سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - کوروش دیباج: با فرا رسیدن عاشورای حسینی و اوجگیری آیینهای سوگواری در شهرها و روستاهای ایران، بار دیگر توجه جامعه به نقش هیئتها و مجالس عزاداری در حیات فرهنگی و اجتماعی شیعه جلب میشود. در سالهای اخیر، پژوهشهای جامعهشناختی متعددی درباره این آیینها انجام شده است؛ اما کتاب «رسانه شیعه: جامعهشناسی آیینهای سوگواری و هیئتهای مذهبی در ایران» اثر محسن حسام مظاهری از جمله آثاری است که با نگاهی تحلیلی و میانرشتهای، این پدیده را در قالب یک «رسانه تاریخی» بررسی میکند.
مظاهری که از اوایل دهه ۱۳۸۰ در حوزه مطالعات اجتماعی دین و تشیع به پژوهش و نگارش مشغول است، در این کتاب نشان میدهد که چگونه آیینهای عاشورایی در طول تاریخ کارکردهایی فراتر از یک مراسم مذهبی یافته و به ابزاری برای انتقال معنا، هویتسازی جمعی و بازنمایی فرهنگی جامعه شیعه تبدیل شدهاند.
خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در گفتوگویی با این پژوهشگر، به بررسی ابعاد مختلف این ایده، تحولات جدید در فرهنگ هیئتها، تأثیر رسانههای دیجیتال بر مناسک عاشورایی و آینده آیینهای سوگواری در جامعه ایران پرداخته است.

آقای مظاهری، پیش از ورود به بحث اصلی، برای آغاز گفتوگو لطفاً درباره حوزه مطالعاتی و پیشینه فعالیت پژوهشی خود توضیح دهید.
من از اوایل دهه ۱۳۸۰ بهطور متمرکز در حوزه مطالعات اجتماعی دین و تشیع فعالیت میکنم. تمرکز اصلی پژوهشهایم بر مطالعه آیینها و مناسک شیعی، بهویژه آیینهای عاشورایی بوده است. در این سالها تلاش کردهام با رویکردی جامعهشناسانه به این پدیده نگاه کنم؛ یعنی مناسک را نه صرفاً از منظر دینی یا تاریخی، بلکه در نسبت با تحولات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه بررسی کنم.
بخشی از پژوهشهایم به مطالعه هیئتهای مذهبی، مداحی، فرهنگ عزاداری و تحولاتی که در این حوزهها رخ داده اختصاص دارد. کتاب «رسانه شیعه» نیز در همین چارچوب نوشته شده و نخستین اثر مکتوب من در این حوزه محسوب میشود.
در کتاب «رسانه شیعه» شما هیئت و آیینهای عزاداری را نوعی رسانه تاریخی معرفی میکنید. این تعبیر دقیقاً به چه معناست؟
اگر بخواهیم فرهنگ آیینی شیعه را در یک چارچوب تاریخی بررسی کنیم، خواهیم دید که محور مرکزی آن واقعه عاشورا است. بسیاری از آیینها، مناسک و سنتهای دینی شیعی در طول تاریخ حول همین واقعه شکل گرفتهاند؛ چه در قالب زیارت و چه در قالب عزاداری.
برای شیعیان، عاشورا تنها یک رخداد تاریخی یا مذهبی نیست؛ بلکه در طول قرنها به یک نظام معنایی و فرهنگی تبدیل شده است. آیینهای عاشورایی کارکردهای متعددی داشتهاند؛ از جمله ایجاد همبستگی اجتماعی، تولید معنا، شکلدهی هویت جمعی و بازنمایی و معرفی جامعه شیعه به دیگران. به همین دلیل در کتاب از آیینهای عاشورایی بهعنوان یک «رسانه» یاد کردهام. رسانه به این معنا که این آیینها در طول تاریخ نقش انتقالدهنده پیام، روایت و معنا را ایفا کردهاند. جامعه شیعه از طریق همین مناسک توانسته روایت خود از تاریخ، هویت و ارزشهایش را بازتولید و منتقل کند.
با توجه به ظهور شبکههای اجتماعی و رسانههای دیجیتال، آیا همچنان میتوان هیئتها را رسانه مرجع جامعه شیعه دانست؟
به نظر من مسئله را نباید به صورت تقابل میان رسانههای سنتی و رسانههای دیجیتال فهمید. آیینهای عاشورایی در طول تاریخ همواره دچار تحول در فرم و شیوه اجرا بودهاند. آنچه ثابت مانده، کارکرد ارتباطی و هویتی آنهاست؛ نه لزوماً شکل ظاهریشان.
در گذشته اشکال مختلفی از آیینهای عزاداری وجود داشت؛ مانند دستههای عزاداری، مجالس خانگی، روضهخوانیها یا آیینهایی که در معابر عمومی برگزار میشدند. اصطلاح «هیئت» به معنایی که امروز به کار میبریم، در واقع پدیدهای نسبتاً متأخر است.
امروز نیز ما با شکلهای جدیدی از آیینهای مذهبی روبهرو هستیم؛ از جمله هیئتهای آنلاین، مداحی دیجیتال، پخش زنده مراسم در شبکههای اجتماعی و حتی شکلگیری فضاهای آیینی در بستر اینترنت. اینها در واقع ادامه همان کارکرد رسانهای آیینها هستند، اما در قالبهای جدید.
بنابراین نمیتوان گفت رسانههای دیجیتال جای هیئتها را گرفتهاند؛ بلکه باید گفت دایره فرمهای آیینی گستردهتر شده است.
اگر بخواهیم به تحولات دو دهه اخیر نگاه کنیم، مهمترین تغییر در هیئتهای مذهبی چه بوده است؟
مهمترین ویژگی این دوره، شتاب بالای تغییرات اجتماعی در جامعه ایران است. در سه دهه اخیر جامعه ایرانی تحولات عمیقی را تجربه کرده است؛ از جمله توسعهی شهرنشینی، تغییرات نسلی، تحول در ساختار جمعیتی، افزایش حضور زنان در عرصههای اجتماعی و ظهور سبکهای جدید زندگی شهری. این تغییرات بهطور طبیعی بر فرهنگ دینی و مناسکی نیز اثر گذاشتهاند. در نتیجه ما در دو دهه اخیر شاهد شکلگیری نسل جدیدی از مداحی، شیوههای تازه برگزاری مراسم و گونههای تازهای از آیینهای مذهبی هستیم.
نکته مهم این است که تغییر در آیینها صرفاً به معنای تغییر در فرم نیست؛ بلکه به موازات آن محتوا و نوع روایت از واقعه عاشورا نیز دستخوش تحول میشود. زیرا وقتی سبک زندگی و جهانبینی افراد تغییر میکند، فهم دینی و قرائت آنان از تاریخ و سنت نیز تغییر خواهد کرد.
برخی معتقدند که در گذشته سه رکن اصلی انتقال پیام در هیئتها منبر، روضه و مداحی بود، اما امروز عناصر دیگری مانند کلیپ، طراحی صحنه یا فعالیتهای مجازی به آن افزوده شده است. آیا این روند را باید توسعه رسانه شیعه دانست یا نوعی تغییر ماهیت؟
از منظر جامعهشناسی، چنین تغییراتی امری کاملاً طبیعی است. آیینها نمیتوانند در برابر تحولات اجتماعی ثابت و منجمد باقی بمانند. وقتی زیستجهان افراد تغییر میکند، طبیعی است که شیوههای بیان دینی و آیینی نیز تغییر کنند. نسل جوان امروز در فضایی رشد کرده که رسانههای دیجیتال بخش جداییناپذیر زندگی روزمره اوست. بنابراین انتظار اینکه الگوهای آیینی او کاملاً مشابه الگوهای چند دهه پیش باشد، انتظار واقعبینانهای نیست. به همین دلیل من این تغییرات را نه خوب و نه بد ارزیابی میکنم؛ بلکه آنها را پیامد طبیعی تحولات اجتماعی میدانم.

در کتاب شما پیوند میان آیینهای عزاداری و تحولات اجتماعی و سیاسی ایران نیز مورد توجه قرار گرفته است. آیا میتوان گفت هیئتهای مذهبی امروز خود به تولیدکننده گفتمان اجتماعی تبدیل شدهاند؟
بله، تا حدی میتوان چنین گفت. در دو دهه اخیر ما با پدیدهای روبهرو هستیم که من از آن با عنوان «تورم مناسک» یاد کردهام؛ یعنی توسعهی شتابان کمّی و کیفی آیینهای مذهبی و گسترش تقویم مناسکی.
وقتی دامنه مناسک گستردهتر میشود، به همان نسبت نقشآفرینان این حوزه نیز اهمیت بیشتری پیدا میکنند. مداحان، سخنرانان و سایر کارگزاران آیینی به تدریج به گروههایی با نفوذ اجتماعی تبدیل میشوند.
یکی از پیامدهای این روند، ارتقای جایگاه مداحان بهعنوان نوعی گروه مرجع اجتماعی است؛ گروهی که گاه فراتر از حوزه دین، در عرصههای اجتماعی و حتی سیاسی نیز اثرگذاری پیدا میکند و صاحب قدرت تولید گفتمان اجتماعی میشود.
در بحث تحول آیینها همواره مسئله «اصالت» مطرح میشود. به نظر شما مرز میان تحول طبیعی آیینها و فاصله گرفتن از سنتهای اصیل چیست؟
این پرسش تا حد زیادی به زاویه نگاه ما بستگی دارد. مثلاً اگر یک فقیه یا متکلم به این موضوع نگاه کند، یکسری معیارها و سنجهها برای ارزیابی تغییرات در اختیار دارد و اگر یک تحلیلگر اجتماعی نگاه کند، یکسری معیارها و سنجههای دیگر. از منظر اجتماعی، صحبت از «فرم اصیل» موضوعیتی ندارد. زیرا بسیاری از آنچه امروز سنتی تلقی میشود، در زمان پیدایش خود نوآورانه و حتی بدیع بوده است.
مطالعات تطبیقی آیینها بهخوبی نشان میدهد که مناسک در طول زمان دچار تغییرات فراوانی شدهاند. بنابراین از منظر جامعهشناسی نمیتوان بهسادگی از یک فرم اصیل و ثابت سخن گفت؛ بلکه باید آیینها را پدیدههایی پویا و تاریخی دانست.
اگر امروز قرار باشد فصل تازهای به کتاب «رسانه شیعه» افزوده شود، چه موضوعی را به آن اضافه میکنید؟
این کتاب در اوایل دهه ۱۳۸۰ نوشته شد؛ یعنی زمانی که بسیاری از تحولات جدید در فرهنگ مناسکی هنوز در مراحل ابتدایی خود بودند. در دو دهه گذشته تغییرات بسیار گستردهای رخ داده است؛ بهویژه در حوزه مداحی، رسانههای دیجیتال و گسترش مناسک مذهبی. من در سالهای اخیر تلاش کردهام این تحولات را در پژوهشهای بعدی خود بررسی کنم. کتاب «تورم مناسک» که اخیراً منتشر کردهام، ادامه همان پروژه پژوهشی است و میتوان آن را تکمیلکننده برخی مباحث کتاب «رسانه شیعه» دانست.
در شرایطی که نسل جدید با انبوهی از رسانههای رقیب مواجه است، هیئتها برای حفظ نقش هویتبخش خود با چه چالشهایی روبهرو هستند؟
امروز ما نه تنها با رقابت میان رسانههای مختلف، بلکه حتی با رقابت میان حوزههای مختلف مناسکی نیز روبهرو هستیم. در چنین شرایطی موفقیت هر فرم آیینی تا حد زیادی به توانایی آن در انطباق با تحولات اجتماعی بستگی دارد.
به نظر میرسد هیئتهای مذهبی تا حد زیادی توانستهاند خود را با شرایط جدید سازگار کنند. ظهور فرمهای جدید برگزاری مراسم، استفاده از فناوریهای رسانهای و گسترش دامنه مخاطبان نشان میدهد که این حوزه همچنان از ظرفیت بالایی برای نوسازی برخوردار است.
با این حال، رقابت رسانهای در آینده احتمالاً جدیتر خواهد شد؛ زیرا فناوریهای جدید همواره الگوهای تازهای از مصرف فرهنگی و دینی ایجاد میکنند.
در پایان، با توجه به تحولات اجتماعی سالهای اخیر، آیینهای عاشورایی در آینده با چه روندهایی مواجه خواهند شد؟
پیشبینی آینده در حوزه آیینها کار سادهای نیست. اگر بیست سال پیش شکلهای امروز عزاداری را توصیف میکردیم، شاید بسیاری از آنها برای مخاطبان آن زمان باورپذیر نبود. جامعه ایران اکنون در حال تجربه مجموعهای از تغییرات عمیق اجتماعی است؛ نوعی پوستاندازی فرهنگی که در حوزههای مختلف خود را نشان میدهد. در چنین شرایطی طبیعی است که فرهنگ مناسکی نیز دستخوش تحول شود.
آنچه میتوان با اطمینان گفت این است که روند تغییر در آیینهای عاشورایی ادامه خواهد داشت؛ همانگونه که در دو دهه گذشته شاهد آن بودهایم. فرمهای سنتی یا تغییر خواهند کرد یا در کنار خود فرمهای تازهای را خواهند پذیرفت.
به همین دلیل شاید مهمترین کار برای پژوهشگران این حوزه، بیش از پیشبینی آینده، شناخت روندهای در حال شکلگیری و تحلیل پیامدهای اجتماعی آنها باشد.
نظر شما