سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- عبدالله ناصری: یادش به خیر، سال ۶۴ خورشیدی به عنوان نمایندهی فرهنگی دولت(مهندس موسوی) و زیر نظر زندهیاد استاد صادق آئینهوند، همایشی برای بازشناختِ جامع نهجالبلاغه، شریف رضی در پایتخت سوریه برقرار کردیم. دو صاحبسخن بیش از همه جلب توجه کردند، استاد دکتر جعفر شهیدی از ایران و دکتر عمر فرّوخ فیلسوف-مورخ معروف جهان عرب. کتب آن محقق لبنانی را قبلا دیده و تورّقی کرده بودم. آن همایش، فرصت خوبی شد برای گپ و شنود با آن مورخ لبنانی.

دو موضوع برایم زیبا بود؛ اول، تأکید فروخ بر آموزش پیشدانشگاهی و پافشاری بر این نکته که اگر دولت اجازه میداد از دانشگاه (آمریکایی بیروت) به دبستان بازمیگشتم و برای کودکان، «تاریخ» تدریس میکردم. دوم، گلایه از این، چرا جهان اسلام مجذوب دوره بندی تاریخی مغربزمین است؟یعنی باستان، قرونوسطی و معاصر. ایدهی خود او اگر حافظهام یاری کند در دو کتاب «تجدید التاریخ» یا «تاریخ الجاهلیة» نوشته شده است؛ تاریخ پیش از اسلام، تاریخ بعد از اسلام هم به دو بخش تا فتح قسطنطنیه و عصر جدید. اصرار عمر فرّوخ بیشتر بر مبدئیت ظهور اسلام بعد از عصر باستان و نسبت به دورهبندی پس از اسلام، منعطف بود. تاکنون هم هیچ نسخهی مابهالإتفاقی توسط جهانیان و نهادهای معتبر بینالمللی اعلانی نشده است.
دورهبندی «تاریخ» یک مقوله «زمانی» نیست اصولا، یک مفهوم «گفتمانی» است و بار ایدئولوژیکی دارد. بنابراین آرزوی امثال فرّوخ را نهایتا جهان اسلام مخاطبش خواهد بود. مورخان و تاریخدانان اصولا به این موضوع اهتمامی نداشتهاند، فقط بعضا به دورهبندی مفهومی اشارت دارند، مثل آدام متز که از «رنسانس اسلام» و زمان منطبق بر آن(قرون ۴ و ۵ ق) نوشته است. یا جوئل کرمر که با تمرکز بر دولت آلبویه، رنسانس اسلامی را به خطا بر زمان و مکان بویهیان گواهی گرفته و از حمدانیان و مرداسیان شام غافل است. و اهتمام به فقط «نوزایی» توسط تاریخپژوهان جامعیت ندارد.
تاکنون تنها تولیدِ نسبتا جامع دربارهی مسئلهی «تاریخبندی» از پژوهشکده تاریخ اسلام با عنوان «دورهبندی در تاریخ» به همتِ دکتر حسن حضرتی که سعی وی مشکور باد، با سیودو نوشته بعضا «نوآور» پیش روی ماست. در نگاه اول و تصّفح آزاد کتاب خوب مذکور، شاید پژوهشگری این ارزیابی را داشتهباشد مثل این کمینه، که در بیشتر نوشتهها، سخن از «زمان تاریخی» یا «زمان در تاریخ» که بیشتر یک بحث فلسفی است دیده میشود. حتی در یکی از پژوهشها، (دکتر محسن خلیلی) اشاره به دورهبندی تاریخی بر مبنای اقتصاد از «والت رستو» سیاستمدار آمریکایی دارد یعنی ۱-سنتی، ۲-پیشاجهش، ۳-جهش(اقتصادی)، ۴- بلوغ، ۵-تولید/مصرف و به قول صاحبمقاله گرته روشنی از دورهبندی تاریخی مارکس است.
نویسنده بهخوبی چالشهای دورهبندی تاریخی را بیان میکند، ولی به وضوح، ادوار تاریخی را یک مقولهی متنوع و بیاستاندارد میداند. به عبارت دیگر، همان تأکید مقالهی بعدی (علیرضا حسینی) که از «عبدالله عروی»، فیلسوف-مورخِ نواندیش مغربی نقل کرده موضوع دورهبندی تاریخی، به علاقه و تمایل «مورخ» بسته است.
در مقالهی «اسلام و تاریخ جهان؛ به سوی یک دورهبندی متفاوت» از «خالد بلنکشیپ» تاریخ دان آمریکایی که سالها در قاهره زیست کرده و متأثر از فرهنگ اسلامی بوده همان پیشنهاد عمر فرّوخ لبنانی و دو دورهی پیشااسلام و پسااسلام، خالی از استدلال محکم است.
دکتر اسماعیل حسنزاده ضمن تاکید بر سه عنصر لازم در دورهبندی تاریخ، یعنی زمان، رویداد، جامعه، تاریخ میانهی ایران را به سه دورهی ۱-ایران سنی، ۲‐ایران مغولی، ۳-ایران شیعی قسمت کرده که به نظر ناقص آمد. مثلا در دورهی اسلام سنی، تآثیر عمدهی شیعی آلبویه را با تبعیت آنها از خلیفهی عباسی توجیه کردهاست. یا دورهی ایران مغولی شاهد ارتقا و گسترش فرهنگی تشیع (نه در سطح حکومت/دولت) هستیم.
در نوشتهی حسنزاده با رویکرد فرزانهی تاریخدان - عبدالرسول خیراندیش- آشنا شد که به درست دورهبندی سنتی «سلسلهمحور» را کاربردی و جاافتاده میداند. بنده صدالبته با ایدهی خیراندیش ناهمدلی ندارم ولی دورهبندی خیلی کوتاه بر اساس سلسلههای حکومتگر را اقناعکننده برای تاریخدانان نمیدانم. به علاوه، ایرانِِ تاریخی در زمان و جغرافیا وسیع بودهاست و نباید نقاطِ عطفِ آن را خیلی کوتاه کرد. حسنزاده علت نیازمندی به دورهبندی را لزوم جلوهگری نقاط عطف بزرگ در تاریخ جوامع میداند و در آخر نوشتهاش، ادوار دیگری را مطرح میکند که در واقع بسط همان سهگانه است. بنده با وام از آن، یک پیشنهاد در میاندازم نزدیکتر به دفاع از آن:
-شامگاه ساسانی و بامداد اسلام
- ایران اسلامی -خلافتی
-ایران مستقل(مغول به بعد)
-ایران صفوی/ شیعی(تا قاجار)
- ایران معاصر(از قاجار به بعد)
دورهبندان جهان عربی مخصوصا آنها که گرایش عربگرایانه قویتر دارند مثل «قسطنطین زریق» سوری با انکار دورهبندی مشهور غربی، از چهار دورهی تاریخی ۱-تکوین، ۲- بلوغ، ۳-رکود و ۴-نوزایی مدرن سخن میگوید و تأکید میکند هر شکلی از دورهبندی، دقیق نیست و همپوشانی دارند.
این نوع، یک دورهبندی فرهنگی و دور از نقاط عطفِ سیاسی است و تا جایی که سراغش دارم همسویی دارد با رویکرد اغلب نواندیشانِ عربِ معاصر. مثل «محمد عابد جابری» و «فهمی جدعان». در پایان سخن،
ضمن استقبال از توجه به «دورهبندی در تاریخ»، امیدوارم پژوهشکده تاریخ اسلام پژوهش و گفتوگو در این مهم را دنبال کند.
نظر شما