سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - کوروش دیباج: در منظومه آیینهای سوگواری شیعی در ایران، «شام غریبان» یکی از معدود مناسکی است که بهجای تمرکز بر بازنمایی حماسه، بر تجربه زیسته فقدان و تنهایی استوار است؛ آیینی که در آن، روایت تاریخی واقعه کربلا از سطح بازگویی رخداد، به سطحی از ادراک جمعی و عاطفی ارتقا مییابد. در این میان، اصفهان بهعنوان یکی از کانونهای مهم شکلگیری و تثبیت آیینهای مذهبی در ایران، جایگاهی ویژه در تاریخ تطور این مراسم دارد؛ شهری که ساختار کالبدی، شبکه محلات، و حافظه تاریخی آن، بستر شکلگیری لایههای پیچیدهای از مناسک محرم، بهویژه شام غریبان، بوده است.
بررسی منابع مکتوب، از گزارشهای تاریخی دوره صفوی تا سفرنامههای اروپایی و متون دوره قاجار، نشان میدهد که شام غریبان در اصفهان نه یک آیین ایستا، بلکه یک پدیده تاریخی پویا بوده است که در هر دوره، متناسب با شرایط اجتماعی، سیاسی و شهری، صورتبندی تازهای یافته است. این آیین در گذر زمان، از سوگواریهای پراکنده محلهای به یک نظام آیینی شهری تبدیل شده و در این فرآیند، عناصر نمادینی همچون نور شمع، تاریکی کوچهها و حرکت جمعی، به زبان مشترک سوگ در شهر بدل شدهاند؛ زبانی که هم در متون تاریخی قابل ردگیری است و هم در حافظه فرهنگی شهر تداوم یافته است.
در چنین بستری، واکاوی شام غریبان در اصفهان، صرفاً مطالعه یک مناسک مذهبی نیست، بلکه نوعی بازخوانی تاریخ اجتماعی شهر از خلال آیینها و متون مکتوب به شمار میرود؛ بازخوانیای که نشان میدهد چگونه سوگ، در تعامل میان قدرت، مردم و فضاهای شهری، به یک ساختار فرهنگی پایدار تبدیل شده است. در همین چارچوب، گفتوگوی پیشرو با الهه رضایی، نویسنده و مدیر دفتر تخصصی فرهنگ عامه اصفهان، تلاشی است برای فهم لایههای تاریخی، متنی و اجتماعی این آیین و جایگاه آن در حافظه فرهنگی اصفهان، بر اساس دادههای مستند و رویکرد پژوهشی فرهنگ عامه.

اگر بخواهیم از منظر تاریخپژوهی و بر پایه منابع مکتوب، به آیین شام غریبان در اصفهان نگاه کنیم، نخستین نشانههای قابل استناد آن به چه دورهای بازمیگردد و این آیین در آغاز چگونه تعریف میشده است؟
برای پاسخ دقیق به این پرسش باید میان «ریشههای سوگواری پس از عاشورا» و «شکل تثبیتشده آیین شام غریبان» تفکیک قائل شویم. سوگواری برای شهدای کربلا از همان سدههای اولیه اسلامی وجود داشته، اما آنچه ما امروز به عنوان شام غریبان میشناسیم، محصول یک فرآیند تاریخی چندلایه است که در ایران، بهویژه از دوره تیموری و سپس صفوی، به تدریج صورتبندی آیینی پیدا کرده است.
در اصفهان، نخستین اشارات قابل اتکا را باید در دوره صفوی جستوجو کرد؛ زمانی که با رسمی شدن تشیع، آیینهای محرم از حالت پراکنده به ساختارهای شهری و حکومتی نزدیک میشوند. منابعی مانند گزارشهای درباری و همچنین سفرنامههایی چون شاردن، به برگزاری مراسم سوگواری شبانه پس از عاشورا اشاره دارند، هرچند اصطلاح «شام غریبان» در آن دوره هنوز به شکل کاملاً تثبیتشده امروزی به کار نمیرفته است.
نکته مهم این است که در این دوره، سوگواری شب یازدهم محرم بیشتر با محوریت «روایت اسارت و غربت اهل بیت» شکل میگیرد و عنصر «روشناییهای کمجان، شمع و فضای تاریک» به تدریج وارد ساختار آیین میشود؛ عناصری که بعدها به هویت بصری شام غریبان در اصفهان تبدیل میشوند.
نقش دوره صفوی در تثبیت این آیین در اصفهان را چگونه میتوان تحلیل کرد؟ آیا میتوان گفت شام غریبان در این دوره از یک سوگواری ساده به یک آیین شهری تبدیل میشود؟
دقیقاً همینطور است. اصفهان در دوره صفوی، یک «شهر آیینی» است؛ یعنی ساختار شهری آن با مناسک مذهبی درهم تنیده شده است. میدانها، تکایا، و حتی مسیرهای حرکت دستهها، بخشی از سازماندهی آیینی شهر هستند.
در این دوره، سوگواری محرم از فضای خانگی و محدود، به فضای عمومی شهر منتقل میشود. شام غریبان نیز در همین بستر، از یک سوگ خانوادگی یا محلهای به یک آیین جمعی شهری تبدیل میشود. منابع مکتوب نشان میدهند که پس از غروب روز عاشورا، حرکتهای جمعی به سمت فضاهای نیمهتاریک و خلوتتر آغاز میشده و مردم با شمع و چراغهای کوچک در کوچهها حضور پیدا میکردند.
نکته مهم در این دوره، پیوند میان «قدرت سیاسی» و «آیین سوگواری» است. حکومت صفوی با حمایت از این مراسم، در واقع نوعی انسجام اجتماعی حول محور تشیع ایجاد میکند. شام غریبان در اینجا فقط یک مراسم عاطفی نیست، بلکه بخشی از سیاست فرهنگی دولت نیز محسوب میشود.

در منابع دوره قاجار، بهویژه سفرنامهها و گزارشهای خارجی، چه تصویری از شام غریبان اصفهان ارائه شده و این تصویر چه تفاوتی با دوره صفوی دارد؟
در دوره قاجار، ما با یک تغییر مهم مواجه هستیم: «تفکیک بیشتر میان آیین رسمی و آیین مردمی». سفرنامهنویسانی که از اصفهان بازدید کردهاند، مانند برخی دیپلماتها و سیاحان اروپایی، بیشتر به جنبههای بصری و احساسی شام غریبان توجه کردهاند.
در این منابع، شام غریبان اصفهان به عنوان شبی توصیف میشود که شهر در تاریکی فرو میرود و تنها نور شمعها در کوچهها دیده میشود. این تصویر بسیار مهم است، زیرا نشان میدهد که عنصر «نور کم» به تدریج به یک زبان نمادین تبدیل شده است؛ زبانی برای بیان فقدان.
در مقایسه با دوره صفوی، در دوره قاجار ما شاهد کاهش نقش دربار و افزایش نقش محلات و هیئتهای مستقل هستیم. این تغییر باعث میشود شام غریبان بیشتر مردمی شود و از کنترل مستقیم قدرت سیاسی فاصله بگیرد. در نتیجه، تنوع در اجراها نیز افزایش پیدا میکند.
از منظر فرهنگ عامه، چه تفاوتی میان شام غریبان در اصفهان و سایر مناطق ایران وجود دارد؟
اصفهان در حوزه آیینهای محرم، یک ویژگی مهم دارد و آن «ساختار محلهمحور» است. در بسیاری از مناطق ایران، آیینها بیشتر در سطح شهر یا روستا به صورت یکپارچه برگزار میشوند، اما در اصفهان، محلهها نقش اصلی را دارند.
این ساختار محلهای باعث میشود شام غریبان در اصفهان، نه یک مراسم واحد، بلکه مجموعهای از اجراهای موازی باشد. هر محله، با توجه به تاریخچه، طبقه اجتماعی و حتی معماری خود، شکل خاصی از سوگواری را اجرا میکند.
از سوی دیگر، در اصفهان، پیوند میان شام غریبان و عناصر بصری شهر بسیار پررنگ است. کوچههای باریک، ساباطها، و فضاهای نیمهتاریک، خود به بخشی از صحنه آیین تبدیل میشوند. این در حالی است که در برخی مناطق دیگر، فضاهای بازتر و یکدستتر، چنین تنوعی را ایجاد نمیکنند.

در منابع مکتوب و مطالعات معاصر، چه تحولاتی در قرن اخیر در آیین شام غریبان اصفهان مشاهده میشود؟
در قرن اخیر، سه تحول اساسی در این آیین قابل مشاهده است. نخست، «نهادینه شدن هیئتها» است. هیئتهای مذهبی به عنوان ساختارهای رسمیتر، نقش سازماندهنده آیین را بر عهده گرفتهاند.
دوم، ورود ابزارهای جدید روشنایی و صوت است که به تدریج جایگزین شیوههای سنتی شدهاند. این تغییر، اگرچه از نظر کارکردی طبیعی است، اما از منظر نمادشناسی، تغییراتی در تجربه زیسته آیین ایجاد کرده است.
سوم، تغییر در الگوی مشارکت اجتماعی است. در گذشته، مشارکت تقریباً همگانی و محلهای بود، اما در دهههای اخیر، نوعی تخصصی شدن در برگزاری آیینها دیده میشود؛ به این معنا که گروههای خاصی مسئول اجرای بخشهای مختلف مراسم شدهاند.
آیا میتوان گفت شام غریبان در اصفهان صرفاً یک آیین مذهبی است یا باید آن را یک پدیده فرهنگی-اجتماعی چندلایه دانست؟
بدون تردید، نگاه صرفاً مذهبی به این آیین، ما را از درک لایههای عمیقتر آن محروم میکند. شام غریبان در اصفهان یک پدیده چندلایه است که در آن دین، فرهنگ، تاریخ، هنر و حتی سیاست به هم پیوستهاند.
از منظر مردمنگاری، این آیین نوعی «بازسازی جمعی اندوه» است. جامعه در یک شب خاص، تجربه فقدان را به صورت جمعی بازنمایی میکند. این بازنمایی نه فقط مذهبی، بلکه اجتماعی و روانی نیز هست همچنین اگر به منابع تاریخی نگاه کنیم، میبینیم که این آیین در دورههای مختلف، کارکردهای متفاوتی داشته است؛ از انسجام اجتماعی در دوره صفوی گرفته تا بازنمایی هویت محلهای در دوره قاجار و حتی نوعی حافظه فرهنگی در دوران معاصر.
نقش منابع مکتوب در بازسازی تاریخ این آیین تا چه اندازه تعیینکننده است و آیا میتوان به این منابع بهتنهایی اتکا کرد؟
منابع مکتوب بسیار مهم هستند، اما کافی نیستند. ما با دو دسته منبع مواجه هستیم: منابع رسمی و منابع غیررسمی. منابع رسمی شامل سفرنامهها، گزارشهای حکومتی و متون تاریخی است، در حالی که منابع غیررسمی شامل خاطرات شفاهی، روایتهای محلی و ادبیات عامه میشود.
مشکل اینجاست که بسیاری از منابع رسمی، نگاه بیرونی به آیین دارند و ممکن است جنبههای احساسی و درونی آن را کمتر درک کنند. از سوی دیگر، منابع شفاهی نیز ممکن است دچار تغییرات نسلی شده باشند.
بنابراین، پژوهش درباره شام غریبان در اصفهان نیازمند تلفیق این دو نوع منبع است. تنها در این صورت است که میتوان تصویری دقیقتر و چندبعدی از تاریخ این آیین ارائه داد.
با همه مواردی که به آن اشاره کردید از نظر شما مهمترین ویژگی تاریخی شام غریبان در اصفهان چیست؟
مهمترین ویژگی این آیین در اصفهان، «پیوستگی تاریخی در عین تحولپذیری» است. شام غریبان در طول قرنها تغییر کرده، اما هسته مرکزی آن یعنی بازنمایی اندوه جمعی و مفهوم غربت، حفظ شده است.
این آیین توانسته خود را با تغییرات سیاسی، اجتماعی و شهری تطبیق دهد، بدون آنکه هویت اصلی خود را از دست بدهد. همین ویژگی است که آن را به یکی از مهمترین موضوعات برای مطالعات فرهنگ عامه در ایران تبدیل میکند.
نظر شما