به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بهتازگی انتشارات مون سفرنامه جدید منصور ضابطیان را با نام «کافه پولونیا» عرضه کرده که در آن نویسنده مخاطب را به ورشو، پایتخت لهستان، میبرد؛ شهری که به روایت نویسنده، هنوز نشانههای جنگ جهانی دوم را در گوشهوکنار خود حفظ کرده و خاطره رنجهای تاریخی را در حافظه جمعی مردمش زنده نگه داشته است. ضابطیان در این کتاب تلاش کرده با روایت مشاهدات خود، پیوندی میان تاریخ، سفر و تجربههای انسانی برقرار کند.

«کافه پولونیا» علاوه بر روایت سفر به لهستان، به سرگذشت لهستانیهایی نیز میپردازد که در جریان جنگ جهانی دوم از مسیرهای دشوار به ایران رسیدند. نویسنده با مرور بخشی از این خاطرات، تصویری از مهاجرت، آوارگی و تلاش برای بقا ارائه میدهد؛ تجربهای که در آن، انسانها ناچار بودند میان دشواریهای زندگی و زنده ماندن یکی را انتخاب کنند.
انتشار این کتاب بهانهای شد تا نگاهی اجمالی به سفرنامههای منصور ضابطیان، سفرنامهنویس محبوب کشورمان داشته باشیم، سفرنامهنویسی که از «مارک و پلو» تا «کافه پولونیا» با نگاهی انسانمحور از سفر به عنوان ابزاری برای معرفی فرهنگ، تاریخ و ادبیات کشورهای مختلف به فارسیزبانان استفاده کرده است.
آغاز سفر با «مارک و پلو»
نخستین سفرنامه منصور ضابطیان، سال ۱۳۸۸ و زمانی منتشر شد که هنوز سفرنامهنویسی معاصر در ایران رونق نداشت. این سفرنامه مجموعه سفرهای ضابطیان را به کشورهای مختلف از جمله فرانسه، ایتالیا، هند، اسپانیا، آمریکا و چند مقصد دیگر دربردارد و در مدت کوتاهی توانسته به یکی از پرفروشترین سفرنامههای معاصر ایران تبدیل شود.

در پیشگفتار اثر، منصور ضابطیان از چگونگی علاقه خود به سفر و دلیل نوشتن کتاب این کتاب سخن گفته و بعد از این محتوای اصلی اثر در هشت قسمت تدوین شده که در هر کدام به گوشهای از جهان، از کره جنوبی تا ایالات متحده آمریکا پرداخته است.
ادامه سفر با «مارک دو پلو»
موفقیت گسترده «مارک و پلو» باعث شد ضابطیان سال ۱۳۹۱ مجموعه دیگری با عنوان «مارک دو پلو» منتشر کند؛ در این کتاب، نویسنده همچنان همان لحن صمیمی و شوخطبعانه را حفظ میکند، اما نگاهش به جهان عمیقتر شده است.

در این اثر، علاوه بر روایت جذاب سفرها، توجه بیشتری به تفاوتهای فرهنگی و سبک زندگی ملتها دیده میشود. ضابطیان تلاش میکند توضیح دهد که چگونه عادتهای روزمره مردم یک کشور میتواند تصویری روشن از ساختار اجتماعی و فرهنگی آن جامعه ارائه دهد.
«سباستین» و سفر به کوبا
«سباستین» که سال ۱۳۹۴ منتشر شده، حاصل سفر ضابطیان به کوباست؛ کشوری که برای بسیاری از ایرانیان سرشار از رمز و رازهای تاریخی و سیاسی است. ضابطیان در این اثر از خیابانهای هاوانا، خودروهای قدیمی، فرهنگ آمریکای لاتین و تأثیر انقلاب کوبا بر زندگی مردم سخن میگوید و خواننده را به سفری متفاوت در یکی از خاصترین کشورهای جهان میبرد.

ضابطیان خاطرات سفرش را به گونهای تعریف میکند که گویی مخاطب همراهش است. او از پیرزنی حرف میزند که او را در تمام سفر سباستین مینامد، از تأثیر کمونیسم بر سرنوشت این کشور و اسکاچهایی که از دهه هفتاد میلادی موجودند و از رستوران تپلی که مردی ایرانی در کوبا اداره میکند.
سفر به جهان عرب با «چای نعنا»
«چای نعنا» که سال ۱۳۹۷ منتشر شده، حاصل سفرهای ضابطیان به کشورهای عربی شمال آفریقا و خاورمیانه است؛ مناطقی که برای بسیاری از ایرانیان کمتر شناختهشدهاند.

در این کتاب، بازارها، کافهها، خیابانها، موسیقی، غذاها و آداب اجتماعی کشورهای مختلف با جزئیات جذاب توصیف شدهاند و خواننده احساس میکند همراه نویسنده در کوچههای مراکش، تونس یا دیگر شهرهای عربی قدم میزند.
سفر به کشورهای فارسیزبان در «بیزمستان»
ضابطیان در «بیزمستان» که سال ۱۳۹۸ منتشر کرده به روایت سفر خود به تاجیکستان، آذربایجان و گرجستان پرداخته است. بی زمستان یعنی بهار تابستان و پاییز. بهار و نوروز برای تاجیکستان، تابستان برای آذربایجان و پاییز از آن گرجستان است.

نویسنده تجربه شیرین سفر خویش به این سه کشور را در بی زمستان برای عاشقان سفر به نگارش درآورده و تصاویر نیز این سفرنامه را همراهی میکند.
«موآ» و روایت سفر به ویتنام
«موآ» که سال ۱۴۰۰ منتشر شده از جمله کتابهایی است که وجه ماجراجویانه سفرهای ضابطیان را پررنگتر میکند. ضابطیان در این سفرنامه به شرح دقیق تجربیات و مشاهدات خود از مردم ویتنام و محیط زندگیشان پرداخته و تلاش کرده زیباترین و واقعیترین تصویر از این کشور را با نثری روان و جذاب به ما ارائه کند.

ویتنام، کشوری که نامش برای ما با جنگ گره خورده و آنچه از این کشور میدانیم محدود به فیلمهایی است که با موضوع جنگ ویتنام دیدهایم. این کتاب فرصتی است که به درک و شناخت بهتری نسبت به این کشور شرقی و دور از خودمان دست بیابیم.
سفر به کانادا، کشور «نوشابه زرد»
سفرنامه ضابطیان که سال ۱۴۰۲ قبل از کافه پولونیا منتشر شد، «نوشابه زرد» درباره سفر به کاناداست و ضابطیان درباره آن گفته است: «وقتی نسل ما بچه بود، کانادا برایش بیشتر از یک نوشابه پرتقالی خوشمزه بود که با وقوع انقلاب دیگر پیدا نمیشد. ما کانادا را کمتر به عنوان یک کشور مهم و مستقل میشناختیم. من اما وضعیتم فرق میکرد. پدرم یک پسردایی داشت که چند سال قبل از به دنیا آمدن من رفته بود به مونترال و آنجا پزشک شده بود. من هیچوقت او را ندیدم اما هر از چند وقتی یک نامه توی حیاط خانهمان می افتاد که رویش یک تمبر زیبا بود. در ذهن من کانادا سرزمین تمبرهای زیبا بود. آن ها را از روی پاکت نامه میکندم و توی آلبوم تمبر میگذاشتم و میشد مایه پز دادن به دوستان و هم کلاسها. من تنها کسی بودم که توی آلبوم تمبرم تمبرهای کانادایی داشتم.

سالها گذشت و ما همپای تاریخ پیش آمدیم. انقلاب شد، جنگ شد، جنگ تمام شد و حالا وقت آن بود که جهان را بیشتر بشناسیم. کانادا آرام آرام در اطلاعات تاریخی و جغرافیایی ما وارد شد و آرام آرام مقصدی شد برای ایرانیانی که شرایط زندگی در کشورشان را بر نمیتافتند...»
ضابطیان در تمام سفرنامههای خود از زبان روان و طنز استفاده کرده و راز محبوبیت این نویسنده برخورداری از ارزش ادبی در کنار صمیمیت روایتهایش است.
بسیاری از آثار او با عکسهایی همراه شدهاند که مکمل روایت مکتوب هستند؛ این عکسها صرفاً جنبه تزئینی ندارند، بلکه بخشی از جهان روایی نویسنده را تشکیل میدهند و مخاطب از طریق آنها میتواند فضاهایی را ببیند که در متن توصیف شدهاند و ارتباط عمیقتری با روایت برقرار کند. این تلفیق متن و تصویر، یکی از ویژگیهای شاخص آثار اخیر او به شمار میرود.
مرور کارنامه ضابطیان به ما نشان میدهد که برای او انسان مهمتر از جغرافیاست و همواره برای او انسان و تجربه زیستهاش در مرکز روایت قرار دارد. میتوان گفت این کتابها درباره خود سفر نیستند بلکه درباره زندگیاند و میتوان ضابطیان را راوی صادق زندگی نامید.
نظر شما