداتی علیه او، وی را بهسوی محکومیت سوق میدهد. اما با ورود وکیل و ارائه شواهد نو، موازنهای جدید حکمفرما میشود. فشار اجتماعی، شک جامعه، زخمهای روحی و تروماهای گذشته همچنان با او باقی خواهند ماند.
حتی اگر بیگناهیاش ثابت شود، جامعه او را چنان که بود نمیپذیرد. وکیل در این مرحله، وظیفهای دوگانه دارد: دفاع از موکل و تلاش برای بازسازی وجهه اجتماعیاش و اینجا نقش رسانهای وکیل پررنگ میشود. وکیلی که اعتبار و قدرت اقناع دارد، میتواند رسانهها را به عقبنشینی وادارد و فضای عمومی را برای بازگشت موکل به جامعه آماده کند. در جهان امروز کنترل روایت، تصحیح اطلاعات، جلب حمایت افراد موثر و استفاده از شبکههای اجتماعی همه ابزارهاییاند در خدمت این بازسازی. این وجه از وکالت، دیگر صرفا حقوقی نیست، بلکه اخلاقی، فرهنگی و حتی آمیخته به مهارتهای نرمی است که لازمه وکالت در این روزگار است.
کتاب «مختوم به الف» بازنویسی یک پرونده قتل به وکالت تسخیری بهمن کشاورز نوشته بهادر امیرحسینی با ویراستاری هومن لازمی در 87 صفحه با قیمت 500 هزار تومان از سوی نشر کشاورز منتشر شد.
نظر شما