به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «شرح اسم» تالیف هدایتالله بهبودی اثری پژوهشی و مستند درباره زندگی آیتالله سید علی خامنهای از دوران کودکی تا سال ۱۳۵۷ است. مولف با بهرهگیری از اسناد تاریخی، خاطرات، مصاحبهها و منابع معتبر، تلاش کرده تصویری دقیق از شکلگیری شخصیت علمی، مذهبی و سیاسی ایشان ارائه دهد. در این کتاب، موضوعاتی مانند خانواده، تحصیلات حوزوی، آشنایی با اندیشههای اسلامی، فعالیتهای فرهنگی، مبارزات سیاسی علیه حکومت پهلوی، زندان، تبعید و نقش ایشان در جریان انقلاب اسلامی بررسی شده است.
سبک نگارش کتاب روان و مستند است و مولف از بیان اغراقآمیز پرهیز کرده و کوشیده روایت خود را بر پایه شواهد و مدارک استوار کند. «شرح اسم» علاوه بر شرح زندگی یک شخصیت سیاسی و مذهبی، بخشی از فضای اجتماعی و سیاسی ایران در دهههای منتهی به انقلاب را نیز به تصویر میکشد و به همین دلیل برای علاقهمندان به تاریخ معاصر ایران منبعی قابل توجه به شمار میرود. این کتاب از سوی پژوهشگران بهعنوان یکی از آثار مهم در حوزه زندگینامهنگاری مستند شناخته میشود و مطالعه آن میتواند به درک بهتر رویدادهای تاریخی و زمینههای شکلگیری انقلاب اسلامی کمک کند.
در گزارش زیر به برخی فعالیتهای آیتالله خامنهای در دهه محرم سال ۱۳۴۸ اشاره شده است که او به عنوان روحانی جوان و دلبسته به امام خمینی(ره) در مساجد تهران حاضر شده و با سخنانی که به گزارش مامور ساواک کنایه آمیز به حکومت پهلوی است، جسارت خود را در انتقاد از اوضاع زمانه نشان داده است.
محرم ۱۳۹۰ (۱۳۴۸ش)
اقامت آقای خامنهای در مشهد دو ماه و اندی به درازا کشید و بار دیگر در اسفندماه راهی تهران شد. ماه محرم رسیده بود. ۱۸ اسفند مصادف با اول ماه بود. دستگاه امنیتی زمانی متوجه حضور او در پایتخت شد که روز بیستم اسفند/ سوم محرم در مسجد ابراهیم خلیل برای حاضران سخن رانده بود. بنابر آنچه گزارشگر ساواک مینویسد او به مدت ده روز (دهه اول) از طرف جوانان و عزاداران حسینی برای ایراد سخنرانی از مشهد به تهران دعوت شده بود. آن شب حدود ۱۵۰ نفر در این مسجد شهریری جمع بودند. آقای خامنهای توحید را مبنای سخنان خود قرار داد. سپس درباره غربزدگی و مصادیق آن گفت. وی در بیان فشردهای از تاریخ صدر اسلام به چگونگی گسترش اسلام اشاره کرد و با ذکر نمونه، از هجرت مسلمانان به حبشه گفت: این که این مهاجران، با انگیزه توانستند در قلب نجاشی، پادشاه حبشه، نفوذ کنند. نجاشی با تمام افرادش مسلمان شدند و دین خدا رواج پیدا کرد... یک پادشاه عادل و عاقل که به نفع مملکتش کار کند شخص مفیدی میتواند باشد و نجاشی از آن جمله بود.
امام جماعت مسجد ابراهیم خلیل، سیدابوالقاسم موسوی همدانی بود. وی از حامیان نهضت امام خمینی در شهر ری و آن سال چهارمین سال از گشایش این مسجد و امامت او بود. موسوی همدانی میگوید: «قرار بود آقای هاشمی رفسنجانی دو دهه از محرم را در این مسجد سخنرانی کند. نتوانست. آقای هاشمی گفت کسی را بهتر از خودم معرفی میکنم؛ از آقای خامنهای اسم برد. یادم میآید میخواستند ازش التزام بگیرند که دوروبر سیاست نگردد، اما سخنرانیاش در جهت انقلاب بود.»

از سخنرانی چهارم محرم گزارشی در دست نیست، اما بیست و دوم اسفند/ پنجم محرم سخنان او درباره آزادی در اسلام بود. وی مختصات آزادی را در اسلام توضیح داد و گفت: آنچه از این مقوله در برخی از کشورها وجود دارد، فقط عزای آن است؛ یک اسم تو خالی. «کشورها و ملتها رابه صورت بنده [و] و مستعمره درآورده [اند] عدهای از کشورهایی که هم در صورت ظاهر از بندهغای استعمار گریختهاند، ولی در حقیقت مستعمره میباشند.» آن شب تعداد حاضران در مسجد ۳۵۰ نفر بود.
شمار مستمعین روز بعد (ششم محرم) به حدود ۴۵۰ نفر رسید. منبع ساواک که سخنان آقای خامنهای را در پنجم محرم «حاوی گوشه [و کنایه] دانسته بود، این بار نوشت که «سخنان مزبور جنبه تبلیغات و سوء داشت.» سخنران، درباره جهاد مسلمانان در صدر اسلام حرف زد و خطاب به حاضران گفت: «آیا شما حاضرید که که یک سیلی یا یک باتوم برای اسلام بخورید و یا یک روز به خاطر اسلام مغازه خود را ببندید؟»
او در بخش دیگری از منبر خود اظهار داشت: «کارهای خدا مانند وزارتخانه نیست که زورمندان و قلدران و رشوه دهندگان و پارتی داران مقدم باشند و یا مانند اداره آگاهی و شهربانی نیست که راپرت بگیرند و برای بندگان خدا حکم نمایند.» او در پایان سخنرانی «در دعا اظهار کرد که خدا توفیق شهادت و جهاد برای اسلام را به ما عنایت نماید.»
نظر شما