شنبه ۶ تیر ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۲
دعوت دیگران در تعهد به هنجارهای اجتماعی

عدم‌تقارن در شروط، هنجارهای ابراز، و ارزش‌مندی آن‌ها برای روابط انسانی نامتقارن‌اند. شروطی که بر حسب آن‌ها قدردانی و رنجش مناسب‌اند، متقارن نیستند: برای استحقاق قدردانی، تبحر اولیه فاعل در ساحت مدنظر کافی است اما برای استحقاق رنجش، قابلیت جامع او نیاز است.

سرویس دین‌واندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) رضا دستجردی: «روان‌شناسی اخلاقی قدردانی» به‌قلم رابرت رابرتس و دنیل تلک با ترجمه محمد حیدرپور و یاسر پوراسماعیل از تازه‌های مجموعه «از منظر اخلاقی» انتشارات کرگدن است. مولفان بر این باورند که در زندگی روزمره و حرفه‌ای، شاهد ابراز قدردانی‌های فراوانی هستیم. بیشتر دستاوردهای ما با کمک دیگران حاصل می‌شود و ما برای خیرخواهی دیگران ارزش قائل‌ایم و وقتی دریافت‌کنندۀ آن هستیم، پاسخ عاطفی ما اغلب قدردانی است. رابرتس . تلک با این مقدمه، پرسش‌هایی مطرح می‌کنند از این قرار که آیا با این وجود، ملزم به جبران خیرخواهی دیگران در قالب قدردانی هستیم؟ اگر هستیم، دِین ما به آنان چگونه دِینی است؟ آیا قدردانی کردن مستلزم این است که فردِ خیرخواه درواقع قصد داشته باشد به من سود برساند؟ آیا تفاوتی بین احساس قدردانی و کنش ناشی از قدردانی وجود دارد؟ آیا پیش‌شرط قدردان بودن من از دیگری این است که به او احترام بگذارم؟ آیا ما نوع خاصی از قدردانی را به کسانی که هویت ما را شکل داده‌اند مدیون‌ایم؟ کتاب برخی از جدیدترین تحقیقات را در مورد قدردانی، از حوزه‌هایی چون فلسفه و علوم ذهنی و روان‌شناسی، در مقابل خواننده قرار می‌دهد. از محمد حیدرپور دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد «هیوم؛ راهنمایی برای سرگشتگان» نیز به چاپ رسیده است.

دعوت دیگران در تعهد به هنجارهای اجتماعی
محمد حیدرپور

هسته اصلی بحث فلسفی در خصوص سرشت قدردانی چیست؟

قدردانی، طبق فهم متعارف، واکنشی میان‌فردی است به خیرخواهی نیکوکار به‌دلیل کار نافع یا نیک او. وجه عمده بحث فلسفی درباره قدردانی را می‌توان خیرخواهی یا اراده نیک نیکوکار دانست.

جایگاه سه‌گانه عاطفه فضیلت دِین در کتاب کجاست؟

نظریه‌های متفاوتی درباره ابعاد گوناگون قدردانی در سنت نوشته‌های موجود مطرح شده است؛ اما اگر بخواهیم مجموعۀ مرکزی مسائلی را بیابیم که این نظریه‌ها در واکنش به آن مجموعه شکل گرفته است، می‌توانیم از سه‌گانه عاطفه‌ـ‌فضیلت‌ـ‌دِین یاد کنیم. قدردانی به‌مثابۀ عاطفه‌ای مثبت یا فضیلت یا وظیفه مورد پژوهش قرار گرفته است.

آیا قدردانی پدیده‌ای صرفاً عاطفی است؟

شاید بتوان از نوعی از قدردانی سخن گفت که عاطفی و حتی انگیزشی نباشد؛ مثال بارز این نوع از قدردانی وقتی رخ می‌دهد که شخص باور دارد نیکوکار به‌نحوی خیرخواهانه در حق او نیکی کرده است، اما هنوز وجوه عاطفی و انگیزشی آن در او فعال نشده است.

دعوت دیگران در تعهد به هنجارهای اجتماعی

فکر می‌کنید فاعل همواره دلیل کافی برای پاسخ متقابل قدرشناسانه به نیکوکار را دارد؟

فعل واحد گاهی می‌تواند به‌دلایل متعددی انجام شود. اگر در شرایط پیش روی فاعل عملی وجود داشته باشد که بتواند آن را هم بر اساس دلایل قدرشناسانه انجام دهد، هم بر اساس دلایل عاشقانه، و دلایل عاشقانه مطلوبیت بیشتر اخلاقی داشته باشد، آن‌گاه فاعل بر اساس کدام نوع از دلایل باید عمل کند؟ اگر او بر اساس دلایل قدرشناسانه عمل کند، آیا عملش اخلاقاً شایسته تحسین است؟ شاید پاسخ به این پرسش‌ها چندان ساده نباشد.

به‌باور شما، چرا نیکوکاران حق مطالبه قدردانی از منتفع‌شونده را ندارند؟

در پاسخ به این پرسش، بحث شده است که اولاً نیکوکار می‌تواند توقع شخصی داشته باشد که منتفع‌شونده از او قدردانی کند اما فقط می‌تواند در برگزیدن هدف وسیع قدردان بودن منتفع‌شونده را جهت‌دهی کند و نمی‌تواند وسیلۀ دستیابی به آن هدف و عملی خاصی را معین کند. نیکوکار حق مطالبه قدردانی را ندارد چون طبق یک تبیین، قدردانی پاسخی به بخشش سخاوت‌مندانه است و بخشش سخاوت‌مندانه با مطالبۀ جبران ناسازگار است و حتی می‌تواند نوعی بی‌نزاکتی محسوب شود.

آیا می‌توان به‌خاطر انجام افعال حق‌گزارانه، موظف به قدردانی از کسی بود؟

طبق یک استدلال، موظف کردن فرد «الف» به قدردانی از فرد «ب» که با انجام فعلی به حقوق الف احترام گذاشته است، مستلزم آن است که از فرد «الف» حقوقش را که به‌لحاظ هنجاری اخلاق به او اعطا کرده است منع کنیم. و این سخن کاملاً نامقبول است. البته این نظر بیان نمی‌کند که نباید از چنین فرد «ب» قدردانی کرد. بنابراین می‌توان قدردانی در این موارد را مجاز یا مستحسن دانست.

قدردانی و رنجش از چه جهاتی نامتقارن‌اند؟

عدم‌تقارن در شروط، هنجارهای ابراز، و ارزش‌مندی آن‌ها برای روابط انسانی نامتقارن‌اند. شروطی که بر حسب آن‌ها قدردانی و رنجش مناسب‌اند، متقارن نیستند: برای استحقاق قدردانی، تبحر اولیه فاعل در ساحت مدنظر کافی است اما برای استحقاق رنجش، قابلیت جامع او نیاز است. در مورد هنجارهای ابراز قدردانی و رنجش، شایان توجه است که دفعات بیشتری پیش می‌آید که ما با ملاحظۀ تمام جوانب، باید ابراز قدردانی کنیم تا دفعاتی که با ملاحظۀ تمام جوانب باید ابراز رنجش کنیم چون رنجش به لحاظ عقلانی جنبۀ اختیاری بیشتری دارد. قدردانی ارزش ذاتی بیشتری دارد نسبت به رنجش.

نقش قدردانی درون شبکه عقلانی وسیع‌تر نگرش‌های واکنشی چیست؟

قدردانی می‌تواند نقش اجتماعی مهمی در دعوت دیگران برای مشارکت در تعهد به هنجارهای اجتماعی و تعهد به وظایف ما نسبت به دیگران ایفا کند؛ چراکه قدردانی همانند رنجش، بخشی محوری از الگوهای عقلانی میان‌شخصی مربوط به نگرش‌های واکنشی است که جامعۀ اخلاقی، هنجارهای آن، و عضویت ما در آن را پایه‌گذاری می‌کند.

دعوت دیگران در تعهد به هنجارهای اجتماعی

چگونه می‌توان میان علم عصب‌شناسی اجتماعی و روان‌شناسی اجتماعی با قدردانی ارتباط برقرار کرد؟

به‌لحاظ تجربی می‌توان روندهای عصبی و فیزیولوژیک را مشخص کرد که دریافت نیکی از نیکوکار در تطابق با آن‌ها باشد. منتفع‌شوندۀ قدرشناس نیکی را دریافت کرده است و به‌خاطر آن احساس شادی دارد و نه احساس گناه، و همچنین احساس می‌کند به او لطف شده است نه اینکه محق باشد. طبق مدلی طراحی‌شده، سیستم‌های عصبی تجربۀ قدردانی را تأیید می‌کنند و شاید بتوان با اثرگذاری بر مغز، قدردانی را در جامعه افزایش داد. بر اساس یک تقریر از روان‌شناسی اجتماعی، افراد رفته‌رفته با گذشت دهه‌های عمرشان، ارزش و قدر وابستگی متقابل خود به دیگران را به‌نحو عمیق‌تر درک می‌کنند و درمی‌یابند زندگی و هویت‌شان چقدر با زندگی و هویت دیگران در هم پیچیده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها