پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۹
وقتی کتاب در یک تشییع غایب می‌شود

یک تصویر ساده از کتاب، معرفی چند اثر مهم، بازسازی لحظه‌های مطالعه یا نمایش ارتباط رهبر شهید با نویسندگان و اهالی فرهنگ، می‌توانست تصویری کامل‌تر از ایشان در مراسم تشییع ارائه دهد. این در حالی است که خود رهبران فکری و سیاسی معمولاً اهمیت کتاب و روایت مکتوب را به‌خوبی درک کرده‌اند.

سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا از حدود یک ماه پیش، زمزمه‌های برگزاری مراسم تشییع رهبر شهید در دهه دوم محرم به گوش می‌رسید. همین فاصله زمانی نشان می‌داد که برگزارکنندگان فرصت کافی برای برنامه‌ریزی، طراحی و اجرای یک روایت فرهنگی در کنار مراسم تشییع در اختیار دارند. طبیعی بود که چنین رویدادی تنها به مدیریت جمعیت، تأمین امنیت و فضاسازی شهری محدود نشود، بلکه برای معرفی ابعاد مختلف شخصیت رهبر شهید نیز پیوست فرهنگی مشخصی در نظر گرفته شود.

در روزهای منتهی به مراسم، تهران رنگ و بوی دیگری به خود گرفت. تصاویر بزرگ رهبر شهید، پرچم‌ها، دیوارنگاره‌ها، سازه‌های شهری، المان‌های عاشورایی و نمادهای مقاومت در خیابان‌ها، میدان‌ها و مسیرهای تشییع نصب شد. این فضاسازی، شکوه مراسم را دوچندان می‌کرد و بخش مهمی از هویت سیاسی و انقلابی رهبر شهید را به تصویر می‌کشید. اما مراسم‌های ملی تنها آیین بدرقه یک شخصیت نیستند؛ آنها حافظه جمعی یک ملت را شکل می‌دهند. آنچه در این روزها در معرض دید میلیون‌ها نفر قرار می‌گیرد، به مرور به روایت رسمی از آن شخصیت تبدیل می‌شود. از همین منظر، انتخاب تصاویر و المان‌های شهری تنها یک تصمیم گرافیکی نیست؛ بلکه انتخاب این است که نسل امروز و فردا، یک شخصیت را با کدام ویژگی‌ها به خاطر بسپارند.

در این میان، جای یکی از مهم‌ترین وجوه شخصیت رهبر شهید خالی بود؛ کتاب. رهبر شهید تنها یک فرمانده نظامی یا مدیر سیاسی نبود. او سال‌ها با کتاب زندگی کرده بود، مطالعه را بخشی از سبک زندگی خود می‌دانست و بارها در دیدار با نویسندگان، ناشران و فعالان فرهنگی بر اهمیت کتاب تأکید کرده بود. تقریظ‌های متعدد ایشان بر آثار دفاع مقدس و ادبیات انقلاب، نشان می‌دهد که رابطه رهبر شهید با کتاب، رابطه‌ای تشریفاتی نبود، بلکه حاصل سال‌ها مصاحبت با مطالعه و فرهنگ بود. در بیت رهبر شهید نیز کتابخانه‌ای گسترده و ارزشمند وجود داشت؛ کتابخانه‌ای که حاصل دهه‌ها انس با کتاب، پژوهش، یادداشت‌برداری و نفس کشیدن در هوای فرهنگ بود و بخشی از هویت فکری او را شکل می‌داد.

طبیعی بود که چنین شخصیتی، در بزرگ‌ترین مراسم بدرقه‌اش، با کتاب نیز روایت شود؛ اما در سراسر مسیر تشییع، حتی تصویر یک جلد کتاب نیز به چشم نمی‌خورد. این در حالی است که طی سال‌های گذشته آثار متعددی درباره زندگی و اندیشه رهبر شهید منتشر شده است؛ کتاب‌هایی مانند «شرح اسم»، «خون دلی که لعل شد» و مجموعه پژوهشی «روایتی از زندگی و زمانه آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای» که هر یک بخشی از زندگی، مبارزات، سیره مدیریتی و جهان فکری او را روایت می‌کنند. این آثار می‌توانستند در قالب دیوارنگاره، نمایشگاه‌های کوچک کتاب، پوسترهای شهری یا معرفی دیجیتال از طریق کدهای QR در مسیر مراسم حضور داشته باشند و نسل جوان را به مطالعه بیشتر درباره شخصیتی که برای بدرقه او آمده بودند، دعوت کنند.

نمونه‌هایی از این ظرفیت البته وجود داشت. هر چند مرکز اسناد انقلاب اسلامی در ساختمان خود در خیابان سهروردی، اسناد و تصاویر فعالیت‌های سیاسی رهبر شهید در سال‌های مبارزه با رژیم پهلوی را به نمایش گذاشته بود؛ اقدامی ارزشمند که نشان می‌داد استفاده از اسناد تاریخی در چنین مناسبت‌هایی امکان‌پذیر است. اما این تجربه محدود، به فضای اصلی شهر و مسیر تشییع راه پیدا نکرد و به یک روایت فراگیر فرهنگی تبدیل نشد.

از سوی دیگر، تصاویر محدودی از حضور رهبر شهید در دوران دفاع مقدس در سطح شهر نصب شده بود، اما می‌شد این روایت را نیز کامل‌تر کرد. برای نمونه، لباس نظامی و تجهیزات شخصی ایشان که امروز در موزه دفاع مقدس بخش لباس سربازی نگهداری می‌شود، ظرفیت آن را داشت که در قالب نمایشگاه‌های موقت یا بازآفرینی‌های شهری در معرض دید مردم قرار گیرد و روایت حضور رهبر شهید در سال‌های دفاع مقدس را عینی‌تر کند.

همچنین خیابان انقلاب، که قلب نشر و کتاب ایران است، بهترین فرصت برای پیوند دادن این مراسم با فرهنگ کتاب بود. در راسته کتاب‌فروشی‌های این خیابان می‌شد پوستر کتاب‌های تقریظ‌شده، جلد آثار شاخص درباره رهبر شهید، جملاتی از تقریظ‌ها و بخش‌هایی از سخنانشان درباره مطالعه را نصب کرد. حتی طراحی بخشی با عنوان «رهبر شهید چه می‌خواند؟» یا «رهبر شهید را از دریچه کتاب بشناسیم» می‌توانست روایت مراسم را از سطح احساس به عمق شناخت برساند.

البته برگزاری مراسمی با این گستردگی، محدودیت‌های اجرایی و امنیتی خاص خود را دارد و نمی‌توان انتظار داشت همه ابعاد شخصیت یک رهبر در چند روز بازنمایی شود. اما مسئله اصلی، نبود یک پیوست فرهنگی برای چنین رویدادی است. وقتی زمان برگزاری مراسم از هفته‌ها قبل مشخص بوده، می‌شد با مشارکت ناشران، خانه کتاب، نهاد کتابخانه‌های عمومی، مراکز اسنادی و فعالان فرهنگی، برنامه‌ای برای معرفی آثار مرتبط طراحی کرد؛ از نمایش و اهدای کتاب گرفته تا نصب کدهای QR روی المان‌های شهری و معرفی نسخه‌های الکترونیکی کتاب‌ها.

تشییع یک رهبر، پایان زندگی او نیست؛ آغاز روایت تاریخی اوست. آنچه در حافظه ملت‌ها باقی می‌ماند، تنها شمار بنرها، ابعاد سازه‌ها یا تصاویر میدان‌ها نیست؛ کیفیت روایتی است که از آن شخصیت ساخته می‌شود. در مراسمی که میلیون‌ها نفر برای بدرقه رهبر شهید حضور داشتند، معرفی حتی چند کتاب شاخص می‌توانست به یکی از ماندگارترین یادگارهای فرهنگی این بدرقه تاریخی تبدیل شود؛ فرصتی که از دست رفت. اگر قرار است نسل‌های آینده رهبر شهید را بشناسند، باید علاوه بر میدان نبرد و عرصه سیاست، با جهان فکری، کتاب‌هایی که درباره او نوشته شده و نسبت عمیقش با فرهنگ مطالعه نیز آشنا شوند؛ زیرا گاهی یک کتاب، بیش از ده‌ها تصویر، می‌تواند حقیقت یک انسان را برای تاریخ ماندگار کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها