پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
عاشورا؛ از رویداد تاریخی تا اسطوره‌گونگی تمدنی

محسن الویری نوشت:‌ عاشورا حقیقتی تاریخی است، اما در تاریخ متوقف نمی‌شود. این واقعه در عین رویداد بودن، واجد ظرفیت‌های تمدنی و اسطوره‌گون نیز هست. تحلیل عاشورا در سطح تمدنی، ما را با ابعاد گسترده تأثیرگذاری آن آشنا می‌کند و نگاه اسطوره‌گون افق‌های تازه‌ای برای فهم معنا، هویت، هنر، مناسک و انسان‌شناسی عاشورایی می‌گشاید.

سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- محسن الویری، استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع)؛‌ واقعه عاشورا از معدود رخدادهایی در تاریخ بشر است که پس از گذشت بیش از چهارده قرن، نه تنها از تأثیرگذاری آن کاسته نشده، بلکه دامنه نفوذ و حضور آن در عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، هنری و معنوی روزبه‌روز گسترده‌تر شده است. درباره عاشورا هزاران کتاب، مقاله، سخنرانی و پژوهش انجام شده و هر نسل کوشیده است از منظری خاص به فهم این واقعه بزرگ نزدیک شود.

برخی عاشورا را از منظر تاریخی مطالعه کرده‌اند و کوشیده‌اند رخدادهای سال ۶۱ هجری را بازسازی کنند. گروهی از زاویه جامعه‌شناختی به تحلیل زمینه‌های اجتماعی شکل‌گیری این نهضت پرداخته‌اند. برخی دیگر از منظر روان‌شناختی، فرهنگی، تربیتی، اخلاقی یا سیاسی به آن نگریسته‌اند. همه این رویکردها ارزشمند و ضروری‌اند؛ اما پرسش اساسی این است که آیا ظرفیت‌های عاشورا در همین چارچوب‌ها قابل فهم است یا می‌توان افق‌های تازه‌تری نیز برای مطالعه آن گشود؟

به نظر می‌رسد عاشورا چنان ژرفا و گستره‌ای دارد که نمی‌توان آن را صرفاً در حد یک رویداد تاریخی محدود کرد. از این رو، دو پیشنهاد برای بازخوانی این نهضت قابل طرح است: نخست، تحلیل عاشورا در سطح تمدنی و دوم، مطالعه آن از منظر اسطوره‌گونگی.

عاشورا؛ از رویداد تاریخی تا اسطوره‌گونگی تمدنی
محسن الویری

تفاوت زاویه دید و سطح تحلیل

در علوم انسانی میان «زاویه دید» و «سطح تحلیل» تفاوت وجود دارد. زاویه دید به این معناست که یک پدیده را از چه منظری بررسی می‌کنیم؛ برای مثال از منظر تاریخ، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی یا فرهنگ‌پژوهی.

اما سطح تحلیل ناظر به گستره‌ای است که پدیده در آن مطالعه می‌شود. ممکن است یک موضوع در سطح فردی، خانوادگی، اجتماعی، ملی، منطقه‌ای، جهانی یا تمدنی مورد بررسی قرار گیرد.

بسیاری از مطالعات عاشورایی تاکنون در سطح رویداد باقی مانده‌اند؛ یعنی عاشورا به‌عنوان یک حادثه تاریخی در زمان و مکان معین بررسی شده است. در این رویکرد، پرسش‌های اصلی حول این محور شکل می‌گیرد که چه اتفاقی افتاد، چه کسانی حضور داشتند، زمینه‌های وقوع حادثه چه بود و پیامدهای آن چه شد. این نگاه لازم است، اما کافی نیست.

عاشورا در تراز تمدنی

وقتی از سطح تمدنی سخن می‌گوییم، منظور گسترده‌ترین و پیچیده‌ترین سطح مناسبات انسانی است. تمدن تنها مجموعه‌ای از ساختارهای سیاسی یا اقتصادی نیست؛ بلکه شبکه‌ای از ارزش‌ها، آرمان‌ها، سبک زندگی، الگوهای فرهنگی، نظام‌های معنایی و افق‌های آینده را در بر می‌گیرد.

نگاه تمدنی به یک پدیده، آن را در نسبت با گذشته‌های دور و آینده‌های دور بررسی می‌کند. در این سطح، دیگر پرسش صرفاً این نیست که یک حادثه در زمان خود چه اثری داشت، بلکه این است که چه ظرفیت‌هایی برای شکل دادن به سرنوشت تاریخی بشر در خود نهفته دارد.

اگر عاشورا را از این منظر بنگریم، درمی‌یابیم که این واقعه تنها متعلق به سال ۶۱ هجری نیست. عاشورا توانسته است در طول قرن‌ها الهام‌بخش جنبش‌های آزادی‌خواهانه، نهضت‌های عدالت‌طلب، جریان‌های فرهنگی و حرکت‌های معنوی باشد. از این رو می‌توان گفت عاشورا واجد نوعی «تمدن‌وارگی» است؛ یعنی ظرفیت‌هایی در خود دارد که معمولاً در سطح تمدن‌ها مشاهده می‌شود.

تمدن‌ها حافظه تاریخی می‌سازند، هویت می‌آفرینند، آرمان تولید می‌کنند و افق آینده را ترسیم می‌نمایند. عاشورا نیز دقیقاً چنین کارکردی داشته است. به همین دلیل می‌توان آن را نه صرفاً یک حادثه، بلکه یک پدیده تمدنی دانست.

عاشورا؛ فشرده‌ای از تاریخ بشر

یکی از ویژگی‌های برجسته عاشورا آن است که گویی تمام تاریخ بشر در آن متراکم شده است. تقابل حق و باطل، عدالت و ظلم، آزادی و استبداد، وفاداری و خیانت، حقیقت و منفعت، همه در این واقعه به شکلی آشکار و نمادین حضور دارند.

از یک سو امام حسین(ع) و یارانش نماینده عالی‌ترین آرمان‌های انسانی‌اند و از سوی دیگر جبهه مقابل نماد سقوط اخلاقی و انحطاط انسانی است. از این منظر، عاشورا صرفاً روایت یک نبرد نیست، بلکه تصویری فشرده از سرگذشت انسان و کشاکش دائمی او میان خیر و شر است.

همین ویژگی است که سبب شده عاشورا محدود به یک زمان و مکان خاص نماند و قابلیت بازتفسیر و بازخوانی در دوره‌های مختلف تاریخی را پیدا کند.

عاشورا؛ از رویداد تاریخی تا اسطوره‌گونگی تمدنی

اسطوره‌گونگی؛ زاویه دیدی برای فهم عمیق‌تر عاشورا

در کنار سطح تحلیل تمدنی، می‌توان از زاویه دید دیگری نیز بهره گرفت؛ زاویه‌ای که آن را «اسطوره‌گونگی» می‌نامیم. در کاربرد رایج، واژه اسطوره گاه به معنای افسانه یا داستان خیالی به کار می‌رود؛ اما در مطالعات جدید اسطوره‌شناسی، اسطوره معنایی بسیار گسترده‌تر دارد. اسطوره‌ها روایت‌هایی هستند که عمیق‌ترین ارزش‌ها، آرزوها، ترس‌ها، امیدها و تجربه‌های بشری را در قالب شخصیت‌ها و نمادها بازنمایی می‌کنند.

به همین دلیل، مقصود از اسطوره‌گونگی عاشورا هرگز افسانه‌انگاری آن نیست. عاشورا واقعیتی تاریخی است و باید بر تاریخی بودن آن تأکید کرد. اما در عین حال، عظمت شخصیت‌ها و ژرفای ارزش‌های حاضر در آن به اندازه‌ای است که بسیاری از ویژگی‌های اسطوره‌های بزرگ بشری را در خود دارد.

از این رو تعبیر «اسطوره‌گونگی» دقیق‌تر از «اسطوره» است؛ یعنی عاشورا اسطوره نیست، اما ویژگی‌هایی دارد که آن را به سطح اسطوره‌های بزرگ انسانی نزدیک می‌کند.

چرا انسان امروز همچنان به اسطوره نیاز دارد؟ یکی از خطاهای رایج دوران مدرن این بود که تصور می‌شد با پیشرفت علم، اسطوره‌ها از زندگی بشر حذف خواهند شد، اما تجربه قرن بیستم و بیست‌ویکم نشان داد که چنین اتفاقی رخ نداده است.

انسان همواره نیازمند معنا، هویت و الگوست. اسطوره‌ها دقیقاً همین نیازها را پاسخ می‌دهند. هنگامی که اسطوره‌های سنتی تضعیف شدند، جوامع مدرن به تولید اسطوره‌های جدید روی آوردند؛ از قهرمانان سینمایی گرفته تا چهره‌های فرهنگی و سیاسی.

در واقع بشر نمی‌تواند بدون اسطوره زندگی کند، زیرا اسطوره‌ها زبان مشترک آرمان‌ها و ارزش‌های انسانی هستند. اگر چنین باشد، عاشورا می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین منابع اسطوره‌ساز برای انسان معاصر باشد؛ با این تفاوت که قهرمانان آن نه زاده تخیل، بلکه شخصیت‌هایی واقعی و تاریخی‌اند.

اسطوره‌ها معمولاً حول محور قهرمانان شکل می‌گیرند. این قهرمانان کسانی‌اند که از مرزهای عادی زندگی عبور می‌کنند و ارزش‌هایی فراتر از منافع شخصی را نمایندگی می‌نمایند.

در عاشورا نیز با مجموعه‌ای از قهرمانان بزرگ روبه‌رو هستیم؛ امام حسین(ع)، حضرت عباس(ع)، حضرت زینب(س)، علی‌اکبر(ع)، قاسم‌بن‌الحسن(ع)، حبیب‌بن‌مظاهر و ده‌ها شخصیت دیگر که هر یک نمونه‌ای از فضیلت‌های انسانی‌اند.

میزان فداکاری، ایثار، وفاداری و حقیقت‌طلبی این شخصیت‌ها چنان عظیم است که گاه ذهن انسان در پذیرش آن دچار شگفتی می‌شود. همین امر عاشورا را به یکی از غنی‌ترین منابع الگوهای انسانی تبدیل کرده است.

عاشورا؛ از رویداد تاریخی تا اسطوره‌گونگی تمدنی

ظرفیت‌های هنری نگاه اسطوره‌گون

یکی از مهم‌ترین کارکردهای اسطوره‌ها، الهام‌بخشی هنری است. بخش مهمی از شاهکارهای ادبی و هنری جهان بر پایه اسطوره‌ها شکل گرفته‌اند.

نگاه اسطوره‌گون به عاشورا نیز می‌تواند افق‌های جدیدی برای هنر بگشاید. ادبیات، شعر، سینما، تئاتر، نقاشی، موسیقی و هنرهای نمایشی می‌توانند از این ظرفیت بهره ببرند و روایت‌هایی تازه از مفاهیم عاشورایی خلق کنند.

بسیاری از آثار برجسته هنری عاشورا، در واقع حاصل همین نوع نگاه بوده‌اند؛ آثاری که فراتر از گزارش تاریخی، به کشف لایه‌های عمیق انسانی و معنوی این واقعه پرداخته‌اند.

مناسک عاشورا و بازتولید معنا

از منظر اسطوره‌شناسی، مناسک تنها مجموعه‌ای از اعمال تکراری نیستند؛ بلکه ابزارهایی برای بازتولید معنا و پیوند انسان با ارزش‌های بنیادین‌اند.

مراسم عزاداری، سوگواری و آیین‌های عاشورایی نیز اگر در این چارچوب فهم شوند، صرفاً یادآوری یک حادثه تاریخی نخواهند بود؛ بلکه به فضایی برای بازآفرینی ارزش‌های عاشورایی تبدیل می‌شوند.

در این نگاه، حسینیه، هیئت و مجلس عزاداری صرفاً مکان‌هایی برای سوگواری نیستند، بلکه میدان‌هایی برای تجربه مجدد مفاهیمی چون ایثار، مقاومت، وفاداری و آزادگی‌اند.

عاشورا و مسئله معنای زندگی

یکی از مهم‌ترین کارکردهای اسطوره‌ها معنا بخشیدن به زندگی است. انسان در مواجهه با رنج، مرگ، شکست و بحران‌های وجودی، نیازمند افقی فراتر از زندگی روزمره است.

عاشورا از این حیث نیز ظرفیت کم‌نظیری دارد. در فرهنگ حسینی، مرگ پایان زندگی نیست، بلکه گذرگاهی به سوی حیات برتر است. همین نگاه سبب شده است که فرهنگ عاشورا در طول تاریخ الهام‌بخش مجاهدان، شهیدان و انسان‌های آزاده باشد.

در جهانی که بحران معنا یکی از مهم‌ترین مشکلات آن است، عاشورا می‌تواند پاسخی عمیق به پرسش‌های بنیادین انسان درباره زندگی، رنج، مسئولیت و آینده ارائه دهد.

نتیجه

عاشورا حقیقتی تاریخی است، اما در تاریخ متوقف نمی‌شود. این واقعه در عین رویداد بودن، واجد ظرفیت‌های تمدنی و اسطوره‌گون نیز هست. تحلیل عاشورا در سطح تمدنی، ما را با ابعاد گسترده تأثیرگذاری آن آشنا می‌کند و نگاه اسطوره‌گون افق‌های تازه‌ای برای فهم معنا، هویت، هنر، مناسک و انسان‌شناسی عاشورایی می‌گشاید.

شاید یکی از مهم‌ترین وظایف پژوهشگران معاصر آن باشد که ضمن حفظ وفاداری به حقیقت تاریخی عاشورا، زبان‌ها و چارچوب‌های جدیدی برای معرفی آن به جهان امروز بیابند؛ زبان‌هایی که بتوانند عظمت این واقعه را برای مخاطبان جهانی قابل فهم سازند.

عاشورا تنها خاطره یک روز نیست؛ افقی است که گذشته، حال و آینده انسان را به هم پیوند می‌دهد و همچنان سرچشمه‌ای زنده برای تولید معنا، هویت و امید باقی مانده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها