چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۶
کتاب، منبر و شبکه‌ی ارتباطی؛ گفتمان‌های آگاهی‌بخش رهبری

سند نامه‌ی این شماره، پرونده‌ای درباره‌ رهبر شهید نیست؛ گواهی است درباره‌ تقابل دین و قدرت در سال‌های پایانی حکومت پهلوی از یک سو دستگاهی دیده می‌شود که با ابزارهای امنیتی و قضایی می‌کوشد صداهای دینی منتقد را محدود کند؛ و از سوی دیگر روحانی جوانی قرار دارد که با منبر، کتاب، جلسه، تفسیر، اعلامیه و شبکه‌ ارتباطی به تبیین یک گفتمان آگاهی‌بخش می‌پردازد.

سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- پیام طبیبی، معاون مرکز اسناد انقلاب اسلامی: نمایشگاه «خمینی خراسان»؛ گزیده اسناد منتشرنشده رهبر شهید انقلاب اسلامی به کوشش مرکز اسناد انقلاب اسلامی رونمایی شد. حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام خود به مناسبت چهلمین روز شهادت قائد امت با اشاره به مبارزات آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در دوران نهضت اسلامی از ایشان با عنوان خمینی خراسان یاد کردند که در تاریخ انقلاب اسلامی نیز بدین مهم تاکید شده است.

کتاب، منبر و شبکه‌ی ارتباطی؛ گفتمان‌های آگاهی‌بخش رهبری
پیام طبیبی

پرده نخست: بازداشت اعزام و تحویل

در بخش نخست اسناد با مجموعه‌ای از گزارش‌ها درباره‌ی بازداشت اعزام و تحویل آیت‌الله خامنه‌ای میان شهربانی، ساواک خراسان و دیگر نهادهای انتظامی و امنیتی روبه‌رو هستیم. این اسناد - به ویژه گزارش‌های مربوط به بیرجند مشهد و دیگر نقاط خراسان - بیانگر این است که دستگاه امنیتی ساواک از همان اوایل دهه‌ی چهل فعالیت‌های ایشان را زیر نظر داشته است. در یکی از گزارش‌ها تصریح شده است که «این قبیل اشخاص باید تحویل ساواک گردند» این عبارت حاکی از این است که منبر برای ساواک، رسانه‌ای دینی و بی خطر نبود و اگر از مرزهای تبلیغات دینی عبور می‌کرد، بلافاصله وارد مرزهای ممنوعه می‌شد و در قلمرو مسائل امنیتی قرار می‌گرفت. به بیان دیگر حکومت پهلوی میان وعظ دینی و اعتراض سیاسی فاصله‌ی چندانی قائل نبود هر سخن دینی که رنگ و بویی از نقد وضع موجود داشت، می‌توانست به تهدیدی علیه نظم سیاسی حاکم تبدیل شود.

تکرار احضارها و بازداشت‌ها از استمرار حساسیت و نگرانی دستگاه امنیتی نسبت به سید علی خامنه‌ای حکایت دارد. این تداوم به ویژه در سال‌های میانی دهه‌ ۱۳۴۰ نشان می‌دهد که آیت‌الله خامنه‌ای در نگاه حاکمیت، نه یک واعظ جوان کم اهمیت، که عنصری تاثیرگذار بود و همواره تحت نظر ساواک قرار داشت.

کتاب، منبر و شبکه‌ی ارتباطی؛ گفتمان‌های آگاهی‌بخش رهبری

پرده دوم: فعالیتهای تبلیغی و منبر

در بخش دوم اسناد فعالیت‌های تبلیغاتی و منبری آیت الله خامنه‌ای برجسته می‌شود؛ فعالیت‌هایی که در قالب مجالس مذهبی سخنرانی‌ها و محافل دینی دنبال می‌شد. گستره‌ی جغرافیایی این تبلیغات حائز توجه است و در این گزارشات نام شهرهایی چون مشهد، قم، تهران، بیرجند و زاهدان دیده می‌شود. این پراکندگی نشان می‌دهد که فعالیت‌ها در محدوده‌ای محلی محصور نبود، بلکه در شبکه‌ای از شهرها و محافل مذهبی و سیاسی جریان داشت. برای ساواک، روحانی‌ای که در چندین شهر حضور می‌یابد و با مخاطبانی از طیف‌های گوناگون ارتباط برقرار می‌کند، بسیار نگران‌کننده‌تر از فردی بود که در محیطی محدود فعالیت می‌کند. از همین رو پرونده‌ی آیت‌الله خامنه ای به تدریج از سطحی محلی فراتر رفت و به پرونده‌ای با ابعاد گسترده‌ی امنیتی تبدیل شد.

در یکی از گزارش‌ها، به مجلس عزاداری انجمن اسلامی مهندسین در مسجد جامع نارمک اشاره شده که در آن آیت‌الله خامنه‌ای درباره مفاهیمی همچون «تحریف در اسلام»، «جهاد»، «امامت» و «ولایت» سخن گفته و یادآور شده برای جهاد در زمان غیبت امام معصوم، نیاز به فرمان مستقیم ایشان نیست و تاکید کرده بودند «مسلمین باینها فهماندند که دچار قوم طاغوت هستند و اشراف نباید خون ملت را در شیشه بکنند و از آنها بعنوان برده استفاده نمایند.»

سخن گفتن از این مفاهیم در فضای سیاسی دهه‌ی ۱۳۵۰ به معنای نقد وضع موجود و سلطه‌ی سیاسی حاکم برداشت می‌شد. طرح مفهوم جهاد ضرورت ایستادگی در برابر ظلم را یادآوری می‌کرد و بحث درباره‌ی امامت و ولایت، بازخوانی نسبت دین، رهبری و اداره‌ی جامعه به‌شمار می‌آمد. از همین رو طبیعی بود که چنین منبری در نگاه ساواک، از سطح یک سخنرانی معمولی فراتر رود و به کنشی سیاسی تعبیر شود.

در این اسناد، آیت‌الله خامنه ای نه فقط به عنوان یک خطیب مذهبی، بلکه در نقش یک مفسر و تبیین‌گر اسلام اجتماعی و انقلابی دیده می‌شود؛ اسلامی که با عدالت، آگاهی، مبارزه با طاغوت و مسئولیت اجتماعی پیوند دارد. دین در نگاه او محدود به مناسک فردی نبود، بلکه نیرویی بود برای بیداری؛ جهت‌دهی اجتماعی و مقاومت در برابر سلطه.

اهمیت این سخنرانی‌ها در آن بود که مخاطبان آن، تنها بدنه‌ سنتی مذهبی نبودند؛ بلکه جوانان، دانشجویان و نیروهای تحصیل‌کرده نیز با این قرائت پویا از دین ارتباط برقرار می‌کردند. همین پیوند با نسل جوان و روشنفکر، حساسیت دستگاه امنیتی را تشدید و منبر آیت‌الله خامنه‌ای را به رسانه‌ای برای تبیین و آگاهی‌بخشی جامعه تبدیل می‌کرد؛ رسانه‌ای که برای رژیم پهلوی قابل تحمل نبود و به همین دلیل، در اسناد ساواک به عنوان تهدیدی سیاسی ثبت و پیگیری می‌شد.

کتاب، منبر و شبکه‌ی ارتباطی؛ گفتمان‌های آگاهی‌بخش رهبری

پرده سوم: اسناد قضایی و احکام دادگاه

یکی از نقاط عطف این سندنامه، ورود پرونده به مرحله‌ی قضایی است؛ مرحله‌ای که در آن گزارش‌های امنیتی و تعقیب‌های مستمر، به رسیدگی در دادگاه می‌انجامد. رأی دادگاه تجدید نظر مشهد، که بر اساس آن آیت‌الله خامنه‌ای به اتهام «اقدام علیه امنیت داخلی مملکت» به سه ماه حبس تأدیبی محکوم می‌شود و در عین حال از اتهام «اهانت به رئیس مملکت» تبرئه می‌گردد. نماد روشن این مرحله است. در این مرحله گزارشات اطلاعاتی واصله از سخنرانی‌های عمومی و مجالس وعظ و خطابه به موضوعاتی برای رسیدگی قضایی بدل می‌شود. انتقال پرونده از حوزه‌ی امنیتی به حوزه‌ی قضایی نشان می‌دهد که حکومت پهلوی می‌کوشید کنش دینی معترض را در چارچوب جرم سیاسی تعریف و با ابزار حقوقی آن را مهار کند. حتی در مواردی که اتهامات بی اساس یا غیر قابل اثبات بود جرم در قالب تهدید علیه امنیت داخلی دسته‌بندی می‌شد.

استاد این بخش به خوبی نشان می‌دهند که چگونه تعقیب امنیتی به پرونده‌ای قضایی تبدیل می‌شود. بر اساس یکی از این گزارش‌ها، جرم آیت‌الله خامنه‌ای «تبلیغ علنی امام خمینی، علیه مصالحی داخلی کشور» بوده و به همین جرم به سه ماه حبس تأدیبی محکوم شده اما به دلیل محرز نشدن جرم، از اتهام اهانت به رئیس مملکت تبرئه شده است. این سند یکی از مهمترین اسناد این مجموعه به شمار می‌آید و از چند جهت حائز اهمیت است: نخست آن که نشان می‌دهد حکومت می‌کوشید مبارزه‌ی مذهبی را در قالب سازوکارهای قانونی و قضایی مهار کند؛ دوم آن که حتی در فضای دادگاه نیز اصل فعالیت سیاسی - مذهبی مورد پذیرش قرار نگرفته و تنها در برخی اتهامات تخفیف یا تبرئه صورت گرفته است؛ و سوم آن که این رأی سندی گویا از تبدیل منبر به پرونده‌ی قضایی است جایی که سخنرانی مذهبی انتقادی در قالب جرم امنیتی دسته‌بندی می‌شود.

دادگاه در چنین پرونده‌هایی صرفاً نهادی حقوقی و بی‌طرف نیست، بلکه امتداد همان منطق امنیتی است که پیشتر در گزارها و رصدهای اطلاعاتی دیده می‌شود. اسناد قضایی این مجموعه، گواهی روشن بر آن‌اند که چگونه قدرت سیاسی می‌کوشید قوانین و ابزار حقوقی را برای کنترل و مهار جریان‌های دینی منتقد به استخدام خویش درآورد.

کتاب، منبر و شبکه‌ی ارتباطی؛ گفتمان‌های آگاهی‌بخش رهبری

پرده چهارم: شبکه ارتباطی و مراقبت‌های مستمر

بخش چهارم از این مجموعه، به ارتباطات و جلسات آیت‌الله خامنه‌ای اختصاص دارد؛ اسنادی که تصویری از شبکه‌ای در حال شکل‌گیری میان فعالان مذهبی و روشنفکری ارائه می‌دهد. گزارش‌هایی درباره‌ی جلسات هفتگی سیاسی در منزل آیت‌الله خامنه‌ای، حضور او در منزل محمدتقی شریعتی و ارتباط با چهره‌هایی چون علی شریعتی، مرتضی مطهری، غلامرضا اسدی و دیگر کنشگران مذهبی و فرهنگی نشان می‌دهد که فعالیت‌ها صرفاً به منبر و سخنرانی محدود نبود بلکه در قالب حلقه‌هایی از گفت‌وگو و تعامل فکری گسترش می‌یافت.

در نگاه ساواک خطر تنها در سخنرانی‌های عمومی خلاصه نمی‌شد؛ بلکه در پیوندها و شبکه‌هایی نهفته بود که افراد و محافل را به یکدیگر متصل می‌کرد. خانه‌ای که محل بحث و گعده و شبکه‌سازی باشد، از منظر امنیتی به «کانون» تبدیل می‌شد. از همین رو، گزارش‌ها تنها به محتوای سخنرانی‌ها نمی‌پرداختند، بلکه رفت‌وآمدها، ارتباطات، دوستی‌ها، حلقه‌های ارتباطی و حتی جزئیات دیدارها را نیز ثبت می‌کردند.

این اسناد نشان می‌دهد که آیت‌الله خامنه‌ای در آن سال‌ها صرفاً یک واعظ نبود، بلکه نقشی فعال در شبکه‌سازی فکری و اجتماعی ایفا می‌کرد و ساواک از این موضوع احساس خطر می‌کرد. او میان حوزه، دانشگاه، مسجد و محافل روشنفکری پیوند برقرار می‌ساخت و همین ظرفیت پیونددهنده، برای رژیمی که از ارتباط نیروهای مذهبی بیم داشت، نگران کننده بود در نگاه دستگاه امنیتی او نه یک فرد منفرد، بلکه بخشی از شبکه‌ای تأثیرگذار بود که می‌توانست پیام اعتراض را منتقل و تکثیر کند.

گزارش‌های مربوط به جلسات هفتگی سیاسی در منزل و دیدارها در خانه‌ی محمدتقی شریعتی، مؤید آن است که این گردهمایی‌ها صرفاً دیدارهای دوستانه نبود، بلکه محافلی برای تبادل نظر درباره‌ی مبارزه و آینده‌ی نهضت به شمار می‌آمد. بر اساس یکی از این گزارش‌ها به تاریخ ۱۴ شهریور ۵۱ در این دورهمی صحبت از محاکمه مهدی رضایی شده و آیت‌الله خامنه‌ای استدلالات دادستانی را غلط و جوان‌های این مملکت را «شهید واقعی» نامیده است بر مبنای همین گزارشات آیت‌الله خامنه ای در این جلسات غالباً نقش محوری داشت؛ نه صرفاً به عنوان مهمان، بلکه به مثابه محور یک حلقه‌ی فکری و سیاسی.

کتاب، منبر و شبکه‌ی ارتباطی؛ گفتمان‌های آگاهی‌بخش رهبری

پرده پنجم: کتاب جزوه و «اوراق مضره»

بخش پنجم از این مجموعه اسناد به حساسیت دستگاه امنیتی نسبت به آثار مکتوب و انتشار اندیشه اختصاص دارد. گزارش‌های مربوط به پخش اعلامیه‌ها و اوراق مضره نشان می‌دهد که در نگاه مأموران، تنها منبر و سخنرانی موجب نگرانی نبود؛ بلکه اعلامیه، جزوه، کتاب و حتی گفت‌وگوهای خانگی نیز می‌توانست یکی از حلقه‌های زنجیره‌ی گسترش اعتراضات باشد.

این اسناد، وجه دیگری از فعالیت‌های سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای را آشکار می‌سازد. در این اسناد از ایشان به عنوان روحانی‌ای با سابقه‌ی سیاسی و مذهبی یاد شده و حتی به کتاب «آینده در قلمرو اسلام» اشاره شده است. این نکته نشان می‌دهد که فعالیت ایشان تنها به وعظ و منبر محدود نبود، بلکه در عرصه‌ی تألیف و تولید اندیشه نیز حضوری فعال داشت.

گزارش‌های مرتبط با توزیع اوراق و اعلامیه‌ها، بیانگر آن است که حکومت نسبت به انتشار اندیشه نیز حساسیت جدی داشت. در فضای آن سال‌ها، متن مکتوب یکی از مهمترین ابزارهای انتقال اندیشه به شمار می‌آمد. اگر منبر مخاطبان حاضر را در برمی‌گرفت کتاب و جزوه می‌توانستند پیام را تکثیر کرده و آن را در میان طیف گسترده‌تری از مخاطبان منتشر سازند. از این رو فعالیت‌های فکری آیت‌الله خامنه ای در قالب تألیف کتاب در نگاه دستگاه امنیتی بخشی از همان کنش دینی معترض تلقی می‌شد که باید تحت کنترل قرار گیرد و از همین رو بود که کتاب، جزوه و اعلامیه نیز در اسناد امنیتی همانند سخنرانی و منبر به عنوان موضوعی قابل پیگیری ثبت شده‌اند.

بر همین اساس می‌توان سه عرصه مکمل از فعالیت‌های آیت‌الله خامنه‌ای را در این دوره مشاهده کرد: منبر، قلم و شبکه‌ی ارتباطات اجتماعی این سه حوزه در کنار یکدیگر می‌توانستند امکان تبیین و گسترش نهضت را فراهم سازند.

آغازین روزهای یک شخصیت بزرگ

اما مهم‌ترین چیزی که از دل این اسناد برمی‌خیزد، تصویر روحانی جوانی است که در آغاز مسیری پرفراز و نشیب است مسیر خود را آگاهانه برگزیده و هویت فکری و مبارزاتی خویش را شکل داده است. نقل قول از شهید مرتضی مطهری درباره‌ی ایشان در فروردین ماه ۱۳۵۳ مبنی بر اینکه «سید علی خامنه‌ای از نمونه‌های ارزنده ماست که برای آینده موجب امیدواری است» اثباتی است بر اینکه آیت‌الله خامنه‌ای در میان نیروهای فکری و مذهبی آن دوره جایگاهی جدی و حائز اهمیت داشته است.

تبعیدهای پیاپی به ایرانشهر و جیرفت، تعطیلی نماز جماعت در مشهد، استمرار سفرها و سخنرانی‌ها در شهرهای مختلف و حضور فعال در شبکه‌های مذهبی و فکری، همگی نشان می‌دهد که محدودیت‌ها نه تنها او را از میدان خارج نکرد، بلکه او را در این راه مصمم‌تر ساخت تا هرگاه که راهی بسته می‌شد، مسیر دیگری برای تداوم کنش دینی و اجتماعی بیابد.

سید علی خامنه‌ای در کنار روحانی بودن، اهل ارتباط سخنرانی تأمل نوشتن و شبکه‌سازی است. همین ویژگی‌هاست که حساسیت دستگاه امنیتی را بر می‌انگیزد؛ زیرا چنین چهره‌هایی فقط سخن نمی‌گویند، بلکه مخاطب می‌سازند؛ اندیشه را منتقل می‌کنند و نسل تازه ای را تربیت می‌کنند.

این اسناد در واقع تصویری از «شدن» را ثبت کرده‌اند؛ شدن روحانی‌ای که در متن بازداشت مراقبت محکمه محدودیت و پرونده‌سازی تجربه اندوخت و هویت مبارزاتی خود را شکل داد. آیت‌الله خامنه‌ای در این مجموعه تنها یک خطیب پرشور نیست؛ او در حال خلق یک شخصیت ملی و بین‌المللی است؛ شخصیتی تاریخی که پرده‌های نخست آن در منبرهای مشهد ساخته شد و با شهادتش در ۹ اسفند ۱۴۰۴ به یک شاهکار ماندگار بدل شد.

آخرین پرده

سند نامه‌ی این شماره، پرونده‌ای درباره‌ی رهبر شهید نیست؛ گواهی است درباره‌ی تقابل دین و قدرت در سال‌های پایانی حکومت پهلوی از یک سو دستگاهی دیده می‌شود که با ابزارهای امنیتی و قضایی می‌کوشد صداهای دینی منتقد را محدود کند؛ و از سوی دیگر روحانی جوانی قرار دارد که با منبر، کتاب جلسه، تفسیر، اعلامیه و شبکه‌ی ارتباطی به تبیین یک گفتمان آگاهی‌بخش می‌پردازد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها